30 - 12 - 2016
راهی برای کاهش مشکل بودجه آموزشوپرورش
علی سرزعیم- یکی از مسایل ماندگار اقتصاد ایران، کمبود بودجه آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش…
با توجه به اینکه با مقوله دانشآموزان و تربیت نسل بعد سروکار دارد از اهمیت بسزایی برخوردار است و به نوعی تعیینکننده آینده کشور ایران است. با وجود اهمیت این بخش، سالهاست آموزشوپرورش با مشکل تامین مالی مواجه است و این مشکل موجب شده این نهاد نتواند انتظارات عمومی از خود را به نحوی که مطلوب است، برآورده سازد. روشن است که تا وقتی تامین بودجه این بخش کاملا به بودجه دولت متکی باشد، مشکل یادشده کماکان پابرجا بماند کمااینکه تاکنون این معضل به دلیل اتکای صرف بودجه آموزشوپرورش به بودجه دولت ادامه یافته است. از این رو اگر بخواهیم واقعبینانه با مساله مواجه شویم باید راه دیگری برای حل آن پیدا کنیم. به نظر میرسد غیر از استفاده از سیستم وقف و انگیزههای خیرخواهانه تنها دو راه دیگر پیش روی آموزشوپرورش باقی میماند؛ راه اول این است که سرمایههای این وزارتخانه یعنی مدارس را درآمدزا کنیم یعنی از محل اجاره ساختمان مدارس در ساعات نبود کلاس، منابعی را برای آن تجهیز کنیم. با توجه به اینکه این پیشنهاد قبلا توسط نگارنده در جای دیگر تشریح شده، لزومی به تکرار آن نیست. راه دیگر این است که خانوادهها بخشی از بار مالی مدارس دولتی را بر دوش گیرند. روشن است که این ایده بلافاصله با این پاسخ روبهرو میشود که قرار نیست همه مدارس دولتی به مدارس خصوصی تبدیل شوند تا مشکل تامین مالی حل شود. در جواب این نقد هم باید گفت قرار نیست همه مدارس دولتی صددرصد به مدارس خصوصی تبدیل شوند تا مشکل تامین مالی حل شود. ایده اصلی این است که دوگانه یا مدارس دولتی باشند و هیچ شهریهای نگیرند یا خصوصی و شهریه زیاد گرفته شود، شکسته شود. دولت این واقعیت را به رسمیت شناسد که دیگر نمیتواند همه بار مالی مدارس دولتی را برعهده گیرد و آنگاه صددرصد رایگان بودن مدارس را به مدارس مناطق محروم و ضعیف کشور و هر شهر منحصر سازد ولی از دیگر خانوادهها مبالغی ناچیز به شکل ماهانه دریافت کند. به عنوان مثال، دریافت ماهانه ۵۰ هزار تومان از خانوارهایی که در مناطق میانی شهر تهران زندگی میکنند فشاری بر آنها تحمیل نخواهد کرد ولی موجب خواهد شد در هر مدرسه منابع قابل توجهی ایجاد شود. مثلا اگر مدرسهای ۵۰۰ دانشآموز داشته باشد با این کار ماهانه ۲۵ میلیون تومان ایجاد میشود. بخشی از این منابع باید برای تجهیز همان مدرسه و پرداخت حقوق بیشتر به معلمان همان مدرسه به کار گرفته و بخش دیگری از آن باید صرف رفع محرومیت آموزشی در استانهای محروم کشور شود. برای کشوری مثل ایران زیبنده نیست که برخی مدارس سیستان و بلوچستان آن خرابه باشند و از حداقلهای لازم برای تحصیل برخوردار نباشند. رقم ۵۰ هزار تومان میتواند در مناطق برخوردار شهر تهران به ارقام بالاتر نیز ارتقا یابد ولی نباید در مناطق ضعیف کشور یا شهر هیچ شهریهای مطالبه شود. اینگونه تبعیض نهتنها بد نیست بلکه توجیه اقتصادی دارد.
از یک جهت این ایده جدید نیست و از جهت دیگر جدید است. از این جهت جدید نیست که درگذشته نیز مدارس دولتی ناگزیر میشدند به شکل غیررسمی و غیرقانونی خانوادهها را مجبور کنند به مدرسه کمک مالی کنند. در این پیشنهاد این کار غیررسمی به یک کار رسمی و قانونی تبدیل و الزام میشود که حساب و کتاب آن به شکل شفاف به خانوادهها و مسوولان ادارات گزارش شود. همچنین در گذشته برخی مدارس دولتی با عناوینی چون نمونهمردمی، هیات امنایی و تیزهوشان و… خانوادهها شهریه دریافت میکردند و در عوض تعهد میدادند که خدمات آموزشی بهتری عرضه کنند. فرق این پیشنهاد این است که شهریه مقرر در این پیشنهاد کمتر از شهریه مدارس نمونهمردمی و… خواهد بود و منحصر به این مدارس نیز نخواهد شد بلکه بیشتر مدارسی که در مناطق معمولی و برخوردار شهر و کشور قرار دارند را شامل میشود. طبیعی است که این پیشنهاد در گام نخست با مقاومت عمومی روبهرو خواهد شد ولی اگر واقعبینانه به مساله نگاه کنیم انتخاب بین دو مساله خواهد بود؛ تامین مالی صددرصدی توسط دولت و قبول کیفیت پایین مدارس، مشارکت اندک خانوادهها در تامین مالی مدارس و بهبود کیفیت مدارس و کاهش محرومیت آموزشی در کشور. اگر بپذیریم که انتخاب میان خوب و بد نیست بلکه میان بد و بدتر است، آنگاه جامعه قبول خواهد کرد که گزینه بد یعنی مشارکت در تامین مالی مدارس را بر گزینه بدتر یعنی افت پیوسته کیفیت مدارس ترجیح دهد.
gmail.comا@Asz9025

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد