28 - 06 - 2018
ضخیمتر شدن حاشیهنشینی، غیرقابل گریز است
حمید تهرانی- حاشیهنشینها از کجا میآیند؟ جز برخی مهاجران غیرقانونی که در همه کشورها معمولا در حاشیه شهرها سکنی میگزینند و به کارهای سیاه روی میآورند، شمار بیشتری از حاشیهنشینها را روستاییان تشکیل میدهند. در واقع وقتی روستا به هر علت جای زندگی نباشد یا امکاناتش ساکنان را راضی و قانع نسازد روستاییها سختی مهاجرت را به راحتی تداوم زندگی در روستا ترجیح میدهند، به شهرها میآیند و براساس توان اقتصادی و مدل زندگی در شهرها سکنی میگزینند. روشن است که به خاطر نزدیکی سبک زندگی میان روستا و حاشیه شهرها، روستاییان مهاجر علاقهمند به زندگی در حاشیه شهرها هستند اما در موارد قابل توجهی، وقتی درآمد و دارایی روستانشین زیاد باشد روستایی مهاجر به درون شهرها وارد میشود و براساس بودجه و داراییاش منطقهای را برای سکونت انتخاب میکند. در چنین صورتی البته گاهی مشکلاتی میان همسایگان در خانواده مهاجر به وجود میآید ولی این مشکلات بالاخره مرتفع میشود و نوعی تفاهم میان کلیه ساکنان پدید میآید.
شدت یافتن مهاجرت از روستا و فراگیر شدن آن در میان روستانشینها، خود به خود جمعیت حاشیهنشین را در کنار شهرها افزایش میدهد و به این دلیل که شهرهای بزرگ و پرجمعیت از ظرفیت بیشتری برای پیدا کردن کار و کسب درآمد برخوردارند، حاشیه اطراف شهرهای بزرگ ضخیمتر و جمعیت آن بیشتر است کاملا قابل درک است که همه روستانشینان سابق و حاشیهنشینهای فعلی، توان اقتصادی قابل قبولی نداشته باشند و به همین دلیل حداقل گروهی از این حاشیهنشینها برای کسب درآمد به کارهای غیرقانونی مانند دزدی، فروش کالای قاچاق و… یا کارهای پست مانند جمعآوری زباله و امثالهم روی میآورند. از این رو است که حاشیهنشینی در شهرها با آنچه بروز آسیبهای اجتماعی و رشد جرم و جنایت شهری خوانده میشود همارز و مرتبط است.
تردیدی نیست که بسیاری از دولتیها و حکومتکنندگان از حاشیهنشینی و افزایش حاشیهنشینها خوشحال نیستند. این عدم استقبال نه فقط به خاطر موضوع آسیبهای اجتماعی شایع در میان حاشیهنشینهاست بلکه به لحاظ اقتصادی نیز بیقواره شدن شهرها و رشد مدیریتنشده دایره جغرافیایی شهرها و بالاخص شهرهای بزرگ همواره یکی از دلمشغولیهای بزرگ برای مدیران شهری و علاوه بر آنان راهبردنویسان و تصمیمگیران مسایل اجتماعی کشور است. به ویژه آنکه گاهی معضلات اجتماعی حاشیه شهرها تبعات خطرناکی در سطح ملی و کشوری دارد.واقعیت آن است که روستاهای ایران به لحاظ امکانات و بسیاری مشکلات دیگر نه فقط جذابیت که قابلیتهای خود را نیز برای حفظ ساکنان خود از دست دادهاند.
بارزترین دلیل برای اثبات این مدعا آن است که تقریبا همه دانشآموختگان و فارغالتحصیلان که از روستا به مراکز آموزش عالی راه یافتهاند، هرگز برای ادامه زندگی به روستا بازنگشتهاند. این بدان معنی است که روستاهای ایران جز در موارد انگشتشماری مانند برخی رشتههای کشاورزی و مانند آن امکان جذب تحصیلکردگان و افراد توسعهیافته علمی را ندارد. این عدم جذابیت، بهویژه به آن خاطر است که روستاهای ایران خود توسعهنیافته و اگر برخی مظاهر تمدنی مانند تلفن، برق و خودرو از زندگی روستاییان حذف شود، ماهیت صنعتی روستا حتی از حیث کشاورزی نیز به دوران گاوآهن بازمیگردد.
در عین حال حکومتها نیز به توسعهیافتگی اجتماعی روستا توجه و علاقه چندانی نشان ندادهاند. برای نمونه هنوز هیچ تحقیق مستقل و علمی درباره مولفههای توسعه اجتماعی- اقتصادی روستا انجام نشده و به ویژه دانشمندان علوم اجتماعی کشور اصلا ریسک انجام اینگونه تحقیقها را نپذیرفتهاند.
این بدان معنی است که روستاهای ایران تا رسیدن به موقعیتی که برای ساکنان مناسب باشد هنوز راه درازی در پیش دارند و حاشیهنشینی باید همچنان گسترش یابد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد