13 - 11 - 2022
رحیمی در زندان
روز- اوین – داخلی
رحیمی در حالی که بند را آب داده است وارد بند میشود و زندانیان دیگر از سلولهایشان بیرون میآیند تا از معاون اول رییسجمهور سابق استقبال کنند. عدهای از زندانیان هنوز امید دارند رحیمی بتواند برایشان یک وام بگیرد یا برای بچههای آنها که بیرون از زندان بیکار هستند کار جور کند!
«م. ر» پاشنههای کفش خود را خوابانده و لخلخ کنان در بند قدم میزند. در انتهای بند یک سلول ۱۷۰ متری، چهارخوابه، مجهز به سونا و جکوزی و یک تراس رو به توچال برای او آماده کردهاند تا مدت محکومیت خود را در آنجا بگذارند.
رحیمی:
سلامتی سه چیز
فساد و بیمه و چایی غلیظ!
یکی از زندانیان که از تغییرات چند سال اخیر کشور به دلیل زندانی بودن بیخبر بوده است، فکر میکند معاون اول رییسجمهور سابق برای بازدید به زندان اوین آمده و میپرد پای رحیمی را میگیرد و با التماس از او میخواهد که پادرمیانی کند تا او را عفو کنند اما رحیمی لبخند تلخی به او میزند و میگوید:
تو از من زودتر آزاد میشوی!
او به سلولش میرسد، مینشیند و عکس احمدینژاد را روی طاقچه سلول میگذارد و بعد از چند لحظه ترانه زیر را زمزمه میکند:
اول آشنـــاییــمـــون یــــادم میــــــاد، یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد، خیلی زیاد
از رو سادگی حـرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگیمو دادی به باد، دادی به باد
من میــرم از زنـــدگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد