12 - 12 - 2016
ضرورت مبارزه اروپا برای نجات برجام
رییسجمهور تازهانتخابشده آمریکا در طول مبارزات انتخاباتی خود چندان دستور کار سیاست خارجی خود را شرح نداد. با این حال در مورد چند مساله سروصدای زیادی به راه انداخت. دونالد ترامپ در کنار محدود کردن داعش و آغاز یک جنگ تجاری با چین اعلام کرد که «توافق فاجعهبار با ایران را برمیچیند».برپایه بررسی اتاق فکر کارنگییوروپ، این توافق که نهتنها یکی از معدود موفقیتهای اروپا در حوزه سیاست خارجی بوده بلکه بیانگر آن است که چطور میتوان بهطور جمعی و بهطور موفقیتآمیز به یک چالش جهانی رسیدگی کرد.با پیروزی ترامپ اینک وظیفه اروپاییان بهعنوان آغازگران یک فرآیند دیپلماتیک یک دههای است که از این توافق تاریخی دفاع کنند. لفاظیهای ترامپ نشان میدهد که اروپا مبارزه سختی در پیش داشته باشد.در آمریکا این عقیده که امکان دستیابی به یک توافق بهتر وجود داشت به چشم میخورد اما در نهایت پس از امضای توافق در ژوییه ۲۰۱۵ این ایده مورد سرزنش قرار گرفت. کسانی که خواهان کنار گذاشتن توافق هستند، بهطورکلی دو راهحل متفاوت را برای این مشکل ترجیح میدهند؛ یا اعمال فشار بر ایران از طریق افزایش انزوای اقتصادی یا پایان دادن به برنامه هستهای این کشور با مداخله نظامی. تنها نگاهی به کوبا و عراق نشان میدهد که این دو رویکرد چه نتیجهای خواهد داشت.این توافق باوجود تمام نقصهایش هنوز هم بهترین راهحل برای تهدید ناشی از فعالیتهای هستهای مخفیانه ایران برای خلع سلاح و همسایگانی چون اسراییل است. این تجلی منافع جمعی تمام امضاکنندگان شامل چین، فرانسه، آلمان، ایران، روسیه، انگلیس، آمریکا و اتحادیه اروپاست. ضمن اینکه این توافق با صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیز تایید شده است. بهطورکلی این توافق دارای تمام مشروعیتهای بینالمللی است که یک توافق باید از آن برخوردار باشد.زمانی که ترامپ بهعنوان رییسجمهور آمریکا سوگند یاد کند، یک سال از زمانی که این توافق از سوی تمام طرفهای امضاکننده اجرایی شده، میگذرد. این توافق علاوه بر محدود کردن برنامه هستهای ایران، دربرگیرنده درک جهانی از اینکه جهان چگونه باید اداره شود، است: از طریق سازش و قوانین مورد توافقی که تمام بازیگران بر آن صحه میگذارند و اگر نقض شود، حمایت رژیم سخت و چندجانبه تحریمها را دارد. این توافق همچنین نشان میدهد که امضاکنندگان آنچه ارتباطی با این نظم جهانی دارند؟ آیا خود را به آن مرتبط میدانند یا نه؟ این مساله باعث اهمیت آن برای ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا میشود.جمهوری اسلامی بهعنوان یک دولت انقلابی مدتها نامطمئن بود که آیا باید با سیستم جهانی فعلی مخالفت کند یا سعی کند جایگاه خود را در آن ارتقا دهد. ضمن اینکه تهران بهواسطه این توافق با جنجال داخلی روبهرو است و انتخابات آتی این کشور میتواند به یک همهپرسی در مورد برجام تبدیل شود.در مورد آمریکا هم زمانی که پای منافع وسط میآید، باوجود اینکه این کشور بنیانگذار و محافظ مفروض نظم پساجنگ جهانی دوم است، بازهم تاریخی از نقض قوانین جهانی مورد توافق داشته است. ضمن اینکه ترامپ هم در مبارزات انتخاباتی خود و هم پس از پیروزی، مساله حاکمیت ملی در مقابل قوانین جهانی را مطرح کرده و از مرکزیت این موضوع از همان نخستین روزهای ریاستجمهوریاش سخن گفته است.
در مقابل، اروپاییان میتوانند تنها در یک محیط چندجانبه مبتنی بر قوانین رشد کنند. اتحادیه اروپا یک دولت- ملت قدرتمند نیست که بتواند شهروندان خود را حول یک سرنوشت مشترک گردهم آورد. ضمن اینکه اعضای اتحادیه اروپا با تفاوتهای بسیاری که رییسجمهور بعدی آمریکا دارد نیز روبهرو خواهند بود؛ از حفظ اتحادهای فراآتلانتیکی و مقابله با روسیه تا رسیدگی به مسایل خاورمیانه و تغییرات آب و هوایی.
حفظ توافق ایران و اطمینان از پایبندی کامل تمام طرفها به روح و متن برجام، جزو منافع اصلی اتحادیه اروپا. اروپاییان در کنار هم نهفقط به دلیل خلع سلاح بلکه به دلیل نظم جهانی مبتنی بر قانون که اروپا بدون آن هیچ نقشی در عرصه جهانی نخواهد داشت باید همانطور که تهران را ملزم به پایبندی به این توافق میدانند، آمریکا را نیز پاسخگو بدانند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد