29 - 01 - 2017
دلایل عدم گرایش مردم ایران به صنعت بیمه
سالار ایرانزاد- در کشورهای مترقی صنعتی، بیمه جزءلاینفک زندگی مردم و بخشی از سبد هزینههای آنها را تشکیل میدهد و در میان انواع متفاوت بیمه که همگی دارای اهمیت هستند از قبیل بیمه اتومبیل، بیمه آتشسوزی و…، بیمه درمان مهمترین موضوع زندگی توده مردم است.
جدا از الزامات قانونی نسبتا شدید مثل بحث بیمه تامین اجتماعی، قرار گرفتن کارکنان شرکتها، کارگاهها و کارخانهها توسط کارفرمایان در ارزیابی و طبقهبندی کشورها در خصوص آشنایی و استفاده از صنعت بیمه متاسفانه ایران در زمره عقبماندهها قرار دارد به جهت اینکه اگر با نگاهی بیطرف و منصفانه به موضوع نگریسته شود، ملاحظه میشود در ایران جز بیمه شخص ثالث اتومبیل که الزام قانونی به داشتن آن وجود دارد و نداشتن آن مشمول جریمه میشود، رو آوردن به دیگر انواع بیمه جدی نبوده و مورد استقبال عموم نیست حتی اگر دارای الزام قانونی هم باشد که یقینا اجرا نمیشود مثل ماده «۱۴» قانون تملک آپارتمانها که به موجب آن، مجموعه آپارتمانهای بیش از سه واحد باید بیمه آتشسوزی داشته باشند اما چون ضمانتی برای اجرای آن وجود ندارد این قانون به وضوح نقض میشود.این عدم گرایش مردم ایران را به طور عمده میتوان در سه عامل جستوجو کرد؛ اول به اطلاعرسانی بسیار ضعیف و ناکارآمد مسوولان بیمه برمیگردد. از آنجایی که شرکتهای بیمهگر تحت لوای بیمه مرکزی فعالیت خود را در راستای کسب سود بیشتر متمرکز کردهاند و هزینههای تبلیغات مفید و موثر، شناساندن صنعت بیمه به عموم مردم و تبیین منافع بیمه برای آنها در مواقع لازم را هزینههای اضافی و بیمورد میپندارند، بسیاری از مردم در بسیاری از زمینهها شناختی نسبت به بیمه مربوط به کسبوکار و زندگی خود ندارند. به منظور رفع این نقیصه و آشتی دادن ذهن مردم، مسوولان صنعت بیمه باید از طریق وسایل ارتباطجمعی به خصوص رادیو و تلویزیون، تشکیل کلاسهای حضوری توسط کارشناسان و متخصصان بیمه، چاپ و انتشار کتابچه، کاتالوگ، بروشور، راهنما و سایر نوشته و وسایل اطلاعرسانی تلاش کنند تا تمام مردم با صنعت بیمه آشنا شده و این اقدامات تا آنجا ادامه یابد که عموم مردم به سواد بیمهای دست پیدا کنند و همچنین کارشناسان و مبلغان صنعت بیمه باید طی یک برنامه ثابت و مستمر صادقانه و خالصانه و به دور از اهداف مالی و اقتصادی و سودجویانه عموم مردم را از نقشی که انواع بیمه در زندگیشان میتواند ایفا کند، آگاه کنند.عامل دوم هزینه نسبتا بالای بیمه برای افرادی از طبقه متوسط و پایین جامعه است که با بیمه آشنایی دارند. تعرفه بیمه به علاوه مالیات تحمیلی بر آن افرادی را که با بیمه آشنایی دارند و تا حدی از محاسن آن مطلع هستند از گرایش طرف بیمه منصرف میکند. اگر بیمه عاری از مالیات و به قیمتی معقول و منصفانه عرضه میشد، واحدهای صنعتی و تولیدی و تجاری ساختمان پلاسکو از آن روگردان نمیشدند و به جای ۲۰ درصد، آنها حداقل ۹۰ درصد نسبت به بیمه کردن واحدهای خود اقدام میکردند. آنچه جای سوال دارد، این است که چرا باید به صنعتی که هنوز خودش برای عموم جا نیفتاده مالیات هم بست و اگر این کار صحیح و اصولی بوده چرا بلافاصله پس از فداشدن عدهای از آتشنشانان رشید و دلیر کشور، دستپاچه و عجولانه درصدد لغو مالیات بر ارزشافزوده برآمدند؟ به مصداق ضربالمثل قدیمی که میگوید «یکی نان نداشت بخورد پیاز میخورد اشتهایش باز شود» برای بسیاری از مردم که با بیمه اندک آشنایی دارند هزینه بالای معیشت اجازه خرید بیمهنامه نمیدهد و تهیه بیمههای اختیاری برایشان اصولا به مثابه یک اقدام لوکس است.
سومین عامل از بیاعتمادی و بیاعتقادی مردم به صنعت بیمه و کارگزاران و کارکنان آنها ریشه میگیرد. کاغذبازی حاکم بر ادارات بیمه و همچنین عدم دریافت مبلغ خسارت وعده داده شده موجب شده خیلیها عطای بیمه را به لقایش ببخشند. در زمان انعقاد قرارداد، بیمهگران و دفاتر نمایندگی و بازاریابهای آنها صحبتهای دلنشینی میکنند و وعدههای امیدوارکنندهای میدهند اما وقتی بیمهگذار آسیبدیده برای دریافت خسارت خود به شرکتهای بیمه مراجعه میکند رفتارها و برخوردها جور دیگری میشود و مبالغی که به عناوینی مانند فرانشیز و سایر موارد مندرج در بیمهنامه از او کسر میشود موجب میشود مبلغ دریافتی با آنچه او محاسبه یا تصور کرده، خیلی تفاوت داشته باشد. در بسیاری از موارد بیمهگذار خسارتدیده آنقدر دیر همان مبلغ ناقص را هم میگیرد که در این کشور تورمزده مبلغ دریافتی مطلوبیت و کارایی خود را به میزان زیادی از دست میدهد مثلا واحد تولیدی که انبار مواد اولیهاش سوخته است زمانی مبلغ خسارت به دستش میرسد که امکان جایگزینی فقط نصف همان قدر مواد برایش وجود دارد.
متاسفانه در کشور ما تا اتفاق دلخراش و ناگواری رخ ندهد مسوولان به فکر راه چاره درست و خردمندانه نمیافتند و از آن بدتر و تاسفآورتر آنکه بعضی از مسوولان اتفاقات یادشده را خیلی زود فراموش میکنند قبل از آنکه راهکار اصولی برای عدم تکرار آن را بیابند. جدا از اینکه در حادثه پلاسکو چه فرد یا دستگاهی مقصر است تا آنجا که به بیمه مربوط میشود، اگر تمام افرادی که در آن ساختمان شاغل بودند، شناخت درست و کاملی از بیمه داشتند و هزینه بیمه را متناسب با درآمد و هزینه خود میدانستند و اینکه مطمئن بودند در زمان وقوع حادثه به واقع خسارت آنها جبران میشود، آیا اکثر قریب به اتفاق آنها واحدهای خود را بیمه نمیکردند!
Salar_iranzad@yahoo.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد