28 - 11 - 2022
دلار تک نرخی؛ بالاتر از ۳۰۰۰ تومان
الهه بیگی- نرخ واقعی ارز در اقتصاد ایران پس از اظهارنظر رییس کل بانک مرکزی درباره حداقل قیمت ارز مورد ارزیابی بسیاری از کارشناسان قرار گرفت.
اما به راستی چه نرخی برای ارز در شرایط فعلی اقتصاد کشور مطلوب است. این موضوع محور اصلی گفتوگوی «جهانصنعت» با معاون اسبق ارزی بانک مرکزی بود.
رضا راعی فقط حدود پنج ماه مدیرعاملی بانک تجارت را برعهده داشت و در روز ۱۰ آذرماه ۱۳۸۶ مراسم تودیع وی از این مقام برگزار شد و مقام معاونت ارزی بانک مرکزی را بنا بر اصرار طهماسب مظاهری برعهده گرفت.
عهدهدار شدن مقام معاونت ارزی از سوی راعی نیز چندان دوام نیافت و در کمتر از دو سال، حکم برکناری وی با امضای محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی شکل عینی به خود گرفت.
راعی بهعنوان معاونت ارزی بانک مرکزی، مخالف کاهش دادن دستوری قیمت ارز بود و مدتی پس از انتصاب به معاونت بانک مرکزی با ایده دولت محافظهکار نهم برای پایین آوردن دستوری قیمت دلار مخالفت کرد و پس از رفتن وی از بانک مرکزی شاهد نوسانات شدید نرخ ارز و نابهسامانی بازار ارز بودیم.
معاون اسبق ارزی بانک مرکزی کاهش نرخ ارز در شرایط فعلی را نیز به نفع اقتصاد ایران نمیداند و بر این باور است که بانک مرکزی باید ثبات نرخ ارز و تکنرخی شدن را در اولویت سیاستهای خود قرار دهد.
بر همین اساس با رضا راعی، معاون اسبق ارزی بانک مرکزی و رییس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به گفتوگو نشستیم و از وی نرخ واقعی قیمت ارز در شرایط کنونی را جویا شدیم.
همانطور که میدانید اظهارنظر رییس کل بانک مرکزی درباره رسیدن بهای ارز به «کف قیمت» با انتقادهای بسیاری مواجه شد، شما بفرمایید که آیا قیمت کف در بازار ارز وجود دارد و در ضمن اظهارنظر رییس کل در چنین شرایطی صحیح بوده است؟
سیاستگذار ارزی در هیچ کجای دنیا برای ارز قیمت کف یا سقف تعیین نمیکند و اظهارنظر راجع به چنین موضوعی غیرکارشناسی است چراکه قیمت ارز به دلیل وجود تورم، ثابت نمیماند. به عبارت دیگر، ارزش پول و برابری آن با پولهای خارجی متناسب با قدرت اقتصادی کشور مربوطه در مقایسه با کشورهایی که ارز متعلق به آنهاست در حال تغییر است و از طرفی تغییر قدرت اقتصادی میتواند ارزش پول و قیمت ارز را تغییر دهد. با این اوصاف در کشور ما نیز به دلیل روند صعودی نرخ تورم که از مرز ۴۰ درصد هم گذشته است نمیتوان قیمت ثابتی را برای نرخ ارز تعیین کرد.
از سوی دیگر یکی از روشهای محاسبه نرخ ارز افزودن مابهالتفاوت تورم داخلی و خارجی به نرخ ارز است. حال در شرایطی که تورم بیش از ۴۰ درصد است طبیعتا نرخ ارز با گذشت یکسال حداقل ۳۵ درصد افزایش مییابد، بنابراین چه دلیلی دارد که رییس کل بانک مرکزی برای ارز، قیمت کف تعیین کند. از اینرو باید در حوزه ارزی تجدیدنظری اساسی صورت پذیرد.
علاوه بر این زمانی که نرخ ذاتی ارز مشخص نیست، صحیح نیست از نرخ آن دفاع شود، هرچند که نرخ درستی نیز باشد. همچنین سیاستگذار و رییس کل بانک مرکزی نباید از هیچ نرخی دفاع کند و فقط باید تلاش کند تا در بازار ارز ثبات ایجاد نماید. ایجاد ثبات نیز به این معنی نیست که یک نرخ ثابت را اعلام کنند، بلکه به معنای این است که نوسانات نرخ ارز به شکلی کنترل شود تا علاوه بر جلوگیری از وارد شدن شوک به تورم، به بخش تولید، صادرات و واردات ضربهای وارد نشود. بنابراین بانک مرکزی باید با تجدیدنظر در سیاستهای ارزی اقداماتی انجام دهد تا با ایجاد ثبات در بازار بتواند زمینه تصمیمگیری منطقی و عقلایی را حداقل در میانمدت برای فعالان اقتصادی و بازار فراهم نماید.
آقای دکتر شما به عنوان معاون ارزی سابق بانک مرکزی چه توصیههایی برای ایجاد ثبات در بازار ارز دارید و به نظر شما بانک مرکزی چه اقداماتی را باید در اولویت سیاستهای ارزی قرار دهد؟
به اعتقاد بنده، بانک مرکزی و دولت باید ثبات نرخ ارز و تکنرخی شدن را در اولویت سیاستهای خود قرار دهند، به طوریکه دولت در حوزه ارزی دغدغهای به جز ثبات و تکنرخی شدن ارز نداشته باشد. چراکه نظام چند نرخی در اقتصاد زمینه رانت و فساد را فراهم میکند و منابع و نقدینگی به سمت دلالی و فعالیتهای غیرمولد سوق مییابد که با اجرای سیاست تکنرخی، نقدینگی به سمت فعالیتهای مولد هدایت میشود و به دنبال آن رونق به تولید باز میگردد. با این اوصاف تکنرخی شدن ارز بسیار مهمتر از تعیین نرخ ارز در بازار است.
به نظر شما در حال حاضر شرایط برای تکنرخی شدن ارز مهیاست و آیا با توجه به وضعیت فعلی اقتصاد ایران، تکنرخی شدن ارز موجب افزایش قیمتها نخواهد شد؟
در نگاه اول به نظر میرسد که به دلیل وجود تحریمها شرایط مساعد نیست اما میدانیم که این تحریمها از خردادماه که انتخابات ریاستجمهوری برگزار شده آغاز نشده است بلکه از همان ابتدای انقلاب وجود داشته و از زمانی که ایران مسایل هستهای را بیشتر دنبال کرد با تحریم سیستم بانکی، بانک مرکزی و نفت ایران به شدت آن افزوده شد. با این حال در سالهای گذشته با وجود چنین شرایط سخت و دشواری توانستیم اقتصاد ایران را اداره کنیم. بنابراین اکنون دولت باید به فکر مدیریت در این شرایط خاص باشد.
در این میان برای موفقیت دولت تدبیر و امید در حوزه اقتصادی، دو نکته بسیار مهم و استراتژیک وجود دارد؛ فروش نفت و تامین منابع ارزی. حال باید دید که دولت برای اجرایی شدن این دو نکته چه برنامههایی اتخاذ کرده و مهمتر اینکه آیا به صورت کاملا برنامهریزی شده به استقبال این شرایط میرود و برای مدیریت بحران برنامهریزی کرده است یا خیر.
با این اوصاف در شرایط کنونی به دلیل وجود تحریمها، تورم بسیار بالا و رکود ابتدا باید اقتصاد را احیا و برای مشکلات اساسی برنامهریزی شود چراکه در شرایط رکود تورمی، نرخ تورم ۴۰ درصدی فاجعه است. دولت یازدهم باید از ابتدا در حوزه اقتصادی مجموعه مدیریتی تدوین کند و سیاستگذاریهای خارجی را هم در اولویت بعدی قرار دهد.
اگرچه سیاستهای خارجی بسیار مهم هستند اما همانطور که وزیر اقتصاد مطرح کردند اگر با توجه به بحثهای اخیر دیپلماسی خارجی تمام تحریمهای اقتصادی ایران حل شود، باز هم مشکلات اقتصادی ایران برطرف نخواهد شد و به همین دلیل در این شرایط احیای اقتصاد در اولویت قرار میگیرد.
از جمله اقداماتی که باید در زمینه حل مشکلات اقتصادی انجام شود، فروش نفت میباشد که در شرایط فعلی با وجود تحریمها این اقدام محقق نمیشود. اقدام دیگر جابهجایی ارز است که آن هم با توجه به تحریمهای بانکی امکانپذیر نیست بنابراین دولت باید در این دو حوزه برنامهای را برای مدیریت بحران تدوین کند اما تصور بنده این است که دولت تاکنون برنامهای برای مدیریت بحران نداشته است.
با وجود اینکه اخیرا بحث دیپلماسی خارجی و مذاکراتی که در نیویورک صورت گرفته و مکالمات تلفنی که انجام شده است، دلگرمی و امید را بین مردم و بازار ایجاد کرده است اما در کنار این دلگرمی باید مدیریت بحران را هم به کار گرفت. به عبارت دیگر همراه با امید باید تدبیر نیز اتخاذ شود بهطوری که دولت ابتدا برای مدیریت بحران برنامهریزی کند تا بتواند در فروش نفت و تامین منابع ارزی موفق شود. به طور کلی دولت و بانک مرکزی توان ایجاد ثبات در بازار ارز و تکنرخی کردن آن را دارند.
بنابراین آیا میتوان گفت که شرایط برای تکنرخی شدن ارز فراهم است؟
به نظر من شرایط مهیا بوده و همانطور که اشاره شد دولت توانایی ایجاد ثبات در بازار و تکنرخی کردن ارز را دارد اما نکته قابل تامل اینکه بازار ارز در ایران آزاد نیست و کاملا در انحصار دولت است به طوری که بخشخصوصی در بازار نقشی ندارد و بانک مرکزی به نمایندگی از دولت انحصارگر بازار ارز میباشد. از سوی دیگر عرضهکننده اصلی نیز دولت است و بیشترین مصرف ارز در کشور متعلق به شرکتها و دستگاههای دولتی میباشد. در واقع عرضه و تقاضا در بازار ارز در انحصار بخش دولتی است و هیچکس توان مقابله یا رقابت با این انحصارگر بزرگ را ندارد و از آنجا که انحصارگر بازار ارز بسیار قوی است طبیعتا توان ایجاد ثبات و تعادل و البته برهم زدن آن را نیز دارد.
آقای دکتر اگر نظام تکنرخی اجرایی شود، دلار بالاتر از سه هزار تومان تکنرخی میشود؟
با توجه به شرایط موجود قطعا نرخ دلار بالاتر از سه هزار تومان تکنرخی میشود.
به نظر شما نرخ واقعی ارز در اقتصاد ایران چقدر است و برچه مبنایی تعیین میشود؟
واقعیت این است که تاکنون در ایران هیچگاه ارزش واقعی و ذاتی ارز محاسبه نشده است. یکی از مهمترین و بنیادیترین روشها برای محاسبه نرخ ارز روش PPP یا برابری قدرت خرید است به این معنی که اگر بتوانیم با یک دلار در خارج از کشور کالایی را خریداری کنیم، در داخل کشور نیز بتوانیم با همان یک دلار دقیقا همان کالا را خریداری کنیم. این بهترین روش محاسبه نرخ ارز بوده و بسیار دقیق و واقعی است اما به دلیل اینکه در بسیاری از کشورها از جمله ایران بسیاری از کالاها یارانهای است، این امکان وجود ندارد و قیمت در کشورمان با قیمت کالاها در کشورهای دیگر انطباق ندارد بنابراین زمانی که نرخ بسیاری از کالاها یارانهای است مانند بنزین، برق و حاملهای انرژی در نتیجه نمیتوان نرخ مناسبی برای ارز تعیین کرد. از سوی دیگر رشد نرخ تورم نیز دلیل دیگری است که نمیتوان برای ارز نرخ دقیقی را محاسبه نمود.
با وجود این در شرایط فعلی دولت باید همچنان مانند دولت قبلی سیاست عرضه ارز را در پیش گیرد یا اینکه باید عرضه و تقاضا را مدیریت کند؟
در این شرایط دولت باید با توجه به تحریمها و شرایط بحرانی کشور به جای آنکه خود را مشغول محاسبه نرخ ارز سازد باید پتانسیل و توان خود را در عرضه و همچنین تقاضای ارز بررسی نماید و با اولویتبندی، میزان تقاضای واقعی و کاذب را مشخص کند. لازم به ذکر است تقاضای واقعی عبارت است از ارز مورد نیاز کالاهای اساسی، دارو، مسافران و دانشجویان خارج از کشور و از سوی دیگر تقاضای کاذب از آن دسته تقاضاهایی است که اشخاص برای حفظ ارزش پول ملی دلار خریداری میکنند که این نوع تقاضا کارکرد ثانویه دارد و در اولویت تامین ارز قرار نمیگیرد. بنابراین دولت باید اولویت را برای تامین کالاهای اساسی و دارو قرار دهد و اصل بعدی را برای تامین ارز مسافران و دانشجویان درنظر گیرد.
با این اوصاف دولت یازدهم برای موفقیت در دوره چهار یا هشت ساله بعدی باید دوران گذار یک تا دو ساله تعریف کند. در این دوران ابتدا باید میزان عرضه و تقاضا بررسی و پس از آن نرخ ثابتی برای ارز اعلام شود. این اقدامات و موفقیت در دوره گذار باعث ایجاد ثبات در بازار، اصلاح جریان نقدینگی و هدایت منابع مالی به سمت بخش تولید میشود.
این موفقیت از سوی دیگر برای جریان سیاسی کشور نیز حایز اهمیت است چراکه افزایش قدرت اقتصادی موجب افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات بینالمللی خواهد شد به طوری که اگر دولت در دوران گذار که تاکنون دو ماه آن نیز گذشته است با یک برنامه مناسب به ثبات اقتصادی دست پیدا کند، مذاکرات را با قدرت بیشتری دنبال خواهد کرد و چنانچه مدیریت صحیحی به کار گرفته نشود، عملا امکان ورود از موضع قدرت به مذاکرات سیاسی و خارجی، کمتر خواهد شد.
در اغلب کشورهای دنیا بخش اعظمی از قدرت سیاسی و چانهزنی در گرو قدرت اقتصادی است. البته این نکته در سطح داخلی نیز مهم است. بهعنوان مثال، اگر نهادی از لحاظ اقتصادی توانمند باشد و با شرکتی در رابطه با واردات کالا یا مواد اولیه رایزنی کند با قدرت بیشتری موضع خود را دنبال میکند.
متاسفانه در حال حاضر بخش عمدهای از قدرت اقتصادی ایران وابسته به نفت است. در حالیکه اگر امروز بخش اعظم قدرت اقتصادی ما ناشی از ارزشافزوده اقتصادی بود قطعا تحریمها به این شدت موثر واقع نمیشد. بنابراین دولت باید تمام توان خود را به کار گیرد و اقتصاد کشور را از تکمحصولی به چندمحصولی تبدیل کند.
آیا کاهش نرخ ارز به دنبال شرایط روانی ناشی از بهبود روابط بینالمللی پایدار میماند؟
بخش اعظم روند قیمتها ناشی از انتظارات مردم است و از طرفی نرخ تورم هم برگرفته از انتظارات مردم میباشد. بنابراین باید انتظارات را با اطلاعرسانی صحیح جهتدهی کرده و توقع افراد جامعه را منطقیتر سازد. البته اطلاعرسانی صحیح به معنی اظهارنظر مستقیم و پیشبینی نرخ ارز نیست. بانک مرکزی ابزارهای عرضه و تقاضا را اختیار دارد و با کنترل عرضه و تقاضا میتواند روند مناسبی را در بازار اعمال کند. متاسفانه گاهی اوقات بعضی بیانات غیرکارشناسی موجب ایجاد شوک به بازار میشود.
از سوی دیگر بهبود روابط سیاسی و مثبت بودن مذاکرات باعث به وجود آمدن یک رکود جدی شده است چراکه دو حالت برای آینده مذاکرات پیش میآید؛ در حالت اول شرایط بسیار مناسب خواهد شد و در حالت دوم نتایج مذاکرات قابل قبول نیست و به نتایج خوبی نخواهیم رسید. به هر سو خریداران و فروشندگان در بازار یکی از دو حالت ذکرشده را مبنا قرار میدهند و به این علت خرید و فروش در بازار انجام نمیگیرد. به اعتقاد بنده، رکود در بازار برای اقتصاد ایران سم مهلکی است و اظهار نظرات نسنجیده در شرایط فعلی موجب نامساعدتر شدن اوضاع میشود. حال وجود تورم در اقتصاد همراه با رشد و رونق چندان مشکلساز نیست اما متاسفانه در اقتصاد ایران تورم با رکود همراه شده و نرخ تورم هم روند صعودی شدیدی را در پیش گرفته است.اگر در این دو حوزه اقداماتی انجام شود، در صورت مثبت بودن مذاکرات، ثبات به بازار بازمیگردد. اما در صورتیکه مذاکرات نتایج مثبتی به همراه نداشته باشد میتوان بازار را در دوره یک یا دو ساله کنترل کرد. اما اگر دولت تامین منابع ارزی و فروش نفت را سرلوحه برنامههای خود قرار ندهد، در آینده بسیار نزدیک شاهد ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی خواهیم بود و لطمه جبرانناپذیری به اقتصاد کشور وارد میشود.
با این حال آیا کاهش نرخ ارز در شرایط موجود به نفع اقتصاد کشور است؟
برای افزایش یا کاهش نرخ ارز باید متناسب با شرایط اقتصادی تصمیمگیری شود. اگر در کشوری بسترهای مناسب برای صادرات فراهم باشد، افزایش قیمت دلار به نفع اقتصاد است. اما در ایران زیرساختهای لازم برای بخش تولید و صادرات مهیا نیست و از طرفی اقتصاد کشور با تورم شدید ۴۰ درصد دست به گریبان است. اگرچه نمیتوان گفت که ریشه اصلی افزایش نرخ تورم، رشد شدید نرخ ارز است اما در چهار سال گذشته یکی از مهمترین عوامل موثر بر تورم بوده است. همانطور که میدانید به دنبال افزایش شدید نرخ ارز در سالهای گذشته قیمتها رشد بیسابقهای را تجربه کردهاند و این در حالی است که تمامی کالاها نیز ارزبر نبودهاند مانند بسیاری از خودروهای تولید داخل که میزان ارزبری کمتر از ۱۰ درصد داشتند اما افزایش قیمت زیادی داشتهاند.بنابراین کاهش نرخ ارز در شرایط فعلی به نفع اقتصاد کشور نیست. به همین دلیل مسوولان کشور برای اجرای سیاستهای اقتصادی باید منافع ملی را در نظر بگیرند و با بررسی منابع ارزی کشور، یک سیاست کلان اقتصادی را تدوین کنند و بدون اینکه درباره نرخ ارز اظهارنظر کرده و کاهش یا افزایش نرخ ارز را پیشبینی کنند با اجرای این سیاست ثبات و رونق را به بازار بازگردانند.
دکتر راعی شما چه رقمی را برای نرخ ارز در آینده نزدیک پیشبینی میکنید؟
پیشبینی این است که با توجه به جهتگیریهایی که وجود دارد نرخ ارز افزایش مییابد. هرچه به پایان سال نزدیک میشویم دولت مجبور است ارز کالاهای اساسی را تامین کند و با توجه به نیاز به ارز بیشتر اگر دولت در این شرایط مدیریت بحران را به کار نگیرد قطعا نرخ ارز به شدت افزایش مییابد.
این شائبه وجود دارد که دولت برای جبران کسری بودجه مانع کاهش نرخ ارز است، اگر این اقدام صورت بگیرد شاهد چه پیامدهایی خواهیم بود؟
پس از اظهارنظر رییس کل بانک مرکزی درباره نرخ ارز این شبهه به وجود آمد که دولت درصدد است تا با افزایش نرخ ارز کسری بودجه خود را جبران کند. این در حالی است که تا زمانی که نرخ مبادلهای ۲۴۹۰ تومان است دولت با افزایش نرخ دلار در بازار آزاد نمیتواند کسری بودجه را جبران کند چراکه در بلندمدت صدمات جبرانناپذیری به بدنه اقتصاد وارد خواهد شد.به هر سو راهکارهای متفاوتی برای جبران کسری بودجه وجود دارد. از جمله راهکارهای دیگر برای جبران کسری بودجه انتشار اوراق مشارکت یا استقراض از بانک مرکزی است. البته باید اذعان داشت که کسری بودجه دولت در سالجاری بسیار سنگین است و با این راهکارها جبران نمیشود.
متاسفانه در سالهای گذشته اقتصاد ایران «دلاریزه» شده است و بسیاری از قیمتگذاریها براساس نرخ دلار صورت میگیرد. بنابراین با توجه به فضای روانی کشور جبران کسری بودجه از طریق افزایش قیمت دلار، رشد نجومی قیمتها را به دنبال خواهد داشت و موجب افزایش نرخ تورم خواهد شد.
با این اوصاف جبران کسری بودجه دولت از محل افزایش نرخ ارز خطری جدی است و صدمات جبرانناپذیری به بدنه اقتصادی کشور وارد میکند. در این شرایط افزایش صادرات نفت، استفاده ارز حاصل از آن و قابل وصول بودن ارز توسط دولت در سراسر دنیا از جمله اقداماتی است که کمک میکند تا کشور دچار بحران تازهای نشود.
همچنین ثبات و تک نرخی شدن ارز، دو اصل اساسی در بازار ارز است که با توجه به شرایط بحران و تحریم موجود، دولت در کنار دیپلماسی سیاست خارجی نیازمند دیپلماسی ارزی و نفتی نیز میباشد. به عبارت دیگر دولت باید دیپلماسی ارزی و نفتی را در کنار دیپلماسی سیاست خارجی در اولویت برنامههای خود قرار دهد. با توجه به این موارد دولت مجبور است به منظور شکستن حلقه بسته اقتصاد کشور ابتدا ثبات را ایجاد نماید و سپس متناسب با شرایط اقتصادی و نرخ تورم قیمت ارز را افزایش دهد.
و اما کلام آخر؟
دولت باید تا زمانی که عنان اقتصادی کشور را در اختیار دارد اقدامات و اصلاحات مناسب را انجام دهد در غیر این صورت نوشدارو پس از مرگ سهراب فایدهای نداشته و اقتصاد دیگر کنترل نخواهد شد. این نکته هم بسیار مهم است که اقتصاد فرمولها و قواعد خاص خود را دارد و اگر به مرحله آخر برسد دیگر با هیچ روشی نمیتوان ثبات را به بازار بازگرداند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد