20 - 11 - 2023
ردصلاحیت حداکثری؛ انکاری در کار نیست!
علیرضا کیانپور- «یک کشور چگونه میتواند استقلال سیاسی داشته باشد، وقتی این استقلال را به مردمش نمیدهد؟!»؛ این پرسشی است که شامگاه شنبه یکی از میهمانان یکی از برنامههای تلویزیونی پیش کشید. هرچند نمیتوان این گزاره را دقیقا یک «پرسش» دانست و احتمالا برای رد این ادعا، لازم نیست حتما استاد دستور زبان فارسی باشید و با دانش متوسط از دستور زبان فارسی هم میتوانیم بهراحتی تشخیص دهیم که این گزاره، در اصل یک «پرسش بلاغی» یا به تعبیر آشناتر نمونهای از «استفهام انکاری» است؛ پرسشی که پاسخش منفی است و گوینده نیز پیشاپیش به آن واقف است. همانطور که طبیعتا وقتی شنونده با آن مواجه میشود، درمییابد که پاسخ منفی است، اما بگذارید بیش از این وقتمان را بر سر صحبت درباره مباحث فرعی و مبانی صرف و نحو و دستور زبان فارسی تلف نکنیم و برگردیم به موضوع اصلی این بحث که ازقضا موضوع آن برنامه تلویزیونی نیز بود. برنامه سیاسی «شیوه» شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی که ظاهرا در این قسمت، به موضوع انتخابات مجلس پیشرو و مشخصا مساله «نظارت استصوابی» میپرداخت و به همین دلیل بهسراغ وحید آگاه رفته بود که یکی از حقوقدانان آشنا به مسائل سیاسی و سیاست داخلی ایران است؛ حقوقدانی که ازقضا پیش از طرح این پرسش بلاغی، به اصل ۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی استناد کرده بود که بهباور او، «آزادی و استقلال سیاسی» را در این مملکت «تامین و تضمین» میکند؛ حال آنکه هیچ کشوری نمیتواند پیش از آنکه «استقلال سیاسی شهروندانش» را تامین و تضمین کند، به این مهم درباره کلیت جامعه و مملکت بیندیشد!جالب آنکه وحید آگاه پس از طرح این پرسش بلاغی، صریحتر ادامه داده و گفته: «شما پیوسته میگویید ما در جهان از نظر سیاسی، نظری مستقل داریم؛ خب! آیا مردم شما نباید از این استقلال سیاسی برخوردار باشند؟! یعنی مردم شما نباید استقلال سیاسی داشته باشند، نباید بتوانند آزادانه نظر بدهند و نباید بتوانند آزادانه نماینده خود را انتخاب کنند؟! آنگاه چطور میشود از برآیند شهروندانی که از استقلال سیاسی کامل و مطلوبی برخوردار نیستند، کشوری با استقلال سیاسی مطلوب تشکیل داد؟!» او همچنین با استناد به اصول ۳۷ (اصل برائت) و ۳۹ قانون اساسی میگوید: «وقتی اصل بر برائت است، «نظارت استصوابی» چگونه ممکن است؟! اصل ۳۹ گفته هتک حرمت و حیثیت هیچکس اعم از کسی که بازداشت، تبعید، مجازات، تبعید و زندانی شده، مجاز نیست؛ در این صورت شما با این تایید و ردصلاحیت افراد، چه برچسبی به شهروندان میزنید؟!» او همچنین با اشاره به «التزام اسلام، نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه» میگوید: «توضیح التزام عملی به اسلام کار بسیار دشواری است. اساسا چطور میتوان این التزام عملی را ثابت کرد؟!»وحید آگاه به هیچ عنوان تنها چهرهای نیست که این روزها در فضای سیاسی-رسانهای کشور چنین پرسشها و انتقادهایی را مطرح میکند؛ انتقادهایی که روزگاری نهچندان دور، صرفا ازسوی گروهی خاص از فعالان سیاسی و حقوقدانان وابسته به منتهاالیه جناح چپ سیاسی و شماری از نیروهای اپوزیسیون نظام مطرح میشد و حالا چنان دایره «نظارت استصوابی» تنگ و محدود شده که حتی بسیاری از نیروهای سیاسی محافظهکار و اصولگرا از این محدوده بیرون افتاده و درنتیجه به جرگه منتقدان این نوع خاص از نظارت بر انتخابات تبدیل شدهاند. چنانکه حدود ۲ سال پیش، وقتی حتی علی لاریجانی با آن سابقه طولانی در کار سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک بهعنوان یکی از مورد وثوقترین چهرههای اصولگرای نظام، در جریان انتخابات ریاستجمهوری سیزدهم ردصلاحیت شد، نسبتبه این رویکرد حذفی انتقاد کرد و در این راستا، از تعبیری تازه بهره برد؛ زمانی که رکورددار ریاست بر مجلس شورای اسلامی رویکرد حذفی در راستای تشکیل «یکدستسازی حاکمیت» را نه صرفا نتیجه «نظارت استصوابی»، بلکه فراتر از آن، مصداق پروژه «خالصسازی» خواند و نسبتبه پیامدهای تداوم آن هشدار داد.هشدار سال ۱۴۰۰ لاریجانی البته حالا در نیمه دوم ۱۴۰۲ کماکان با بیمهری مواجه است و همین باعث شده حتی برخی چهرههای نزدیک به رییس پیشین مجلس نیز در نقد این رویه دست به قلم شوند. چنانکه همین دیروز حسین انتظامی که در دولت اعتدالی حسن روحانی، برای چندصباحی در قامت مدیر مطبوعاتی وزارت ارشاد فعالیت میکرد، در یادداشتی که جهت انتشار در اختیار پایگاه خبری- تحلیلی خبرآنلاین قرار گرفته بود، از برخی ویژگیهای «خالصسازان» نوشت و تاکید کرد: «خالصسازان معمولا کمسواد و کم هوش هستند؛ هرچند سلسلهجنبانان آنان از قضا بسیار باهوشند و انگیزه و انگیختههای شیطانی هم دارند، اما اینجا بدنه آنان یعنی ماشین اجرا را مراد میکنیم که شاید در قالب دستیابی به هدفی مقدس، حسننیت داشته باشند.» او در این یادداشت که با تیتر «خالصسازی، یک فرمول ساده» منتشر شد، نوشته: «همین کمسوادی باعث میشود خیال خود را راحت کنند و بهجای ورزش ذهنی و اندیشهورزی، سادهسازی کرده، همهچیز را به دو گروه تقسیم کنند.» او که تاکید دارد «اداره بدنه، آن هم بدنهای ساده و واله و کمسواد و کمهوش، با دوقطبیگری خیلی راحتتر است»، نوشته: «همه فرمولها به طرز خیرهکنندهای سادهاند! هیتلر و استالین (و اذناب او در اردوگاه شرق) مصداق خالصسازیاند و چه خوب هانا آرنت بین این تفکر و توتالیتاریسم، نسبت برقرار میکند. استالین بهدنبال کمونیسم ناب بود. هیتلر هم با ایده پاکسازی نژادی، حذف ناخالصها را در سر داشت. یادمان باشد صهیونیستها هم مصداق دقیق خالصسازیاند. به اتکای آموزهای ایدئولوژیک (قوم برگزیده) ترور و نسلکُشی را نهتنها روا، بلکه لازم میدانند.» این چهره رسانهای اصولگرا همچنین با تاکید بر اینکه «خالصسازان، خودبرتربین و خود حقپندارند و از اینرو دیگران را زائد، مضر و مزاحم و لذا بایسته حذف میشمارند»، مینویسد: «آنان به ماشین رعب و تبلیغ نیاز دارند و به همین دلیل سیطره بر دستگاههای پلیسی، امنیتی، نظامی و رسانه را ضروری میدانند. اصرار هیتلر و استالین و صهیونیستها برای استیلا بر این حوزهها از همین نیاز و ضرورت حکایت دارد.» او که در بخش دیگر این یادداشت نوشته «خالصسازان به اتکای نگاه فرقهای خود نیازمند ایدئولوژیاند»، توضیح میدهد که «ایدئولوژی دو کارکرد مناسب برای آنان دارد؛ مسخ اعضای داخل و رواشماری خشونت نسبتبه بیرونیها!» او که معتقد است «دقیقا به همین دلیل است که اخلاق نزد آنان جایگاهی ندارد»، با تاکید بر اینکه آنان «با تعریف مبانی اخلاقی خاص خود، ضمن نجات از تهمت بیاخلاقیگری، استخدام هر وسیلهای در تحقق هدف را توجیه میکنند»، نوشته: «واقعا فکر میکنید خوارج، داعش، نازیها، کمونیستها و صهیونیستها میگفتند و میگویند ما ضداخلاقیم و اساسا نظام اخلاقی ندارند؟!»درست روزی که این چهره رسانهای نزدیک به علی لاریجانی و حسن روحانی در یادداشتی به تشریح و توضیح روش کار «خالصسازان» پرداخته، یکی از چهرههای دانشگاهی نزدیک به سیدمحمد خاتمی در گفتوگویی با یک پایگاه خبری-تحلیلی متعلق به اصولگرایان میانهرو میگوید: «اصلاحطلبان چندسالی است که هشدار میدهند جمهوریت مانند شُشهای نظام است و اگر اکسیژن لازم از طریق شُشها به قلب و مغز نرسد، نظام آسیب جدی میبیند، زیرا علت تشکیل این نظام، جمهوریت و حضور مردم در تصمیمگیریها بوده و هرچقدر این نقش تضعیف و نقش مردم کمرنگ شود، آسیبها جدی میشود.» غلامرضا ظریفیان که به نامهنیوز گفته «عجیب است اخیرا گروه خالصساز، خالصسازی را معادل شایستهسالاری معرفی میکنند!»، میگوید: «خالصسازها در حال حاضر بیش از پیش، مشغول خالصسازی و یکدستسازی هستند و حتی میگویند همین مجلسی که وجود دارد هم، شاخصهای انقلابی را ندارد و میخواهند به قول خودشان مجلس بعدی را انقلابیتر کنند.» این استاد دانشگاه در رشته تاریخ ادامه داد: «میخواهند بعد از این فضا از این چیزی که هست هم بستهتر شود.» نکته جالب در تحلیل اخیر این چهره دانشگاهی اصلاحطلب اما مشابهت دیدگاهش با نگرش فعال رسانهای اصولگرایی است که پیشتر به آن اشاره شد. چنانکه ظریفیان همسو با یادداشت انتظامی معتقد است: «خالصسازها در تجربه سیاسی، قدرت فهم پیچیدگیهای سیاسی-اجتماعی را ندارند و اگر همچنان سکان اداره کشور در دست این افراد باشد، نگرانی جدی برای ایران است.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد