23 - 11 - 2023
ضربه نگرش احساسی مسوولان به بخش معدن
انوش رحام*
متاسفانه روزبهروز در داخل کشور شاهد افزایش هزینههای معدنکاری هستیم. با توجه به اینکه در ایران هزینه مبادله افزایشی است؛ در نتیجه این مهم باعث میشود که پروژههای معدنی گرانتر تمام شوند. به طور مثال میشود به ورق گرم و سرد نوردیها اشاره کرد که مشکلاتشان بیشتر به افزایش نرخ ارز، تورم و مواد اولیه داخل کشور برمیگردد.
از طرفی تحریمها باعث شده در بخش تجهیزات با ضعف روبهرو شویم. در این رابطه باید گفت با توجه به اینکه فولاد تحت تحریم بینالمللی است، شرکتهای بزرگ دنیا حاضر نیستند با نرخ معمول برای ایران پروژهای را انجام دهند. به این ترتیب علیرغم اینکه در کشور نیاز به سرمایهگذاری در این حوزه داریم، اما با وجود فشارها اکثر پروژههای توسعهای یا متوقف شده یا با سرعت کمی پیشرفت داشتهاند. مساله این است که وقتی پروژهای از زمان خود خارج شد، هزینهها هم چندین برابر میشوند. بنابراین زمان و هزینه در پیشرفت پروژههای توسعهای صنعت فولاد اهمیت خاصی دارد. اگر بخواهیم به علل تعدیلهای مختلف در پروژههای فولادی اشاره کنیم باید بگوییم به دلیل اینکه بسیاری از شرکتها تجربه زیادی در بازارهای جهانی نداشتهاند و تخمین درستی از فرآیند پروژه ندارند؛ در نتیجه هزینههای مضاعف به پروژه تحمیل میشود. بحث دیگر این است که ما تامین مالی پایداری نداریم. در واقع منابع از پیش تامینشده نیستند؛ در نتیجه مجری ناچار است با حداقل منابع مالی پروژه را پیش ببرد و به تدریج هم هزینهها افزایشی میشوند. با اینکه صنایع معدنی در بخش فرآوری و استخراج اهمیت دارند، اما به دلیل عدم استراتژی مدون صنعتی طی ۳۰ سال گذشته و فقدان امنیت، جذابیت لازم را برای سرمایهگذاری ندارند. این عرصه با مشکلات جدی زیرساختی نیز روبهرو است. متاسفانه امروز شاهد کمبود شدید ماشینآلات معدنی در کشور هستیم. به طور مثال در صنایع مس مشکل تامین دامپتراک و مساله کمبود ناوگان حملونقل ریلی وجود دارد. در این خصوص باید گفت که متاسفانه در سالیان گذشته به دلیل سیاست خودکفایی مانع ورود ماشینآلات به کشور شدهایم که این مساله باعث شده در بخش لجستیک با کمبود شدید تجهیزات و منابع و ناوگان روبهرو شویم. متاسفانه اگر هم ماشینآلاتی در اختیار داریم بسیار قدیمی و فرسوده هستند.
با اینکه سرمایهگذاری در بخش فرآوری باید توازن داشته باشد، اما دچار ناترازی در این بخش هستیم. در واقع بخش دولتی به دلیل قوانین دست و پاگیر برای ورود تجهیزات باعث شده فعالان اقتصادی بخش معدن دو برابر ضرر بدهند. این در حالی است که امروز در دنیا تمامی کشورها تجهیزات زیرساختی را نمیسازند، بلکه آنها را وارد میکنند اما تاکید میکنیم که باید در داخل آن را تولید کنیم. البته در شرایط فعلی حتی نتوانستهایم به ساخت تجهیزات برسیم و در حال مونتاژ هستیم. بنابراین تحت عنوان خودکفایی سر خود را کلاه گذاشتهایم و تمام زیرساختهای کشور را که دچار فرسودگی شدید هستند، معطل میکنیم.
متاسفانه هیچ نوع صحتسنجی در مورد ساخت تجهیزات انجام نشده است. با اینکه بسیاری از سازندگان ادعای ساخت داخل دارند، اما محصولشان تجاریسازی نشده است. امروز شاهدیم که فرصتها از دست رفته و همچنان با کمبود ماشینآلات روبهرو هستیم. این در حالی است که اگر نگاه واقعبینانه و غیراحساسی بین مسوولان حاکم بود به طور قطع هزینه فرصت را از دست نداده بودیم و امروز در بخش حملونقل با کمبود ناوگان روبهرو نبودیم. با اینکه در صنایع بزرگ کیفیت ماشینآلات از اهمیت ویژهای برخوردار است، اما مسوولان با نگاه کوتهبینانه سرمایهگذار را مجبور میکنند از تجهیزات با کیفیت پایین و هزینه بالا تحت عنوان حمایت از تولید داخل استفاده کند، این در حالی است که به دلیل مونتاژ برنده واقعی کشورهای دیگر از جمله چین هستند! ما ناچار هستیم که در بازار جهانی با تکنولوژی ۵۰ سال قبل تجارت کنیم و در این بین این دولت است که مانعتراشی میکند. اگر هدف صرفا درآمدزایی باشد، موضوع فرق میکند، اما باز هم میبینیم در عمل روند به گونهای دیگر است. به طور مثال در قانون بودجه بدون کمترین اولویتسنجی بحث عوارض را مطرح کردند. با وجود اینکه عوارض به شکلی است که نشان میدهد اولویت تامین نیاز داخل است، اما در این بین اولویت تامین ارز هم اهمیت ویژهای دارد. در نتیجه باید این دو مساله در کنار هم مورد توجه قرار گیرند. این در حالی است که مسوولان تصمیماتی میگیرند که تبعات معتددی دارد و روند صادرات را هر چه بیشتر مختل میکند. در نهایت صادرکننده انگیزهای برای صادرات ندارد. باید گفت که دولت خود به عنوان یکی از موانع جدی در بخش معدن تلقی میشود. در شرایطی که هزینه تولید در کشور به شدت بالاست شاهدیم که صادرکننده با انواع مشکلات بانکی و عدم امکان استفاده از سوییفت روبهرو است. میتوان گفت در دولت، بیماریای وجود دارد که با اینکه از جنس تشخیص است، اما برایش درمان درستی وجود ندارد. به طور مثال وقتی اقتصاد کشور نیاز مبرمی به ارز دارد و اولویتهای برنامهریزی ما هم باید متناسب با همان نیازها باشد، اما میبینیم که صادرکننده با مشکل تامین ارز روبهرو میشود.
* دبیر سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی ایران

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد