21 - 07 - 2020
ضربه نهایی
آرزو فرشید– اصولگرایان اگرچه مجلس یازدهم را به دست گرفته و تقریبا اطمینان دارند که در انتخابات ریاستجمهوری سال بعد هم پیروز میدان هستند، دست از تخریب رقیب برنمیدارند و از هر فرصتی برای لطمه زدن به رقبای اصلاحطلب خود و بیاعتبار کردن آنان نزد افکار عمومی استفاده میکنند. از بهانه کردن یک خبر تکذیبشده در رسانه اصلاحطلب برای حمله به روزنامهنگاران اصلاحطلب گرفته تا تهمت زدن به سعید حجاریان از تریبون مجلس و پوشش گسترده خبری آن در رادیو، تلویزیون و توئیتر. اصولگرایان انگار جبهه اصلاحات را که به گفته و اعتراف فعالان سیاسی در این جریان سرمایه اجتماعی خود را تا حد زیادی از دست داده است همچون فرد ناتوان و بیحالی یافتهاند که هر کس از راه میرسد ضربهای به آن میزند. همین است که از هیچ اقدام تخریبی فروگذار نمیکنند. نکته اینجاست که از تخریب بیشتر اصلاحطلبان، آن هم در این شرایط چه سودی میبرند؟ برخی از تحلیلگران معتقدند که این رویه توام است با اهداف انتخاباتی و برای اطمینان از آنکه شانسی برای این جریان سیاسی باقی نمانده است.
غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با «جهانصنعت» در این باره گفت: «واقعیت این است که نمیتوان این رویه را به همه جریان اصولگرا تعمیم داد یعنی در میان این جریان هم افراد معتدلی را داریم که ضمن حفظ چارچوب دیدگاههای خود به ملاحظات اخلاقی نیز توجه دارند. اما متاسفانه ما در جریان اصولگرا با یک طیف تندرو و افراطی روبهرو هستیم که عمده مناسبات آنان اصالت قدرت – آن هم با قرائت خودشان از قدرت- است نه اخلاق و قدرت متکی به اخلاق. بنابراین اینکه هر نوع تهمتی را به رقبا و مخالفان وارد کنند مباح میدانند. اینها خود را حق مطلق و ذیصلاح برای اداره جامعه میدانند و به این ذیصلاح بودن رنگ تقدس میزنند. بنابراین هر کسی را که با اندیشه و نگاه آنان زاویه دارد، نامقدس میدانند و وارد کردن اتهام و تهمت به رقیب را روا میدانند و حتی برای این کار احادیثی را هم جعل میکنند و روایت میسازند.»
وی با تاکید بر اینکه «این شیوه و رویه از قبل هم بوده است» گفت: «نکته اینجاست که این رویه در برخی بزنگاهها تشدید و گسترده میشود. وقتی فصل انتخابات و وقت بیرون کردن رقیب از میدان میشود، این رویکرد را تشدید کرده و خیلی هدفمند به سوی نیروهای موثر رقبا و مخالفان میروند و میخواهند اندیشه و عمل آنان را سیاه جلوه دهند. خیلی وقتها در این عرصه حتی دست به تقطیع و تحریف سخنان افراد میزنند و یا حتی ظاهر حرفی را بیان کرده و معنی مخالف از آنان استخراج میکنند.»
ظریفیان در توضیح آفات این رویه گفت: «گذشته از وجه الهیاتی قضیه که به هر حال این نوع رویهها در نظام الهی پاسخ خواهد داشت، باید در نظر داشت که این نوع بداخلاقیها از نظر مدنی موجب بداخلاقیهای بیشتر میشود یعنی ارزشافزوده ایجاد کرده و جامعه را در چرخه بداخلاقی میاندازد به خصوص اینکه این رویکرد از سوی کسانی اتخاذ میشود که با بخشی از آرا به صحنه آمده و به نوعی در جامعه مورد توجه بوده و حوزه خودرفرنس هستند. وقتی این الگوها به راحتی مرزهای اخلاقی را میشکنند، پیامد این شکستن مرزهای اخلاقی چیزی نیست غیر از همافزایی این نوع رویهها، خصوصا در جامعه ما با شرایط خاصی که دارد.»
وی افزود: «ما بعضا در بزنگاههایی قرار میگیرم که نیاز است مردم با شناخت و دقت بیشتر دست به انتخاب بزنند و این رویه قطعا فضا را آلوده و غبار آلود میکند و امکان تصمیمگیری درست را از مردم میگیرد.» این فعال سیاسی اصلاحطلب با تایید اینکه اتخاد رویکرد تخریبی علیه اصلاحطلبان با اهداف انتخاباتی همراه است، گفت: « قطعا در فضای کنونی بخشی از دلایل اتخاذ این رویکرد، انتخاباتی است.»
ظریفیان در پاسخ به اینکه وقتی اصولگرایان مجلس را در دست داشته و به موفقیت در انتخابات ۱۴۰۰ هم بسیار امیدوار هستند، چه ضرورتی دارد دست به تخریب رقبا بزنند؟ گفت: «به هرحال اینها درباره دولت مستقر و کسانی که به گونهای این دولت را حمایت کردهاند ادعاهایی کردهاند. تلاششان در ابتدا این بود که اجازه ندهند دولت به سرانجام برسد و کار خود را تمام کند اما با برخورد رهبری این مساله منتفی شد. با این حال فکر میکنم دنبال آن هستند که دولت و نیروهای حامی این دولت را تاجایی که میتوانند تخریب کنند.» وی ادامه داد: « توجه داشته باشید که تجارب انتخاباتی نشان داده که یک جناح خاص در قدرت ماندگار نیست بنابراین آنها میخواهند که ریشههای جریان رقیب را بسوزانند و در دیدگاه افکار عمومی بیحیثیت کنند تا امکان رقابت در دورههای بعد هم موجود نباشد.»
به گفته وی « درست است که در اصولگرایان یک ضریب اطمینانی نسبت به پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری آتی پیدا کردهاند اما با توجه به پیچیدگیهای عرصه سیاستورزی در ایران، یک درصدهایی هم احتمال میدهند که رویکرد مردم در انتخابات متفاوت با پیشبینی آنان باشد، بنابراین میخواهند خطر نکنند. این مربوط به همه اصولگرایان نیست اما طیف تندرو میخواهد همه ظرفیت خود را به کار بگیرد تا جریان رقیب به هیچ وجه امکان حضور و یا حمایت از یک کاندیدای اصلاحطلب یا معتدل را نداشته باشد.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه ادامه این روند تخریبی درشرایطی که اصلاحطلبان تا حد زیادی سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و به این امرمعترف هستند، چقدر به این جریان آسیب خواهد زد؟ گفت: « من فکر میکنم که این افراد نمیدانند که با توجه به شرایط موجود و مشکلات مردم، این نوع تخریبها نزد افکار عمومی بیش از آنکه رقیب را بزند، به کلیت نظام آسیب میزند و خود آنها هم مشمول همین بداخلاقی خواهند شد.»
وی ادامه داد: «اگر جامعه بخواهد در یک شرایط عادی دست به انتخاب بزند، میزان رای اصولگرایان به طور عام به نسبت میزان افزایش مشارکت کاهش پیدا کند. این نکته را آمارها و تجارت انتخاباتی ما نشان میدهد اما با این مشکلات و بحرانهایی که رخ داده و اینکه اصلاحطلبان سرمایه اجتماعی خود را ازدست دادهاند، این نوعی توهم است که یک جریان فکر کند کاهش سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان موجب افزایش سرمایه اجتماعی آنان میشود. تجربه انتخابات مجلس قبل نشان داد که اینگونه نیست و هر قدر که تنازعات و بداخلاقیها را بیشتر کنیم، مردم را از تعیین سرنوشت خود در کلان بیشتر ناامید میکنیم و این همان خطری است که به کلیت نظام آسیب میزند.»
ظریفیان در پاسخ به پرسش دیگر مبنی براینکه بهترین جواب جریان اصلاحطلب به این رویه چیست؟ گفت: «به نظر من جریان اصلاحطلبی کارهای مهمتری نسبت به این بحثها دارد. هر جریان فکری مثل یک فرد و انسان است که در طول زندگی خود فراز و نشیب دارد و باید بتواند خود را خوب مدیریت کند و از پس فراز و نشیبها برآید. جریان اصلاحطلبی نیز مشمول همین قاعده است و اکنون باید به چند ابهام درباره خودش پاسخ دهد تابعد بتواند متناسب با این رفع ابهامات، جامعه را متوجه جاذبههای خود کند.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب توضیح داد: «ابهام نخست، ابهام در گفتمان است و اصلاحطلبان باید کمی تکلیف گفتمان اصلی خود را روشن کنند. باید کمی هم در سازماندهی و تشکیلات ابهامات خود را رفع کند. این طیف وسیع احزاب اصلاحطلب باید تکلیف ابهامات تشکیلاتی خود را رفع کند. در عین حال هم باید بخشی از ابهامات در رویهها و راهبردهای خود را مشخص کند. باید معلوم شود که با توجه به مشکلات فعلی جامعه چه راهبری دارد. به هرحال اصلاحطلبی به لحاظ مضمونی پیوند عمیقی با مردمسالاری برقرار میکند و باید یک راهبرد مشخص داشته باشد. من فکر میکنم که اصلاحطلبی بیش از آنکه به بیرون خود توجه کند، باید از فرصتی که برایش پیش آمده و احتمالا موقعیت قبلی را در قدرت ندارد استفاده کرده و به بازبینی خود از لحاظ مباحث معرفتی، تشکیلاتی و راهبردی بپردازد تا بتواند خود را بازسازی و سرمایه اجتماعی آسیبدیدهاش را ترمیم کند.»
ظریفیان و بسیاری دیگر از اصلاحطلبان از ضرورت بازبینی درونی و بازیابی سرمایه اجتماعی میگویند اما مادامی که این جریان سیاسی تا این حد مورد هجمه قرار میگیرد و به هر بهانهای منکوب میشود، نمیتوان امید زیادی به موثر واقع شدن این بازبینیها داشت. بدنه اجتماعی اصلاحطلبان به شدت مایوس و ناامید است و اصولگرایان نیز با لگد زدن به تن رنجور اصلاحطلبی، فرصتی برای تزریق امید نمیدهند. به عبارتی عزمشان را جزم کردهاند که آخرین ضربه را محکمتر بزنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد