1 - 12 - 2022
سلام بخشخصوصی به عقلانیت در نفت
«جهانصنعت»- دولتهای نهم و دهم در حوزه آمارهای تخصصی با فقر شدید مواجه بود که این اتفاق در حوزه نفت و انرژی نیز بارها تکرار شد و البته مورد هشدارهای جدی کارشناسان قرار گرفت. در عین حال با وجود اینکه اصل «۴۴» قانون اساسی تاکید ویژهای بر کاهش تصدیگری دولت دارد اما در دولتهای نهم و دهم پدیده خصوصیسازی به شکلی ادامه یافت که آه از نهاد بخشخصوصی درآورد. بخشخصوصی با وجود تواناییهایی که در دور زدن تحریمها و ساخت تجهیزات داشت با بیمهری فراوانی مواجه شد تا اینکه شرکتهای بزرگ و کوچک بجز چند شرکت که به طور عمده حاکمیتی بودند راهی مسیر ورشکستگی شدند.
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید بخشخصوصی نیز به وزارت بیژن نامدارزنگنه امیدوار شده است. آنها خواستههایی از دولت دارند. خواستههای آنان کاملا مشخص و منطبق بر قانون است. بخشخصوصی چیزی فراتر از قانون نمیخواهد و تنها امیدوار است دولت با اعتماد به او در راه دور زدن تحریمها گامهای موثری بردارد. از آنجایی که قرار است دولت آقای روحانی و وزیر نفت، آقای زنگنه طلسم حمایت از بخشخصوصی را بشکنند، ما هم به سراغ یکی از مدیران بخشخصوصی نفت و گاز رفته و با دردمندترین آنها در دولت گذشته گفتوگو کردیم با این نگاه که از کنار گود هم میشود به داخل این صنعت نگاهی کارشناسانه و از منظر دغدغه منافع ملی داشته باشیم به همین منظور سراغ مهندس کیارسی، مدیرعامل شرکت مهندسی پتروکاو خلیجفارس رفتیم. این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
کیارسی در پاسخ به اینکه عملکرد مدیران نفتی دولتهای نهم و دهم را چگونه ارزیابی میکند از برخی مدیران نفتی دولتهای پیشین انتقاد کرده و میگوید: متاسفانه برخی از مدیران شرکتهای نفتی و گازی ما، افراد باتجربه و باتخصص کامل نبودند و بدون احراز ضوابط وزارت نفت مدیر شدند به همین دلیل در پشت سنگر نام بلندآوازه وزارت نفت پنهان شده و با وجود آنکه خود در مناطق عملیاتی بودند و از مشکلات آگاهی کافی داشتند اما چنین میپنداشتند که دلارهای آسان به دست آمده قدیمی هنوز آنقدر هست که بتوانند تصمیم شخصی بگیرند و عمل کنند. اینگونه مدیران آنقدر در پست و صندلی خود غرق بودند که نمیدانستند پرسنل و کارشناسان زحمتکش نفت و گاز با چه مشقتی نفت و گاز را تولید، انتقال و فرآوری میکنند و با چه مصیبت و ترفندی این نفت به فروش میرسد و این معضلات گذشته حاصل انتخاب غلط و طایفهسالاری بود.
وی میافزاید: در اثر عواملی که عنوان شد و همچنین مشکلاتی که از نظر جهانی، گریبانگیر میهن ما بود که تاثیر مستقیم بر پیکر وزارت نفت داشته از یکسو و وجود حُب قدرت در بخشی از مدیران گذشته و از بالا تا ردههای میانی و بدون اینکه از دانش و تجربه کافی برخوردار باشند و همچنین عدم طی کردن سلسلهمراتب تجربی و علمی و طبق ضوابط و اساسنامه شرکت ملی نفت ایران همگی دست به دست هم داد تا این مردان نتوانند در شرایط سخت کاری، سیاسی و جهانی از خود ابتکار عمل نشان دهند و بهطور عمده به پاک کردن صورتمسالهها اکتفا کردند. در گذشته وقتی یک جوان تحصیلکرده و حتی نخبه از هر نقطهای از جهان به استخدام وزارت نفت درمیآمد به موازات آموزشهای علمی تمامی مراحل اجرایی را در پایینترین سطح تجربه میکرد و باید با نمره قبولی آن دوره را پشتسر میگذاشت حتی اگر دارای دکترای مکانیک نفت یا حفاری میبود و در نهایت سرنوشت هر کس طبق برنامهریزی برای ۳۰ سال بعد ایشان معین و مشخص بود اما متاسفانه در دولت قبل نخبههای دانشگاهی را مستقیم به مناطق عملیاتی فرستادند، مسوولیت دادند و در کوتاهترین زمان ممکن به عنوان مدیر به کار میگماردند.
کیارسی میگوید: این روش نهتنها حرمت گذاشتن به یک نخبه دانشگاهی نبود بلکه ظلم در حق خود آنها و کشور بود چراکه منجر به تربیت غلط آنها و خودباوریهای کاذب و بعضا افسردگی آنها شده بود. در این مقوله جای مثالهای کلان نیست اما جهت استحضار جناب آقای زنگنه میتوانم به بحران و فوران گاز در سکوهای نفتی ابوذر در منطقه جزیره خارک و نشت گاز در یکی از سکوهای بحرگان در اسفندماه گذشته اشاره کنم. عوامل دیگر بیشماری در تضعیف وزارت نفت دخیل بودند که زیرمجموعههای عملیاتی گناهی مرتکب نشده بودند اما اجبارا شریک فجایع بودند. از آن جمله ستادنشینان که معمولا در هوای بد و گرم و شرجی به مناطق عملیاتی نمیرفتند اما انتظار گزارشات مثبت از افزایش تولید و بهبود فرآوری را از زیرمجموعههای خود طلب میکردند تا خاطرشان مشوش نشود و مدیران زیرمجموعه در مناطق مختلف نفت و گاز گزارش مشکلات و نقصانها را کمتر به بالا ارایه میکردند و سعی داشتند آمار تولید را به شکل غیرواقعی گزارش کنند.
وی در پاسخ به این پرسش که آقای زنگنه برای اینکه به اهداف خود در زمینه افزایش تولید و افزایش صادرات نفت برسد چه کاری باید انجام دهد، میگوید: اقتصاد کشور نفتی و گازی است. هنگامی که آقای زنگنه در روزنامه خودتان که در همین پنجشنبه گذشته به چاپ رسید اعلام میکنند که با افزایش تولید گاز نیروگاههای کشور را از مصرف نفت گاز (گازوییل) و نفت کوره بینیاز کرده و در نهایت ۱۷ میلیارد دلار در سال صرفهجویی میکنیم باید به این گفته کارشناسانه ایشان هم ارج نهاد و هم متوجه شویم که همه چیز امروز بستگی به عملکرد هوشمندانه و در عین حال مقتدرانه آقای زنگنه دارد. مسوولیت ایشان را نمیشود کوچک شمرد و در مقیاسهای گفتاری سنگین و فوق سنگین ارزیابی کرد. از نظر من و با شناختی که از مشکلات ساختارهای مدیریتی و همچنین تاسیساتی در کل وزارت نفت دارم و طی سالهای گذشته با آنها دست به گریبان بودم برای مسوولیت خطیر آقای زنگنه نمیشود وزن و قافیه تعریف کرد.
این فعال بخشخصوصی معتقد است زنگنه مرد بحران است و صنعت نفت پر است از مدیران، کارشناسان و کارگرانی که بحران را میشناسند و همواره با آن زندگی میکنند. میگوید به یاد بیاورید که بسیاری از این افرادی که یاد کردیم هنوز به پایان خدمت خود نرسیدهاند. مردانی مثل زنگنه یا نعمتزاده یا ترکان بسیار نیک میدانند که در زمان جنگ تحمیلی و پس از هر بمبارانی در مناطق نفتی و یک ساعت پس از آن عملیات پرسنل شریف نفت بودند که با تشکیل ستادهای بازسازی عملیات بازسازی تاسیسات را بلافاصله آغاز میکردند و چند روز بعد تولید از سر گرفته میشد.
کیارسی میافزاید: این مردان خوب میدانند در همان ایام هنگامی که یک موشک صدام به نقطهای بیابانی از کشورهای مهم عربی فرود میآمد، جایی که هیچگونه تاسیسات نفت و گاز وجود نداشت، ظرف ۲۴ ساعت کل وزارت نفت آن کشور تعطیل میشد و پرسنل خارجی ایشان کشتی کشتی آنجا را ترک میکردند. این ثروت ملی را هیچگاه نباید فراموش کرد زیرا با تمام کاستیهایی که به وجود آمده که میشود آن را به شخم زدن وزارت نفت تشبیه کرد اما باز هم پرسنل شریف در نفت و گاز بیشمارند. آنها هماکنون نیز در محیطهای سر تا پا بحرانی کار میکنند و جانشان را در کف دست نهادهاند روی سکوهای نفتی پر از خطر و قایقهای نجاتی که هیچ کدام سالم نبوده و سرویس نمیدهند.
وی میگوید: بگذارید مثال دیگری بزنم. باز هم در زمان جنگ که اسکلههای بارگیری نفت ما بمباران شده بود و دولتمردان ما در آن زمان دغدغه هزینههای سرسامآور دفاع مقدس را داشتند، مگر همین مدیران و پرسنل کارآمد در مناطق نفتخیز جنوب نبودند که با نصب پنج دستگاه گوی شناور (SPM) در منطقه امامحسن(ع) و گناوه اقدام به صادرات نفت خام کردند؟ اگر این اقدام صورت نمیگرفت معلوم نبود سرنوشت کشوری با عمر چند هزار ساله در جنگ نابرابری که همه قدرتها دست به دست صدام داده بودند به کجا میانجامید؟؟؟!!! درود به شرف همه آنهایی که در سنگر نفت و گاز و جبههها از شرف میهن خود دفاع کردند.
کیارسی معتقد است: افزایش تولید در ابتدا ارتباط به بازسازی و به روز کردن تاسیسات نفت و گاز ما دارد که رکورد پیرترین و در عین حال گستردهترین تاسیسات جهان را به خود اختصاص داده است. باید در مخازن قدیمی زیرزمینی ما بررسیهای جدیدی صورت پذیرد زیرا در برخی نقاط به خصوص در دریا آب شور و ماسه بخشی از تولید نفت ما را تشکیل داده است، آب شوری که مثلا در ۴۰ سال قبل یا قبل از آن حداکثر سه درصد همراه نفت بود و در برخی مخازن هماکنون به ۳۵ درصد رسیده است. باید تفکیککنندههای گاز و نمک بازسازی اساسی شوند کاری که متاسفانه در دولتهای قبلی انجام نشد و به بهانه نیاز کشور به افزایش تولید این بازسازیها صورت نپذیرفت. NGLهایی که پروژههای ملی بودند اما با آنها فقط بازی طایفهای شد باید سریعا به اهلش سپرد و آنها را تمام کرد. تمام این کارها برای اهلش بسیار آسان و شدنی هستند. مهم اراده آقای زنگنه و روحانی است که به نحو احسن وجود دارد و همه اینها شدنی است؛ به شرط آنکه بحث ملوکالطوایفی در انتخاب مدیران کلان و روسای واحدها و شرکتها از بیخ و بن برداشته شود. آقای زنگنه به مدیرانی نیاز دارد که در گزارشات روزانه خود ۷۰ درصد به مشکلات اساسی و ارایه راهکارهای اصولی اشاره کنند نه اینکه مانند سابق، گزارشات و آمارهای عاشقانه بدهند و بگویند و بنویسند «کوروش بخواب ما بیداریم».
کیارسی میافزاید: همزمان با اقداماتی که گفتم، آقای زنگنه باید سری هم به امکانات صادراتی بزنند و به اسکلههای T و آذرپاد خارک فعلا دلخوش نکنند زیرا اسکله T نشست کرده و بازسازی آن بیشتر به یک شوخی زشت شبیه است تا بازسازی و در حال حاضر نمیتوان از تمام ظرفیت آن استفاده کرد. مشکلات بارگیری از اسکله آذرپاد هم با تمام نقایصی که وجود داشته و ربطی هم به پایانههای نفتی ندارد اما با نوع نگرش دولتسالاری و دشمنی با بخشخصوصی که حاکم بر پایانههای نفتی است فعلا فقط در شعار دادنها در روزنامههای نفتی و سایتها برطرف شدند. نه در عمل و هنگام بارگیری نفتخام ضمن اینکه ۵۰ درصد این اسکله در سرویس نیست؛ در نتیجه بهترین روش فوری افزایش صادرات با استفاده از SPMهای دریایی است که به دلیل سوءمدیریتها پس از جنگ تحمیلی و بازسازی اسکلهها به دست فراموشی سپرده شدند. پنج دستگاه SPMهای کنار گذاشته شده در جزیره خارک را همین سه سال قبل پایانههای نفتی ایران قصد داشتند به عنوان آهن قراضه بفروشند در حالی که کشور ثروتمند قطر حاضر بود آنها را خریداری و بازسازی کند بنابراین SPM بحرگان که نفت را صادر میکند یکسال و نیم است که در شرایط بسیار بحرانی قرار دارد و SPM جزیره لاوان هم باید تعمیرات اساسی بشود که نمیشود.
وی با اشاره به SPM و بندر طاهری در عسلویه که گاز مایع پالایشگاه فجر جم را صادر میکنند، میگوید: در شرایط اسفبار و آماده حادثه به سر میبرد. SPM شماره یک پایانههای نفتی در عسلویه به دلیل فرسودگی بیش از حد از مدار صادرات کنار گذاشته شده و به دلیل رفتار شخصی و خارج از عرف قانونی و طی یک مناقصه محدود به پیمانکاری که این کاره نبود آن هم به صورت گنگ و نامشخص واگذار شد و پس از دو سال که از قرارداد آنها میگذرد هنوز کار اساسی آن شروع نشده و پایانههای نفتی که پنداشتند این موضوع دارد از نظر اعتباری کار دستشان میدهد خودشان آن تجهیز را از کف دریا آزاد و به ساحل بندرگاه عسلویه منتقل کردند به امید اینکه شاید بتوانند به دوبی ببرند و یکسالی هم وقت صرف آن بکنند. SPM قشم که ویژه صادرات نفت فوقسنگین بندرعباس است چند سالی است که فقط با اسناد و هرازگاهی مناقصهبازی فقط زمان را میگذراند زیرا صندوق بازنشستگی نفت کارایی لازم را در مدیریت کردن این شرکتها نداشته و ندارد. میماند SPM شماره ۲ پایانههای نفتی عسلویه که بزرگترین SPM خلیجفارس بوده و اصالتا هلندی است اما با مشکلات طراحی و تکنولوژیکی خاصی که دارد، دچار نشتی شدید شد که به برکت تحریمها مجبور شدند تعمیرات آن را به ما واگذار کنند و برای اولین بار در جهان ما این دستگاه را بدون جداسازی و روی آب تعمیر کرده و رفع نشتی کردیم آن هم در مدت پنج روز و با هزینهای کمتر از پنج درصد بودجهای که پایانههای نفتی برای آن در نظر گرفته بودند.
کیارسی در مورد وضعیت صادرات گاز و نفت و راههای افزایش آن میگوید: نباید ناامید باشیم، ما از همان نسل زمان جنگیم. به عنوان اولین شرکت مهندسی که توانسته پیچیدهترین SPM دریایی را در خلیجفارس تعمیر و رفع نشتی کند و دانش فنی ساخت را هم در اختیار دارد اقدام به ایجاد سایت بینالمللی تعمیرات اساسی و ساخت SPMهای دریایی در جزیره کیش نموده و حداکثر و چنانچه جناب آقای ترکان و زنگنه حمایت کنند چهار ماه دیگر همین عزیزان میتوانند برای افتتاح واقعی (نه مثل دولت گذشته) این سایت بر ما منت بگذارند و این کار را انجام دهند.
کیارسی در پاسخ به اینکه آیا شرکت ایشان توانایی انجام تعمیرات همه SPMهای کیش برای صادرات نفت و گاز را دارد، گفت: ۱۰ دستگاه SPM موجود (فعال و غیرفعال) داریم که باید بازسازی شوند. از مرحله تدارکات تا مرحله تعمیرات اساسی و با احتساب زمان جداسازی، حمل تا کیش، تعمیرات، انتقال مجدد و نصب آن بین شش تا هشت ماه زمان خواهد برد که ۹۰ درصد این زمان مربوط به تدارکات است آن هم در شرایطی که سفارش ساخت بیرینگ آنها لازم باشد در غیر این صورت حداکثر ظرف دو ماه SPM نوسازی شده تحویل مصرفکننده خواهد شد. با توجه به ظرفیت پیشبینی شده جهت تعمیرات و ساخت، فعلا با توجه به محدودیت در مساحت زمینی که متاسفانه سازمان کیش در دولت گذشته همکاریهای لازم را نداشتند میتوان به طور همزمان سه دستگاه SPM را تعمیر اساسی کرد و یک دستگاه را همزمان ساخت اما چنانچه پیشنهاد ما را منطقه آزاد کیش بپذیرد همزمان شش دستگاه SPM را جهت تعمیرات و سه دستگاه را جهت ساخت خواهیم داشت مضاف بر اینکه میتوان تمامی شناورهای نفربر و یدککش که متاسفانه همگی مجبورند برای تعمیرات حتی جزیی به دوبی بروند را در همین سایت تعمیرات اساسی کرد. این شناورها به طور عمده در حال انجام خدماترسانی پرسنلی و تدارکاتی و عملیاتی در نفت و گاز هستند ضمن اینکه میتوانیم تمامی لنجهای ماهیگیری کیش را بدون دستمزد تعمیر کنیم.
وی در مورد زمان ساخت هر دستگاه SPM میگوید: هر دستگاه از مرحله تدارکات تا تحویل هفت ماه زمان خواهد برد که به طور شبانهروزی روی آن کار خواهد شد. الان تنها سازنده SPM در جهان شرکت SBM OFFSHORE آمریکاست و شرکت بلوواتر هلند که این اواخر تولیدکننده یک نوع SPM شده اما هنوز به دلیل مشکلات ساختاری در بازار جا نیفتاده است. در ضمن کشورهایی مانند ژاپن، کره، مالزی، چین، روسیه، انگلیس، آلمان و فرانسه سازنده این تجهیزات نیستند اما مالزیاییها از نظر مهندسی قابل قبولند به همین دلیل احداث این سایت در جزیره کیش یک طرح فراملی بوده و نیازمند حمایت شدید وزارت نفت و مناطق آزاد تجاری است.
وی در مورد زمان آغاز تعمیرات SPMهای ایران میگوید: از پایان مهرماه هم میشود شروع کرد منتها نه با ظرفیت کامل زیرا ساحل پیشبینی شده مناسب تعمیر دو دستگاه SPM است اما چنانچه مناطق آزاد کشور ساحل مورد نیاز اصلی که فعلا هیچ فعالیتی در آن نمیشود را در اختیار ما بگذارد، از همان لحظه میتوانیم با ظرفیت کامل در تعمیرات و ساخت شروع به کار کنیم. البته به آقای زنگنه پیشنهاد میکنم پنج دستگاه SPM غیرفعال در جزیره خارک را در اختیار ما بگذارند تا بتوان با جایگزینی موقتی آنها با SPMهای بحرگان، بندر طاهری و لاوان به تعمیر آنها بپردازیم. البته میتوانیم با ارتقای مهندسی SPMهای ذکر شده آنان را برای نصب در نقاط عمیق دریا آماده کنیم.
کیارسی به عنوان یک کارشناس نفتی معتقد است کشور در حال حاضر به SPMهای جدیدی نیاز دارد تا پاسخگوی برنامههای زنگنه در حوزه صادرات و افزایش آن به خصوص در پارسجنوبی باشد. وی میافزاید: در حال حاضر ایران به ۱۰ دستگاه SPM جدید نیاز دارد البته با احتساب همان دو دستگاهی که باید در منطقه قشم نصب شوند. از اینها گذشته پارسجنوبی حداقل به ۱۰ دستگاه SPM پهلوگیر نیاز دارد و ۱۰ سال است از برنامه عقب ماندهاند، سال گذشته این شرکت اقدام به کارشناسی جانمایی و طراحی اولیه آنها کرد که در ایران به راحتی قابل ساخت و نصب هستند اما متاسفانه برخی مدیران خاص در پارسجنوبی وجود دارند که در سایه تصمیم میگیرند و در آفتاب به اجرا درمیآورند و اعتقادشان بر این است که باید از ایتالیا خریداری کنند اما با توجه به ساختار جدید وزارت نفت انشاءالله همه آنها را در ایران ساخته و نصب میکنیم.
وی در مورد میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای این طرح میگوید: در مجموع و در هر دو بخش ایجاد سایت و تجهیزات عملیات دریایی ۳۶ میلیون دلار برآورد هزینه شده و تاکنون شرکتهایی از مالزی (زیرمجموعه پتروناس) و اندونزی اعلام آمادگی جهت سرمایهگذاری کردند اما شخصا راغب هستم با شرکتهای ایرانی همسو که تخصص تاسیسات دریایی هم دارند مشارکت کنیم که در همین راستا سرگرم نهایی کردن مذاکرات خود طی همین هفته جاری با شرکت بهاندیش هستیم.
کیارسی همچنین در رابطه با بازنگری در وضعیت چاههای نفت و ترمیم و گسترش آنها صحبت کرد و گفت که به دکلهای جدید دریایی جهت حفاری چاههای نفت و گاز نیاز داریم. وی در مورد اعتراضاتی که در یک ماه گذشته نسبت به اقدامات شرکت حفاری شمال مبنی بر ساخت دکل در چین و انتقال تعداد معدودی از این دکلها به خلیجفارس شده صحبت کرد و راهکارهایی در زمینه بینیازی از واردات در این حوزه ارایه کرد. مدیرعامل شرکت مهندسی پتروکاو خلیجفارس اظهار داشت: مدیرعامل حفاری شمال را شخصا میشناسم. ایشان و آقای حمید بورد که به تازگی بهعنوان عضوی از هیات مدیره شرکت ملی نفت انتخاب شدند اولین مدیران شرکت ملی حفاری ایران هستند که به طور جدی و نه نمایشی مانند خیلی از مدیران دیگر، اقدام به تقویت بخشخصوصی در زمینه ساخت داخلی قطعات و تجهیزات حفاری کردند اما اراده ایشان به تنهایی ضامن اجرای کامل این طرح نبود و مدیران عامل باید پشتیبانیهای لازم را انجام میدادند که ضعیف عمل کردند. مصداق این گفته من را میتوانستید به صورت عینی در نمایشگاه ملی حفاری در اهواز با چشم خود ببینید. اقلامی که ساخته بودند فقط مصرف حفاری داشتند نه تجارتی و ریشه این عمل را از ابتدا همین مدیران کاشتند اما با وجود پیشرفت قابل ملاحظه خون هم گریه میکردند به آن جهت که کارفرما مطالبات آنها را به موقع پرداخت نمیکرد. افتخار میکنم که عرض کنم این تجهیزات را فقط شرکتهای غول آمریکایی در جهان میسازند اما بحث دکل دریایی بحث دیگری است. من آقای خادمی را درک میکنم.
وی میافزاید: ساخت دکل دریایی در چین هم مشکلی نیست مشروط بر آنکه نظارت کافی در حین ساخت انجام شود و از اقلام و تجهیزات معتبر غیرچینی استفاده شود. آقای خادمی کافی است این مهم را مستندا به اثبات برسانند زیرا نه چینیها در این زمینه قابل اعتماد هستند و نه دکل دریایی تجهیزی است که بتوان حتی به نمونه آمریکایی آن اعتماد کامل داشت. بهتر است که با پختگی و حسننیت و به دور از دستهبازیهای برخی مقامات دولت پیشین با آقای خادمی نشست و مسایل را کارشناسانه مرور کرد نه با ایجاد شانتاژ.کیارسی در ادامه صحبتهایش با اشاره به اینکه میشود این دکلها را در داخل ساخت میگوید: البته با توجه به ساختار و ابعاد و وزن دکلها نمیشود آنها را در تهران ساخت و آنها را به خلیجفارس برد. در شرایطی که برای یک طرح فراملی در زمین کوچک ساحلی در جزیره کیش، خون به دلمان کردند چگونه میشد ساحلی با ابعاد وسیع در اختیار میگرفتند و در آن یک دایک خشک درست میکنند با ابعاد ۲۲۰×۲۲۰ متر که اول درون این محوطه دکل را ساخت سپس آن را شناور کرد؟ اما ایمان دارم که دولت جدید حمایتهای لازم را از چند شرکت مهندسی و به صورت کنسرسیوم جهت ایجاد این سایت خواهد کرد. شک ندارم. آقای خادمی هم میتوانند عملیات تست و راهاندازی که بشود عملیات RBI را به طور همزمان اجرا کرد. به جای برخی مسوولان وزارت نفت برطرف کنند.
وی در پایان به موقعیت دشوار آقای زنگنه برای بیرون بردن صنعت نفت ایران از بحران اشاره کرد و گفت: آقای زنگنه بخشخصوصی غیرکاغذی و غیررانتی این کشور از شریفترین و زحمتکشترین اقشار جامعه هستند که بیشترین دغدغه ایشان حفظ منافع ملی کشور و باز نگه داشتن سفرههایشان برای پرسنلشان است. حق و حقوقشان را ندادهاند اما حاضر نشدند که در کارشان تعلل کنند و وظیفه قانونی خود را انجام دادهاند. برای نجات کشور صفحه دلشان را برای آقای روحانی و حضرتعالی و به طور کلی دولت ایشان فرش کرده و چونان که پا روی هر سانتیمتر آن بگذارید صدای دعای خیر و آرزوی موفقیت برای شما از آن بلند میشود مثل اذان اما حاضر نشدند مانند برخی مدیران نفتی آنچنانی میلیونها تومان در یک شبانهروز و از جیب بیتالمال به روزنامهها بدهند برای عرض تبریک به حضرتعالی چون دست در جیب خالی خود دارند نه در کیسه بیتالمال. بنابراین و با توجه به آنچه از مصیبتهای تولید- فرآوری و امکانات صادراتی عرض شد به شما اطمینان میدهم به زودی زود و با یاری خداوند پیچیدهترین و استراتژیکترین تجهیز دریایی که همان SPMها هستند با دست مبارک حضرتعالی و آقای ترکان در جزیره کیش و به کوری چشم دشمنان راهاندازی
خواهد شد. انشاءالله.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد