15 - 03 - 2020
صادرات، موتور پیشران خروج از بحران
پیام باقری*
کسبوکار ایرانیان این روزها حال و روز خوبی ندارد و این ناخوشی در سطوح خرد و کلان اقتصاد همچنین در معیشت آحاد مردم جامعه نیز به چشم میآید.دولت به مثابه بازیگر نخست اقتصاد کشور با کسری بودجه جدى مواجه است به گونهاى که دخلش کمتر از خرجش است و کسری بودجه همچون سنوات گذشته قطعى به نظر میرسد.
سیاستگذارىهاى نامتوازن و تصمیمات عجولانه بدون بهرهگیرى از نقطه نظرات تخصصى و تجارب قابل توجه بخش خصوصى، توان برنامهریزى را از بنگاههاى اقتصادى گرفته است.
از طرفى خانوارهای ایرانی با کاهش قدرت خرید خود ناشى از نزول ارزش پول ملی و ایضا نرخ فزاینده تورم در وضعیت نامساعدی قرار دارند.
در این زمستان سخت اما بلای کرونا نیز به جان اقتصاد ایران افتاده و آن را کمرمقتر از گذشته کرده است.بازار نفت نیز حال و روز خوشی ندارد و درآمدهاى ارزی با توجه به علاوه شدن آثار این بیمارى مهلک به تحریمها، از چشمانداز روشنی برخوردار نیستند.
تصویر این گرفتاریها از اقتصاد ایران ممکن است دو نوع واکنش در میان فعالان اقتصادی به دنبال داشته باشد.برخی ممکن است پس از محاسبههاى کمی هزینه – فایده در مسیر کاهش یا متوقف کردن فعالیتهاى اقتصادى گام بردارند و گروهی همچنان امیدوارانه به دنبال راههایی برای فرار از تنگناها رفته و به امکانات و فرصتهای کسبوکار در همین شرایط خواهند پرداخت.
صرفنظر از چالشهاى به وجود آمده، با نگاهى عمیق به استعدادهای موجود در کشور با اطمینان میتوان گفت ظرفیت بالقوه عبور از این چالشها و تنگناها
نه تنها باز است بلکه قابلیت دستیابى به آنها با برنامهریزى و اولویتبندی دقیق وجود دارد.
یکى از این ظرفیتهاى بالقوه صادرات غیرنفتى مبتنى بر تجهیزات و خدمات با مزیت رقابتى و ارزشافزوده بالاست که براى کشور منشأ خلق ثروت هستند بهویژه در شرایط کنونى که فضاى کسبوکار داخلى به دلیل کمبود منابع دولت با رکود دامنگیر مواجه است بنابراین اقتصاد ایران نیاز به درآمدهای ارزی دارد و باید فعالیتهای سنجاقشده به صادرات در اولویت قرار گیرند.
تجربه نشان داده صادرات و فروش کالا در بازارهای منطقهای و جهانی یکی از دشوارترین و تخصصیترین فعالیتهای اقتصادی است و از سوی دیگر برای صادرات کالاها و خدمات باید مزیت نسبی به ویژه قدرت رقابت در قیمت وجود داشته باشد یا در طول فعالیت صادراتی آن را ایجاد کرد، در عین حال فعل صادرات در صورتى محقق میشود که تقاضا به حد نیاز وجود داشته باشد.
با توجه به مجموعه عوامل یادشده به نظر میرسد مسوولان و فعالان اقتصادى نباید در وضعیت فعلی از برنامهریزی و تلاش در جهت توسعه صادرات غیرنفتى غفلت کنند و واقعیت این است که یکى از حوزههایى که از شاخصهاى لازم در این زمینه برخوردار است بخش انرژى کشور است به ویژه صادرات برق که تمام ویژگیهای مثبت و موثر را دارد.
بررسى وضعیت برق در کشورهای منطقه حاکى از آن است که تقاضاى جدى برای برخوردار شدن از برق ایران وجود دارد و نیاز چندانی به بازاریابی نیست.
وضعیت شبکه برق کشورهایی همچون امارات، عمان، سوریه، لبنان، عراق، ترکیه و حتی فراتر از اینها کشورهایى چون هند و امثالهم بهگونهای است که تقاضای واردات برق از ایران دارند که با توجه به ظرفیت بالغ بر ۸۰ هزار مگاواتی کشور فرصتى ارزشمند در جهت صادرات برق محسوب میشود اما نکته بسیار بااهمیت اینجاست که متقاضیان برق ایران همیشه منتظر تصمیمات نخواهند ماند تا چه زمانى مسوولان به این جمعبندى برسند و نسبت به آن اقدام کنند و قطعا نسبت به رفع نیازشان برنامهریزى میکنند. کمااینکه هماکنون نیز شاهد مصادیق آن از جمله پروژه کاسا ١٠٠٠ هستیم و رقبای منطقهاى از این خلأ تصمیمگیرى ما بهره برده و همچون برق از راه میرسند و بازار برق را تسخیر میکنند.
باید با سرعت و منطبق بر برنامهاى مدرن بازار شبکه برق منطقه را در اختیار گرفت و با پایداری در صادرات، این بازار را حفظ کرد چراکه هیچکدام از رقبا به اندازه ایران از توان تولید و صادرات برق اقتصادى برخوردار نیستند و از طرفى دولت نیز باید مسیر توسعه صادرات برق برای بخش خصوصی ایران را فراهم و موانع پیش روى بخش خصوصى را رفع کند چراکه گسترش صادرات برق با تکیه بر ظرفیتهاى بخش خصوصى امکانپذیر خواهد شد.
این موضوع شایسته توجه است که ایران باید از وابستگی به درآمدهای صادرات نفت رها شود چراکه شرایط به گونهای شده که امروز سهم ایران در صادرات نفت به کمترین میزان در سالهاى اخیر رسیده و باید ارزآورى کشور از فعالیتهای دیگر صورت گیرد و در همین راستا بخش خصوصى صنعت برق کشور از قابلیتها و توانمندىهاى مناسبى برخوردار بوده و قادر است در این خصوص گامهاى موثر و اساسى بردارد.
* نایبرییس هیاتمدیره فدراسیون
صادرات انرژى

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد