4 - 12 - 2022
روایت اوج یک قهرمان «چ» مثل چمران
محبوبه حقیقی- به قول کیوان کثیریان که با چند دقیقه تاخیر توانست از ازدحام جمعیت بیرون سالن برگزاری نشست فیلم، خودش را به تریبون اجرای برنامه برساند، «چ»، نه تنها اتفاق بزرگی در سینمای حاتمی کیاست بلکه یک اتفاق در سینمای ایران است.
با توجه به اینکه گزارش یک جشن بعد از حضور درجشنواره فجر سال ۸۹، هرگز اجازه اکران عمومی پیدا نکرد، می توان گفت پس از اکران فیلم «دعوت»، حاتمی کیا بعد از پنج سال به پرده سینما بازگشته است؛ آن هم با فیلمی که صحنههای جنگی دارد وداستانش در دل جنگ اتفاق میافتد که میتوان آن را بازگشتی باشکوه برای حاتمیکیا دانست.
همچنان که نزدیک به سه سال است که رسانهها از آن سخن میگویند، «چ»، روایت ۴۸ ساعت از زندگی مهدی چمران است. این خود نخستین تصمیم هوشمندانه حاتمیکیا بوده در زمانی که تصمیم به ساختن اثری با چنین محتوایی گرفته است. شرح دو ساعته یک برش از زندگی یک قهرمان بیتردید تصویر کاملتری از او به دست میدهد تا روایت خلاصه گذرا از تمام زندگی او. هوشمندانهتر آنکه، «چ» برخلاف تصور، نمیخواهد روزهای منتهی به شهادت چمران را به تصویر بکشد. «چ» پایان یک قهرمان نیست بلکه اوج او را به تصویر میکشد.
همانطور که ابراهیم حاتمیکیا خود اعتراف کرد، اینکه درباره شخصیتی که میشناسیم و مردم روزگارمان میشناسندش، فیلم بسازیم کار بسیار سختی است. چراکه بیشتر، کار و شخصیتپردازی را در معرض قضاوت قرار میدهد حتی آدمهایی که آن شخصیت آشنا را میشناسند، روی تکتک کلمات و واژگانی که در دیالوگها میگوید، روی لحن و آکسانهایش، روی شیوه نگاه کردن و گام برداشتن و… حساسیت ویژهای به خرج میدهند و به این سادگیها نمیپذیرندش. برای همین به شخصیتهای اصلی و تاثیرگذار فیلم نگاه کردهام:
۱- اگر قرار باشد به سلیقه خودم و البته بسیاری از آنها که فیلم را روز گذشته در کاخ جشنواره با هم دیدیم، تنها یک ایراد از «چ» حاتمیکیا بگیرم خود چمرانش است. مصطفی چمران یکی از اسطورههای دوران دفاع مقدس است.
شخصیت پیچیدهای که از هر سو نگاهش میکنی، بیشتر شگفتزده میشوی و بیشتر برایت دست نیافتنی میشود. اما اشکال اینجاست که این مرد دست نیافتنی را قریب به اتفاق مخاطبان این فیلم میشناسند.
صدایش را هر جا بشنوند میگویند: «این صدای دکتر چمرانه.» همگان بارها و بارها فیلمهای اندکی را که تلویزیون از او پخش کرده، دیدهاند. همین است که فریبرز عربنیا را با آن گریم تمام عیار و بازی بسیار خوب و حتی محبوبیتی که در مخاطبان سینما دارد، گزینه مناسبی برای چمران نمیکند.
شاید مهمترین مشکل، صدای این بازیگر است؛ صدایی که خود به خود هویت دارد و هر کس که بشنود، میشناسدش، لحنی که مخصوص اوست و اصلا برای شبیه لحن چمران شدن مناسب و موفق نیست. چمران وقتی حرف میزند مخاطب چشم بسته میتواند فکر کند این سلطان است که دارد دیالوگ میگوید؛ شاید کمی آهستهتر و شمردهتر.
۲- اصغر وصالی از معروفترین فرماندهان جبهه کردستان است. او و بچههای گروهش که به خاطر بستن دستمالهای سرخ به دور گردنشان به دستمال سرخها معروف بودند پیش از شروع جنگ و در غائله کردستان به جنگ با جدایی خواهان رفتند و کنار چمران جنگیدند.
اصغر وصالی «چ» با آنچه دربارهاش خواندهایم و شنیدهایم شباهت دارد. شاید تفاوت اصلیاش با شخصیت چمران اینجاست که مردم صدا و لحن شهید اصغر وصالی را نمیدانند پس با این جوان پرشور پاکبازی که نقشش را هم بابک حمیدیان بازی میکند، ارتباط برقرار میکنند و باورش میکنند.
حتی اگر گاهی شعار بدهد و شعارهایش خیلی رو باشد اما از دید مخاطب خردهای بر او وارد نیست چراکه این ادبیات متعلق به چند ماه بعد از پیروزی انقلاب است.
۳- «هانا»ی کردستان. مریلا زارعی بارها ثابت کرده که دستکم در جمع بانوان بازیگر از بهترینهاست. در «چ» یک بار دیگر این را به رخ مخاطب میکشد. زن جوان کردی که کودک چندماههاش را بیوقفه در بغل دارد و نماد شایستهای از مردم کردستان است، قربانیان جنگ؛ خواه داخلی باشد خواه با بیگانه. زنی که برادرش از سویی و همسرش که عاشقانه دوستش میدارد از سوی دیگر درگیر این جنگ هستند.
درخشانترین سکانس «چ» که بیتردید در ژانر فیلمهای جنگی ایران بیرقیب است در نگاه او رقم میخورد، سکانسی که به سکانس هلیکوپتر معروف شد؛ هلیکوپتری که هدف تیرهای دشمن قرار میگیرد و چند ثانیه نفسگیر را خلق میکند که انگار تا آخر جهان ادامه دارد و هرقدر به این پرده بزرگ سینما چشم میدوزی، تمام نمیشود تا نفست دوباره بالا بیاید.
زنی که همچونان زنان کرد دلاور است و هم مادر است و به زندگی احترام میگذارد.
از این شخصیتها اگر بگذریم، «چ» گویی پردهای از جنگ را به رویت باز میکند. دستکم من سراغ ندارم فیلمی را که این چنین نزدیک و بیپرده به فاجعهای که در خانه مردمان کردستان و بهویژه پاوه در آن سالها رخ داد، پرداخته باشد. «چ»، مثل چمران داستانش که بیشتر هوادار گفتوگوست و از جنگ تا آنجا که ممکن باشد، پرهیز میکند و از کشتن تا جایی که بتواند بیزار است، نشان میدهد که جنگ تا چه اندازه هولناک و خانمان برانداز و انسانسوز است که این ویژگیها را میتوان به همه ویژگیهای نازنین این فیلم افزود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد