7 - 09 - 2021
زنی پای چوبه دار
م. آشنا
در تاریخ جنایی ایران تا پایان سال ۵۷ تنها یک زن اعدام شد. این زن بهنام ایران شریفی در سال ۴۹ به جرم ربودن دو دختر خردسال هووی سابقش در تهران به شمال کشور گریخت و هنگام فرار دخترک ۶ساله را پس از خفه کردن در جوی آب کرج انداخت و در بندرانزلی هم دختر۱۰ساله را در چاه آب یک پلاژ ساحلی انداخت و خفهاش کرد. این زن در حدود یک ماه فرار، در یکی از خانههای منطقه مولوی تهران دستگیر شد.
***
ایران شریفی در بازجویی گفت: در ادامه فرار شهر به شهر سرگردان و در حال فرار بودم تا اینکه با پیرزنی تنها در شیراز آشنا شدم و به خانهاش رفتم. برای اینکه مخارج زندگیام را تامین کنم در کنار بارگاه شاهچراغ به گدایی مشغول شدم و به زندگی در کنار آن پیرزن مهربان ادامه دادم در حالی که هر لحظه نگران بودم که مردم شهر یا ماموران از روی عکسی که از من در روزنامه چاپ شده بود، شناساییام کنند و دستگیر شوم. در پایان این سرگشتگیها بود که با مرگ پیرزن مهربان راهی تهران شدم و آن شبی که به خانه یکی از بستگانم در خیابان مولوی تهران رفته بودم، ماموران پلیس محله را به محاصره درآوردند و خانه به خانه گشتند تا دستگیرم کردند… .
محاکمه ایران شریفی در تالار جنایی تهران آغاز شد در حالی که سراسر دادگاه پر از تماشاگران بود و بسیاری هم در راهروی تالار بهطور فشرده ایستاده بودند و بیشتر تماشاگران، زنان و دخترانی بودند که در جریان محاکمه مرتبا با خشم فراوان خواستار محکومیت این زن به اعدام بودند. در مدتی که محاکمه ایران شریفی ادامه داشت روزبهروز جزئیاتی از جریان محاکمه را در صفحه حوادث چاپ میکردیم و به خاطر علاقهمندی خانوادهها به مطالعه این گزارشها، تیراژ روزنامه روزبهروز افزایش پیدا میکرد و برخی از روزها، یکی دو ساعت پس از انتشار در شهر نایاب میشد و ناگزیر میشدیم اقدام به چاپ دوم روزنامه کنیم.
پس از چند جلسه محاکمه سرانجام قضات دادگاه این زن را به جرم قتل دو دختربچه هووی سابقش به اعدام محکوم کردند و سپس قضات دیوان عالی کشور رای تایید بر این حکم دادگاه جنایی دادند تا اینکه انتظار افکار عمومی برای اعدام ایران شریفی آغاز شد. وکیلی که برای دفاع از او انتخاب شده بود تلاش خود را برای نجاتش از مجازات اعدام آغاز کرد و تنها راه نجات این زن از چوبه دار، والدین دو دختربچه بود که میتوانستند اعلام رضایت برای بخشش او کنند؛ ولی مادر بچهها تن به رضایت نداد و گفت: من منتظر شب اعدام ایران شریفی بیرحم هستم که تصمیم دارم با لباس سرخ به نشانه انتقامجویی در شب اعدام این زن به زندان قصر بروم و شاهد بالا رفتن او از چوبهدار شوم.
در پایان همه تلاشها برای نجات ایران شریفی از مرگ، با شکست روبهرو شد. با گذشت یکسال از ماجرای جنایت، در نیمه سال ۱۳۵۰ بود که باخبر شدیم ایران شریفی در آستانه اعدام قرار گرفته و قرار است به عنوان نخستین زن محکوم به مرگ در زندان قصر تهران به دار مجازات آویخته شود. در آن شب مقرر، همراه گروهی از خبرنگاران مطبوعات، نیمهشب روانه زندان قصر شدیم تا از مراسم اعدام گزارش تهیه کنیم.
از ۲۴ ساعت قبل ایران شریفی را از زندان عمومی مخصوص بانوان بیرون آورده و به یک سلول انتقال داده بود به این بهانه که پروندهاش دوباره به جریان افتاده و باید هنگام صبح او را به دادگستری ببرند تا در ملاقات با وکیلش راه دفاع دوبارهاش را روشن کنند.
در حالی که همان شب ماموران سرگرم آزمایش طناب چوبه دار بودند؛ چوبه داری که در حیاط خلوت زندان برپا شده بود.
ادامه دارد

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد