25 - 09 - 2021
سیاست مرموز چین
«جهان صنعت»- معصومه معظمی-شدت گرفتن فعالیت هستهای ایران طی سالهای اخیر، حساسیتهای زیادی را بین قدرتهای بزرگ و مجامع بینالمللی برانگیخت، به حدی که به یکی از موضوعات امنیت بینالملل بدل شد. فعالیتی که در نهایت در سال ۲۰۱۵ یا ۱۳۹۲ با روی کارآمدن دولت حسن روحانی، به توافقی تحت عنوان برجام (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺟﺎﻣﻊ اﻗﺪام ﻣﺸﺘﺮک ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان و گروه ۱+۵) منتهی شد. اما سه سال بعد، آمریکا به طور یک جانبه از آن توافق خارج شد.از آنجا که کشورهای اروپایی هم درقبال اجرای تعهدات برجامی خود تعلل کردند، ایران هم در پنج گام تعهدات برجامی خود را کاهش و میزان غنیسازی را افزایش داد. اقدامی که باعث شد بار دیگر قدرتهای بزرگ احساس خطر کنند و به فکر احیای برجام بیفتند. بنابراین از اردیبهشت سال جاری ایران و گروه ۱+۴ کوشیدند طی مذاکراتی در وین، برجام که تنها لاشهای از آن باقی مانده بود را احیا کنند.
شش دور از مذاکرات هم برگزار شد؛ اما قبل از انتخابات اخیر ریاستجمهوری ایران، روند مذاکرات متوقف شد. مذاکراتی که هر یک از طرفهای اروپایی، سازمان ملل و سازمان بینالمللی انرژی اتمی و حتی روسیه در ظاهر هم که شده، سعی داشتند با سخنان و اظهارات مثبت، طرفین ایرانی وآمریکایی را تشویق به بازگشت و از سرگیری مذاکرات کنند. اما در این میان سکوت مرموز و طولانی چین، به عنوان یکی از اعضای۱+۴ حامی برجام که همپیمان تجاری سالهای نه چندان دور ایران است، درباره برنامه هستهای ایران سوالبرانگیز شد.
مسالهای که بر آن شدیم درباره دلایل آن با نوذرشفیعی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی و سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم گفت و گو کنیم.
وی در گفت وگو با «جهان صنعت» موضع چین در قبال برنامه هستهای ایران را سیاست «سواری رایگان» دانست و البته تاکید کرد که چین برای حفظ منافع ملی خود قصد دارد با این سکوت مرموز، هم بازار انحصاری ایران را حفظ کند و هم با «دیپلماسی پنهان» با ایران، روسیه، آمریکا و اروپا، «سیاست تعادل گریزان» را دنبال کند.
آنچه در زیر میخوانید حاصل این گفت وگو است:
طی سالهای اخیر به منظور احیای برجام، شاهد اظهارنظر و تلاشهای روسیه، سه کشور اروپایی (آلمان، انگلیس، فرانسه) آمریکا، سازمان ملل و سازمان بینالمللی انرژی اتمی هستیم، اما چین به عنوان عضو کمیسیون مشترک که حامی سیاستهای هستهای ایران است، سکوت پیشه کرده؛ تحلیل شما از این سکوت چیست؟
چین کشوری است که به دلیل بنیانهای فرهنگی یا برداشت سیاستمداران خود یا به اقتضای زمان، سعی میکند رفتار «سواری رایگان» را در پیش بگیرد. «سواری رایگان» یعنی بدون اینکه هزینهای بدهد، منفعتی برای خود دست و پا کند. این موضوع در اکثر رفتارهای چین دیده میشود و مساله هستهای ایران هم یکی از همین موارد است. چین سعی دارد درباره مساله هستهای ایران به گونهای رفتار کند که بیشترین منفعت را ببرد و کمترین آسیب را ببینند.
در رفتاری دوگانه در اجلاسها شرکت میکند و شرکت در این اجلاسها زیانی به چین نمیرساند، برعکس جایگاه چین را در مناسبات بینالمللی ارتقا میدهد. مثلا در گروه ۱+۵ شرکت و اظهارنظر میکند. این حضور جایگاه بینالمللی چین را ارتقا میدهد.
در عین حال سعی میکند ایران را به عنوان کشوری که تمایل نزدیکی به چین دارد برای خودش حفظ کند. این کار را از طریق اظهارنظرهای مثبت نسبت به مواضع ایران پیگیری میکند.
به این نحو که از طرفی دستیابی به دانش صلحآمیز هستهای را حق ایران میداند؛ اما در عین حال تاکید میکند ایران نباید مغایر با اساسنامه آژانس و مغایر با پیمان NPT فعالیتی را انجام دهد و به سمت استفاده غیرصلحآمیز هستهای پیش برود.
بنابراین تعادل در رفتار چین را از طرفی در همسویی با خواست روسیه، اروپا و آمریکا درباره اینکه ایران نباید از NPT و اساسنامه آژانس خارج شود، مشاهده میکنیم، از طرفی هم موضع خودش را در گروه ۱+۴ به ایران میفروشد و استفاده از انرژی صلحآمیز را حق ایران میداند. بنابراین با این موضعگیری، این امکان را برای خودش فراهم میکند تا دروازههای بازار انحصاری ایران به روی تجارت با چین باز شود.
در واقع رویکرد چین در قبال برنامه هستهای ایران بر «سیاست کنش متوازن» استوار است. پس چین هم به الزامات رابطه با ایران توجه دارد و هم به عنوان یک «قدرت بزرگ مسوول» که ناگزیر از پاسخگویی به سایر قدرتهاست، سعی در حفظ این تعادل دارد.
وقتی از چینیها درباره برجام سوال میشود، موضع حمایت از برنامه هستهای ایران را دارند، اما عملا سکوت میکنند و با این سکوت از تحریمها حمایت میکنند.
بله؛ همینطور است. موضع آنها در ظاهر طرفداری ازبرنامه هستهای ایران است، چرا که میخواهند با این حمایت، نظر ایران را جلب کنند. به عبارتی موضع شفاهی چین این است که از طریق برجام میشود تحریمهای ایران را لغو کرد تا براساس لغو تحریمها بتوانند ارتباطات گستردهتری با ایران برقرار کنند. اما موضع عملی چین این است که هرچقدر ایران درتحریم باشد و بیشتر در تنگنا قرار بگیرد، وابستگیاش به چین بیشتر خواهد بود و به این وسیله میتواند ایران را در بازار انحصاری خود نگه دارد.
پس سیاست چین از لغو تحریمها و احیای برجام، مخالفت در ظاهر و حمایت درعمل از تحریمهاست چرا که منافع چین اینطور ایجاب میکند. چین برای حفظ منافع ملی خود درباره مساله هستهای ایران سکوت میکند تا منافعش تامین شود و همچنین ایران را به بازار انحصاری خود در شرایط تحریمی نگه میدارد.
سنسورهای چین کاملا منافع ملیاش را ردیابی میکند. سیاستی که به «تعادل گریزان» یا «توازن گریزان» معروف است. یعنی به گونهای عمل میکند که ایران احساس کند چین حامی منافع او است، اما همزمان چنان به آمریکا نزدیک میشود که آنها تصور میکنند چین در حمایت از آمریکا درباره برجام گام برمی دارد. دلیل آن هم این است که چین منافعش را در این نوع رفتار میبیند.
ممکن است چین نشستهای غیرعلنی با ایران برگزار کند و این نشستها رسانهای نشود؟
بله؛ قطعا چین با ایران درباره مساله هستهای در تعامل و گفت وگو است و حتما دیدگاههای چین با ایران به مشورت گذاشته میشود اما رسانهای نمیشود. در عین حال نباید فراموش کرد به همان میزان که چین با ایران دیپلماسی پنهان دارد، با روسیه و اروپا و آمریکا هم دارد. اما اینکه محتوای این دیپلماسی چیست، در هر جلسه محتوای خاصی برای آن تهیه میشود. یعنی در جلسهای که با ایران دارد از زبان ایران صحبت میکند و در جلسهای که با آمریکا دارد از زبان آنها صحبت میکند. اساسا مایل به کشوری است که در حال گذار است و میکوشد شرایط را کاملا مدیریت کند.
چرا چین با عربستان قراردادهای کلان اقتصادی منعقد میکند، اما با ایران که در ظاهر همپیمان و شریک تجاری است، چنین قراردادهایی ندارد؟
درباره عربستان سه نکته وجود دارد؛ اول اینکه سیاست خارجی عربستان در چارچوب ایالات متحده آمریکا حرکت میکند و در عین حال تحت نفوذ امریکا است. این موضوع برای چین اهمیت زیادی دارد که بتواند سیاست خارجی عربستان را از نفوذ آمریکا خارج کند؛ یعنی این کشور را از آغوش استراتژیک آمریکا بیرون بکشد. نکته دوم اینکه بازار عربستان غنیتر از بازار ایران است و عربستانیها آمادگی دارند هزینههای بیشتری بپردازند. نکته سوم هم این است که عربستان مثل ایران تحریم نیست. البته یکی از زیرکیهای چین است که همزمان با دوکشور رقیب مثل ایران و عربستان کار کند و آنها را در رقابت به حوزه مناسبات با چین وادارد. حتی در زمان جنگ هشت ساله، هم به ایران و هم به عراق سلاح میفروخت و کسی متعرض آن نمیشد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد