6 - 11 - 2016
عاشقترین استقلالی
سرمربی پیشین تیمهای ملی فوتبال ایران و استقلال پس از تحمل دوره بیماری چشم از جهان فروبست تا اهالی این رشته خصوصا هواداران باشگاه استقلال را عزادار کند. وی به پدر استقلال مشهور بود.
منصور پورحیدری مدافع پیشین تیم ملی فوتبال ایران و استقلال که سابقه سرمربیگری در هر دو تیم را هم در کارنامه داشت و به افتخارات زیادی هم دست پیدا کرده بود، پس از تحمل یک دوره بیماری سخت دیروز در سن ۷۱ سالگی چشم از جهان فرو بست و به دیار باقی شتافت. آنچه میخوانید، یاداشت حمیدرضا صدر، نویسنده و محقق مشهور فوتبال ایران، درباره منصور پورحیدری است.
آن قریحه ناب
به یاد آوردن بازیهای منصور پورحیدری آسان نیست. دروازهبان نبود تا شیرجههایش را دوره کنیم و مهاجم نبود تا به توصیف گشودن دروازهها بپردازیم. مدافعان کناری معمولا با مجموعه تیم تعریف میشوند، با مهاجمان مقابلشان. او ستاره نبود و اصراری هم برای ستاره شدن نشان نداد و همیشه خود را یکی از بازیکنان متعلق به تیم و مربیاش قلمداد کرد. حتی زمانی که با باشگاه تاج، قهرمان آسیا شد دور از هیجانهای مرسوم باقی ماند. در حقیقت او را با آرامش مفرطش به یاد سپردیم… محض نمونه: بهار ۱۳۵۰ دیدار تاج و پاس بدل شد به یک نبرد خشن لبالب از درگیریهای تن به تن. اخراج علی جباری در دقیقه ۳۸ تاجیها را به نبرد طولانی ۱۰ نفرهای برابر بزرگان پاس کشاند. همه انتظار شکست سنگین تاج در غیاب ستاره خط میانیاش را میکشیدند؛ ولی پورحیدری با خونسردی ذاتیاش کنار مسعود معینی، کارگر جم و جانملکی از سنگر ناصر حجازی دفاع کرد. جانانه برابر پاسیهای قلدر جنگید و همه توپهای منطقهاش را دفع کرد. با همان قریحهای که هر مدافعی بدان نیاز داشت، با چیزی به نام «بازیخوانی». خونسرد بازی کرد و با اعتماد به نفس. در بازی اش نمایش صیقل یافته مدافع لاغراندامی را میدیدیم که میتوانست در نبردی خشن، بدون خشونت بازی کند. با مهارت در تشخیص حرکت توپ، با پیشبینی مسیر حرکت حریفان با چند لحظه واکنش زودتر… آن دیدار با تساوی یک بر یک پایان یافت.
پسری از قلهک
پورحیدری برخلاف اکثر فوتبالیستهای آن عصر نه در جنوب و شرق تهران بلکه در شمال پایتخت شکوفا شد. پدرش تاجر شناختهای شده بود و ورزش را میستود. علی پورحیدری، پسر عمویش در تیم جعفری بازی میکرد و مهدی، برادر بزرگش کاپیتان تیم قلهک بود. روزی دیدار دو تیم محلی قلهک و سلطنت آباد، همسایههای جنگجو، در زمین «پاتخت» (حوالی خیابان فرشته کنونی) به خشونت گرایید و با مصدوم شدن یکی از بازیکنان قلهک همه چشمها به سوی پسرک ۱۲ ساله ایستاده کنار زمین برگشتند. به سوی منصور ریزنقش. او وارد شد و طی پیروزی دو بر صفر قلهک، تواناییهایش را به رخ کشید. آن پسرک کمی بعدتر با رفتن برادرش به آمریکا جای او را گرفت و به نوجوان جنگنده زمین خاکیهای قلهک، زرگنده و یخچال بدل شد. کمی بعد در دبیرستان تمدن کنار کارو حق وردیان، مجید روستا و ناصر نبوی بازی کرد و ۱۶ ساله بود که پیراهن دخانیات را کنار بازیکن بااستعداد دیگری پوشید: غلام وفاخواه.
از دارایی به تاج
۱۷ ساله بود که همراه حمید امینیخواه راهی دارایی شد و در صف مدافعان ایستاد. به تعبیری پورحیدری «دارایی چی» به شمار میرفت و نه «تاجی». چنان که طی پیروزی دارایی برابر دیهیم، یکی از تیمهای زیرمجموعه تاج، زمینهساز به ثمر رسیدن تک گل دیدار شد: بازی بدون گل پیش میرفت تا او در اواخر دیدار، توپ را از جناح راست سانتر کرد و اکبر افتخاری دروازه را گشود. قهرمانی دارایی در باشگاههای تهران سال ۱۳۴۶ با حضور او در خط دفاعی شکل گرفت: ۱۲ بازی و فقط چهار گل خورده است.
انحلال دارایی در بهار ۱۳۴۷ زمینهساز کوچ پورحیدری، جلال طالبی و اکبر افتخاری به تاج شد. علی داناییفرد از پورحیدری مشتاقانه استقبال کرد. مدافعان کناری آن دوران تاج، از رضا زمینی گرفته تا محمد نجاری و فتحالله حسنبیگی کارساز نبودند و پورحیدری در دفاع راست ایستاد و عزت جانملکی آمده از کیان در دفاع چپ تا دو منطقه کناری را در انقیاد خود درآورند. پرویز قلیچخانی و مهدی لواسانی مدافعان میانی بودند، کارو حقوردیان، احمد منشیزاده و علی جباری در میانه زمین میدویدند و طالبی و افتخاری در خط حمله قرار داشتند. کمی بعد رایکف وارد شد و خانه تکانی بزرگ تاج را آغاز کرد. خیلیها رفتند ولی پورحیدری جایی نرفت. او آبیپوش باقی ماند.
قهرمان آسیا
او طی قهرمانی تاج در آسیا برابرهاپوئل در فروردین ۱۳۴۹، دو سال پس از قهرمانی ایران در آسیا، کنار اکبر کارگرجم و مسعود معینی، وظایفش در دفاع را بینقص انجام داد. مهار بوربا، گوش چپ سریع و زهردار هاپوئل آسان نبود. آن قهرمانی به عنوان اولین افتخار باشگاهی ایران در آسیا همه را سر ذوق آورد. تاج باشگاهی بود با ساختاری سنجیده و امکانات زیرساختی بیمانند. همان شب طباطبایی گوینده امجدیه در تب و تاب پیروزی تاجیها از بلندگو اعلام کرد: «… فوتبال ایران به زودی پروفشیونلی (حرفهای) خواهد شد» و چند هفته بعد ویگن آوازی خواند با شعری از ایرج جنتیعطایی در ستایش آن بازیکنان «… ۱۱ مرد جوون… واسه بازی میان میدون… دو دروازه با یه زمین …ای بچهها گل بزنین… بچهها متشکریم، بچهها متشکریم.»
مدافع کناری بیادعا
اوجگیری پورحیدری به عنوان مدافع راست همزمان بود با درخشش مدافعان کناری بزرگ- از جمله محراب شاهرخی، مصطفی عرب و ابراهیم آشتیانی- و فرصت بازی در تیم ملی را از او گرفت. چنانکه حضور قلیچخانی و سپس علی جباری در تاج فرصت بستن بازوبند کاپیتانی را به او نداد؛ هرچند وقتی آبیپوشها در پاییز ۱۳۵۰ جام میلز را در هند فتح کردند، او جام را روی شانههای غلامحسین مظلومی به عنوان کاپیتان بالا برد.
پورحیدری بارها برابر پرسپولیس به میدان رفت ولی در بازی ششتایی ۱۳۵۲ جایی در ترکیب نداشت و یکی از معماهای ترکیب تاج در آن روز همین غیبت بود. مدافعان تاج عبارت بودند: نصرالله عبداللهی، اکبر کارگرجم، جواد الهدوردی، عزت جانملکی که یعنی رایکف در آن دیدار، مدافع راست تخصصی را روانه میدان نکرده بود. او در نبرد بعدی دو تیم پس از آن نتیجه باورنکردنی، ترکیب دفاعش را تغییر داد و پورحیدری باتجربه و عباس نوینروزگار جوان را به میدان فرستاد و بازی به تساوی کشیده شد.
۳ دهه با استقلال
او بیهیاهو کفشهایش را آویخت و احتمالا کسی به یاد نمیآورد کی و کجا آخرین بازیاش را برای تاج انجام داد. زمان سپری شد و پورحیدری و ناصر حجازی پس از انقلاب به عنوان دو تاجی قدیمی نقش کلیدی در ادامه حیات باشگاه با نام «استقلال» بازی کردند. پورحیدری به عنوان مربی و سرپرست با آبیپوشها بیش از سه دهه جلو آمد. سه بار قهرمان باشگاههای تهران شد و دو بار قهرمان لیگ ایران و یک بار قهرمان آسیا… «منصور خان» در دورانی که شلختگیها گریبان استقلال را هرگز رها نکردند، همان مردی باقی ماند که از زمان حضورش در میدان میشناختیم: بیاعتنا به هیاهوهای مقوایی با تلاش برای برپا نگاه داشتن ستونهای تیم. چروکهای صورتش در گذر ایام با سرعتی فزاینده عمیق شدند و عمیقتر. چروکهایی روی یک صورت بیلبخند و دور چشمانی با نگاه خردهگیرانه. او با وجوددست و پنجه نرم کردن با بیماریهایی که هرگز کوتاه نیامدند حاضر نشد چیزی که به آن عشق میورزید را رها کند. رها نکرد تا زنگ پایان را بزنند. با آن طنین محنتزا، با آن پژواک تلخ… منصور پورحیدری متولد ۱۳۲۴ در پاییز ۱۳۹۵ وداع کرد و رفت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد