3 - 09 - 2023
سیاست اقتصادی مقدم بر اقتصاد سیاسی
طی چند هفته گذشته دوباره توافق هستهای به تیتر اخبار سیاسی کشور تبدیل شده و کارشناسان بر این باورند که احتمال دستیابی ایران و آمریکا به یک توافق بیش از گذشته است. با وجود این ماهیت این توافق علامت سوال بزرگی است و برخی از یک توافق موقت صحبت میکنند و برخی دیگر، بازگشت به برجام را محتمل میدانند. حتی گروهی بر این باورند که شاید توافقی فراتر از برجام در دسترس باشد.
در این شرایط پرسشهای بیشماری در فضای سیاسی و اقتصادی کشور شکل گرفته است. آیا در شرایط کنونی دستیابی به یک توافق شدنی است؟ آیا بازگشت به برجام سال ۲۰۱۵ در سال ۲۰۲۳ برای کشور مفید خواهد بود؟ پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای و بریکس، دستیابی به توافق هستهای را تسهیل میکند؟ آیا با فرض دستیابی به توافق، مسائل و مشکلات اقتصاد ایران مرتفع خواهد شد؟
اینها پرسشهایی هستند که «جهانصنعتنیوز» در گفتوگو با دکتر سیدمحمد هاشمیفرد به بررسی آنها پرداخته است. هاشمیفرد دارای دکترای مدیریت بازرگانی و استراتژیک و از کارآفرینان و فعالان باسابقه بخش خصوصی در تجارت خارجی است.
هاشمیفرد در ابتدای این گفتوگو در پاسخ به این پرسش که شرایط مذاکرات هستهای را چگونه ارزیابی میکند و تا چه اندازه دستیابی به یک توافق را محتمل میداند، بیان کرد: دولت میداند که به دنبال چه چیزی است، اما اینکه این هدف را چگونه و با چه روشی و با چه تیمی میتوان به دست آورد، ابهاماتی است که مطرح میشود. در حقیقت تمام این ابهامات را مرتبط با نیروی انسانی میدانم. به طور کلی در تمام دنیا فارغ از فاکتور زمان و مکان، توجه به شایستهسالاری قطعا اثربخشی و نتیجهگیری را افزایش داده است، اما اینکه ما در این مسیر حرکت میکنیم، بحث دیگری است.
وی ادامه داد: دولت سیزدهم تمام تلاش خود را برای باز کردن گرههای داخلی و خارجی انجام میدهد و بخش قابل توجهی از معضلات کشور نیز ناشی از گرههای خارجی است، اما نباید این موضوع را نادیده گرفت که دلیل عدم گرهگشایی در برخی از مسائل خارجی به دلیل گرههای داخلی است. در حقیقت شایستهسالاری در کشور ما مورد تاکید قرار نگرفته و این وضعیت موجب شده که نتوانیم نتیجهگیری خوبی داشته باشیم. دوستان به صورت شبانهروزی تلاش میکنند، اما متاسفانه با عدم شایستهگزینی و عدم وسواس در انتخاب افراد درست در جای خودشون، معضلات همچنان به قوت خود باقی است.
این کارآفرین ادامه داد: ما افراد بسیار توانمندی در اختیار داریم، اما آیا در شرایط کنونی این افراد در جایگاه درستی استفاده میشوند؟ به نظر من وقتی تنها دو سال از عمر دولت میگذرد و شاهد چند تغییر مبنایی و استیضاح در تیم اقتصادی هستیم، این یعنی ناهماهنگی.
در دولتی که دو سال از عمرش گذشته چندین تغییر دارید، چندین استیضاح دارید و چندین تغییر مبنایی در تیم اقتصادی دارید؛ این یعنی ناهماهنگی در تیم اقتصادی. باید توجه داشت که بدون بسترسازی در حوزه اقتصاد، بسیاری از اهداف مورد انتظار ما دست نیافتنی خواهد بود، حتی اگر در حوزه فرهنگ نیز بخواهیم عملکرد ماندگاری داشته باشیم، حتما باید بستر اقتصادی آن را فراهم کنیم.
آیا برجام ۲۰۱۵ توافق خوبی بود؟
دکتر هاشمیفرد در ارزیابی توافق هستهای سال ۲۰۱۵ گفت: هر چند برخی به اشتباه و به دلیل عدم شناخت درست، انتقادات زیادی را مطرح میکردند، اما میتوان گفت که اگر برجام ۲۰۱۵ عملیاتی میشد، توافق خوبی بود که متاسفانه به این توافق عمل نشد و به دلیل عدم اجرای برجام، ایران صدها میلیارد دلار (به یک تعبیر حدود۴۵۰ میلیارد دلار) عدمالنفع داشته است. برای درک بزرگی این عدد تنها کافی است در نظر داشته باشیم که میزان منابع ارزی بلوکهشده ایران در کرهجنوبی که از آزادسازی آن به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد میشود حدود ۷ میلیارد دلار بوده است. به جرات میتوان گفت، در صورتی که برجام ۲۰۱۵ اجرایی میشد، بسیاری از مشکلات کنونی اقتصاد، همچون بیکاری وجود نداشت و احتمالا با کمبود نیروی متخصص روبهرو بودیم.
وی ادامه داد: باید توجه داشت که در حال حاضر نیز با کمبود نیروی متخصص روبهرو هستیم، اما این کمبود نیروی متخصص اکنون به دلیل مهاجرت به کشورهای همسایه است؛ نیروهایی که هر چند با هزینه کشور شکوفا شدهاند، اما قادر به بهرهگیری از آنها نیستیم. پیش از انقلاب، تنها کشوری که تمایل به مهاجرت به آن وجود داشت، کویت بود، اما حالا میل مهاجرت به کشورهایی همچون عراق در میان نیروهای انسانی کشور وجود دارد.
آیا در شرایط کنونی دستیابی به همان برجام سال ۲۰۱۵، به معنای دستیابی به یک توافق خوب است یا باید تغییراتی در آن اعمال شود؟
این فعال بخش خصوصی در پاسخ به این سوال که آیا در شرایط کنونی دستیابی به برجام ۲۰۱۵ بهترین گزینه پیشرو است، گفت: دنیا به سرعت نور در حال رشد است و خمیرمایه اصلی رشد را میتوان تغییر دانست. این موضوع در منطقه خاورمیانه نمود بیشتری دارد. به عنوان مثال در چند سال گذشته، تنها تفکری که درخصوص کشورهای عربی وجود داشت، بهبود نسبی رفاه در این کشورها بود. اما اکنون نگاه بلندمدت کشورهای عربی به نقشآفرینی در نظام جهانی و نقشه راه جهانی تغییر کرده است. عربستان، امارات و قطر را میتوان به عنوان نمونههای مشخص این موضوع در منطقه قلمداد کرد.
وی تاکید کرد: این تحولات به معنای این نیست که رسیدن به توافق ۲۰۱۵ خوب نیست بلکه معتقدم دستیابی به همان توافق نیز آثار قابل توجهی برای کشور به همراه خواهد داشت. باید توجه داشت که مختصات سال ۲۰۲۳ با سال ۲۰۱۵ به شکل مبنایی متفاوت است و الزامات سال ۲۰۲۳ با سال ۲۰۱۵ متفاوت است. در نتیجه شاید اصرار بر رسیدن به توافقی عینا مطابق با برجام چندان درست نباشد و بتوان بندهایی را اضافه کرد که برای شرایط کنونی اقتصاد بهتر باشد. به بیان دیگر، ایران باید از تمام فرصتهایی که برای کشور مفید است و بتوان نتایج بهتری را در زمان کمتری گرفت، استفاده کند. بنابراین شاید اصرار بر دستیابی به همان برجام ۲۰۱۵، چندان درست نباشد.
هاشمیفرد ادامه داد: ایران در سال ۲۰۱۵ موقعیتهایی داشت که اکنون ندارد و بالعکس. به عنوان مثال ایران در آن زمان عضو بریکس و شانگهای نبود. از سوی دیگر، در آن سالها ایران روابط بهتری را با کشورهایی همچون عربستان و مصر داشت.
آیا عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، دستیابی به توافق هستهای را تسهیل میکند؟
هاشمیفرد در پاسخ به تاثیر عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس در مذاکرات گفت: قطعا عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس میتواند به عنوان ابزاری برای چانهزنی در مذاکرات هستهای استفاده شود. به هر ترتیب حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس فیالنفسه خوب است ولی میزان بهرهمندی کشور از فواید آن به هنر سیاستمداران، حضور افراد توانمند و درک سیاست اقتصادی بستگی دارد. بنابراین حضور ایران در این گروهها نهتنها در دستیابی به برجام موثر است، بلکه پس از توافق احتمالی از اهمیت بالایی برخوردار است.
وی ادامه داد: حضور ایران در این توافقها حتی اگر تنها به صورت یک اسم باشد، مفید است، اما باید توجه داشت عضویت در این سازمانها و توافقات شرط لازم است و نه کافی. شرط کافی برای بهرهمندی حداکثری از این عضویتها حضور نیروهای توانمند و بخش خصوصی واقعی است که بتوانند فرصتسازی و از نقش ایران در این گروهها دفاع و به سهم مناسبی برای کشور دست پیدا کنند.
بریکس و شانگهای بدون برجام معنادار خواهد بود؟
این کارآفرین درباره این موضوع که آیا عضویت در سازمان همکاری شانگهای و بریکس بدون برجام منافع خاصی برای ایران دارد، گفت: بدون برجام، ایران از ۲۰ تا ۳۰ درصد ظرفیت عضویت در سازمان همکاری شانگهای و بریکس بهرهمند میشود.
وی ادامه داد: اقتصاد جهانی و دادوستدها به جریان مالی متصل و براساس خطوط اعتباری شکل گرفته است. بنابراین اگر شما در شبکه جهانی بانکی حضور نداشته باشید و از سوئیفت استفاده نکنید، نمیتوانید از این ظرفیتها استفاده کنید. ما باید در روابط با دنیا دیده شویم. من در هر کشوری که سفر کردهام، سهم پایین ایران قابل درک بوده است. به طورکلی منظور بنده این است که ما باید در روابط خود با دنیا به پتانسیل همه کشورها توجه کنیم و در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت استراتژی خود را طراحی کنیم. هرچقدر از انزوای خودساخته دورتر شویم و به طراحی روابط خارجی برد- برد با کشورها بپردازیم، قطعا کشور به شکوفایی دست پیدا خواهد کرد.
رابطه دولت و مردم رمز موفقیت در سیاست خارجی
هاشمیفرد با بیان اینکه کشورهای خارجی همواره روابط حاکمیت و دولت با مردم را رصد میکنند، گفت: هرچه فاصله میان مردم و نهادهای مسوول که خادمین اصلی کشور هستند، بیشتر و عمیقتر باشد، میزان سوءاستفاده کشورهای خارجی بیشتر خواهد بود. به بیان دیگر، اگر به سرمایه اصلی کشور که همان مردم هستند، توجه کنیم، آنگاه فشارهای خارجی فارغ از اینکه مثلا چه کسی رییسجمهوری آمریکا باشد، اثرگذار نخواهد بود. بنابراین باید دقت کرد که نگاه کشورهای خارجی به رابطه دولت و مردم است و میزان رضایتمندی مردم از دولت اثر مستقیمی بر مذاکرات و البته روابط با سایر کشورهای خارجی دارد. فرض کنید برجامی حتی فراتر از سال ۲۰۱۵ امضا شود، اگر مردم پشت دولت نباشند نمیتوان به این توافق امیدوار بود. اگر ما هوای مردم را داشته باشیم، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
اقتصاد سیاسی یا سیاست اقتصادی؟
هاشمیفرد در ادامه بیان کرد: آنچه بنده به آن باور دارم، ترکیب دو واژه اقتصاد و سیاست است. هیچ کشوری در جهان موفق و شکوفا نخواهد شد مگر آنکه در جهت تحکیم سیاست اقتصادی گام برداشته باشد. در نقطه مقابل هیچ کشوری را پیدا نخواهید کرد که با اقتصاد سیاسی به موفقیت دست پیدا کرده باشد. در ایران متاسفانه طی چند سال گذشته، سیاست اقتصادی را رها کردهایم و تنها به اقتصاد سیاسی نگاه کردهایم.
وی ادامه داد: اقتصاد سیاسی قطعا نتایجی خواهد داشت اما این نتایج هم اندازه با آثار سیاست اقتصادی است؟ قطعا پاسخ منفی است و نتیجه توجه به اقتصاد سیاسی را در کشور میبینیم؛ شرایط بازار سهام، حوزه نفت، روابط خارجی، خودرو، انتقال تکنولوژی، اشتغالزایی، حفظ نیروهای انسانی و… نمودی از توجه به اقتصاد سیاسی و عدمتوجه به سیاست اقتصادی است.
کشور نیازمند تغییر نگرش است
هاشمیفرد در پایان تاکید کرد: به طور کلی اگر نگرش خودمان را به صورت عمیق و مبنایی تغییر دهیم، بخش عمدهای از معضلاتمان حل خواهد شد. در حقیقت شرایط کنونی کشور، نتیجه نگرش خودمان است. میتوانیم مقصر شرایط کنونی را برجام و خروج ترامپ از توافق هستهای یا کشورهای خارجی بدانیم یا میتوانیم واقعبین باشیم.
حقیقت این است که بدعهدی روسیه، بیمعرفتی چین، رفتارهای امارات و عربستان، یکبامودوهوای عراق، رفتارهای خیانتپیشه آذربایجان و سوءاستفادههای ترکیه علت نیستند، بلکه معلول بینش ما است. به بیان دیگر، اقتدار ما در صحنه بینالملل مخدوش شده است. نمود این موضوع را میتوان در قضیه چاه نفتی آرش دید که کویت و عربستان بدون حضور ایران به توافق میرسند.
باید نهتنها به نقش آفرینی خود در سالهای گذشته دست پیدا کنیم، بلکه به صورت عمقی و عرضی گسترش دهیم. توجه داشته باشیم که منابع کنونی کشور، یک زمان به پایان خواهد رسید. باید همواره این پرسش را مطرح کنیم که با این منابع محدود میتوانیم نقش خود را در روند جاری بینالملل برای آینده تثبیت و تضمین کنیم؟ در حقیقت این پرسشی اصلی که باید همواره از خودمان بپرسیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد