24 - 05 - 2021
ریزش بورس در سایه ترس و ناامیدی
بازار سرمایه که ماههاست روند ریزشی را در پیش گرفته از ابتدای خرداد بر شتاب نزولی افزوده و سرمایهگذاران وحشتزده را از بازگشت به مدار تعادل ناامید کرده است. طی مدت اخیر حمایتهای لسانی یا عملی مختلفی نیز از بازار صورت گرفته که از سوی معاملهگران با بیاعتنایی مواجه شده است. کارشناسان بازار سرمایه اصلیترین دلیل این بیتوجهی را نمایشی بودن برخی از این حمایتها یا کارکرد آنها در بلندمدت میدانند. در همین حال برخی از این وعدهها طی یک سال گذشته عملی نشده و این روند بر بیاعتمادی سهامداران افزوده است. حالا دیگر نه اخبار خوب و مثبت شرکتها بر بازار موثر است و نه بهبود شاخصها و متغیرهای اقتصادی اثرگذار در بورس توانایی تغییر مسیر معاملات را دارند. با توجه به سایه ترس و ناامیدی که بر بازار سرمایه سایه افکنده است نمیتوان دورنمای روشنی از روند بورس ارائه داد.
بیاثر شدن حمایتها
حسن کاظمزاده کارشناس بازار سرمایه اظهار کرد: از اوایل اردیبهشت ماه طرحهای حمایتی همچون «انتشار اوراق اجاره هلدینگها» و «خرید سهام» یا «بسته حمایتی سران قوا» به نفع بازار سرمایه به تصویب رسید ولی به طور کامل اجرایی نشد. همزمان شدن این موضوعات و از دست دادن حمایت فنی و تکنیکالی شاخص کل و سهمها، ناامیدی بیشتری را به بازار تزریق کرد و موجب شد فروشندههای بیشتری برای عرضه اقدام کنند. وی با اشاره به تاثیر نرخ دلار گفت: بازار سرمایه طبق روال عادت خود در بازههای زمانی کوتاهمدت متغیرهای اقتصادی را مورد ارزیابی و بررسی قرار داده بنابراین اگر تغییراتی از میزان اثرگذاری در بورس و دیگر متغیرها مشاهده شود، تاثیر «دلار» بر بورس کاملا نمایان خواهد شد. کاظمزاده بیان کرد: در مدت اخیر ریزش و رشد دلار توسط بازار دیده نشده و با تغییرات دلار بازار به صورت متمادی افت قیمت داشته و سهامداران ارتباط زیادی بین این موضوع نمیبینند. همچنین به دلیل اینکه چشمانداز نرخ دلار را منفی تصور میکنند به برگشتهای نرخ دلار توجه نمیکنند. این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه در شرایط فعلی بیشترین مشکل در دل بازار قرار دارد، تصریح کرد: تمایل به سرمایهگذاری وجود ندارد و متاسفانه اقداماتی که صورت گرفته به جای اینکه تمایل به خرید را افزایش دهد تمایل فروش را افزایش داده است. وی خاطرنشان کرد: تعداد سهامی که قیمتهای آنها جذابیت برای سرمایهگذاری ایجاد میکند مدام در حال افزایش است و معمولا در چنین شرایطی با نخستین تقاضایی که وارد میشود رشد قیمتی را در چنین سهمهایی مشاهده میکنیم، اما در حال حاضر جو به گونهای است که سهمهایی که به نسبت ارزان هستند زیاد افت نمیکنند، اما سهامی که هنوز به سطح جذابیت نرسیدهاند کماکان در حال کاهش قیمت هستند و مشخص نیست این روند تا چه زمانی میتواند ادامه یابد. کاظمزاده تاکید کرد: تا زمانی که ابهامات کلان اقتصادی وجود دارد و سرمایهگذاری بالایی وارد بازار نشود روند فعلی ادامه خواهد داشت.
بلاتکلیفی سهامداران
مرتضی عباد دیگر کارشناس بازار سرمایه هم با بیان اینکه طبقهبندی سهامداران به گروه باتجربهها و بیتجربهها، از اساس نادرست است و اصولا این تقسیمبندی را قبول ندارم، گفت: آنچه در یکی دو سال اخیر در بازار سرمایه رخداده، آنقدر نسبت به روند سالهای قبل متفاوت بوده که از نظر من، تمام فعالان بازار سرمایه در مورد آن بیتجربه بودند و چهبسا برخی سهامداران تازهوارد، عملکرد بهتری داشتند و زیان کمتری هم متحمل شدند؛ بنابراین نمیتوان ریزش بازار سرمایه را به کمتجربگی سهامداران خرد و تازهوارد بازار گره زد. وی افزود: ریزش بازار سرمایه، چند دلیل عمده داشت که یکی از دلایل ریزش بازار، ورود دولت به این بازار بود؛ یکی دیگر از دلایل مشکلات بازار نیز ترسی بود که با دستکاری مداوم و متعدد قوانین و مقررات و… بود ضمن آنکه جذابیت بازار رمزارزها هم در خروج نقدینگی از بازار سرمایه و ورود بخشی از سرمایهها به بازار رمزارزها و منفیهای بازار سرمایه بیتاثیر نبود. عباد تصریح کرد: بازار سرمایه طوری شده که یا روند صعودی یا نزولی دارد و ابهامات برجام و ریاستجمهوری هم سرمایهگذاران را دچار بلاتکلیفی کرده و موجب شیب نزولی قیمت سهمها شده است. درحالی که در سایر بازارها مثل بازار خودرو و مسکن، چسبندگی قیمتها بیشتر بوده و اگر خریداری نباشد، قیمتها افت زیادی نمیکند و ریزش ناگهانی شدید وجود ندارد.
شائبه دستوری بودن ریزشها
این کارشناس بازار سرمایه در رابطه با شائبه ریزش دستوری در بازار سرمایه گفت: البته احتمال دستکاری در روند بازار سرمایه و دستوری بودن ریزش این بازار وجود دارد. در اقتصادی که بخش عمده آن دولتی است، طبیعی است که برخی تنشهای غیراقتصادی، بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهد. در حال حاضر میتوان برای وضعیت بازار سرمایه دو فرضیه مطرح کرد. یکی از فرضیهها این است که جناح مخالف دولت فعلی، قصد داشته باشد در شرایطی دولت را به دست بگیرد که شاخص بورس بعد از آن شروع به رشد کند. بنابراین منطقی است که اگر شاخص کل بورس در این مقطع افت کند و مثلا به محدوده یک میلیون و ۱۰۰ هزار واحدی برسد و بعد از روی کار آمدن دولت جدید، رشد کند و به کانال یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحدی (یا بیشتر) برسد، اتفاق مثبتی در کارنامه عملکرد دولت حساب میشود. دلیل اعتقاد به این فرضیه عرضههای برخی نهادهای دولتی و حاکمیتی در بازار سرمایه است که موجب منفیشدن روند قیمت سهمها شده است. ازاینرو معتقدم با تعیین نتیجه انتخابات، بازار سرمایه هم وضعیت بهتری خواهد داشت. عباد اضافه کرد: بسیاری از فعالان بازار سرمایه، اعم از باتجربه و بیتجربه و حتی خود بنده، از سقوط بازار سرمایه آسیبدیده و زیان کردهاند. اما در اقتصاد تورمی، افتوخیز بازار سرمایه جبران خواهد شد و تردیدی ندارم که در دو سال آینده، بسیاری از سهمها حتی قیمتهای بالاتری نسبت به سقفهای قبلی به خود خواهند دید.
مشکلات ساختاری بازار سرمایه
کیارش فاضل نیز اظهار کرد: بازار سرمایه هنوز به بلوغ فکری نرسیده و تا رسیدن به این بلوغ هم راه زیادی باقی است. برخی مشکلات مختص اقتصاد ایران بوده و برخی از این مشکلات هم ناشی از سیاستها و تصمیماتی بوده که برای اداره این بازار اتخاذ شده است. این کارشناس بازار سرمایه اضافه کرد: معتقدم مشکلات بازار سرمایه، مشکلات ساختاری است و اینکه مدیریت این بازار دست چه اشخاصی باشد، اثر چندانی در بهبود وضعیت این بازار ندارد و اگرچه میتوان از بروز برخی مشکلات جلوگیری کرد اما؛ بخشی از مشکلات این بازار هم با ساختار فعلی بازار سرمایه، اجتنابناپذیر است؛ در چنین شرایطی، قوانین متعدد به صورت آزمونوخطا اجرایی میشود که اجرای هر یک از این قوانین هم موافقان و مخالفانی دارد؛ کمااینکه اجرای دامنهنوسان نامتقارن، از نظر برخی فعالان و کارشناسان بازار سرمایه راهکاری بود که مانع از ریزش بیشتر بازار میشد و این راهکار هم عملا اثرگذاری نداشت و مشکلات بورس با اجرای دامنهنوسان نامتقارن هم به قوت خود باقی ماند. وی افزود: بهترین فرصت برای تغییر ساختار بازار سرمایه و کمک به بلوغ این بازار، نیمه اول سال ۹۹ بود که حجم ورود نقدینگی به این بازار شدت گرفته بود و در این مقطع امکان افزایش تدریجی دامنهنوسان معاملات و اصلاح حجممبنا، افزایش شناوری، استفاده از ابزارهای جدید در بازار سرمایه و دوطرفه کردن بازار وجود داشت. اما از این فرصت بهره نبردیم.
تفاوتهای عجیب بورس ایران با بورسهای جهانی
فاضل با اشاره به تفاوتهای عجیب بورس ایران با بورسهای جهانی گفت: اگرچه استفاده از تجربیات بورسهای جهانی راهکار مناسبی است اما؛ بسیاری از اصول و راهکارهایی که در اقتصاد جهانی کاربرد دارد، در اقتصاد ایران کارساز نیست! تورم، شرایط اقتصادی، فرهنگ مردم و… در کشور ما قابلمقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر نیست. همه جای دنیا با افزایش قیمت شدید یک کالا، تقاضای خرید آن کالا کاهشیافته و مردم کالایی دیگر را جایگزین میکنند. این اصل اثباتشدهای در اقتصاد است که در کشور ما کاملا معکوس عمل میکند. این فعال بازار سرمایه تاکید کرد: در کشوری که مردم حدود نیمقرن امنیت درآمدی نداشتهاند؛ رفتار مردم هم متفاوت با اصول اقتصادی خواهد بود و این شرایط فقط مختص به سالهای بعد از انقلاب اسلامی نیست و در دوران پهلوی هم اقتصاد ما، مشکلاتی داشته است؛ چراکه اقتصادهای وابسته به نفت به محض آنکه شوکی در قیمت نفت ایجاد شود، دچار چالش خواهند شد. بازار سرمایه هم مسیر اشتباهی را پیموده و اگر در بازاری یک گام اشتباه برداشته شود، سایر گامها هم اشتباه برداشته خواهد شد. اما در اقتصاد پدیدهای بنام پدیده شوکدرمانی وجود دارد که بر اساس آن زمانی که شوکهای عجیب به بازاری وارد شود و فعالان آن بازار درگیر آن شوکها هستند، میتوان درمانها را به صورت سریع انجام داد. فاضل در گفتوگو با بورسنیوز افزود: بازار سرمایه ما از بازارهای جهانی فاصله بسیار دارد و راهکارهایی که در بازارهای جهانی کاربرد دارد، در بازار سرمایه ما اثرگذار نیست. بنابراین در ابتدا باید برخی زیرساختهای اقتصادی در کشور اصلاح شود. اولین لازمه اصلاح زیرساختهای بازار سرمایه، ارائه آمارهای صحیح اقتصادی و اعلام برنامههای بانک مرکزی در مورد نرخ بهره و نرخ ارز؛ و نیز قیمتگذاری آزاد است. در شرایطی که نرخ بهره بانکی تغییرات ناگهانی دارد، نمیتوان انتظار بازار سرمایهای تحلیلپذیر داشت. قیمتگذاریها هم به بهانه حمایت از مصرفکننده، دستوری تعیین میشود. نکته بعدی، یکطرفه بودن بازار سرمایه است که فعالیتهای وابسته به بازار سرمایه را تحتتاثیر قرار داده است. بعد از رفع این مشکلات، میتوان برای حذف دامنه نوسان اقدام کرد. این کارشناس بازار سرمایه ضمن انتقاد به دولتی بودن بازار سرمایه اظهار کرد: در بازاری که بخش عمده شرکتها در مالکیت دولت و نهادهای دولتی و حاکمیتی است، اجرای بسیاری از راهکارها فقط موجب سوءاستفاده بیشتر از سهامداران خرد خواهد شد. برای مثال حذف دامنه نوسان معاملات در وضعیت فعلی، احتمالا به معنای سوق دادن بازار به قیمتهای بسیار پایین و خرید همین نهادها در کف قیمتی خواهد بود.
گره زدن بورس به انتخابات صحیح نیست
فاضل تصریح کرد: در شرایط فعلی نمیتوان زمانی برای پایان ریزشهای بازار سرمایه اعلام کرد. از مردادماه که بازار سرمایه وارد فاز نزولی شد، تحلیلگران مختلف منفیهای این بازار را به انتخابات آمریکا و برخی اتفاقات سیاسی گره زدند. حالا هم گره زدن وضعیت بازار سرمایه به انتخابات ریاستجمهوری صحیح نیست. این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان کرد: ما در مورد رییسجمهور بعدی و سیاستهای وی و اولویتهای دولت بعدی اطلاعی نداریم. تنها نکته شفاف ماجرا اینجاست که تجربه نشان داده وقتی تمام فعالان بازار سرمایه از برگشت بازار به روند صعودی ناامید شوند، روند بازار تغییر خواهد کرد. این موضوع در روندهای مثبت و صعودی هم مصداق دارد. در مردادماه، اکثر فعالان بازار سرمایه به تداوم رشد بازار سرمایه خوشبین بودند و تصور چنین ریزشی را نداشتند. بررسی اتفاقات مرداد و شهریور نشان میدهد ریزشهای بازار سرمایه تعمدی بود و این تعمد ارتباطی هم به انتخابات آمریکا نداشت. ارکان قدرتی که وابسته به سهامداران خرد نیستند، در ریزش بازار سرمایه دخیل بودند و هر زمان نیرویی که بازار سرمایه را به این روز انداخت، اراده کند، بازار سرمایه وارد فاز صعودی خواهد شد. تا وقتیکه بخش عمده این بازار در دست سهامداران خرد نباشد، همین شرایط تکرار خواهد شد و مقایسه این بازار با بورسهای جهانی، اصلا منطقی نیست.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد