18 - 05 - 2022
زنان زیر تیغ
مهتاب جودکی- آخرین جلسه انجمن جامعهشناسی ایران بررسی موضوع ناقصسازی جنسی در زنان بود. موضوعی «دست نزدنی» که در کمتر جمعی در باره آن صحبت میشود. هر ۱۱ ثانیه یک دختر ۵ تا ۱۰ ساله در دنیا تحت این عمل قرار میگیرد و شاید بسیاری از رواج عجیب این کار در قشم بیخبر باشند و ندانند که رد پای ناقصسازی جنسی زنان در شش استان ایران به ثبت رسیده است. «تیغ و سنت»، کتابی است در همین مورد که بهانه ای برای برگزاری یکی از مهمترین نشستهای دانشکده علوم اجتماعی شد. در کنار استادان دانشگاه و کارشناسان و پژوهشگران، دو نفر از قربانیان ناقصسازی جنسی هم حضور داشتند و این بار برعکس جلسات دیگر این انجمن، سالن از حضور دانشجویان پر بود.
قانون چه میگوید؟
رایحه مظفریان مکارمی که هشت سال درباره ناقصسازی زنان مطالعه و پژوهش کرده است، گفت: «امروز در تاریخ ایران یک روز ثبت شده است و نمیتوان روزی را پیدا کرد که در اینباره این موضوع صحبت شده باشد.»
این محقق و کنشگر اجتماعی با اشاره به این آمار که هر ۱۱ ثانیه یک دختر در دنیا ختنه میشود، سه سطح ناقصسازی جنسی را برشمرد و گفت: سه واژه مثله کردن، ناقصسازی جنسی زنان و ختنه دختران برای نامیدن این عمل استفاده میشود و من معتقدم که تکیه بر هرکدام از این واژهها با توجه به منطقهای که این کار در آنجا رواج دارد، میتواند از لحاظ اجتماعی، مذهبی و قانونی این امکان را ایجاد کند که با استفاده از مواد قانونی مانع انجام این عمل شویم. متاسفانه کسانی که در این مناطق- که ناقصسازی جنسی در آن رواج دارد- زندگی میکنند، از وجود مواد قانونی آگاه نیستند و گاه حتی اگر با این حقوق آشنا شوند، برایشان سخت است که از نزدیکترین افراد به خود، یعنی پدر و مادر و اقوامشان شکایت کنند.
او با بیان اینکه براساس کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، ناقصسازی جنسی زنان نوعی معلولیت به حساب میآید و در سال ۱۳۸۳، قانونی برای حمایت از معلولان تصویب و پذیرفته شده است، به مواد قانونی که در این زمینه وجود دارد و با استناد به آنها میتوان مانع از ناقصسازی جنسی زنان شد نیز اشاره کرد.
ماده «۷۰۶» قانون مجازات اسلامی ایران، از بین بردن قدرت جنسی و باروری مرد یا زن را جرم میانگارد، همچنین ماده «۷۰۷» هم از بین بردن قدرت رابطه جنسی را موجب دیه کامل دانسته است، نقص عضو جنسی هم مشمول دیه برای متخلف است و عوارض روانی و روحی این عمل نیز در این ماده میگنجد. به گفته این محقق با استناد به مواد قانونی «۶۶۴» و «۷۰۸» نیز میتوان مانع این عمل شد.
مذهب چه میگوید؟
این پژوهشگر اجتماعی در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: ما در تلاشیم که ثابت کنیم که این عمل نه در اسلام توصیه شده و نه میراث اعراب است. وی با اشاره به اینکه واژه «ختنه دختران» را بیشتر به مذهب نسبت میدهند، گفت: اسلام به هیچوجه ختنه دختران را توصیه نمیکند. بدانیم که ختنه دختران میراث اعراب نیست و به مذهب خاصی تعلق ندارد.
مظفریان ادامه داد: در اسلام چهار مساله باید همخوان باشد تا بتوان ثابت کرده که مسالهای توصیه شده است: قرآن، سنت، اجماع و قیاس. ما باید براساس این چهار مولفه هر موضوعی را بسنجیم. درباره ناقصسازی جنسی زنان در قرآن هیچ آیهای وجود ندارد که چنین چیزی را توصیه کند. علاوه بر این بسیاری از افرادی که ختنه زنان را انجام میدهند به روایتی از پیامبراکرم(ص) استناد میکنند در حالی که این هم درباره مورد خاصی بوده است و کسانی که در عربستان این کار را انجام میدهند آفریقایی تبارهای مهاجر به عربستان هستند و در سیره پیامبر هیچگاه چنین چیزی را دیده نشده است.این پژوهشگر با اشاره به اینکه درباره ناقصسازی جنسی زنان هیچ اجماعی وجود ندارد، گفت: «از طرف دیگر جای قیاسی باقی نمیماند چون نمیتوان عوارض این عمل را در زنان با مردان مقایسه کرد.»او در میان فتاوای مراجع عظام، فتوای
رهبر معظم انقلاب را یکی از مهمترینها دانست که در سال ۱۳۸۷ اینطور گفته شد که: «اگر این عمل در آینده فرد تاثیر منفی داشته باشد جایز نیست و با توجه به اینکه این عمل در بین شیعیان مرسوم نیست و عرف هم تغییر کرده این عمل جایز نیست.»
دولت وجود این عمل را در ایران بپذیرد
مولف کتاب «تیغ و سنت»، قشم را یکی از مناطق ایران دانست که وحشتناکترین آمار ختنه زنان در آن وجود دارد، یعنی نزدیک به ۸۳ درصد و خواستار شد که دولت در ایران باید بپذیرد که این موضوع در حال انجام است تا بتوان از یونیسف برای مبارزه با ناقصسازی جنسی در ایران کمک گرفت.وی با بیان اینکه باید آمارهای ناقصسازی جنسی زنان به یونیسف داده شود تا بتوانیم برای مبارزه از آنها امکانات بگیریم، گفت: در خاورمیانه کشورهایی مانند مصر، یمن، کردستان عراق و… به لیست یونیسف اضافه شدند و دولت در ایران هم باید بپذیرد این موضوع در حال انجام است.
مظفریان با اشاره به اینکه مساله ناقصسازی زنان ریشه در اسطورههای آفریقای مرکزی دارد و این فرهنگ از طریق مهاجرت انتقال یافته گفت: اثرات ردپای ناقصسازی جنسی زنان در استانهای مختلف کشور دیده میشود.
آنطور که رایحه مظفریان گفت، در شش استان ایران، اثرات و رد پای ناقصسازی جنسی زنان به نسبتهای مختلف ثبت شده است، هرمزگان، لرستان، ایلام، کرمانشاه، آذربایجان غربی و خوزستان. وی درباره مبارزه با عمل نقص عضو جنسی زنان هم پیشوایان دینی، زنان و دایهها و کادر علوم پزشکی را از مهمترین مواردی دانست که میتوانند در کاهش و متوقفسازی این موضوع دخیل باشند.
مظفریان در اینباره نیز توضیح داد که بعضی از مسوولان و کارشناسان میگویند ناقصسازی جنسی زنان در ایران کاهش داشته در حالی که نه میتوانیم بگوییم کاهش داشته و نه افزایش چراکه پژوهشهای کمی در ایران صورت گرفته و نیازمند این هستیم که کار دانشگاهی، آماری و تحقیقی بیشتری در این زمینه صورت بگیرد تا بتوانیم بگوییم که شاهد افزایش ختنه دختران هستیم یا کاهش آن.
یک سوم افراد تحت این عمل جان میدهند
نازی اکبری، دکترای روانشناسی که ۱۵ سال با افرادی که دچار این نقصان شدهاند در تماس بوده و برای رفع مشکلات این افراد تلاش کرده است؛ توجه به مسالهای که با وجود اهمیت آن، صدایی خاموش دارد را قابل تقدیر دانست و گفت: «با بسیاری از ایرانیان و اهالی کشورهای مختلف که با این مساله درگیرند کار کردهام و اعتراف میکنم که مدتزمانی طولانی نمیدانستم که ناقصسازی جنسی زنان در ایران تا این حد رواج دارد.»وی ناقصسازی جنسی زنان را عملی سنتی تعریف کرد که در آن بخشی از اندام تناسلی بیرونی زنان برداشته میشود و «قطع عضو جنسی» و «ختنه زنان» نامهای دیگری است که روی این عمل گذاشتهاند: «با عبارت ختنه مخالفم چراکه این لفظ نوعی مشروعیت دادن و عادیسازی این عمل است و به کار بردن آن باعث میشود که بلافاصله با ختنه مردان مقایسه شود. در حالی که این عمل در مقایسه ختنه مردان که امری شرعی- مذهبی است، تاثیری در عملکرد بدن ندارد و نقص عضو ایجاد نمیکند اما براساس آمار یک سوم زنانی که قربانی قطع عضو جنسی میشوند، جان خود را از دست میدهند.»
وی ناقصسازی جنسی را عملی کهن و سنتی و فرهنگی دانست که حتی به پیش از اسلام و مذاهب دیگر برمیگردد و در کشورهای مسلمانان و مسیحیان دیده میشود و به مشکلات روحی، جسمی و مرگ و میر در کودکان میانجامد.
وضعیت ناقصسازی جنسی در جهان
براساس آماری که در سایت سازمان جهانی بهداشت آمده است، در تمام دنیا ۱۵۰ میلیون زن با قطع عضو جنسی درگیر بودهاند و سالانه دو میلیون دختر که معمولا ۵ تا ۱۰ ساله هستند در معرض روبهرو شدن با این عمل هستند. آنطور که اکبری گفت، زنان ایرانی و خارجی قربانی این عمل مسایل مشترک روحی و جسمی زیادی دارند.همچنین براساس ردهبندی سازمان بهداشت جهانی، این عمل در سطح بالا و کلان در سومالی، اتیوپی، مالی، بورکینافاسو، گامبیا و غنا در سطح متوسط آن آفریقای مرکزی یعنی کشورهای چاد، بیسائو و کنیا، کردستان عراق و در سطح خرد در کشورهای کنگو تانزانیا، نیجریه و یمن رواج دارد.به گفته اکبری در کشورهای پیشرفتهای مثل انگلستان چنین عملی رخ میدهد اما انجام این عمل که بیشتر از سوی مهاجران در این کشور اتفاق میافتد از سال ۱۹۸۵ جرم شناخته شده است و با این حال، اکنون ۶۶ هزار زن با عواقب ناقصسازی جنسیتی در انگلستان زندگی میکنند و در این مورد ۲۳ هزار دختر هم در معرض خطر هستند.
قطع عضو جنسی و عواقب آن
این دکتر روانشناسی با اشاره به اینکه نقص عضو جنسی زنان سبب مشکلات جسمی و روحی در فرد شده و در سنین کودکی حتی موجب مرگ و میر میشود، گفت: «این مساله به طور عمده در آسیا، آفریقا و خاورمیانه رخ میدهد. ۳۰ درصد از کل این مساله در جهان در کشورهایی مانند سودان، سومالی و اریتره اتفاق میافتد.»
اکبری درباره عواقب جسمی این مساله گفت: «مرگ به دلیل خونریزی شدید اولین پیامد منفی بزرگ نقص عضو جنسی زنان است. عفونت ادراری، انسداد مثانه، از دست دادن میل جنسی و آمیزش همراه با درد، قاعدگی دردناک، زایمان غیرعادی و نازایی همراه با عفونت لگنی از پیامدهای دیگر نقص عضو جنسی زنان است.»
صددرصد زنان در سومالی قطع عضو جنسی میشوند
اکبری در بخش دیگری از گفتههایش با بیان اینکه طبق آمار سازمان بهداشت جهانی صددرصد زنان در سومالی ناقصسازی جنسی میشوند و از این میان یکسوم در اثر خونریزی میمیرند، گفت: از سوی دیگر به دلیل جراحی غیربهداشتی، امکان بیماریهای مختلف از جمله ایدز وجود دارد. علاوه بر این پس از این حادثه هم یک بحران روحی برای فرد به وجود میآید.
وی عواقب روحی و روانی این عمل را «بحران پس از حادثه» نامید و گفت: «وقتی کسی دچار حادثه میشود، این حادثه در بخش میانی مغز ذخیره میشود و هر اتفاقی که این رویداد را به خاطر فرد بیاورد، منجر به ایجاد اضطراب در فرد میشود.» وی احساس ناامنی و تنهایی، بیاعتمادی و خیانت از طرف نزدیکان به ویژه مادر، ترس از نزدیکی عاطفی و افسردگی، اضطراب شدید، کابوس، بیخوابی، وسواس، عدم توانایی ارتباط روحی با همسر، ترس از برقراری رابطه جنسی، اعتماد به نفس پایین، احساس گناه در مادران و احساس حقارت در مقابل مردان را از عواقب عمل ناقصسازی جنسی در زنان عنوان کرد.
این عمل باید محکوم شود
این رواندرمانگر در ادامه احساس طردشدگی از گروه در صورت عدم انجام این عمل را یکی از مسایل زنان دانست و درباره یکی از بیماران سومالیاییاش حرف زد که به دلیل انجام ندادن این عمل از طرف اطرافیانش طرد شده بود. اکبری در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که مردان سومالیایی تمایلی به انجام این عمل نداشته و بیشتر زنهای آن جامعه به دنبال چنین کاری بودند چرا که آنها معتقدند برای اینکه دخترهایشان را به خانه بخت بفرستند، انجام این عمل الزامی است.
اکبری در گفتههایش بار دیگر تاکید کرد که ناقصسازی جنسی در زنان علاوه بر عواقب جسمی، عواقب روحی بسیاری نیز در پی دارد و برخی از زنانی که این عمل را انجام دادهاند به دلیل عفونت لگن، نازا میشوند.این رواندرمانگر در پایان گفتههایش قطع عضو جنسی را امری سنتی و غیرانسانی دانست و تاکید کرد که کسانی که به حقوق بشر اعتقاد دارند، باید این عمل را محکوم کنند.
یک قربانی هم زیاد است
مولف کتاب تیغ و سنت درباره آثار نگاشتهشده در این مورد گفت: «دو کتاب در این زمینه نوشته شده که یکی کتابی به قلم فاطمه کریمی با عنوان «تراژدی تن» است که در آن به مواردی در اینباره اشاره شده است. کتاب من نیز با عنوان «تیغ و سنت» یکی دیگر از این آثار است که در مدت هشت سال جمعآوری شده است.»
براساس پژوهشهای این کتاب، در قشم یکی از وحشتناکترین آمار ختنه زنان وجود دارد که حدود ۸۳ درصد است و ۵/۹۲ درصد از آنها اهل تسنن هستند.
مظفریان در پایان با بیان اینکه مطالعات بیشتری در اینباره در حال انجام است، گفت: «کشورهای مختلف مبارزه با این موضوع را شروع کردند. به طور مثال کردستان عراق، از سال ۲۰۰۳ مبارزه را شروع کرد تا چهار سال پیش که قانون منع ناقصسازی جنسی زنان را تصویب کرد.»
او حتی وجود یک قربانی را هم زیاد دانست و گفت: «امیدوارم این موضوع کمتر از گذشته انجام شود و ما گام به گام تا صفر شدن ناقصسازی جنسی زنان پیش برویم.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد