16 - 12 - 2020
سیاستگذاری کسبوکار؛ کارآفرین به مثابه سیاستگذار
دکتر مهدی صانعی*
بقا و استمرار کسبوکارهای نوپا نیازمند سیاستگذاری درست و دقیق است. اما وقتی یک کارآفرین دست به قلم میشود تا سیاستهای کلی حاکم بر کسبوکار خود را تدوین کند با چالشهایی در این مسیر مواجه میشود. اینکه چه دادهها و اطلاعاتی باید جمعآوری شود و چگونه مورد پردازش گیرد تا بتوان به سیاستهای درست دست یافت از مهمترین این چالشهاست. معمولا برخی از کارآفرینان، تمایز معنایی دقیقی بین واژگان چالش، مساله، مشکل، آسیب، بحران، قابلیت، کاستی، ضعف و… قائل نیستند و آنها را به جای هم به کار میبرند. این امر سبب تشخیص نادرست و به تبع آن، طبقهبندی ناصحیح این عوامل شده و فرآیند مواجهه درست با آنها را به بیراهه میبرد. در این نوشتار سعی شده مجموعه اقدامات مورد نیاز جهت تدوین سیاست کسبوکار به اختصار معرفی شده و معانی ضمنی هر یک تشریح شود.
– شناسایی روندها: روند، عبارت است از مجموعهای از تغییرات آرام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، زیستمحیطی و… که در آینده تحولاتی عظیم و بنیادین را در کسبوکار رقم میزنند. شکلگیری روندها، آرام و بیسر و صداست بنابراین کمتر جلب توجه میکنند مثل روند پیر شدن جمعیت، روند تغییر ماهیت اقتصاد از اقتصاد مبتنی بر سرمایه به اقتصاد دیجیتالی و… شناسایی روندها الزاما از طریق رصد دادههای مختلف در یک بازه زمانی بلندمدت امکانپذیر است.
– شناسایی چالشها: چالش عبارت از شرایطی است که ما را به مبارزه میطلبد، ذهن را به خود مشغول میکند و در ابتدای امر، یا راهکار مشخصی برای آن وجود ندارد و یا راهکارهای موجود برای پرداختن به چالش، آنقدر متنوع و گاه متعارضاند که عملا فرآیند تصمیمگیری را کُند میکنند. چالشها بدیع و تازهاند و گاه غافلگیرکننده. پرداختن به چالشها مستلزم صرف انرژی ذهنی و فکری زیادی است.
تشخیص چالشها مستلزم شناسایی، رصد و پایش دقیق روندهای موجود در حوزه مورد مطالعه است. آنها دارای ماهیتی دووجهیاند. اگر به موقع و به درستی تشخیص داده شوند و به درستی به آنها پرداخته شود میتوانند تبدیل به فرصت شوند و تولید منافع و مزایا کنند. اما اگر به هر دلیل مورد غفلت واقع شوند میتوانند تبدیل به تهدید شوند و پیامدهای ناخوشایندی را رقم بزنند. گفته شد چالشها باید مدیریت شوند. مدیریت صحیح یک چالش شامل تشخیص به موقع، دقیق و درست، تبیین و تشریح درست و جامع دلایل شکلگیری، پیشبینی دقیق پیامدهای مثبت و منفی، اتخاذ تدابیر و راهکارهای مناسب جهت تبدیل چالش به فرصت یا مهار آن (جلوگیری از تبدیل شدن به تهدید و تشدید آن) است.
– شناسایی فرصتها و تهدیدها: فرصت عبارت از عوامل و شرایطی است که کشف و بهرهبرداری موثر از آنها میتواند «خلق مزیت» کند. تهدید مجموعه عوامل و شرایطی است که غفلت یا کمتوجهی نسبت به آنها سبب نابودی و اضمحلال مزیتها یا کاهش اثر آنها میشود.
– شناسایی ریسکها و عدم قطعیتها: وقتی احتمال وقوع پدیدهای مشخص است ما با ریسک طرف هستیم اما زمانی که احتمال وقوع پدیدهای مشخص نباشد، ما با عدم قطعیت مواجه خواهیم بود. سیاستگذاری در شرایط ریسک به مراتب سهلتر از سیاستگذاری در شرایط عدم اطمینان است. تشخیص شرایط ریسک و عدم اطمینان برای سیاستگذار بسیار مهم است چراکه شیوههای مواجهه موثر با آنها یکسان نیست.
– شناسایی مزیتها: مزیت عبارت است از مجموعه عواملی که سبب برتری یک کسبوکار بر سایر کسبوکارها میشود. در نگاهی دیگر، مزیت موجب ارتقای توان رقابتپذیری کسبوکار در یک حوزه مشخص میشود. برخی از مزیتها طبیعیاند و برخی دیگر به تدریج خلق میشوند.
– شناسایی مسالهها: مساله یا معضل عبارت از حالتی است که در آن، کارکرد طبیعی یک سیستم با اخلال مواجه شده و به انحای مختلف سیستم نمیتواند به وظایف، نقشها و کارویژههای خود عمل و اهداف و ماموریت موردنظر خود را محقق کند. مساله در قبال یک سیستم اجتماعی به مثابه بیماری است در قبال انسان. بیماری عبارت است از شرایطی که اجازه نمیدهد یک انسان، کارکرد طبیعی خود را داشته باشد. مسائل زاییده آن دسته از چالشهایی هستند که به خوبی بدانها پرداخته نشده و درست مدیریت نشدهاند. مزمن شدن تهدیدها، بیتوجهی یا توجه ناقص و نادرست به آنها، در طول زمان آنها را تبدیل به مساله میکند. اما اگر به موقع و درست تشخیص داده شود، میتواند تبدیل به فرصت شود. شناخت مسائل نیازمند اطلاع از کارکرد طبیعی کسبوکار است. گفته شد هر گونه انحراف سیستم از کارکرد طبیعی خود را مساله گویند. حال سوال اینجاست که «کارکرد طبیعی» کسبوکار ما چیست؟ همچنین شناخت و حل مساله نیازمند اطلاع از چرخهها و روابط علت و معلولی است. گاه چند روند و عامل دست به دست هم میدهند تا مسالهای را رقم بزنند. شناخت روابط علت و معلولی به ما در تشخیص مسائل مادر (کلان مسالهها یا مسائل زیربنایی و اصیل) کمک شایانی میکند. در اینجا ما دنبال شناسایی روابط «علت و معلولی» هستیم نه صرفا روابط «همبستگی». در دنیای واقعی بین خیلی چیزها، همبستگی وجود دارد اما این همبستگی الزاما به معنای وجود رابطه علت و معلولی نیست. مثلا تمام کسانی که دستگاه موبایل دارند لباس نیز به تن دارند. آیا داشتن موبایل باعث پوشیدن لباس شده است؟ طبعا خیر. اینگونه روابط از نوع همبستگی است. اما در اینجا آنچه مورد نیاز است، روابط علت و معلولی است نه روابط همبستگی.
شناخت عوامل پیشبرنده یا تسهیلگر و عوامل بازدارنده یا تحدیدکننده مساله از لوازم دیگر شناخت و حل مساله است. عوامل پیشبرنده عواملی هستند که شکلگیری و تشدید مساله را تسهیل میکنند و به آن سرعت میبخشند. اما منظور از عوامل بازدارنده، عواملی است که گسترش و اپیدمی مساله را محدود کرده و از سرعت آن میکاهند. در کنار اینها، شناخت و حل مساله نیازمند شناسایی عوارض و نشانههاست. تب و لرز، آبریزش، سرفه و… از عوارض و نشانههای سرماخوردگی به عنوان یک بیماری هستند نه خودِ بیماری. سرفه یا تب، خود یک بیماری نیستند بلکه نشانههایی هستند مبنی بر وجود یک بیماری.
در بررسی ابعاد مساله و پیامدهای آن باید به دو نکته اساسی توجه شود: الف- اگر مساله حل بشود چه پیامدهایی، اعم از مثبت و منفی را به همراه خواهد داشت؟ ب- اگر مساله حل نشود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟ به خاطر داشته باشید در موضوعات مربوط به کسبوکار، راهحلها معمولا هم شامل پیامدهای مثبت میشوند هم پیامدهای منفی. مهم آن است که اولا منافع حاصل از پیامدهای مثبت بر مضرات ناشی از پیامدهای منفی راهحل، بچربد. ثانیا، مضرات حاصله بهگونهای نباشند که خود در آینده تبدیل به معضلی لاینحل شوند.
برخی از مسائل امروز، ناشی از راهحلهای گذشتهاند. به عبارت بهتر برخی از تصمیمات اتخاذشده در گذشته، هر چند در کوتاهمدت توانستهاند موثر واقع شوند اما در بلندمدت، خود منشأ شکلگیری مسائل مختلف شدهاند. لذا تحلیل آثار و پیامدهای راهکارها و تدابیر گذشته نیز میتواند به شناخت مسائل کمک شایانی کند. مساله فقط یک راهحل ندارد. راههای مختلفی فراروی سیاستگذار برای حل مساله میتواند وجود داشته باشد. مهم این است که این راهحلها: ۱- شناسایی شوند ۲- الزامات و امکانات مورد نیاز جهت اجرای موثر آنها به درستی تحلیل شود ۳- پیامدهای مثبت و منفی کوتاهمدت و بلندمدت آنها به درستی احصا شود ۴- معیارهای مناسبی برای انتخاب راهحل ارجح و راهحلهای جایگزین شناسایی شود.
نکته آخر اینکه ابعاد مساله معمولا شفاف و مشخص است هر چند ممکن است ما نسبت به راهحلهای ممکن برای حل مساله، آگاهی و اطلاع کافی نداشته باشیم. در مساله، معلومها و مجهولها مشخصاند. مهم، نحوه مشخص کردن مجهولها با بهرهگیری از معلومهاست. در مساله، وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب تقریبا مشخص و شفاف است. مهم، نحوه رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب است. حل مساله نیازمند دانش و تجربه بهطور توام است.
– شناسایی مشکلها: وقتی احساس میکنیم یک جای کار میلنگد و یک چیزی هست که سر جای خودش نیست ما با مشکل طرف هستیم نه مساله. درست مانند هنگامی که آدم حس میکند حالش خوب نیست اما دلیلش را نمیداند. لذا در وهله اول باید به پزشک مراجعه کند و با انجام چکاپ، به بیماریهای احتمالی خود پی ببرد. جهت حل مشکلات، ابتدا باید آنها را به مسائل تعریفشده تبدیل کرد.
– شناسایی آسیبها: به پیامدهای ناشی از عدم حل مساله، آسیب گفته میشود. آسیب به زیانها و خسارتهایی اطلاق میشود که در نتیجه وجود مساله شکل گرفتهاند.
– شناسایی قوتها: منابع و داشتههای یک شرکت در حوزههای مختلف، قوتهای او را شکل میدهند. منابع مالی، منابع انسانی متخصص، اطلاعات مناسب، فرهنگ قوی، قوانین و مقررات کافی و خوب، فناوری روز، ساختار و تشکیلات کارآمد، برنامه جامع و روزآمد و… همه نمونههایی از قوتها هستند.
– شناسایی قابلیتها: توانایی منحصربهفرد و متمایزکننده حاصل از ترکیب مناسب داشتهها و ویژگیها (قوتها) را قابلیت مینامند. قابلیت برآیند ترکیب بهینه دو یا چند قوت است. مثلا یک شرکت با قوتهایی مثل برخورداری از نیروی انسانی توانمند، فناوری روز و استانداردهای روز دنیا از قابلیت صادرات محصولات خود به اتحادیه اروپا برخوردار میشود. برای تشخیص قابلیتها، ابتدا باید ویژگیها و نقاط قوت کسبوکار را شناخت. سپس بررسی کرد و دید که آیا این ویژگیها و قوتها، به درستی در کنار یکدیگر قرار گرفته و خلق قابلیت کردهاند یا نه؟ قابلیتها یا شناسایی شدهاند و مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند یا ناشناخته ماندهاند. مهمتر از شناسایی و بهرهبرداری از قابلیتهای فعلی، تشخیص و ساخت قابلیتهای مورد نیاز (خلق قابلیت) است.
– شناسایی ضعفها: هر گونه ناتوانی در بهرهگیری از منابع در اختیار را ضعف میگویند. به عنوان مثال، وقتی منابع انسانی متخصص یا فناوری روز در اختیار است اما توان بهرهگیری موثر از آنها وجود ندارد ما با ضعف در این حوزهها مواجهایم. یکی از بزرگترین ناتوانیها، ضعف مدیریت است.
– شناسایی کاستیها: به هر گونه کمبود در منابع مورد نیاز جهت اجرای برنامهها، کاستی گفته میشود. اجرای موثر هر برنامه نیازمند تامین منابع مالی، نیروی انسانی، اطلاعات، فناوری، تجهیزات و… است. هر گاه موارد یادشده به میزان مورد نیاز تامین نشود ما با کمبود و کاستی مواجهایم.
– شناسایی بحرانها: هر گاه آسیبها، کاستیها، مشکلات و ضعفها به موقع شناسایی نشده و به درستی برطرف نشوند و قابلیتها به درستی خلق و کشف نشوند و مورد استفاده قرار نگیرند زمینه برای بروز بحران فراهم میشود. معمولا بحران صرفا پیامد یک آسیب، کاستی، مشکل یا ضعف خاص نیست بلکه همزمانی و برآیند آنها، به تدریج بستر لازم برای شکلگیری یک بحران را مهیا میکند. بحران شرایط غیرمنتظرهای را پدید میآورد که با استفاده از روشها و فنون رایج، نمیتوان از عهده مهار و مدیریت آن برآمد. در شرایط بحرانی، معمولا ساختارهای موجود متلاشی شده و نوعی بینظمی و بیقاعدگی بر محیط غالب میشود.
– شناسایی نیازها و انتظارات ذینفعان: ذینفعان عبارت از تمام کسانی هستند که به نحوی از انحا تحت تاثیر نتایج، آثار و پیامدهای سیاست قرار خواهند گرفت خواه آثار و پیامدهای مثبت و خواه آثار و پیامدهای منفی. لذا ضروری است نیازها، انتظارات و مطالبات آنها دقیقا شناسایی و طبقهبندی شود. ذینفعان به دو گروه تقسیم میشوند: آنهایی که تحت تاثیر پیامدهای مثبت سیاست قرار گرفته و از آن منتفع خواهند شد. و آنهایی که منافع آنها بر اثر سیاست، به خطر خواهد افتاد. ضروری است هر گروه به دقت مورد توجه قرار گیرند.
– شناسایی محدودیتها: هر گونه حد و مرز تعیین شده در بهرهبرداری از منابع را محدودیت میگویند. به عبارت دیگر محدودیتها تعیینکننده سقف و کف مجاز در استفاده از منابع در اختیار هستند.
– شناسایی ارزشها: ارزش عبارت از آن چیزی است که برای سیاستگذار مهم است و به هیچ وجه حاضر به از دست دادن آن نیست. ارزشها کنترلکننده رفتارها و شکلدهنده تصمیمات سیاستگذاران هستند و در حکم خطوط قرمزی هستند که سیاستگذار اجازه عدول از آنها را به خود نمیدهد.
– شناسایی مفروضات: مفروضات یا پیشفرضها عبارت از آن چیزهایی است که وجود یا عدم وجود آنها پذیرفته شده و مسلم فرض شده است بدون آنکه دلایل موجهی برای پذیرش یا عدم پذیرش آنها ارائه شده باشد. معمولا گذشت زمان، درستی یا نادرستی مفروضات را مشخص میکند اما نکته مهم آنجاست که تصمیمات سیاستگذار بر اساس این مفروضات بنا میشود و اگر این مفروضات، نادرست باشند طبعا سیاست اتخاذشده بر آن اساس، به بیراهه خواهد رفت. لذا ضروری است در فرآیند سیاستگذاری، مفروضات سیاستگذار، احصا شده و صحت و سقم آنها مورد بررسی قرار گیرد.
– ترسیم چشمانداز: چشمانداز کسبوکار در یک افق مشخص مثلا پنجساله و با امعان نظر به آمال و آرزوها، داشتهها و توانها، الزامات و بایدها تدوین میشود.
– تحلیل پیامدها و آثار سیاست: قبل از انتخاب سیاستهای منتخب، ضروری است آثار و پیامدهای ناشی از هر یک از سیاستها به دقت پیشبینی و تحلیل شود. سوالات اصلی عبارتند از: آیا سیاست مورد نظر، نتایج، آثار و پیامدهای دلخواه را به همراه خواهد داشت؟ آثار و پیامدهای منفی و ناخواسته ناشی از سیاست کدام هستند؟ آیا منابع و زیرساخت لازم جهت اجرای کارآمد و اثربخش سیاست وجود دارد؟ پیش نیازهای اجرای اثربخش کدام هستند؟ چه قابلیتها و ظرفیتهایی برای اجرای اثربخش سیاست باید خلق شود؟ و ….
– وضع سیاست کسبوکار: بایدها و نبایدهای کلان کسبوکار را سیاست مینامند. سیاست، جهتگیری کلی کسبوکار در یک حوزه مشخص مثل تولید، مالی، بازاریابی، منابع انسانی، فروش و… است بهگونهای که کلیه اقدامات و برنامههای پاییندستی را در یک دوره زمانی بلندمدت (مثلا ۵ یا ۱۰ سال) همراستا و زمینه لازم برای پایش دستاوردهای کوتاهمدت و بلندمدت را فراهم میکند. سیاست زاییده ذهن آگاه است. سیاست درست وقتی متولد میشود که سیاستگذار درک دقیق و درستی از چالشها، مسائل، آسیبها، بحرانها و… داشته باشد.
مدیریت درست چالش میتواند خلق مزیت و فرصت یا از وخیم شدن شرایط جلوگیری کند. مدیریت موثر چالشها نیازمند راهحلهای خلاقانه است. اما برای حل مساله و مهار بحرانها، هم میتوان از راهحلهای خلاقانه بهره جست هم از تجارب مشابه موجود در سایر کسبوکارها. رویکرد ما در مدیریت چالشها، «پیشگیرانه» است، «آیندهنگر» و «کنشی» اما در حل مسائل و مشکلات، رفع آسیبها و مهار بحرانها، «پسنگرانه» است؛ «درمانمحور» و «واکنشی». توجه و تمرکز کسبوکارهای پیشرفته بر مدیریت چالشها، خلق قابلیت و «ساخت آینده» است. اما کسب و کار کمترتوسعهیافته، گرفتار رتق و فتق مسائل، مشکلات، آسیبها و بحرانهای جاری، حفظ وضع موجود و جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع هست.
هزینه مواجهه و مدیریت چالشها بسیار کمتر از حل مسائل، مشکلات، رفع آسیبها و مهار بحرانهاست. نهایتا اینکه شانس موفقیت در مدیریت اثربخش چالشها، بسیار بیشتر از درمان مسائل، مشکلات و آسیبها و مهار بحرانهاست.
* دکترای مدیریت و مشاور کسبوکار
mehdisaneiphd@yahoo.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد