28 - 12 - 2017
ظهور پدیده هدایتی و سودای شهرت
حسین هدایتی را همه در فوتبال ایران میشناسند. حضور او در فوتبال ایران از همان روزهای نخست به صورت یک معمای لاینحل درآمده است؛ تاجر، کارآفرین، هوادار افراطی فوتبال. حضوری که با وجود طول نهچندان زیاد، عرض و حواشی فراوانی به همراه داشته است.
حسین هدایتیدولابی اولینبار توسط علی پروین وارد فوتبال ایران شد. سلطان که از تخت پرسپولیس به زیر کشیده شده بود به دنبال محملی و محفلی میگشت تا اولین هسته مقاومت در مقابل مدیران نوگرای پرسپولیس را تشکیل دهد. حضور هدایتی با جیب پر این مجال را مهیا میکرد تا پروین رویای قطب سوم در فوتبال ایران را جامه عمل بپوشاند؛ رویایی که با وجود خاصهخرجیهای سلطان و یک نقلوانتقالات شاهانه ابتر ماند و به نتیجه نرسید.
طبع دمدمیمزاج هدایتی از همان روزهای اول به منصه ظهور رسید، آنجا که بر سر پرداختها با پروین دچار اختلاف شد. این گونه اختلافات و روابط سینوسی در سالهای بعد هم استمرار داشت. به کرات دیده میشد که مدیران یا کارگزارانی که منصوب او بودند، مغضوب او واقع میشدند. آجرلو، انصاریفرد، پروین، خشایار محسنی، مصطفوی و درودگر همگی با سلام و صلوات و دست در دست حاجحسین وارد صحنه میشدند اما پایان ماجرای همگیشان تکراری بود؛ دلخوری و افشاگری. این خوشاستقبالی و بدبدرقگی ظاهرا جزء لاینفک هدایتی است. هدایتی در تمام این سالها تعلق خاطر به پرسپولیس و میل به تملک این تیم را کتمان نکرده. برای هواداران سرخپوش نیز که از مشکلات مالی تیم به تنگ آمدهاند، حضور هدایتی بر مصدر کار همواره مثبت تلقی شده است. هرچند این حضور در چند مقطع اتفاق افتاد اما همانطور که گفته شد با اختلافات میان هدایتی (بهعنوان رییس هیات مدیره) و مصطفوی و انصاریفرد مدیران عامل تیم، نهتنها منتج به جام و قهرمانی نشد بلکه تیم از لحاظ جذب بازیکن، حواشی و مشکلات مالی روزهای سیاهی را گذراند. هرچند نباید از نظر دور داشت که پرداخت مالیات برانکو، فراهمسازی مقدمات حضور او و استارت پرسپولیس رویایی به مدد هدایتی اتفاق افتاد اما به نظر میرسد با وجود فوتبال حرفهای و تورم دیگر فرمول هوادار متمول و سکه و صله چندان راهگشا نیست و باشگاهها به جای توسل به امثال هدایتی، انصاری و برادران شفیعزاده باید به درآمدسازی بپردازند. به نوشته آیاسپورت، حضور هدایتی در ۹۰ هیچ آوردهای برای او به همراه نداشت. در یک نگاه کلی هدایتی باز هم وارد کارزار بیحاصلی شد تا پوزه یکی دیگر از مدیران مانند ترکاشوند یا طاهری را به خاک بمالد معاملهای که پیش از این با خشایار محسنی، درودگر یا پروین کرده بود و هنوز در اینترنت قابل دسترسی است. در سوی مقابل اما آنچه این بار هدایتی باخت، به مراتب بالاتر از برد ناچیز او بود؛ بازیای پرریسک- و اگر نگوییم دوسرباخت- که توأمان هم آبروی او را در افواه مردم به مخاطره انداخت هم پایگاه او را نزد هواداران پرسپولیس تا حد زیادی مخدوش ساخت. مگر آنکه طبع تشنه شهرت و عاشق دیده شدنِ هدایتی، آنچنان از مهلکه پیشآمده ناراضی نباشد و بر مبنای بدنامی بهتر از گمنامی این ماجرای جدید را نیز با آغوش باز پذیرا باشد وگرنه به نظر میرسد مرد ورزش و صنعت و تجارت پیش از هر چیز نیازمند یک مشاور صدیق و مورد اعتماد است، مشابه آنچه بهمن دهقان برای علی دایی است تا لااقل در موضعگیریها چه در رسانههای تصویری، چه در فضای مجازی اینطور بیپروا و رادیکال تصمیم نگیرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد