8 - 04 - 2024
دو روی سکه دیپلماسی نوین بنسلمان
محمدرضا ستاری- در راستای اصلاحات بنسلمانی در عربستان سعودی، این کشور به سمت ایجاد یک سیاست خارجی مستقلتر با اولویت منافع ملی بلندمدت در حال حرکت است. در واقع شواهد نشان میدهد در طول سه سال گذشته، سیاست خارجی عربستان از رویکردی مداخلهجویانه و تقابلی به سمت رویکردی تعاملی با سایر قدرتهای منطقه خاورمیانه تغییر کرده است، یعنی ریاض تغییرات فشرده دیپلماتیکی را به رهبری محمد بنسلمان آغاز کرده که به نظر میرسد با افزایش درآمدهای نفتی روندی جدیتر به خود بگیرد.
به گفته کارشناسان چنین رویکردی به سعودیها اجازه میدهد تا توان خود را روی برنامه تحول اقتصادی در چشمانداز ۲۰۳۰ متمرکز کنند و در عین حال نفوذ بینالمللی خود را نیز افزایش دهند. هر چند که به طور قطع تشدید درگیریها در منطق، محدودیتهای این سیاست جدید را آشکار کرده و سطح بالایی از ریسکهای ژئوپلیتیکی را برای عربستان رقم خواهد زد.
در همین رابطه نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم، جان کالابرز استاد روابط بینالملل دانشگاه واشنگتن دیسی آورده است: لحظه مهم در تغییر سیاست خارجی عربستان به تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ جایی که پالایشگاه آرامکو مورد حمله موشکی قرار گرفت و بیش از نیمی از تولید نفت این کشور را مختل کرد. در این حمله که ادعا میشد از سوی ایران و با حمایت این کشور صورت گرفته، ایالات متحده آمریکا، سعودیها را از اقدام متقابل بر حذر داشتند و آنها را تشویق به گفتوگو برای تنشزدایی با ایران کردند.
در همین راستا بود که سعودیها تصمیم گرفتند سیاست خارجی تهاجمی و بدون دستاورد خود بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ را کنار بگذارند و بلافاصله پس از همهگیری کرونا، اولین اقدامات خود را در خلال رویکرد جدید سیاست خارجی به نمایش گذاشتند. یعنی ابتدا در نشست سران شورای همکاری خلیجفارس در ژانویه ۲۰۲۱، طبق توافقی، محاصره همهجانبه قطر را پس از ۴ سال لغو کردند سپس در آوریل ۲۰۲۲ بنسلمان به سالها جنگ ویرانگر با یمن خاتمه داد و بعد از آن در اقدامی مهم با ایران به توافق رسید. سعودیها همچنین گفتمان خود را در مورد ترکیه تغییر دادند و با سفر بنسلمان به آنکارا دور جدیدی از همکاری عربستان با ترکیه رقم خورد. سعودیها از تلاش نافرجام خود برای سرنگونی بشار اسد دست کشیدند و حتی فیصل بن فرحان وزیر خارجه این کشور در نشست امنیتی مونیخ تصریح کرد که دوران انزوای سوریه در حال پایان یافتن است. علاوه بر این نکته حائزاهمیت زمزمههایی بود که در خصوص عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل پیش از آغاز جنگ غزه به گوش میرسید.
پسذهن بنسلمان
تمامی این اقدامات بیانگر آن است که محمد بنسلمان به دنبال رهایی از اقتصاد نفتی و تنوع اقتصادی عربستان است تا جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر اصلی ژئوپلیتیکی در نظام جهانی تقویت کند، یعنی نوعی از دیپلماسی را در دستور کار قرار داده تا با منافع عربستان در منطقه و ایفای نقش بینالمللی این کشور در صحنه جهانی مطابقت داشته باشد. شواهد نشان میدهد که حاکمان عربستان به این ایده رسیدهاند که جهان امروز ماهیتی سیال و چندقطبی پیدا کرده و در مواجهه با تغییرات ژئوپلیتیکی، سعودیها باید خود را به عنوان یک قدرت متوسط مطمئن به جهان نشان دهند.
بر این اساس، عربستان سعودی تعاملات دیپلماتیک خود را تشدید کرده و تلاشهای خود را بر بازسازی وجهه و شهرت این کشور و همچنین محمد بنسلمان متمرکز کرده است. همزمان با اینکه سعودیها اتحاد امنیتی خود با ایالات متحده را حفظ میکنند، روابط جدیدی را نیز با چین و روسیه تدارک دیدهاند تا چندجانبهگرایی معطوف به سیاست خارجی نوین آنها تقویت شود.
شواهد نشان میدهد جهتگیری اقتصادی عربستان به سمت عربستان و تعمین روابط اقتصادی آنها با چین به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. در واقع هرچند که سعودیها میدانند چین نمیتواند جایگزین امنیتی آمریکا برای آنها شود، اما همزمان به واشنگتن نیز این پیام را دادهاند که تمایلی به تحت فشار گذاشته شدن و همسوییهای خاص ژئوپلیتیکی مانند سابق ندارند. مهمتر از همه، این کشور پیروی از ایالات متحده و اروپا برای منزوی کردن روسیه پس از حمله به اوکراین را رد کرده و همچنان به همکاری نزدیک خود با مسکو در زمینه نفت و انرژی ادامه میدهد. لذا در حالی که عربستان گسترش مشارکتهای چندجانبه منطقهای و بینالمللی را در دستور کار قرار داده، قدرت مالی آنها نیز این امکان را برایشان فراهم میکند تا نقش مهمی در گروه بیست به عنوان بزرگترین بلوک اقتصادی جهان ایفا کنند. به گفته کارشناسان گروه بیست مکانیسم ارزشمندی برای سعودیها به منظور پیشبرد اهدافشان فراهم کرده است. در جریان اجلاسی که شهریور ماه گذشته برگزار شد، مذاکرهکنندگان عربستان به طور ماهرانهای توانستند طرح پیشنهادی حذف سوختهای فسیلی را خنثی کنند.
نگاه به جنوب جهانی
ریاض یک کارزار دیپلماسی نرم را با کشورهای جنوب جهانی، به ویژه در سراسر آفریقا به راه انداخته است. در نوامبر سال گذشته ریاض میزبان اجلاس سران عربستان و آفریقا بود؛ اجلاسی که ۵۰نفر از رهبران آفریقایی در آن شرکت کردند و بنسلمان نیز به آنها راهحلهای جدیدی به منظور مقابله با بدهی کشورهای آفریقایی پیشنهاد داد؛ امری که گفته میشود در حدود ۵۵۳ میلیون دلار بودجه برای آن در نظر گرفته شده و همزمان سعودیها توانستند حمایت کشورهای آفریقایی برای میزبانی اکسپو ۲۰۳۰ و جامجهانی ۲۰۳۴ را به دست آورند.
دیپلماسی چندجانبه عربستان نگاهی جدی به سمت شرق نیز دارد. اسفند سال گذشته دولت عربستان، پیوستن این کشور به سازمان همکاریهای شانگهای را تصویب کرد. چهار ماه بعد نشست سران شورای همکاری خلیجفارس و سران کشورهای آسیای میانه برگزار شد و پس از آن ریاض به بریکس پیوست.
دیپلماسی چندجانبه فعال عربستان سعودی افق خود را به سمت شرق نیز گسترش داده است. در مارس ۲۰۲۳، کابینه عربستان تصمیمی را برای پیوستن به سازمان همکاری شانگهای به رهبری پکن (SCO) به عنوان شریک گفتوگو تصویب کرد. چهار ماه بعد، نشست افتتاحیه در سطح سران شورای همکاری خلیجفارس و پنج کشور آسیای مرکزی در جده برگزار شد. این همکاری میتواند راه را برای عربستان سعودی برای افزایش دسترسی به بازار و مشارکت در انرژی پاک و سایر پروژههای آسیای مرکزی هموار کند. در همین حال، تصمیم عربستان سعودی در مورد پذیرش دعوتنامه برای عضویت کامل در BRICS – گروهی متشکل از چین، روسیه و تعدادی از کشورهای بزرگ در حال توسعه- معلق است. اگر پادشاهی پیوستن به بریکس را انتخاب کند، شواهد بیشتری مبنی بر پیگیری مسیری غیرمتعهد به تدریج ارائه خواهد کرد و در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت تا براساس علاقه ابراز شده خود برای قهرمان شدن در جنوب جهانی عمل کند.
میانجیگری متفاوت
هرچند که میانجیگری در بحرانهای مختلف منطقه را از سوی عربستان شاهد بودهایم، اما آخرین اقدام آنها نشاندهنده تمایلشان به منظور تثبیت خود به عنوان یک قدرت متوسط فرامنطقهای است، به طوری که سپتامبر ۲۰۲۲ عربستان و ترکیه یک طرح همکاری برای تسهیل تبادل زندانیان روسیه و اوکراین را کلید زدند و سه ماه بعد به مبادله زندانیان میان آمریکا و روسیه کمک کردند. علاوه بر این در حالی که سال گذشته سعودیها میزبان مذاکرات آتشبس میان طرفین درگیر در سودان بودند، یک نشست دو روزه را در مورد صلح اوکراین با مشارکت بیش از ۴۰ کشور برگزار کردند.
به همین دلیل است که کارشناسان معتقدند ابتکارات جدید عربستان بیانگر آن است که این کشور گذاری جدی از سیاست تهاجمی را در دستور کار قرار داده و اکنون میخواهد به عنوان یک بازیگر صلحساز مورد شناسایی قرار بگیرد.
نتایج متفاوت دیپلماسی جدید
با تمامی این اقدامات و اهمیتی که در این راستا وجود دارد، چنین تغییر رویکردی هم میتواند نتایج متفاوتی داشته باشد و هم در مسیر تحقق آن موانعی جدی وجود دارد. به عنوان مثال امروز شاهدیم که در شورای همکاری خلیجفارس رقابتها تشدید شده است، به طوری که عربستان و امارات نهتنها بر سر بازارهای جهانی نفت اختلاف دارند، بلکه در مورد یمن، سودان و حوزه دریای سرخ نیز درگیر واگرایی شدهاند.
آشتی درون شورای همکاری خلیجفارس جای خود را به تشدید رقابت داده است. عربستان سعودی و امارات همچنان بر سر نفوذ بر بازارهای جهانی نفت و سیاستهای مربوط به یمن، سودان و حوضه دریای سرخ اختلافنظر دارند. آنها در حال رقابت برای تبدیل شدن به قطبهای تجاری و توریستی برتر و جذب سرمایهگذاری خارجی هستند. با این حال، با وجود شکنندگی کنونی در روابط عربستان و امارات، ناظران اغلب در مورد اختلافات بین ریاض و ابوظبی اغراق میکنند، همانطور که ممکن است در ابتدا عمق اتحاد خود را اغراق کرده باشند.
هرچند که سعودیها با ایران به تنشزدایی رسیدهاند و دو کشور سفارتخانههای خود را دوباره افتتاح کردهاند، اما تحولات منطقهای و همچنین سیاستهای داخلی متفاوت دو کشور باعث شده تا تضمینی برای برقرار ماندن این تنشزدایی وجود نداشته باشد. دیپلماسی عربستان در آفریقا اگرچه برای این کشور منافع قابل توجهی دارد، رابطه ریاض با رهبران کشورهایی نظیر گابن، نیجر و سودان که در آنها کودتا شده و توسط اتحادیه آفریقا تعلیق شدهاند، مانعی مهم در مسیر به ثمر رسیدن سیاستهای این کشور در قاره آفریقا محسوب میشود.
علاوه بر این میتوان گفت تلاشهای عربستان برای میانجیگری در جنگ اوکراین نیز شکست خورده است. این موضوع زمانی اهمیت مییابد که بدانیم ممکن است اقدامات عربستان منجر به نارضایتی روسیه شده باشد. از سوی دیگر دیپلماسی این کشور در قبال جنگ غزه موفق نبوده و مشکلاتی جدی برای تحقق اهداف عربستان ایجاد کرده است. در این میان هر چند سعودیها بر حل و فصل و خاتمه درگیریها تاکید دارند، اما این قطر و مصر هستند که مذاکرات آتشبس را حداقل در ظاهر رهبری میکنند.
به همین دلیل اگر سعودیها نتوانند در جنگ غزه نقش مثبتی ایفا کنند، تمامی اقدامات دیپلماتیک آنها پوچ از آب درمیآید.
ضرورت ثبات منطقهای
مساله مهم دیگر این است که هر چند تلاشهای دیپلماتیک عربستان به واسطه قدرت مالی عظیم این کشور توانسته شهرت منفی این کشور را بهبود ببخشد و به احیای اعتبار آنها منجر شود، اما به طور قطع امروز بنسلمان با تنشهای فزاینده در ارتباط با آمریکا، تعمیق روابط با چین، پیامدهای جنگ اوکراین و تحریمهای روسیه و همچنین جنگ غزه مواجه است. این موارد با پیوند خوردن به ناامنیهای موجود در منطقه به خصوص در دریای سرخ اهداف تنوع بخشیدن به اقتصاد عربستان را با موانع زیادی روبهرو میکند. به همین دلیل تشدید تنشها در منطقه، محدودیتهای دیپلماسی نوین بنسلمان را آشکار میکند، زیرا او برای دستیابی به اهداف سیاسی و اقتصادی خود به یک خاورمیانه باثبات نیاز دارد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد