6 - 03 - 2018
رشدهای ویرانگر!
دکتر مرسل صدیق*
عادت کردهایم رشد کنیم. از همه بیشتر باید رشد کنیم، رشد ویرانگر ما را نابود کرده است. نمونههای رشد ویرانگر خیلی زیاد هستند که به چند مورد اشاره میشود.
بهره بانکی رشد کرده و بانکها با درآمد بادآورده از محل بهره اقدام به خرید زمین و ساختمان و ایجاد شعبه و سرمایهگذاری در تمام زمینههای اقتصادی کردهاند و چون مدل اداره یک سازمان پردرآمد را نداشتند و زحمت نکشیده به سرمایههای افسانهای رسیدهاند، نتوانستند این خزانه بزرگ را کنترل کنند بنابراین چند هزار میلیارد تومان از آن را عدهای به سرقت بردهاند و بخش عظیمی از آن در اموال منقول و غیرمنقول قفل شده و چون سرمایه و درآمد بانک بیپایان بوده تشکیلات اداری عریض و طویل با بوروکراسی تشریفاتی پر هزینه ایجاد شده و سرانجام برای جبران مافات و تامین نیاز این سیستم هیولایی بهرهها افزایش یافته است بدون اینکه دانشمندان علوم بانکی چارهای برای کاهش هزینهها و سالمسازی محیط و سرمایهگذاری بانکها بیابند به افزایش بهره که سادهترین کار است دست زدهاند. در دنیای اقتصاد بسته و کنترل شده و بیرحم و غیراخلاقی هرکسی آنچه را دارد به هر قیمتی که میخواهد، میفروشد. این سیاست و عملکرد سیستم بانکی است که اقتصاد را نابود کرده و سرمایهگذاری را از بین برده و اشتغال را غیرممکن ساخته و موجب بحرانهای ناشی از اشتغال شده است.
ما دوست داریم رشد کنیم. باید نرخ بهره ما در دنیا بینظیر باشد، از همه بالاتر باشد اما میدانیم کشورهای با اقتصاد سالم با نرخ بهره ۵/۱ تا ۵/۵ درصد سرمایهگذاری را حمایت میکنند، اشتغال را توسعه میدهند و جامعه را ثبات میبخشند. با بهره بانکی فعلی در کشور ما هرگز امید سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال و توسعه وجود نخواهد داشت.
ما دوست داریم رشد کنیم. قیمت دلار به مرز پنج هزار تومان میرسد. بدبختانه در جامعه ما همه چیز با دلار مقایسه میشود. وقتی نرخ دلار بالا میرود مواد غذایی، پوشاک، مسکن، مواد اولیه، قطعات صنعتی، خودرو و هر آنچه تولیدی و مصرفی است همراه با نرخ دلار رشد میکند.
وقتی دلار رشد میکند خرید ماشینآلات و ابزارآلات و محصولات گران میشود و صرفه اقتصادی پیدا نمیکند. سرمایهگذاری در صنعت یک دوره ۱۰ ساله نیاز دارد که مستهلک شود. بانکها با بهره ۳۰-۲۵ درصد هر ساله و نیز با مدلهای اختراعی جدید (وام بگیرید با بهره اما قسمتی را باید سپرده کنید بدون بهره) خود ۵/۲ ساله سرمایه را مستهلک میکنند. بنابراین سرمایهگذاری صنعتی صورت نمیگیرد. تقسیمبندی محل هزینه یا نرخ دلار برای کارهای مختلف وجود ندارد. برای سرمایهگذاری و برای تجارت و برای کالای مصرفی و برای تحقیقات تکنولوژی و برای تحقیق و توسه علمی نرخ دلار یکسان است درحالی که ماهیت آنها با هم فرق دارد و دسترسی به آن نیز تابع روابط و تشخیص فردی و گروهی است بنابراین با افزایش نرخ دلار هیچگونه امکان سرمایهگذاری، ایجاد اشتغال و توسعه پایدار واقعیت عملی پیدا نمیکند.
ما دوست داریم رشد کنیم و باید همه چیز را رشد دهیم. به اندازه طول تمام عمر کارمان هر ساله شاهد هستیم که حقوقها را رشد میدهند. عدهای در وزارت کار نشسته و در شورای عالی کار مشغول هستند که فقط سالی ۲۰ درصد نسبت به سال قبل هزینه حقوقها را افزایش دهند. هیچ مدل اقتصادی و اشتغالزا ارائه نمیدهند. هیچ راهی برای ایجاد اشتغال ندارند. اصولا با مدلهای ایجاد اشتغال آشنایی ندارند. خیلی راحت یک تصمیم ساده میگیرند: «هر ساله ۲۰ درصد هزینههای دستمزد را افزایش دهید.»
این گروه در وزارت کار که با سروصدای فراوان و هیاهوی بسیار مشغول هستند که بگویند ۲۰ درصد هزینهها را بالا ببرید و اینکه خود را قهرمان نشان دهند که این دستور را صادر کردهاند. این گروه تیشه به ریشه کار میزنند. قیمت تمامشده تولیدات را هر ساله ۲۰ درصد افزایش میدهند در نتیجه در مقابل محصولات سایر کشورها همچون چین و ترکیه و… قدرت رقابت را از بین میبرند و بازار مصرف پر میشود از کالای ارزان کشورهای دیگر و تولیدات داخلی کاهش پیدا میکند یا متوقف میشود و کارگر ایرانی بیکار و در حسرت یک شغل با حداقل درآمد ممکن میماند. هیاتی که در وزارت کار نشسته و فقط یک تصمیم میگیرند خودشان احساس افزایش بار مالی را نمیکنند چون باید دیگران بپردازند. این گروه با مدلهای رقابت در بازار مصرف که بر پایه کیفیت برتر قیمت ارزانتر قرار دارد آشنا نیستند در نتیجه تصمیمات آنها موجب نابودی کار و از بین رفتن اشتغال میشود.
تا زمانی که این گونه آرزوهای رشد (افزایش قیمت دلار، افزایش هزینه دستمزدها و افزایش بهرههای بانکی) جریان دارند آرزوی اشتغال و توسعه و ثبات اقتصادی بر باد فناست.
* کارآفرین
http://morsalseddigh.blogfa.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد