13 - 11 - 2016
ضرورت اجتناب ازترامپهراسی
دکتر صلاحالدین هرسنی*
برخلاف پندارها و تصورات رایج دیگر نباید رفتارهای ترامپ راقلدرمآبانه، متعصبانه متنفرانه، مشمئزکننده و النهایه امر مذمومی تصویر کرد. این فرضیه از نوع رفتار او در فردای پیروزی انتخابات قوت میگیرد. تصویری که ترامپ برخلاف آن تصورات رایج از فردای انتخابات از خود نشان داد دراساس غیرمنتظره بود و همچون پیروزیاش شوک دیگری وارد کرد. همگان بر این باور بودند که نطق پیروزی او باید فرو ریختن دوباره قباحتها، فحاشی، رواننژندی، بیرسمی و نامرادی، حمله به مخالفان و منتقدان و به خاک مالیدن پوزه رقیب تراز اولش هیلاری کلینتون باشد اما اینگونه نبود. ترامپ عاقلتر از آنی ظاهر شد که تصور میشد. او در اولین فرصت به ستایش رقیب پرداخت و از آمریکای متحد سخن گفت. او همین رفتار را در ضیافت اوباما در کاخ سفید تکرار کرد. همه آنچه از ترامپ از فردای پیروزی در انتخابات آمریکا سر زده است، نشان میدهد آن همه مواضع و اظهارنظرهای خارج از عرف و قاعده برای عبور از بحران بود و صرفا مصرف داخلی داشت و بیشتر ترجمان احساس بود تا تصویر واقعیت. به واقع ترامپ چارهای هم نداشت که به آنگونه مواضع توسل جوید و بر طبل آن شعارها و برنامهها بکوبد چراکه ماه و خورشید و فلک دست به کار شده بودند که او پیروز نشود. به هر تقدیر او هر چه بود و هر چه کرد، پیروز شد و همان گفتمان معطوف به چالش و مخاطرهزای او توانست بخش اعظم جامعه آمریکا را در ورود به کاخ سفید همراه خود کند. حال که او پرزیدنت جدید آمریکاست لازم است و ضرورت دارد که آن تصورات معطوف به هراس به کناری رود و جدی گرفته نشود چراکه آمریکای تحت مدیریت ترامپ باید به همه کاستیهای موجود پایان دهد و تغییری را بر تغییرات اوباما شروع کند. به واقع رفتارهای تمدنستیز ترامپ به معنای اختلال در نظم برنامههای اقتصادیاش خواهد بود. ترامپ نشان داده است که لااقل در این یک فقره صداقت رفتار دارد و حال او نماد آمریکای بینقاب است. پس اگر او بخش اعظم مجاهدت خود را معطوف به بازگشت نظم از دست رفته کند و نیز همت خود را به اعاده و اعتلای هژمونی آمریکا سازد، چگونه فرصت میکند که دور مکزیک دیوار بکشد، اقدام به یک حمله اتمی کند، برجام را پاره کند و رفتارهای قلدرمآبانه از خود نشان دهد؟ ترامپ به فراست دریافته است که رفتارها و کنشهای سیاسیاش در نگاه تیزبین جهانیان پایش و رصد میشود. او به فراست دریافته است که کارنامهاش از سوی حامیان، مخالفان و جهانیان قضاوت و داوری میشود. او خود میداند که بهره و حظی از سیاست ندارد و به مکتب سیاست نرفته و به ناچار از سر بغض مسالهآموز صد مدرس سیاسیون در جامعه سیاسی آمریکا شده است پس باید آنگونه که نموده، نباشد. همچنین ترامپ سخت واقف است که انتخاب او عصیان و شورشی بر سنتهای ناکارآمد جامعه آمریکا بوده است. پس لاجرم با تمرکز ترامپ در تحقق برنامههای انتخاباتیاش، جامعه آمریکا دیگر نمیتواند شاهد ظهور مککارتیسم جدیدی در قالب ترامپ باشد. ترامپ به ناچار برای فرار از آن همه اتهامات و از آنکه حمایت افکار عمومی را برای ماندن دور بعدی در کاخ سفید از دست ندهد، تغییر رفتار خواهد داد. همچنین ترامپ از آن جهت که پدران و اجداد آمریکا نخواهند در گور به خود بلرزند از آن بیرسمیها فاصله میگیرد و به آن نامرادیها پایان خواهد داد و به سهم خود و بیشتر از همه آن هم از سر بغض از دستاوردهای تمدنی آمریکا محافظت میکند. به این ترتیب از همه آن شواهد میتوان حدس زد که ترامپ برخلاف رفتارهای متعصبانه و قلدرمآبانه و زبان تلخ و گستاخی که دارد، بیشتر به ببر کاغذی میماند تا ببر واقعی به همین دلیل از چنین ببری آنگونه که تصور میشود نباید هراس داشت. در یک کلام با توجه به اینکه او تا دو ماه دیگر چه بخواهیم و چه نخواهیم زمام امور آمریکا را به دست میگیرد به نظر میرسد ضرورت ترامپهراسی هم برای جهانیان و هم برای دلواپسان در خطر افکندن میراث تمدنی جامعه آمریکا را اجتنابناپذیر میسازد.
* مدرس علوم سیاسی و روابط بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد