10 - 10 - 2023
دستاوردی پرهزینه
نادر کریمیجونی- بعید به نظر میرسد حمله حماس به خاک اسرائیل به نابودی این کشور و سقوط دولت تلآویو منجر شود. تا این زمان کمتر از ۲۰ درصد خاک اسرائیل توسط نیروهای حماس اشغال شده و در همین دو روز اخیر نه فقط پیشروی در خاک اسرائیل متوقف شده، بلکه اصولا تعداد نیروهای نفوذکننده آنقدر پرحجم و گسترده نیستند که بتوانند خاک اسرائیل را ضمیمه نوار غزه کنند و وسعت نوار غزه را افزایش دهند.
به همین دلیل نه فقط سقوط دولت بنیامین نتانیاهو که فروپاشی اسرائیل یا ضمیمه شدن خاک اشغالشده از جانب فلسطینیها به وسعت نوار غزه، دور از ذهن به نظر میرسد.
به لحاظ نظامی هم از ابتدا روشن بود که حماس نفوذ به خاک اسرائیل را به منظور اشغال و تصرف خاک آن کشور برنامهریزی نکرده است. در هیچیک از عملیاتهای نظامی، نفوذ کماندوها با پاراگلایدر به عمق خاک یک کشور، عملیاتی باثبات و پایدار محسوب نمیشود. اینگونه عملیاتها معمولا به منظور ضربه زدن به تاسیسات اقتصادی- نظامی طرف متخاصم انجام میشود و نیروهای عملکننده ممکن است با به دست آوردن غنائم به سلامت به خاک خود بازگردند یا از سوی نظامیهای کشور حملهشونده، شکار شوند. این سناریو دقیقا همان چیزی است که اکنون در خاک اسرائیل در حال رخ دادن است.
به لحاظ توان نظامی هم، چندهزار نیروی نظامی حماس قدرت اشغال و سرنگونی اسرائیل را ندارند و این موضوع از دید مقامات سیاسی و نظامی حماس دور نمانده است؛ اگرچه مقامات حماس در همین موضعگیریهای اخیر از آزادی سراسری فلسطین سخن گفتهاند، اما اگر از موضعگیریهای هیجانی و احساسی عبور شود، تقریبا میتوان مطمئن بود که از لحظه شروع عملیات نظامی، مقامات حماس سقف این عملیات را اشغال محدود خاک اسرائیل، غنیمتگیری و بازگرداندن نیروها به پایگاههای خود تعیین کرده بودند؛ عملیاتی که انجام شده و تا این موقعیت موفقیتآمیز به نظر میرسد. البته عملیاتی که در شمال اسرائیل و در منطقه مزارع شبعا از سوی حزبالله لبنان هم در جریان است بعید به نظر میرسد که به آزادسازی این منطقه از دست اسرائیل بینجامد، چراکه شلیک چند خمپاره به مرکز رصد اسرائیل در بلندیهای این منطقه، بدون آنکه نیروهای زمینی حزبالله به سمت این مزارع یورش ببرند، عملیاتی نیست که ظرفیت آزادسازی خاک را داشته باشد. به همین دلیل در موقعیت کنونی و با اقداماتی که در شمال و جنوب اسرائیل از سوی حماس و حزبالله لبنان انجام شده، گمان نمیرود که ماهیت و ثبات اسرائیل به مخاطره بیفتد.
با این حال تردیدی وجود ندارد که تدارک و اجرای این عملیات گسترده زمینی علیه شهرهای اسرائیل موفقیت بزرگی برای حماس محسوب میشود. در تمامی ماههایی که مقامات تلآویو سرگرم مذاکره با طرفهای غرب برای عادیسازی روابطشان با اعراب بودند، حماس در داخل نوار غزه که دائما مورد رصد نیروهای اسرائیلی قرار میگیرد، مشغول تدارک این حمله بزرگ بود و توانست به نتانیاهو و ژنرالهایش اثبات کند که بر همه آنچه در سرزمینهای اشغالی میگذرد، تسلط ندارند. این غافلگیری بزرگ نهتنها به رهبران تلآویو که به برخی رهبران عرب نیز این نکته مهم را یادآوری کرد که حتی وقتی همه چیز در مسیر دلخواه آنان پیش میرود، ممکن است اتفاقهایی رخ دهد که معادلات را به هم بزند و اوضاع را دگرگون کند؛ این دگرگونی در وهله نخست رعایت منافع فلسطینیها در آنچه پیمان صلح ابراهیم خوانده میشود را یادآوری میکند.
به نظر میرسد هدف اصلی حماس از اجرای این عملیات بزرگ، هشدار به طرفهای عرب و اسرائیلی باشد که حتی در صورت عادیسازی روابط هم نمیتوانند فلسطینیها را «حقه شده» فرض کنند. نشان دادن نقشه اسرائیل در خاورمیانه جدید از سوی بنیامن نتانیاهو که در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد رخ داد و در آن هم کرانه غربی و هم نوار غزه به خاک اسرائیل ضمیمه شده بود، حاوی این پیام به فلسطینیها بود که پس از عادیسازی روابط با عربستان، اسرائیل دیگر موجودیتی برای فلسطین و فلسطینی قائل نیست و یکپارچهسازی خاک خویش را دنبال خواهد کرد.
این عملیات که البته هزینههای سنگینی برای فلسطینیها خواهد داشت، این دستاورد مهم را نیز برای فلسطینیها دارد که نزدیکی اعراب به اسرائیل نمیتواند برای تلآویو حاشیه امن را پدید آورد و به هر حال چه در دولت نتانیاهو و چه در دولتهای بعد از آن، حقوق و منافع فلسطینیها باید محترم شمرده و رعایت شود؛ این مسالهای است که دولت محمود عباس در کرانه باختری هم از آن حمایت میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد