4 - 03 - 2023
سه نشانه از بروز بحران در اسراییل
یکی از سناریوهایی که در روزهای اخیر جریانهای سیاسی و رسانهای مهم منطقه خاورمیانه، در امر تحلیل رویدادهای جاری اراضی اشغالی به آن توجه ویژهای نشان دادهاند، شانس بالای وقوع یک ترور سیاسی پُر سر و صدا در اراضی اشغالی است. اتفاقی که همچون سال ۱۹۹۵ و ترور اسحاق رابین نخستوزیر سابق اسراییل میتواند فصلی جدید را در چارچوب مسائل کلان سیاسی و اجتماعی اراضی اشغالی آغاز کند.»
پس از برگزاری انتخابات پارلمانی اسراییل و پیروزی بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود و احزاب راستگرای افراطی متحد وی در آن، بسیاری از ناظران و تحلیلگران از در پیش بودنِ دورهای مملو از تنش و بحران در معادلات سیاسی، اجتماعی و امنیتی اسراییل خبر میدادند. استدلالهای آن در این زمینه نیز به طور خاص بر سه محور استوار بود: اولا، نتانیاهو و افراطیونِ همراه با وی در شرایطی در انتخابات پیروز شدند که اراضی اشغالی با انباشتی از بحرانهای مختلف سالهای گذشته این رژیم روبهرو بود و به دلیل قاطع نبودن پیروزی آنها در جریان انتخابات، تردیدی نیست که حجم بحران در ادامه مسیر گذشته، بیشتر هم خواهد شد.
دوما، چه نتانیاهو و چه افراطیون دولت وی از ظرفیتهای بالایی جهت بحرانزاییهای بیشتر در عرصه معادلات سیاسی و اجتماعی اراضی اشغالی برخوردار بوده و هستند؛ موضوعی که در همان نخستین روزهای تشکیل دولت جدید در اسراییل با اقدامات تحریککننده افراطیون حاضر در دولت نتانیاهو که کرسیهای مهم قدرت را نیز اشغال کردهاند (نظیر بزالل اسموتریچ و یا ایتامار بن گویر) خود را نشان داد.
در این راستا، جهان شاهد هتک حرمتهای مکرر مسجدالاقصی توسط نیروهای افراطگرای دولت نتانیاهو و متحدان سیاسی و اجتماعی آنها و همچنین پیگیری جدی دستورکار توسعه شهرکسازیهای غیرقانونی اسراییل در اراضی اشغالی و درگیریهای گسترده با فلسطینیها بوده است. در کنار همه اینها، نتانیاهو نیز با طرح جنجالیاش که همان ایجاد تغییرات در نظام قضایی رژیم اسراییل است، تظاهرات گسترده هفتگی شهروندان صهیونیست و اقدامات جریان اپوزیسیون اسراییل علیه خود را تحریک کرده و عملا اسراییل را در چارچوب معادلات داخلی آن به حالت قفل و انفجار رسانده است.
در نهایت باید گفت که نباید از نظر دور داشت که اساسا نتانیاهو در دوران حضور خود در قدرت ثابت کرده که سیاستمداری پوپولیست است و از هر اقدامی جهت جلب توجهات و تحکیم پایگاه اجتماعی قدرت خود، ولو به بهای ایجاد چنددستگی و انشقاق در جامعه رژیم اسراییل، دریغ نمیکند؛ موضوعی که پیشتر خود را در دوره ۱۲ ساله نخستوزیری نتانیاهو در اراضی اشغالی، به بهترین وجه ممکن نشان داده است. به گزارش فرارو، مجموع این مساله، اکنون ماهیتی عینی به خود گرفته و شرایط پیچیدهای را در اراضی اشغالی ایجاد کرده است؛ شرایطی که به زعم بسیاری از ناظران و تحلیلگران سیاسی و البته متخصصان مسائل امنیتی، میتواند نویدبخش ایجاد بحرانها و انفجارهای به مراتب گستردهتری برای رژیم صهیونیستی و آینده سیاسی و اجتماعی آن باشد.
با این حال، جدا از روند جاری بحرانها در اراضی اشغالی، برخی تحلیلگران معتقدند احتمال وقوع تحولات شوکهکننده که ابعاد گستردهای نیز داشته باشند، در اراضی اشغالی کم نیست. در این زمینه، به طور خاص ۳ سناریوی شوکهکننده که به زعم تحلیلگران، واقعیتر و محتملتر از هر زمان دیگری نیز در تاریخ رژیم اسراییل به نظر میرسند، از شانس تحقق برخوردارند.
ترور یک شخصیت بلندپایه رژیم صهیونیستی
یکی از سناریوهایی که در روزهای اخیر جریانها سیاسی و رسانهای مهم منطقه خاورمیانه، در امر تحلیل رویدادهای جاری اراضی اشغالی به آن توجه ویژهای نشان دادهاند، شانس بالای وقوع یک ترور سیاسی پُر سر و صدا در اراضی اشغالی است؛ اتفاقی که همچون سال ۱۹۹۵ و ترور اسحاق رابین نخستوزیر سابق اسراییل میتواند فصلی جدید را در مسائل کلان سیاسی و اجتماعی اراضی اشغالی آغاز کند.
از این رو، نشریه «میدل ایست مانیتور» به تازگی در گزارشی به نقل از منابع آگاه اعلام کرده است که سرویسهای امنیتی اسراییل با توجه به تشدید روند تنشها و خصومتها در اراضی اشغالی، بر دامنه اقدامات حفاظتی خود از نخستوزیر اسراییل (بنیامین نتانیاهو) و آریف لوین (وزیر دادگستری اسراییل) افزودهاند؛ اقدامی که تا حد زیادی با استناد به این منطق صورت گرفته که اغلب افکار عمومی حاضر در اراضی اشغالی، نتانیاهو و طرح جنجالی وی مبنی بر اجرای تغییرات در نظام قضایی اسراییل به نفع دولت و شخص نخستوزیر را، عامل اصلی اوجگیری بحرانها در اراضی اشغالی ارزیابی میکنند و از این رو، وی هدف اصلی هرگونه حادثه ترور خواهد بود.
در این فضا، جالب است که بسیاری از شهروندان عادی اسراییلی و حتی برخی افراد شناختهشده در اراضی اشغالی، با توصیف طرح نتانیاهو به عنوان مقدمهای از سوی او و همفکرانش جهت برقراری دیکتاتوری در اراضی اشغالی، به طور خاص از آمادگی خود جهت جنگ با آنها و حتی کشتنشان خبر دادهاند. این مساله مخصوصا در شرایطی که جریان مقاومت فلسطین نیز در مدت اخیر در پاسخ به تجاوزگریهای اسراییل و تندروهای وابسته به آن علیه فلسطینیها توانسته چند عملیات شهادتطلبانه موفقیتآمیز را در عمق اراضی اشغالی و به طور خاص شهر قدس انجام دهد، از ابعاد جدیتر و خطرناکتری نیز برای رژیم صهیونیستی برخوردار میشود.
در این فضا، بیتوجهیهای گسترده نتانیاهو و طیف سیاسی افراطگرای همراه با وی به اعتراضات عمومی در اسراییل و در عین حال گستردهتر شدن دامنه خشم و نفرت شهروندان صهیونیست علیه دولت جدید اسراییل، زمینههای مناسبی را برای یک ترور سیاسی پر سر و صدا در اراضی اشغالی فراهم کرده است؛ مسالهای که عملا زنگ خطرها را برای سرویسهای امنیتی رژیم صهیونیستی نیز به صدا درآورده است.
در این میان نباید فراموش کرد که پیشتر در زمان نخستوزیری نفتالی بنت در جریان یک تجمع سیاسی، فردی پاکتی را به دست همسرش داد که در آن یک گلوله و متنی قرار داشت که بر اساس آن تاکید میشد اگر بنت از سمت خود کنارهگیری و استعفا نکند، بدون تردید شلیک یک گلوله، به دوره مسوولیت او خاتمه میدهد؛ مسالهای که البته در زمان خود مخفی ماند و بعدها افشاگریهای گستردهای در مورد آن انجام شد.
در وهله اول «نتانیاهو» و پس از وی، «آریف لوین» وزیر دادگستری اسراییل از جمله مهمترین چهرههایی هستند که امکان دارد هدف یک حمله ترور قرار گیرند و در نتیجه چنین حملهای، شوکی قابل توجه به اسراییل وارد خواهد شد.
آغاز جنگ داخلی در اراضی اشغالی
یکی دیگر از سناریوهایی که ناظران و تحلیلگران و البته جریانهای سیاسی و رسانهای که روند تحولات در اراضی اشغالی را دنبال میکنند به آن اشاره داشتهاند، احتمال بالای وقوع جنگ داخلی در اسراییل است. در واقع، به زعم حامیان این ایده، به قدری منازعات، اختلافات و تنشها در اراضی اشغالی میان طیفهای مختلف سیاسی و اجتماعی افزایش یافته و گسترده شده که وقوع پدیده جنگ داخلی، یک برونداد کاملا طبیعی برای چنین وضعیتی قلمداد میشود.
در این راستا، «اسحاق هرتزوگ» رییسجمهور رژیم اسراییل و «بنی گانتس» وزیر جنگ سابق این رژیم نیز پیشتر در موضعگیریهایی نسبت به شانس بالای تحقق چنین سناریویی که آنها از آن به مثابه «برادرکشی یهودیان» یاد کردهاند، هشدار دادهاند. باید توجه داشت که شمار قابلتوجهی از به ویژه شهرکنشینان صهیونیست مسلح هستند و البته جو امنیتی سالهای اخیر در اراضی اشغالی سبب شده تا بسیاری از شهروندان اسراییل به جای حساب کردن روی امنیت اسراییل، برخی امکانات نظامی را جهت استفاده در مواقع ضروری برای خودشان مهیا کنند.
حال در شرایط کنونی با تشدید فضای التهاب سیاسی و اجتماعی در اراضی اشغالی و البته روی کار بودن افراطیون و سیاستمدار پوپولیستی همچون نتانیاهو، تمام زمینههای لازم جهت انفجار یک جنگ داخلی در اراضی اشغالی فراهم است و کوچکترین حرکت در این زمینه میتواند تحولات غیرقابل کنترلی را برای رژیم اسراییل به بار آورد.
در این میان، تحلیلگران سیاسی به طور خاص به این مساله تاکید کردند که اگر نخبگان سیاسی و اجتماعی و همچنین افکار عمومی در اراضی اشغالی نتوانند پلتفرم و راهکاری را برای مخاطب قرار دادن اختلافات و تضادهایشان بیابند، اینکه یک بحران قابل توجه در اراضی اشغالی نظیر جنگ داخلی روی دهد، به هیچ عنوان پدیدهای غیرعادی نیست. حداقل تا به اینجای کار که نشانهای از وجود اراده جدی مبنی بر تغییر شرایط در اراضی اشغالی به چشم نمیخورد.
انجام یک ماجراجویی نظامی خارجی
در نهایت باید گفت که سناریوی شوکهکننده دیگری که امکان دارد رژیم صهیونیستی با آن روبهرو شود، کلید زدن پروژه انجام یک ماجراجویی نظامی گسترده در خارج از مرزهای این رژیم است. این سناریو تا حد زیادی دنبالهروی این سناریوی قدیمی در عالم سیاست است که تاکید دارد گاه برای حل بحرانهای داخلی، باید به ایجاد عامدانه بحرانهای خارجی روی آورد و به نوعی، انسجام داخلی را از این طریق ایجاد کرد.
به بیان دیگر به جای مواجهه با بحران داخلی، باید آن را به خارج صادر کرد. در چارچوب این سناریو، شاید محتملترین گزینه برای صهیونیستها جهت انجام ماجراجویی خارجی که البته در مدت اخیر نیز چه نتانیاهو و چه طیف سیاسی متحد وی بارها از آن صحبت کردهاند، ایران و هدف قرار دادن تاسیسات اتمی این کشور است.
در این رابطه نباید فراموش کرد که نتانیاهو در سالهای حضور خود در قدرت، در اراضی اشغالی تلاشهای زیادی را انجام داده تا اینگونه وانمود کند که وی ناجی امنیت اسراییلیها است و تنها این خود اوست که میتواند فضایی امن را برای شهروندان صهیونیست فراهم کند. درست به همین دلیل هم است که متحدان نتانیاهو به وی لقب «آقای امنیت» را دادهاند و نتانیاهو بارها از بلیت این لقب خود جهت پیروزی در انتخابات پارلمانی اراضی اشغالی استفاده کرده است.
در این فضا، با توجه به، به بنبست خوردن مذاکرات احیای برجام و پیشرفتهای قابل توجه کشورمان در زمینه انرژی هستهای، اسراییل فضای مساعدی را جهت طرح ادعاهای مختلف مبنی بر قریبالوقوع بودن دستیابی ایران به تسلیحات اتمی یافته است و درست به همین دلیل است که شاهد بودهایم میزان موضعگیریهای نتانیاهو و اعضای تیم امنیتی و نظامی دولت وی در این رابطه در مدت اخیر افزایش قابل ملاحظهای داشته است. ماجراجویی نظامی علیه ایران هم میتواند در دشمنی این رژیم با ایران و مخالفت آن با پیشرفتهای اتمی ایران معنا داشته باشد و هم جو داخلی در اراضی اشغالی را تا حدی به نفع نتانیاهو ساکت و البته منسجم کند.
با این حال، تحقق این سناریو نیز با چالشهای جدی مواجه است، زیرا اولا، ایران کشور دستبستهای در برابر اقدامات نظامی احتمالی اسراییل نیست. دوما، پراکندگی تاسیسات اتمی ایران و سطح بالای حفاظتی آنها، شانس موفقیت صددرصدی هرگونه حمله نظامی به تاسیسات اتمی کشورمان را تا حد زیادی کاهش میدهد و در نهایت باید گفت که اساسا رژیم صهیونیستی به صورت انفرادی قادر به انجام ماجراجویی نظامی گسترده علیه ایران نیست. دلیل اصلی این موضوع نیز این است که این رژیم تجهیزات هوایی لازم جهت انجام چنین عملیاتی به ویژه از حیث دارا بودن هواپیماهای سوخترسان را در اختیار ندارد و البته که از حیث سیاسی و نظامی نیز وجود متحدی همچون آمریکا را برای خود کاملا الزامی و راهبردی ارزیابی میکند.
با این همه، رسیدن اسراییل به نقطه بحرانی میتواند تا حد زیادی محاسبات هزینه و فایده آن را دچار تغییرات بنیادین کند و با توجه به شرایط حساس کشورمان در عرصه منطقهای و بینالمللی نیز تحریککننده رخدادِ تحولاتی تازه باشد؛ تحولاتی که میتوانند خود را در قالب سناریوهای شوکهکننده از سوی رژیم صهیونیستی بروز داده و نشان دهند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد