24 - 11 - 2022
سینمای ایران تهیهکننده حرفهای ندارد
فیلم سینمایی «گشر» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد.
نود و هفتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه چهارم اسفندماه تالار استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار شد، به پخش فیلم سینمایی «گشر» ساخته «وحید وکیلیفر» اختصاص داشت. در این برنامه پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور وکیلیفر کارگردان فیلم، محمد باغبانی منتقد سینمایی و با مجریگری هومن اشکبوس برگزار شد.
در ابتدای این نشست وکیلیفر در توضیح چرایی انتخاب اسم «گشر» برای فیلم گفت: در هرمزگان گشر اسم موجودی آبزی و بسیار نرم و آسیبپذیر است که با گذر زمان پوسته سختی پیدا کرده و میتواند از خود محافظت کند. در سفری که سال ۸۵ به منطقه عسلویه داشتم با تعدادی کارگر قراردادی و روزمزد مواجه شدم، آنچه در این میان نظرم را جلب کرد این بود که تعدادی از این کارگران درون لولهها و یا زیر سایه تاسیسات نیمهتمام زندگی میکردند. دیدن چنین مسایلی ایده ساخت فیلم را در ذهنم شکل داد؛ اینکه به رغم تمام سختیهایی که در آن محیط وجود دارد، گویی انسانها به جهان فراموششدهای روی آوردهاند که به آنها امکان میدهد بیهیچ قید و بندی از جهان بیرون بگریزند، حتی اگر در آن مکان نتوانند کاری برای خود دست و پا کنند. انگار که این افراد به دنیای بیرون از آنجا تعلق ندارند اما در عینحال پیچ و مهرههای آن بهشمار میروند.
در ادامه محمد باغبانی ضمن اشاره به فیلم «تابور» به ویژگیهای فیلم «گشر» پرداخت و گفت: اگرچه در فیلم بعدی وکیلیفر یعنی «تابور» با جهانی استعاری روبهرو هستیم اما در این فیلم بین فضای درام و استعاری در رفت و آمدیم و اگر کسی دارای ذهنیت سینمایی چارچوببندی شده باشد، ممکن است کمی با مشکل مواجه شود. این فیلم زمانی در ذهن ما شکل میگیرد که بتوانیم ربط میان این انسانها و مساله نفت را برقرار کنیم. از نظر دوری و نزدیکی به شخصیتهای فیلم نیز به نظر من فیلم آگاهانه سراغ شخصیتپردازی نمیرود و لزومی هم نداشته به چنین کاری دست بزند با این وجود حرکت منطقی از «تابور» به «گشر» را میتوان درک کرد و بذرهای اولیه «تابور» در این فیلم قابل مشاهده است؛ به این معنا که بافت تصویری و فضای گرافیکی که برای وکیلیفر اولویت دارد، در فیلم تابور شکل پختهتری پیدا میکند. با توجه به اهمیتی که او برای فضای گرافیکی قائل است، در داوری این فیلم نیز باید گفت «گشر» زمانی نمره قبولی میگیرد که ربط میان فضای ذهنی و گرافیک فیلم بهخوبی چفت و بست شده باشد.
این منتقد سینمایی سپس به بحث استفاده از نابازیگر اشاره کرد و ادامه داد: فیلم بهوضوح بهدنبال استفاده از نابازیگر و هر آن چیزی است که بتواند مخاطب را به واقعیت نزدیکتر کند. پس در اینجا شاید سخن گفتن از تکنیک موضوعیت چندانی نداشته باشد. فارغ از خوب یا بد بودن بهکار بستن چنین شیوهای باید گفت که سینمای ایران به این مدل کار عادت دارد. اگرچه در آثار فیلمسازهایی مثل پازولینی یا بهطور کلی سینمای چپ ایتالیا میتوان استفاده از این شیوه را مشاهده کرد اما در سینمای ایران بیشتر شاهد استفاده از این شیوه هستیم و کیارستمی را هم میتوان استاد استفاده از نابازیگر و شکل دادن چنین دیالوگهایی دانست. بهرغم فیلمهای زیادی که با این سبک و سیاق دیدهام اما این مدل کار وکیلیفر بهخصوص در فیلم تابور برایم جذاب است. وی سپس به بحث تهیهکنندگی در سینمای ایران اشارهای داشت و گفت: متاسفانه در ایران تهیهکننده حرفهای نداریم. در سینمای جهان تهیهکننده در واقع فیلسوف اصلی در ساخت فیلم بهشمار میآید.
در ادامه نیز وکیلیفر به بحث گرافیک فیلم پرداخت و گفت: گرافیک بصری و فرم فیلم در ذهن من جایگاه مهمی دارم و البته این امر را اقتضای هر ایدهای میدانم اما در مورد اینکه آیا به سبک شخصی خود دست پیدا کردهام یا نه، لازم است بگویم که تاکنون صرفا دو فیلم ساختهام و فیلم سوم نیز در دست ساخت است. پس در جایگاهی نیستم که بخواهم در مورد سبک شخصی خودم حرف بزنم. برای من هر فیلمی یک چالش و جهانی ناشناخته محسوب میشود که دوست دارم ابتدا آن را برای خودم و سپس برای دیگران خلق کنم. به عبارتی تجربه جهان ذهنی خودم با دیگران به زبان سینما، برایم مهمترین هدف محسوب میشود. هر هنرمندی جهانهای درونی پنهان و متفاوتی دارد که مدام در آن غور میکند و هر بار بخشی از آنرا به شناخت درمیآورد.وکیلیفر در بخش پایانی گفتههایش با اشاره به دشواریهای ساخت فیلمهایش گفت: فیلم من پروانه ساخت خود را در دولت قبل گرفت و گمان میکنم اگر امروز میخواستم برای آن پروانه ساخت بگیرم، قطعا در سازمان سینمایی آن را رد میکردند. اگرچه در همان دوره هم مجوز ساخت را به سختی گرفتم، اما در این دوره که امیدها کمی زنده شده بود انتظار چیز دیگری بود. درخواست پروانه ساخت فیلم جدیدم در همین دوره و با وجود اینکه مشکل ممیزی نداشت به بهانه اینکه فیلم قصه ندارد، در ابتدا رد شد و سپس با وساطت امیرحسین علمالهدی مورد پذیرش قرار گرفت. نمیدانیم قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را و به نظرم چنین روندی نگرانکننده است. با همه اینها از کیوان کثیریان و خانه هنرمندان ایران تشکر میکنم که امکان پخش فیلم را فراهم آوردند و امیدوارم چنین کاری در آینده هم ادامه داشته باشد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد