1 - 12 - 2022
رونمایی از چهره جدید ترور
فاطمه رحیمی – غرب فکر میکرد که در مسیر پیروزی علیه تروریسم جهادی گام بر میدارد، درحالی که پس از عملیات تروریستی گروه شباب در کنیا، باید در این تفکر تجدیدنظر کند.
چند ماه قبل باراک اوباما اعلام کرد که القاعده در مسیر شکست قرار گرفته است. وی گفت که اعضای باقیمانده القاعده بیشتر نگران امنیت خود هستند تا اجرای حملات توطئهآمیز علیه غرب. وی ادعا کرد که حملات تروریستی آینده شبیه به حملات دهه ۱۹۹۰ خواهد بود؛ بیش از آنکه فراملی باشد محلی خواهد بود و بر اهداف نرم متمرکز است. پیام کلی وی این بود که زمان کنار گذاشتن طرح جنگ علیه تروریسم جهانی جورج بوش فرا رسیده است.
ممکن است اوباما اینگونه استدلال کند که حمله به مرکز خرید وستگیت در نایروبی توسط شباب، شاخه وابسته به القاعده در سومالی همان موردی است که وی در موردش صحبت کرده؛ «یک عملیات مرگبار تکاندهنده که فاصله بسیاری با آمریکا داشته است.» با این حال حقیقت ناخوشایند این است که طی ۱۸ ماه گذشته القاعده و متحدان جهادی این گروه با وجود فشارهای بیامانی که بر آنها وارد شده و شکستهایی که متحمل شدهاند، بازگشت فوقالعاده به صحنه داشتهاند. این شبکه تروریستی اکنون بر قلمروی بیشتری تسلط دارد و بیش از هر زمانی در تاریخ ۲۵ ساله خود جنگجوهای تازه نفس را به استخدام خود درآورده است. اوباما باید تجدیدنظر کند.
احیای دوباره
نزدیک دو سال پیش متفاوت به نظر میرسید. حتی قبل از کشته شدن اسامه بن لادن در سال ۲۰۱۱، رهبر مرکزی القاعده که در وزیرستان در شمال پاکستان، نزدیک مرز افغانستان پنهان بود، در معرض خطر قرار داشت و به وسیله حملات هواپیماهای بدونسرنشین تضعیف میشد و برقرای ارتباط با سایر اعضای شبکه دچار مشکل بود. القاعده در شبهجزیره عربستان که از نظر حملات فزاینده به غرب تواناترین شاخه این گروه محسوب میشود، با حملات هواپیماهای بدون سرنشین ضربه سختی خورد و توسط سربازان یمنی ویران شد. شباب نیز در شرایطی که نیروهای اتحادیه آفریقا که مورد حمایت غرب است، آنها را از شهرهای اصلی سومالی بیرون میراندند، در شرایط مشابهی تحت فشار بودند. مهمتر از همه، بهار عربی خط بطلانی بر ادعای اصلی القاعده بود مبنی بر اینکه رژیمهای فاسد تحت حمایت غرب را تنها از طریق خشونت میتوان سرنگون کرد.
تمام این دستاوردها اکنون مورد شک و تردید قرار گرفته است. گروه ترویستی شباب جنگجویان خارجی بیشتری را نسبت به گذشته به کار گرفته است (به نظر میرسد برخی از آنها در عملیات کنیا شرکت داشتهاند). شاخه فعال القاعده در عربستان مسوول ترسی بود که منجر به بسته شدن ۱۹ سفارتخانه آمریکا در سراسر منطقه و هشدار جهانی در مورد سفر مسافران در اوایل ماه آگوست شد؛ ضمن اینکه هسته القاعده با پیشبینی عقبنشینی نیروهای غربی از افغانستان پس از سال ۲۰۱۴، حرکت خود به سمت شرق وحشی این کشور را آغاز کرده است.
بهار عربی در بیراهه
بیراهه رفتن بهار عربی فرصت بیسابقهای را نصیب القاعده و متحدانش کرده است. کودتا علیه یک دولت منتخب ظاهرا اسلامگرای میانهرو در مصر به ترمیم قدرت ایدئولوژیک القاعده کمک کرده است. سلاحها در سراسر منطقه دست به دست میشوند و جنگ داخلی در سوریه باعث احیای یکی از خشنترین و سرکشترین انشعابات این شبکه یعنی القاعده عراق شده است.
کشمکش برای سرنگون کردن رژیم اسد به آهنربایی برای جذب هزاران نفری که از سراسر جهان اسلام و جوامع مسلمان در اروپا و آمریکای شمالی خواهان پیوستن به جهادیها هستند، تبدیل شده است. ارتش آزاد سوریه که زمانی اعتدالگرا و سکولار بود به تدریج جای خود را به گروههای جهادی سازمان یافتهتر که از پشتوانه مالی بهتری برخوردارند و ارتباط مستقیمی با القاعده دارند، داده است. براساس برآوردهای اطلاعاتی غرب، چنین گروههایی در حال حاضر نزدیک به ۸۰ درصد نیروهای موثر شورشی را تشکیل میدهند. حتی اگر این گروهها موفق به بهرهبرداری از بخش عمده قلمرویی که در شمال و شرق این کشور به تصرف درآوردهاند، نباشند، باز هم ممکن است مناطق گستردهای را در اختیار گیرند که با یک عراق شکنندهتر هم مرز است؛ جایی که القاعده در شرایط فعلی ماهانه حدود یک هزار غیرنظامی را میکشد. و این دورنما بسیار وحشتآور است.
پایان تفکرات خوشبینانه
خشنودی بیش از حد غرب تا چه اندازه در چنین احیای حیرتآوری مقصر است؟ کمی. اوباما بسیار مشتاق بود که از عراق رها شود و برود. وی با خطر تکرار اشتباهش در افغانستان روبهرو است. آمریکا برای از بین بردن گروههای القاعده بیش از اندازه بر حملات هواپیماهای بدون سرنشین متکی بوده است. لئون پانتا، وزیر دفاع سابق آمریکا حتی به این سخنان احمقانه اکتفا کرد که تنها با کشتن ۱۰ تا ۲۰ نفر از رهبران این شبکه در پاکستان، یمن و سومالی میتوان این شبکه تروریستی را شکست داد.
خیزش دوباره
بازخیزش القاعده چه اندازه برای غرب تهدیدآمیز خواهد بود. به نظر میرسد این عقیده متداول مبنی بر اینکه جهادیهای خشونتطلب امروز، به واقع تنها به جنگیدن در نبردهای محلی علاقه دارند، یک اشتباه است. برخی از جنگجویان خارجی در سوریه کشته خواهند شد. برخی دیگر خوشحال میشوند که به زندگی آرامتری در اروپا یا آمریکا بازگردند اما تعداد قابل توجهی از آنها به آموزشها، تجربیات و ارتباط با کشورشان ادامه خواهند داد، با این اشتیاق که از هر سه مورد در صورت فراخوانی که مطمئنا صورت خواهد گرفت، استفاده کنند.
آیا هیچ اقدامی وجود دارد که بار دیگر باعث بازگرداندن این جریان شود. پاسخ مطمئنا مثبت است. زمانی که بوش «جنگ علیه تروریسم» خود را اعلام کرد، هدفش سرنگون کردن رژیمهایی بود که از تروریسم حمایت مالی میکردند. امروز باید تاکید بر حمایت از دولتهای ضعیف (و در برخی مواقع نامشروع) در یمن، سومالی، عراق، لیبی، مالی، نیجر و دیگر کشورهایی باشد که تلاش دارند با القاعده مبارزه کنند، حتی کنیا و نیجریه با کمک بیشتر میتوانند اقداماتی در این جهت داشته باشند. این امر نه به معنای حضور نظامی سنگین بلکه به معنی کمک در دستیابی به اطلاعات، تدارکات و حتی نیروهای ویژه و حمایت هوایی است از همه مهمتر این امر به معنای کمک بیشتر برای تربیت نیروهای امنیتی محلی، مدرنیزه کردن دولتها و به ثبات رساندن اقتصادهای اغلب شکننده است.
وحشتناکترین جنبه احیای القاعده تداوم گسترش ایدئولوژی مهلک این گروه که ناکامیهای بهار عربی هم به کمکش آمده، در گسترهای از مدارس و مساجد و وبسایتهای جهادیها و شبکههای تلویزیونی است. هنوز هم جریان پول از کشورهای عربی ثروتمند حاشیه خلیج فارس که ظاهرا از دوستان غرب محسوب میشود، ادامه دارد و این فعالیتها و بدتر از اینها را تامین میکند. برای متوقف کردن دولتها در این کشورها به فشار بیشتری نیاز است. با وجود قدرت نرم به ظاهر گسترده غرب، این منطقه در تلاش برای پیروزی بر مسلمانان میانهرو در مهمترین نبرد دوران، ضعیف عمل کرده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد