7 - 06 - 2023
«شی» و رویای جهانی چین
گروه بینالملل- محمدرضا ستاری- از زمانی که سال گذشته چینیها سیاست کووید صفر را کنار گذاشتند، حجم انبوهی از مناسبات و رویدادهای دیپلماتیک از سوی این کشور در دستور کار قرار گرفته که شرکت در نشست سران گوا در هند، نشست سران جیهفت در ژاپن، مانورهای مشترک نظامی با سنگاپور و آفریقای جنوبی، سفر صدراعظم آلمان و رییسجمهوری فرانسه به پکن و سفر شی جینپینگ به عربستان و روسیه تنها بخشی از این اتفاقات است. این موضوع در حالی رقم خورده که رهبران غربی دائما بر سر نحوه مراودات اقتصادی و سیاسی با چین در حال بحث و گفتوگو هستند، اما با وجود تاکید برخی از کشورهای غربی مبنی بر لزوم فاصله گرفتن از پکن، چینیها عمیقا با اقتصاد جهانی پیوند خورده و بزرگترین شریک اقتصادی بیش از ۱۲۰ کشور جهان هستند. به همین دلیل است که برخی از ناظران معتقدند موقعیت سیاسی و دیپلماتیک چین با جایگاه این کشور به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان مطابقت یافته است. در همین رابطه است که شاهد بودیم رییسجمهوری چین با مطرح کردن طرح ابتکار تمدن جهان (GCI) یک استراتژی رسمی را برای نهادینه کردن اصول کشورش در سطح بینالمللی تدوین کرده که کارشناسان معتقدند دربرگیرنده دیدگاه چین برای نظم بینالمللی جدید است.
در این راستا، «یائو یوآن یه» استاد مطالعات چینی در دانشگاه سنت تومان آمریکا در گفتوگویی که با الجزیره داشته توضیح میدهد: نظم جدید چینی قرار است به نوعی جایگزین نظم قدیم شده و ساختارهایی را ایجاد کند تا با جهانبینی حزب کمونیست چین همسو باشد. در واقع این نظم نهتنها چین را محدود نکرده، بلکه به ظهور بیشتر این کشور کمک خواهد کرد. در این رابطه میانجیگری چین میان ایران و عربستان، دیدار وزیر خارجه این کشور با رهبر کودتاچیان میانمار، سفر شی به مسکو و ریاض و گفتوگوی وی با ولودیمیر زلنسکی رییسجمهوری اوکراین در طول چند ماه اخیر همگی نشاندهنده این است که هدف چینیها در یک اقدام نوین نه بر مبنای ارزشهای مشترک بلکه بر اساس آینده مشترک میان کشورها بنا شده است. در این خصوص اندی موک، پژوهشگر ارشد مرکز چین در پکن معتقد است: در شرایطی که کشورهای غربی معمولا همکاری را بر پایه مجموعهای از ارزشهای مشترک مشروط میکنند، چین در نظر دارد تعهدات خود را بر اساس قابلیتها و منافع مشترک آینده قرار دهد. چنین رویکردی دقیقا با دیدگاه حزب کمونیست چین نیز مطابقت دارد؛ چراکه سران آن تاکید دارند توسعه و رفاه نباید منجر به پذیرش ارزشهای غربی شود. در واقع نظم جدید چینیها یک نظم چندقطبی است و آنطور که رسانههای دولتی این کشور ادعا میکنند، کشورهای غربی، سنجش دموکراسی را تنها بر اساس چرخه انتخابات میسنجند که چنین امری منجر به نادیده گرفته شدن نیازهای مردم میشود.
دوگانه چین با نظام جهانی
این امر البته یک دوگانه مهم میان چین و کشورهای غربی از لحاظ حقوق بشر ایجاد کرده و حتی به نگرانی غربیها نیز دامن زده است، به طوری که دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۲۰ هشدار داده که چین سعی میکند با بازتعریف اصول تعیینشده حقوق بشر، از تحقیقات در خصوص نقض این حقوق جلوگیری کرده و تغییراتی در سازمان ملل متحد ایجاد کند؛ امری که به گفته ناظران نشان میدهد چین در طول سالهای اخیر نفوذ جهانی بیشتری به دست آورده و توانسته از این موضوع در نهادهای بینالمللی نهایت استفاده را ببرد.
علاوه بر این چینیها همزمان با نفوذ به نهادهای بینالمللی، موسسات جدیدی را نظیر سازمان همکاریهای شانگهای، بانک توسعه جدید بریکس، بانک سرمایهگذاری زیرساختهای آسیا و صندوق راه ابریشم تاسیس کرده که همگی به عنوان بدیلی برای موسسات سنتی جهانی عمل میکنند. همچنین آمارها حاکی از آن است که دولت پکن به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت، دومین اهداکننده بزرگ کمکهای مالی به سازمان ملل متحد است. به همین دلیل است که ناظران معتقدند چین در حال همکاری با ساختارها و نهادهای بینالمللی جدید و قدیم به صورت توامان است؛ با این تفاوت که انتخاب میکند همکاری با کدامشان برای منافع پکن منفعت بیشتری در پی دارد.
به سوی رویای چینی
تمامی این موارد حاکی از گام برداشتن چین به سمت تحقق رویای چینی است؛ رویایی که همزمان با اعتبار بینالمللی، قرار است چین را تا سال ۲۰۴۹ به یک کشور پیشرفته و پیشرو در سطح جهان تبدیل کند. به گفته کارشناسان چنین برنامهای نهتنها شامل توسعه داخلی چین، بلکه به گسترش قلمرو مناطقی که در حال حاضر از کنترل مستقیم پکن خارج است نیز مرتبط میشود.
مناطقی مانند سرزمین مورد مناقشه در امتداد مرز زمینی با هند و بوتان، جزایر سنکاکو که توسط ژاپن در دریای چین شرقی اداره میشود و همچنین بیشتر دریای چین جنوبی که شامل برونئی، مالزی، فیلیپین و ویتنام میشود. همچنین طرح جوانسازی چین به موضوع اتحاد دوباره تایوان به سرزمین اصلی نیز مربوط میشود؛ موضوعی که اکنون به یک چالش مهم بینالمللی میان کشورهای غربی با چین تبدیل شده است.
علاوه بر این شاهد هستیم که در صحنه جهانی چینیها بارها نقض قوانین ملی، مداخله خارجی و تحریمهای اقتصادی را از سوی قدرتهای غربی محکوم کردهاند. با این حال از طرف دیگر ماجرا شاهد هستیم وقتی لیتوانی در سال ۲۰۲۱ اجازه افتتاح دفتر نمایندگی تایوان را صادر کرد، دولت پکن تحریمهای اقتصادی شدیدی علیه این کشور اعمال میکند.
همچنین مقامات چین در حالی مداخله در امور داخلی کشورها را خط قرمز خود عنوان میکنند که برخی شواهد نشان میدهد آنها به طور هدفمندی در سایر کشورها به دنبال تامین منافع دولت پکن هستند. مانند اعمال فشار بر یک نماینده مجلس کانادا که مساله ایغورها را در چین به عنوان نسلکشی معرفی کرده بود. یا شواهدی وجود دارد که چین در انتخابات برخی کشورها نظیر دانمارک دخالت کرده است. در واقع هر چند دولت چین تمامی این ادعاها را رد میکند، اما در عین حال شواهد نشان میدهد که در مواجهه با نظام کنونی جهانی هر جا که منافع پکن تامین میشود، چینیها همراستا عمل کرده و هر کجا که این نظم مغایر با راهبردهای چین است، با دیپلماسی، اعمال نفوذ و حتی فشار سعی در تغییر روندها دارند. این مساله زمانی اهمیت مییابد که بدانیم چینیها در خصوص حاکمیت ملی در طول چند سال اخیر هیچگونه نرمشی نشان نداده و حداقل در ظاهر نشان میدهند که قاطعانه عمل میکنند، مانند تماس تلفنی که شی جین پینگ با جو بایدن در سال گذشته داشت و طی آن در خصوص مساله تایوان به صراحت به رییسجمهوری آمریکا گفت: آنهایی که با آتش بازی میکنند، سرانجام میسوزند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد