25 - 06 - 2017
سینمای بغض
سعید نوروزجو- پرده نقرهای سینما میتواند منعکسکننده هر تصویری باشد! شاید از همین روست که سینما هنری بیمرز است. هنری که به پروازهای تخیل بال میدهد تا واقعی شوند. اما در ایران همه چیز مرزهای خودش را دارد و این مرزها پرده نقرهای سینما را هم تسخیر کردهاند. استثنائا این بار قرار نیست از سانسورهای بیدلیل و لج و لجبازیهای یک ارگان با ارگان دیگر حرف بزنیم. این بار قرار است درباره خودمان حرف بزنیم. اساسا ما، بهعنوان مخاطب برای چه فیلمهایی ارزش قائلیم؟ کدام ژانرها محبوبیت بیشتری دارند؟ اینها سوالهایی است که بیشک تهیهکنندگان هم هنگام کلید زدن یک فیلم از خودشان میپرسند، چراکه طبیعی است اولین شرط تولید یک فیلم حداقل برای تهیهکنندهاش بازگشت سرمایه و سود مالی است. در نتیجه سلیقه ما در تولیدات سینمای بدنه شرط اول است. حال برگردیم به اول داستان، ما بهعنوان مخاطب مرزهای پرده نقرهای را چگونه ترسیم کردهایم؟
با یک نگاه ساده به فیلمهای پرمخاطب سینما جواب سوال را پیدا میکنیم. دو حالت دارد، یا باید در حد دل درد بخندیم، یا باید در حد حالت تهوع بغض کنیم! رگ خواب هم از این قائده مستثنا نیست. فیلمنامه ضعیف و نریشنهای سطحی که شاید صرفا به واسطه بازی لیلا حاتمی و دکوپاژ حمید نعمتالله است که کمی عمق میگیرند اما کارگردان هم در بعضی سکانسهای فیلم برای پوشاندن ضعف فیلمنامه مجبور است از بازیگرانش بازی اگزجرهای را درخواست کند که نتیجهاش میشود همان سکانسی که کوروش تهامی در خانه ایستاده و به شامی که لیلا حاتمی درست کرده است به صورت اغراق شدهای میخندد و لیلا حاتمی مدام سعی میکند بغضش را مخفی کند. از این دست سکانسها در فیلم رگ خواب زیاد است. چرا کارگردانهای ایران به هر دری میزنند که مخاطب بغض کند یا بخندد؟ جواب این سوال را قبلا دادهایم. این مرزی است که ما برای آنها کشیدهایم.
رگ خواب هم مثل اکثر فیلمهای ژانر اجتماعی در ایران سیاهنماست. چنین فیلمهایی قدرت تفکر و تحلیل را از مخاطب میگیرند و به جایش همزادپنداری را به آنها میدهند البته این یک روال عادی در سینماست و در بسیاری از فیلمهای دنیا این اتفاق میافتد اما اینکه در ایران صرفا با چنین سینمایی مواجهیم دلایل زیادی دارد، هر چند مهمترین دلیلش ماییم، به عنوان مخاطب سینما.
ژانرهای سینمایی بینهایتاند. در سینمای جهان فیلمهایی تولید میشوند که نمیتوان آنها را در ژانر خاصی طبقهبندی کرد و عملا ژانر خودشان را میسازند. بگذارید پیشبینی کنم، همه فیلمهای موفقی که قرار است در سینمای ایران در ۱۰ سال آینده اکران شوند یا کمدیاند یا اجتماعی!
در نهایت این به آن معنا نیست که در ایران فیلمی در فضاهای دیگر وجود ندارد بلکه به این معنی است که فیلم موفقی در فضاهای دیگر وجود ندارد. نگاه مخاطبان و سینماگران و سرمایهگذاران به فیلمهای تجربی به قدری منفی است که جرات تجربه کردن را از فیلمسازان ایرانی میگیرد و تا وقتی که اوضاع به این روال است فقط باید بخندیم و بغض کنیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد