18 - 12 - 2019
راهزنی دیپلماسی واشنگتن
دکتر صلاحالدین هرسنی*
خزانهداری آمریکا سرانجام تصمیم خود را مبنی بر آنکه میخواهد محمدجواد ظریف را در لیست تحریمهای آمریکا قرار دهد، عملی کرد. به این ترتیب و با اعلام رسمی خزانهداری آمریکا وزیر امور خارجه کشور ما در لیست تحریمهای واشنگتن قرار گرفت. اگرچه دلایل و علت تصمیم خزانهداری آمریکا در تحریم ظریف را میتوان در واکنشهایی که از سوی دستگاه دیپلماسی ایران و مشخصا از سوی ظریف سر زده است فهمید و درک کرد، اما یک دلیل بیشتر از سایر دلایل برای تحریم ظریف خودنمایی میکند و آن، این است که تصمیمسازان و تصمیمگیران چنین اقدامی درک و فهمی از منافع ملی ندارند. در حقیقت فقدان درک آکادمیک از مناسبات رایج در روابط دولتها و ملتها آنهم بر سر حفظ پرستیژ و تامین منافع ملی دلیل اصلی اقدام جدید کارگزاران کاخ سفید است. به نظر میرسد با اقدامی که از سوی کارگزاران کاخ سفید بابت تحریم ظریف صورت گرفته، مفهومی جز راهزنی دیپلماسی ندارد و آنها نمیدانند با تصمیم و اقدام به چنین کنشی چگونه میخواهند قواعد و پرنسیبهای دیپلماسی و همچنین هنجارهای بینالمللی را قربانی منویات و قدرت آمره خود کنند؟
با همه ناراستی، نابخردی و سخافتی که در رفتار مقامات واشنگتن در این تصمیم دیده میشود، اما آنچه به اسفبارتر و پیچیدهتر شدن ماجرا میانجامد علتی است که مقامات واشنگتن آن را مبنای عمل و توجیه تصمیم و اقدام خود دانستهاند. آنگونه که گفته شده است ظریف بدان جهت که عامل و کارگزار منویات رهبر انقلاب در حوزههای دیپلماسی است و ماموریت و مسوولیتهای او به شکل مستقیم و غیرمستقیم هدفی جز توجیه سیاستهای رهبری ندارد، بنابراین باید مشمول تحریمهای واشنگتن شود.
به این ترتیب و آنگونه که به نظر میرسد کارگزاری و نمایندگی کردن منافع یک دولت و کشور از سوی دستگاه دیپلماسی از سوی مقامات واشنگتن نوعی جرم و خلاف اصول و رویههای دیپلماسی محسوب شده است و خردمندی در این میان نیست که به این تصمیمسازان بگوید مسوولیت ظریف مگر خلاف مسوولیت و ماموریتی است که جرج مارشال، هنری کیسینجر، مادلین آلبرایت، کاندولیزا رایس، هیلاری کلینتون و هم اینک نیز مایک پمپئو به دنبال آن بودهاند؟ و آنها کدام وزیر خارجهای را میشناسند که مدافع و انعکاسدهنده سیاستهای کشور و دولت متبوعش در مجامع بینالمللی نباشد و آیا صرف تلاش برای منافع ملی و چانهزنی برای آنکه اساسا قطبنما و راهنمای عمل دولتها در یک ساختار پرآشوب و آنارشیک است باید مستوجب منع و راهزنی شود؟ آیا ایفای نقش و مسوولیت برای چانهزنی بر سر منافع ملی باید با اقدامات ایذایی قدرت هژمون و البته زورگو متوقف شود؟ و اینکه ترامپ و همه همفکرانش چگونه به خود اجازه میدهند چنین حق مشروعی را از دولتهای دیگر سلب کنند؟ حقی که آنقدر جایز و حیاتی است که همه اربابان فکری مکتب واقعگرایی از جرج کنان گرفته تا مورگنتا و کیسینجر در آموزههای واقعگرایانه خود به آن اشاره داشتهاند. حال با این گونه دلایل و توجیهاتی که از سوی مقامات واشنگتن بابت تحریم ظریف شده است به نظر میرسد آنها خود را در خوابی فرو بردهاند که تصنعی است و آنگونه که از زوایای آن پیداست مشخص است که تمایلی ندارند از آن برخیزند. به این ترتیب و با اقدامی که مقامات کاخ سفید در تحریم ظریف به انجام رساندهاند، آنها نه ظریف و دستگاه دیپلماسی ایران بلکه اصول و قوانین رایج بینالمللی را مشمول تحریم قرار دادهاند؛ عملی که اگر اقدامی جهت توقف آن از سوی مجامع بینالمللی انجام نشود ممکن است با توجه به تمایل واشنگتن به سنتی رایج و ثابت بدل شود.
*کارشناس مسائل بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد