13 - 11 - 2019
سیل چگونه اقتصاد را ویران میکند
مجید سلیمیبروجنی- پس از سالها خشکسالی، ابرهای پرباران بالاخره به آسمان ایران رسیدند. بارانی که سالها بود ایران و ایرانیان در حسرت میزبانی از آن بودند و عادت کرده بودند که به کم آن هم قانع باشند. از چند روز مانده به شروع سال نو باران با چنان شدتی شروع شد که یارای ایستادن در برابر آن را نداشتیم و مقهور قدرت آن شدیم. برخی کارشناسان هشدار داده بودند که خطر وقوع سیل بر اثر بارندگیهای گسترده در چند شهر ایران جدی است اما شاید از آنجا که موضوع خشکسالی و کمآبی سالها همنشین مردمان کشورمان شده بود کسی این هشدار را جدی نگرفت. از سیل امسال هر چه بگوییم کم است. این سیل ویرانگر تنها گوشهای از تاریخ بلایای طبیعی در این آب و خاک است که حافظه ما به خاطر میآورد. کشوری که یک روز آن را زلزلهخیز نامیدهاند، روز دیگر با خشکسالی دست و پنجه نرم کرده و این روزها تغییرات و بینظمیهای اقلیمی آن را درگیر سیل کرده است. تراژدیها پایان ندارند، اما به راستی چرا از آنها درس نمیگیریم؟ این قصهها، قصه دیروز و امروز نیست. با وجود حادثهخیز بودن پهنه جغرافیایی ایران و تکرار تجربه خسارتهای جانی و مالی در طول یک قرن گذشته، به نظر میرسد چرخه یادگیری در قبال این حوادث چنان ضعیف بوده که همواره هم مردم و هم سیاستگذاران را غافلگیر کرده است. حتی همین امروز هیچ نشانهای دال بر اینکه سیاستگذاران از حوادث قبلی درس گرفته و از انباشت تجربه برای حوادث آینده بهره بگیرند، وجود ندارد. تحلیلگران میگویند کشورهای در حال توسعه در برابر حوادث غیرمترقبه طبیعت آسیبپذیرترند، زیرا مردم آنها در مناطقی زندگی میکنند که خطر بروز اینگونه رویدادها بیشتر است. استانداردهای ایمنی در ساختوسازها رعایت نمیشود یا پایین است، امکانات و تجهیزات جلوگیری یا خروج از بحران کم است و شبکه امنیت اجتماعی برای یاری رساندن به مردم و مناطق بحرانزده ضعیف عمل میکند. ایران به لحاظ جمعیت در معرض سیل در ردیف کشورهای پرخطر قرار نمیگیرد. هنوز ابعاد اقتصادی و اجتماعی خسارتهای سیل اخیر برآورد نشده است. مطالعات و گزارشهای متعدد بینالمللی در خصوص آثار بلایای طبیعی وجود دارد که در اغلب آنها، آثار اقتصادی سیل و سایر بلایای طبیعی به تفکیک بلندمدت و کوتاهمدت طبقهبندی شده است. براساس تجارب سایر کشورها، بهترین آثار کوتاهمدت سیل، تلفات و جراحات انسانی، تخریب منازل مسکونی، تخریب زیرساختهای عمومی به ویژه جادهها، پلها، خطوط انتقال آب و برق و گاز و… تخریب مزارع و باغات، دامداریها و محصولات کشاورزی است. جدای از عوارض آنی ناشی از سیل اخیر، کشورها تا مدتها درگیر هزینههای جبران خسارتها و سایر عوارض ناشی از سیل خواهند بود. از یکسو بار مالی سنگینی به کشور تحمیل میشود که ناگزیر بودجه عمومی را با کسری بودجه درگیر خواهد کرد و از سوی دیگر در اثر تخریب و کاهش ظرفیتهای تولید مزارع، باغها، دامداریها و کارگاههای تولیدی و خدماتی، ظرفیتهای مولد کاهش یافته و آثار رکودی تا مدتها بر جای خواهد ماند. نباید فراموش کنیم که بلایای طبیعی و از جمله سیل میتواند به تشدید بیکاری و فقر و حتی مهاجرت اجباری به شهرهای بزرگ بینجامد. عوارض و هزینههای سیلهای اخیر تنها معطوف به مناطق سیلزده نخواهد بود و تا مدتها کل کشور را تحتتاثیر قرار خواهد داد. برخی از شیوههای جبران خسارتهای سیل ممکن است در نهایت به منابع بانک مرکزی منتقل شود که به معنی رشد پایه پولی و رشد نقدینگی و در نهایت افزایش نرخ تورم در آینده است. گویی همه اتفاقات اقتصادی به هم مرتبط هستند فقط کافی است آن چرخه اول حرکت کند. با این حال شاید این اتفاقات تنها اولین لایه قابل مشاهده اثرات اقتصادی سیل ویرانگر اخیر باشد؛ سیلی که برخی حتی به اقتصاد ایران تشبیه کردند که بیتوجهیها به ابرچالشهای اقتصادی ناگهان ممکن است چنین کاری را با اقتصاد ایران بکند.
اقتصاد روستاها بیشتر حول و حوش کشاورزی است، بخش دیگر هم صنعت است که سهم خیلی کوچکی دارد و بخشی هم خدمات است که شامل مغازهها میشود. قسمت کشاورزی و صنعتی آن را که تولید است همزمان در دوره امداد هم باید مدنظر و مورد حمایت قرار داد و به آنها کمک کرد. باید بدانیم که با پول پخش کردن مشکلی حل نمیشود. بایستی نهادهای واسطهای و خیریهها با همکاری خود مردم به عنوان معتمدان شکل بگیرند که علاوه بر پول از طریق آنها اقداماتی همچون امدادرسانی صورت بگیرد و در نحوه بازسازی از آنها مشورتخواهی کنند. زنجیره خدمات بایستی به خود مردم واگذار شود. دولت بازرگان و توزیعکننده خوبی نیست. باید در سطوح مختلف توانمندسازی صورت گیرد، یعنی اینکه اطلاعرسلانی شفاف و دقیق و بعد آموزش و سپس حمایت صورت بگیرد، یعنی حمایت جایی اتفاق بیفتد که بستر آن آماده باشد منبعی که برای یک روستا مناسب باشد، معلوم نیست که به کار سایر روستاها بیاید. تشخیص این تفاوتها را باید از نزدیک دید و بررسی کرد. این یعنی که برنامهریزی باید در محل باشد و نه در تهران.
تخصیص منابع باید به بهترین و دقیقترین روش انجام پذیرد و براساس خسارت و رتبهبندی مناطق صورت بگیرد. در مجموع باید در سه سطح دولت و مدیران میانی و مردم رویکردی جدید و متفاوت از گذشته شکل بگیرد. زمینلرزه و سیل سالهاست مردمان این دیار را آماده و سرگردان میکند و ماحصل عمر و تلاششان را در چشم بر هم زدنی نابود میکند. هر خانهای که سیل و زلزله فرو میریزد و هر جایی که آنها میستانند یک خشت از دیوار اعتماد و سرمایه اجتماعی و رابطه میان حاکمیت و مردم را کنده و فرو میریزد. سیل و زلزله، سرمایه اجتماعی را از درون میپوساند بهویژه وقتی که میشد و میتوانستیم کارها را درست و به موقع انجام دهیم و انجام ندادیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد