4 - 07 - 2020
رفتار نمایشی
نادر کریمیجونی- تردید زیادی وجود ندارد که لفاظیهای دونالد ترامپ و مثلثی که او را احاطه کرده است تاکنون موفق نبوده چون براساس ادعاهای ترامپ، مایک پمپئو، برایان هوک و بنیامین نتانیاهو هدف تمامی اقدامهای انجام شده نابود ساختن و یا دستکم زمینگیر شدن دولت ایران بوده است و اگر دولت ایران در اثر تمامی اقدامهای گذشته مفلوک و ناتوان میشد اکنون افزودن بر اقدامات گذشته نه فقط معنی نداشت بلکه تعجببرانگیز به نظر میرسید.اینکه بعد از قریب به دو سال از اعمال تحریمهای سختگیرانه و به کار بردن تمام توان از سوی ایالات متحده و متحدانش، هنوز مقامات تهران در عراق، فلسطین، یمن و سوریه نقشآفرینی میکنند، چنان که مقامات غربی به این نقشآفرینی واکنش نشان میدهند، حاکی از آن است که راهبردهایی که در واشنگتن، تلآویو و ریاض برای مقهور کردن و شکست دادن تهران تدوین و اجرا شده، دستکم تا امروز موفق نبوده و اگرچه ایران از محل همین اقدامات ضربههای سختی تحمل کرده اما از میدان خارج نشده و البته چشماندازی هم برای اخراج ایران از معادلات خاورمیانه وجود ندارد.آخرین نمونه از شکستهای ایالات متحده در اعمال دشمنی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد رخ داد که مقامات آمریکایی همچون گذشته نتوانستند هیچ یک از اعضا را با خود همراه سازند و از این بابت کاخ سفید در پیشبرد اهدافش بر ضد ایران ناکام ماند. اکنون راهبران کاخ سفید با چشمهای باز موقعیتی را جستوجو میکنند تا تحریمهای یکجانبه خود علیه ایران را در سطح بینالمللی و با پشتوانه شورای امنیت سازمان ملل متحد به اجرا درآورند اما در اجرای این هدف دو مانع بزرگ همچون روسیه و چین قرار دارند که به هر حال اکنون متحد ایران هستند و یکی از این دو حداقل یکبار از حق وتوی خود به نفع تهران استفاده کرده است. اکنون رهبران کاخ سفید میدانند که در گامهای بعدی نه فقط روسیه که چین نیز ممکن است از حق وتوی خود به نفع تهران استفاده کند و طرحهایی که از سوی آمریکاییها و متحدانشان تدوین و طراحی میشود را ناکام بگذارد. در این میان تمام تلاشی که ایالات متحده و همپیمانانش برای جدا ساختن روسیه و چین از ایران انجام دادهاند ثمربخش نبوده است از جمله بنیامین نتانیاهو با سفرهای متعدد به روسیه و دعوتهای مکرر از ولادیمیر پوتین تلاش زیادی کرد تا روسیه را از ایران جدا کند. راهبردنویسان غربی بر این باورند که جداسازی روسیه از ایران، لزوما به جداسازی چین از ایران منجر میشود و از این بابت سرمایهگذاری برای ایجاد فاصله میان تهران و مسکو مفید است به ویژه آنکه تهران و مسکو در اداره جنگ سوریه اختلافهایی دارند که میتوان این اختلافها را تبدیل به شکاف کرد و از آن خط جدایی ساخت اما در این مورد راهبران و سیاستمداران آمریکایی و همدستانشان توفیق چندانی به دست نیاوردهاند.اکنون دولتمردان ایالات متحده باز هم به همان سیاست قدیمی «زدن حرفهای احمقانه و پرورش اهداف و فکرهای بزرگ در ذهن» روی آوردهاند. روشن است که صلاحیت اعمال حاکمیت دولت آمریکا و افزون بر آن روایی و مقبولیت اجرای آرای دادگاههای آن کشور به مناطق فراتر از خاک ایالات متحده چه به لحاظ حقوق بینالملل و چه به لحاظ عرف بینالمللی امکانپذیر نیست و آن دوران سپری شده که ایالات متحده با فرستادن کماندو، رییسجمهور کشوری را میدزدید و برای محاکمه به خاک آمریکا منتقل میکرد. در شرایط کنونی ایالات متحده چه با حکم دادگاه و چه بدون آن اهلیت حضور خصمانه در آبهای بینالمللی را دارد و نه اگر این حضور رخ داد و عملیاتی خصمانه علیه ایران در آبهای بینالمللی از سوی واشنگتن سامان داده شد، ایران در مقابل آن سکوت نمیکند. به این ترتیب گمان اصلی آن است که این اقدام دادگاه فدرال ایالات متحده تنها کارکردهای تبلیغاتی و نمایشی داشته باشد و منجر به انجام اقدامی علیه منافع تهران نشود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد