2 - 07 - 2020
عوامل موثر بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی در ایران
ابوالقاسم مهدوی- طی دهههای اخیر به جای پرداختن صرف به مساله رشد و توسعه صنعتی، موضوع توسعه پایدار و فراگیر صنعتی به طور جدی مدنظر سیاستگذاران توسعه صنعتی و اقتصادی اغلب کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه قرار گرفته است. در واقع امروزه توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، به عنوان بخشی از اهداف توسعه پایدار و به عنوان یکی از مولفههای اصلی آن به شمار میرود. حصول به سطوح بالاتر توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، نهتنها مستلزم افزایش سطح درآمد و ارزشافزوده صنعتی است بلکه نیازمند تلاشهای آگاهانه و هوشمندانه برای پایدار کردن رشد صنعتی، بهبود فراگیری اجتماعی منافع صنعتی شدن و حرکت در مسیر تحولات ساختاری سازگار با محیطزیست است. اما سوال اساسی مطرح در این خصوص، این است که تحت چه شرایطی، تغییرات فنی میتواند با متحول کردن ساختارهای اقتصادی و صنعتی، به توسعه صنعتی فراگیر، پایدار و بلندمدت در کشورهای در حال توسعه منجر شود. به عبارت دیگر، چه متغیرها و عواملی و چگونه میتوانند زمینه حصول به چنین توسعهای را تسهیل کنند؟
بررسی این موضوع به طور ویژه برای کشور ما از اهمیت مضاعفی برخوردار میشود چراکه صنعتی شدن و توسعه صنعتی به طور عام و پایداری و فراگیری آن در کشور به طور خاص، در زمره موضوعات و اهدافی است که با وجود تلاشها و اقدامات متعدد به عمل آمده، متاسفانه فاصله بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب آن، بسیار قابل ملاحظه و دور از انتظار است. در واقع، بررسی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی فرآیند توسعه صنعتی در ایران، حاکی از رشد نامتوازن و ناپایدار صنعتی در کشور است. به طور بدیهی، نتیجه چنین امری، در بروز آثار و تبعات نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی متبلور شده بهگونهای که این امر، بسیاری از آثار مثبت ناشی از فرآیند صنعتی شدن را خنثی کرده است.
اصلاح چنین روندی در گرو شناخت عوامل متعددی است که زمینههای نیل به توسعه صنعتی پایدار و فراگیر را در کشور فراهم میکنند. در ادبیات موجود، طیف متنوعی از عوامل اقتصادی، فنی، اجتماعی و سیاسی اثرگذار بر توسعه صنعتی، مدنظر قرار گرفتهاند. با وجود این، با توجه به تفاوتهای موجود در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشورهای مختلف، سهم و میزان اهمیت و چگونگی اثرگذاری هر یک از این عوامل در ارتقای سطح توسعه صنعتی کشورها، متفاوت است. دلالت ضمنی چنین امری، آن است که با وجود برخی اشتراکات و اصول کلی که خط سیر توسعه صنعتی را روشن میکنند، نمیتوان با یک الگوی از پیش تعیین شده و ثابتی که با ساختار یک کشور تناسب و سازگاری دارد، اهمیت عوامل کلیدی موثر بر توسعه صنعتی یک کشور دیگر را شناسایی و تعیین کرد مگر اینکه ملاحظات و شرایط منحصربه فرد آن کشور را در پیکرهبندی الگوی توسعه صنعتی مرتبط با آن لحاظ کرد. همچنین با عنایت به مطرح شدن توسعه پایدار و فراگیر صنعتی، لازم است در کنار عوامل اقتصادی، نقش متغیرهای اجتماعی و زیستمحیطی نیز مدنظر قرار گیرد. بدون شک حصول به چنین امری، مستلزم بررسی و آزمون الگوی توسعه پایدار صنعتی با توجه به شرایط و اطلاعات مرتبط با آن کشور است.
توسعه صنعتی پایدار و فراگیر(ISID) از سه مولفه اصلی برخوردار است. اولین مولفه آن، رشد صنعتی بلندمدت است که به عنوان موتور محرکه توسعه صنعتی عمل میکند. دومین مولفه توسعه صنعتی، فراگیری اجتماعی آن است که زمینه فرصتهای برابر و توزیع برابر منافع صنعتی شدن را برای همه کشورها، همه مردم، بخش خصوصی، سازمانها و نهادهای مدنی، نهادهای توسعهای چندملیتی و تمام بخشهای جامعه جهانی فراهم میکند. سومین مولفه توسعه صنعتی، پایداری صنعتی است که بر تفکیک رونق ایجاد شده توسط فعالیت های صنعتی از استفاده بیش از حد از منابع طبیعی و اثرات منفی زیستمحیطی آن تمرکز میکند. ذیلا هر یک از سه مولفه تشکیل توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، به اجمال مورد اشاره قرار گرفته است.
الف) رشد صنعتی: یونیدو به عنوان یکی از اصلیترین نهادهای بینالمللی، متولی سیاستگذاری توسعه صنعتی در سطح بینالملل، برای اندازهگیری و مقایسه سطح صنعتی شدن کشورها از شاخصی تحت عنوان «عملکرد رقابتی صنعت (CIP) «استفاده میکند. این شاخص با ترکیبی از چهار شاخص ارزشافزوده سرانه صنعتی، صادرات سرانه صنعتی، شدت صنعتی شدن و کیفیت صادرات صنعتی به دست میآید. این شاخص صرفا رقابتپذیری صنعتی و عملکرد صنعتی و یا به عبارت دیگر، رشد صنعتی را نشان میدهد و هیچ تصویری از پایداری و فراگیری توسعه صنعتی به دست نمیدهد. به منظور رسیدن به شاخص توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، باید این شاخص با دو شاخص فراگیری و پایداری توسعه صنعتی تلفیق شود. بررسی مولفههای تشکیلدهنده شاخص CIP حاکی از این امر است که به طور کلی، دو شاخص ارزشافزوده صنعتی و صادرات صنعتی در تعیین و توضیح عملکرد صنعتی، نقش اصلی را ایفا میکنند و بر این اساس نیز از میان چهار شاخص فوقالذکر، دو شاخص ارزشافزوده سرانه صنعتی و صادرات سرانه صنعتی از شاخصهای پایه معیار CIP هستند. ازاین رو در این تحقیق، برای سنجش رشد صنعتی، رابطه زیر پیشنهاد شده است:
رابطه فوق، رشد صنعتی خود را در دو مولفه بنیادی ارزشافزوده سرانه صنعتی (MVAC)و صادرات سرانه صنعتی (MXC)نشان میدهد.
ب( فراگیری توسعه صنعتی: برای اندازهگیری فراگیری اجتماعی توسعه صنعتی، از رابطه زیر استفاده میشود:
بر اساس رابطه فوق، فراگیری توسعه صنعتی) چگونگی توزیع دستمزد صنعتی است که از حاصلضرب شاخص برابری دستمزد بخش صنعت) به دست میآید. عامل دوم، (Mwage) در میانگین دستمزد بخش صنعت (Mequality wage) نیز مبین ارزشافزوده بخش صنعت است. هر اندازه Memp و MVA میزان اشتغال بخش صنعت تعدیل شده و یا میزان اشتغال صنعتی بالاتر باشد، فراگیری اجتماعی توسعه صنعتی افزایش خواهد یافت.
ج) پایداری توسعه صنعتی: برای اندازهگیری پایداری زیستمحیطی توسعه صنعتی، از رابطه زیر استفاده میشود:
بر اساس رابطه فوق، پایداری توسعه صنعتی (SID) در اثر فعالیتهای صنعتی است. در این رابطه، دیاکسیدکربن منتشره از فعالیتهای صنعتی (M 〖co〗_۲ emission( به عنوان نمایندهای از مواد آلاینده در نظر گرفته شده است. اگرچه این شاخص، شاخص کاملی از پایداری توسعه صنعتی نیست، اما محاسبه آن بسیار سادهتر است. هراندازه میزان انتشار مواد آلاینده به ازای یک مقدار مشخص ارزشافزوده در بخش صنعت افزایش یابد، حاکی از کاهش پایداری توسعه صنعتی است.
با تلفیق سه شاخص عملکرد صنعتی، فراگیری توسعه صنعتی و پایداری توسعه صنعتی که به ترتیب، بر اساس روابط بالا پیشتر به آنها اشاره شد، شاخص توسعه صنعتی پایدار و فراگیر پس از سادهسازی به صورت زیر به دست میآید:
با در نظر گرفتن رابطه فوق آشکار میشود که برای رسیدن به سطوح بالاتر توسعه صنعتی پایدار و فراگیر و به عبارت دیگر برای حصول به توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، علاوه بر تسهیل شرایط رشد صنعتی، دو تغییر اساسی دیگر مورد نیاز است: ۱) تغییر در ساختار توزیع منافع رشد صنعتی و چگونگی برخورداری اقشار جامعه از آن ۲) تغییر در ساختار و فرآیندهای تولید صنعتی در تطابق با ملاحظات زیستمحیطی. در چارچوب چنین رویکردی به مقوله توسعه صنعتی پایدار و فراگیر، هر عاملی که توان ایجاد تغییر در هر یک از دو حوزه فوقالذکر را داشته باشد، میتواند زمینهساز تغییر در شرایط پایداری و فراگیری توسعه صنعتی شود.
تغییر در ساختار اشتغال صنعتی و تغییر در ساختار توزیع منافع ناشی از فرآیند صنعتی شدن، لازمه تغییر فراگیری توسعه صنعتی است. عوامل متعددی در ایجاد تغییر و تحول در این دو ساختار، ایفای نقش میکنند. ترکیب، توزیع و ساختار سرمایهگذاری در بخش صنعت، یکی از عوامل مهمی است که هم زمینه تغییر در ساختار توزیع منافع و امکانات صنعتی را فراهم میکند و هم به تغییر در ساختار اشتغال صنعتی میانجامد. این امر در چارچوب تئوری تولید و ذیل موضوع جانشینی سرمایه و نیروی کار قابل بحث است. هر اندازه درجه جانشینی بین کار و سرمایه در صنعتی بیشتر باشد، با فرض ثبات مقیاس تولید، احتمال کاهش اشتغال صنعتی در صورت افزایش عامل سرمایه، تقویت میشود.
در صورت بروز چنین نتیجهای، بخش قابل توجهی از منافع صنعتی شدن نصیب صاحبان سرمایه خواهد شد تا نیروی کار. همچنین انباشت نامتوازن منابع سرمایهای در مناطق جغرافیایی خاص، به برخورداری ناعادلانه مناطق مختلف از منافع صنعتی شدن، منجر میشود. علاوه بر این سرمایهگذاری در صنایع، نیازمند مهارتهای خاص و در صنایع نوین، به شکلگیری فرصتهای جدید برای افراد دارای مهارتهای مورد نیاز و از دست رفتن فرصت اشتغال برای افراد غیرماهر منجر شده و زمینه توزیع نابرابر منافع صنعتی شدن را تقویت میکند. این امر، موید این نکته است که سرمایه انسانی و سرمایه مبتنی بر دانش نیز که ظرفیتهای دانشی و مهارتی نیروی کار را نشان میدهد، یکی از شرایط اساسی برخورداری افراد جامعه از فرصتهای شغلی در شرایط جدید محسوب میشود و از اینرو این عامل نیز نقش تعیینکنندهای در بهبود ساختار اشتغال صنعتی و بهبود ساختار توزیع منافع صنعتی شدن و در نتیجه، افزایش فراگیری توسعه صنعتی دارد.
امروزه در کنار عوامل اقتصادی و انسانی، تقویت مشارکت افراد جامعه در فعالیتهای صنعتی به عنوان نمودی از سرمایه اجتماعی نیز نقش تعیین کنندهای در تقویت ساختار اشتغال صنعتی و ساختار توزیع منافع صنعتی شدن دارد. این عامل همچنین نقشی اساسی در تقویت پایداری توسعه صنعتی دارد. لازم به ذکر است که بدون وجود سطح قابل قبولی از اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در بین ذینفعان مختلف درگیر در فرآیند صنعتی شدن، ضمانت کافی برای رعایت کامل ملاحظات زیستمحیطی مترتب بر صنعتی شدن وجود نداشته و از اینرو ممکن است توسعه صنعتی حاصل شده، از پایداری لازم برخوردار نباشد. پایداری توسعه صنعتی به طور کلی در صورت تحول در ساختار و فرآیند تولید صنعتی تحت تاثیر قرار میگیرد. توسعه فناوری تولید خصوصا در صنایع با فناوریهای بالا به عنوان مهمترین پیششرط تحول در فرآیند و ساختار تولید محسوب میشود. استفاده از فناوریهای پاک و دوستدار محیطزیست، میتواند شرایط به کارگیری ملاحظات و استانداردهای زیستمحیطی را در فرآیند و ساختار تولید تقویت کند و شرایط پایداری توسعه صنعتی را بهبود بخشد. البته پیشنیاز اساسی به کارگیری و توسعه چنین فناوریهایی، توجه اساسی به تحقیق و توسعه و سرمایهگذاری در دانش و سرمایه انسانی است. با چنین رویکردی، سرمایهگذاری در محیطزیست و هدایت این سرمایهگذاریهای در جهت استقرار فناوریهای پاک و افزایش بهرهوری عوامل تولید نیز میتواند در مسیر رسیدن به پایداری توسعه صنعتی، بسیار راهگشا باشد.
البته در ادبیات اقتصادی در ارتباط با عوامل اثرگذار بر تولید و صادرات صنعتی، مطالعات بسیار متنوعی شده است که میتوان با استناد به آنها و با تعریف توابع رفتاری مناسب برای تولید و صادرات بنگاههای صنعتی و جایگزینی آنها در رابطه اخیر نسبت به تعیین عوامل موثر بر توسعه صنعتی پایدار و فراگیر اقدام کرد. در تابع تولید کلاسیک، از دو عامل کار و سرمایه به عنوان متغیرهای اصلی تعیین کننده تولید استفاده شده است؛ اما در دهههای اخیر، نقش تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی در مدلهای رشد، بسیار پررنگتر شده است و بالاخره نسل جدید مدلهای رشد، بر لزوم در نظر گرفتن متغیر سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از متغیرهای اساسی توضیحدهنده روند رشد اقتصادی در توابع تولید تاکید میکنند. بنابراین به منظور همسویی با مطالعات، از مدلهای مبتنی بر سرمایه اجتماعی استفاده شده است که در آنها، علاوه بر متغیرهایی چون سرمایههای فیزیکی، مالی، انسانی و سرمایه اجتماعی نیز لحاظ شده است.
تحلیل روند پایداری و فراگیری توسعه صنعتی در کشور
نخستین گام در تحلیل تجربی پایداری و فراگیری توسعه صنعتی در کشور، شناخت روند حاکم بر ابعاد مختلف آن است. بدین منظور شاخصهای رشد یا عملکرد صنعتی، فراگیری توسعه صنعتی و پایداری توسعه صنعتی طی دوره زمانی ۱۳۵۳ تا ۱۳۹۴ به ترتیب با استفاده از روابط معرفی شده به کمک دادههای معرفی شده مورد محاسبه قرار گرفته و نتایج آن در نمودار ۲ منعکس و جهت مقایسه بهتر شاخصها، از تبدیل لگاریتمی آنها بهره گرفته شده و همانگونه که ملاحظه میشود، طی دوره موردبررسی، بعد رشد صنعتی در مقایسه با سایر ابعاد توسعه صنعتی، نوسانات و افت وخیزهای بیشتری را تجربه، و از ابتدای سال ۱۳۵۳ تا سال ۱۳۵۷ روند نسبتا ثابتی را طی کرده و در سال ۱۳۵۷و به تبع تحولات صورت گرفته، این شاخص روند نزولی خود را آغاز و شروع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، این روند را تا سال ۱۳۶۱ تشدید کرده است. به نظر میرسد با گذشت دو سال از آغاز جنگ، کشور با اوضاع و شرایط جدید تطبیق یافته و با مدیریت شرایط جدید، مانع از کاهش بیش از پیش رشد فعالیتهای صنعتی شده و این وضعیت تا پایان جنگ تحمیلی (سال ۱۳۷۶) تداوم یافته، بعد از پایان جنگ و ورود کشور به مرحله بازسازیهای اقتصادی و صنعتی پس از جنگ، طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱، روند صعودی به خود گرفته و در سال ۱۳۷۱ کشور به یک سطح جدیدی از رشد صنعتی نائل آمده، و این سطح جدید به مدت یک دهه یعنی تا سال ۱۳۸۰ در اقتصاد با اندک نوساناتی تداوم داشته، از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ رشد صنعتی کشور در مسیر حرکت، در یک سطح بالاتر قرار گرفته، بهگونهای که این سطح تا حال حاضر نیز با افت و خیزهایی تداوم یافته است.
شاخص فراگیری توسعه صنعتی باثباتترین روند را طی دوره مورد بررسی تجربه کرده است. به جز افت اندک این شاخص طی سالهای انقلاب و جنگ، تغییرات چشمگیر خاصی در روند این شاخص به وقوع نپیوسته که نشان میدهد در نحوه و میزان مشارکت افراد جامعه در فعالیتهای صنعتی و همچنین ساختار توزیع امکانات صنعتی و منافع حاصل از صنعتی شدن کشور، تحول بنیادین رخ نداده اما شاخص پایداری توسعه صنعتی، برخالف شاخص فراگیری توسعه صنعتی، روند نگرانکنندهای را به خود گرفته، و باوجود آنکه این شاخص تا سال ۱۳۵۷ روند صعودی داشته، بعد ازاین سال و تا سال ۱۳۷۰ به طور مداوم در حال کاهش بوده و با بهبود اندک این شاخص طی سالهای ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ مجددا این روند نزولی آغاز شده و تا حاضر نیز تداوم یافته و میتواند دلالت بر این نکته داشته باشد که تمرکز بر ملاحظات زیستمحیطی و نحوه استفاده و بهرهبرداری از منابع کشور در فرآیند صنعتی شدن، روزبه روز در حال کمرنگتر شدن است.
تاثیر سرمایهگذاری صنعتی بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
ضریب متغیر موجودی سرمایه در تابع رشد صنعتی، ۰۶۲/۱ به دست آمده است که مثبت و از نظر آماری معنیدار است. نمودار ۳- الف نیز عکسالعمل مثبت رشد صنعتی در قبال شوک وارده بر موجودی سرمایه را آشکار میسازد. بر اساس نمودار مذکور، میزان تحریک رشد صنعتی در قبال اعمال یک شوک مثبت به اندازه یک انحراف معیار در موجودی سرمایه در دوره سوم به حداکثر خود میرسد و بعد از دوره سوم تا دوره هشتم، اندازه این تحریک کاهش میباید. پس از دوره هشتم، اندازه این تحریک در دامنه ۵ تا ۶ درصد تداوم مییابد. این امر، مطابق با انتظارات تئوریک بوده و حاکی از آن است که رشد موجودی سرمایه در بخش صنعت از طریق بهبود تولید و همچنین صادرات صنعتی زمینه رشد صنعتی را طی دوره مورد بررسی تقویت میکند.
ضریب متغیر موجودی سرمایه در تابع توسعه صنعتی فراگیر نیز مثبت و از نظر آماری معنی دار است. بر اساس نمودار ۳-ب، بروز یک شوک مثبت در موجودی سرمایه، اگرچه بلافاصله به تحریک منفی شاخص فراگیری صنعتی منجر میشود، اما از دوره اول به بعد، اثر منفی این شوک کاملا از بین رفته و در تمامی دورههای بعد، به تحریک مثبت شاخص فراگیری صنعتی منجر میشود؛ بهگونهای که این تحریک مثبت تا دوره چهارم، در حال افزایش و از دوره چهارم تا دوره هشتم، در حال کاهش و بعد از دوره هشتم، در یک سطح مثبت پایین تداوم مییابد. ضریب متغیر موجودی سرمایه در تابع توسعه صنعتی پایدار نیز مثبت بوده، اما ازنظر آماری معنی دار نیست. به طورکلی، برآیند اثرگذاری موجودی سرمایه، بر سه بعد رشد، فراگیری و پایداری (مقدار ضریب موجودی سرمایه در تابع توسعه صنعتی فراگیر و پایدار)، مثبت بوده و با عنایت به معنیدار بودن آن، حاکی از تاثیر مثبت سرمایهگذاری صنعتی بر شاخص توسعه صنعتی پایدار و فراگیر است.
تاثیر اشتغال صنعتی بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
مطابق با انتظارت تئوریک، ضریب اشتغال صنعتی در تابع توسعه صنعتی فراگیر، مثبت و از نظر آماری معنی دار است. نمودار ۴-الف نیز نشان میدهد که اعمال یک شوک مثبت در اشتغال صنعتی، باعث اثرپذیری و تحریک مثبت توسعه صنعتی فراگیر میشود؛ به گونه ای که اندازه این اثرپذیری در دوره اول، به حداکثر رسیده و تا دوره هشتم، کاهش یافته و بعد از دوره هشتم، در سطح ۰۰۵/۰ تداوم مییابد. مبتنی بر ضریب مثبت اشتغال صنعتی در تابع توسعه صنعتی پایدار و همچنین نمودار ۴-ب، نقش آفرینی مثبت و معنی دار این متغیر در بهبود پایداری توسعه صنعتی نیز در ایران قابل مشاهده است. این امر، به نوعی حاکی از آن است که هراندازه از ظرفیت و توانمندی جامعه و به ویژه مشارکت مردمی و بخش خصوصی در فرآیند توسعه صنعتی، بیشتر بهره گرفته شود، هم ملاحظات زیستمحیطی و هم، منافع نسلهای آتی به شیوه مناسبتری مدنظر قرار گرفته و در اثر آن پایداری توسعه صنعتی بهبود میباید.
تاثیر سرمایه اجتماعی بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
ضریب سرمایه اجتماعی در تابع رشد صنعتی و تابع توسعه صنعتی پایدار، منفی و از نظر آماری نیز معنیدار است. با توجه به اینکه از سرانه پروندههای قضایی به عنوان جانشینی برای سرمایه اجتماعی استفاده شده است، افزایش سرانه پروندههای قضایی به مثابه کاهش سرمایه اجتماعی بوده و ازاین رو، منفی بودن این ضریب، حاکی از ارتباط مثبت بین سرمایه اجتماعی و رشد صنعتی و توسعه صنعتی پایدار است. نمودارهای ۵-الف و ۵-ب نیز نشان میدهند که یک شوک مثبت در سرانه پروندههای قضایی (شوک منفی به سرمایه اجتماعی)، به تحریک منفی توسعه صنعتی فراگیر و همچنین توسعه صنعتی پایدار طی دورههای بعد منجر میشود.
دلالت ضمنی یافتههای فوق، حاکی از آن است که با توجه به ارتباط مثبت سرمایه اجتماعی و توسعه صنعتی فراگیر و توسعه پایدار صنعتی، افزایش سطح اعتماد، مشارکت، تعاملات و همکاری بین ذینفعان و ذی نقشان متعدد درگیر در فرآیند صنعتی شدن در سطح مختلف خرد تا کلان، قادر است به نحو مطلوبی وضعیت فراگیری و پایداری توسعه صنعتی را متاثر سازد. با عنایت به فرسایشی بودن روند شکلگیری سرمایه اجتماعی در کشور- به گواه مطالعات متعدد ازجمله تاجبخش و همکاران (۱۳۸۲)، عبدالهی و موسوی (۱۳۸۶)، سعادت (۱۳۸۷)، شیانی و همکاران (۱۳۸۸)، صادقی شاهدانی و مقصودی (۱۳۸۹)- ازیک طرف و روند نزولی پایداری توسعه صنعتی در کشور استنباط میشود که روند در حال فرسایش سرمایه اجتماعی، یکی از عوامل موثر بر ضعف پایداری توسعه صنعتی در کشور طی دوره مورد بررسی بوده است.
تاثیر فناوری بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
مطابق با انتظارات تئوریک، مثبت بوده و با توجه به معنی دار بودن آن، حاکی از نقش آفرینی مثبت فناوری در رشد صنعت است. نمودار ۶-الف نیز نشان میدهد که اعمال یک شوک مثبت در فناوری، باعث اثرپذیری مثبت رشد صنعتی میشود. اندازه این اثرپذیری در دورههای سوم و چهارم، به حداکثر رسیده و تا دوره هشتم، کاهش مییابد و بعد از دوره هشتم، در سطح ۰۵/۰ تداوم مییابد.
با وجوداینکه فناوری بهطور مثبت رشد صنعتی را متأثر میسازد، اما با توجه به ضریب منفی این متغیر در تابع پایداری توسعه صنعتی، منجر به تحریک منفی شاخص فراگیری توسعه صنعتی میشود. نمودار ۶-ب نیز نشان میدهد که بروز یک شوک مثبت در فناوری، بلافاصله باعث تحریک منفی شاخص پایداری توسعه صنعتی شده و باوجود اینکه مقدار منفی این شوک طی فرآیند تعدیل در دورههای دوم تا هفتم مثبت میشود، اما بعد از دوره هفتم، مجدداً اثر منفی فناوری بر شاخص پایداری توسعه صنعتی به طور پایدار، تداوم مییابد. این امر، حاکی از آن است که با پیشرفت و به کارگیری فناوری در فرآیندهای تولید صنعتی و به تبع آن، تقویت امکان جانشینی فناوری با نیروی کار، از میزان اشتغال صنعتی کاسته شده و بدین ترتیب، فراگیری توسعه صنعتی، به طور منفی، تحت تاثیر قرار میگیرد.
تاثیر مخارج تحقیق و توسعه بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
تابع رشد صنعتی برآورد شده، نشان میدهد که بهبود سهم مخارج تحقیق و توسعه در تولید ناخالص ملی به طور مثبت و معنی دار، روند رشد صنعتی کشور را متأثر ساخته است. نمودار ۷-الف نیز حاکی از آن است که شوک وارده بر مخارج تحقیق و توسعه به استثنای دوره اول، به تحریک مثبت رشد صنعتی در دورههای بعد منجر میشود. البته این امر میتواند نشاندهنده تاثیر با وقفه مخارج تحقیق و توسعه در رشد صنعتی باشد. این نتیجه تا اندازه قابلتوجهی با مطالعات تجربی و نظری موجود در ادبیات رشد اقتصادی مبنی بر تاثیر مثبت مخارج تحقیق و توسعه بر رشد سازگار است.
همانند عامل فناوری، مخارج تحقیق و توسعه نیز با وجود اثر مثبت بر رشد صنعتی، با توجه به ضریب منفی این متغیر در تابع پایداری توسعه صنعتی، به تحریک منفی شاخص فراگیری توسعه صنعتی منجر میشود. نمودار ۷-ب نیز نشان میدهد که بروز یک شوک مثبت در فناوری، بلافاصله باعث تحریک منفی شاخص پایداری توسعه صنعتی شده و با وجود اینکه مقدار منفی این شوک طی فرآیند تعدیل در دورههای چهارم و پنجم مثبت میشود، اما بعد از دوره پنجم، مجددا اثر منفی فناوری بر شاخص پایداری توسعه صنعتی ظاهر شده که تا دوره ۲۶، این اثر منفی با نرخ کاهنده، تداوم مییابد.
تاثیر سرمایهگذاری در محیطزیست بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
افزایش اعتبارت دولت در بخش حفاظت از محیطزیست، تاثیر مثبت بلندمدتی بر پایداری توسعه صنعتی از خود نشان میدهد. این امر، از طریق ضریب مثبت و معنیدار متغیر سرمایهگذاری در محیطزیست در تابع توسعه صنعتی فراگیر قابل استنباط است. روند اثرپذیری شاخص پایداری توسعه صنعتی در قبال شوک وارده بر سرمایهگذاری در محیطزیست که در نمودار ۸ منعکس شده، به طور آشکاری از اثرپذیری مثبت پایداری توسعه صنعتی از سرمایهگذاریهای انجام یافته در حوزه محیطزیست حکایت دارد.
تاثیر نرخ ارز بر پایداری و فراگیری توسعه صنعتی
مبتنی بر ضریب متغیر نرخ ارز در تابع رشد صنعتی که ۳۳/۰ به دست آمده است، ارتباط مثبت و معنیدار بین این دو متغیر مشاهده میشود. در واقع، با توجه به لحاظ شدن صادرات صنعتی در شاخص رشد و عملکرد صنعتی، به نظر میرسد که افزایش نرخ ارز، قادر است از طریق تقویت صادرات صنعتی، شاخص رشد و عملکرد صنعتی را بهبود بخشد. نمودار ۹ نیز نشان میدهد که بروز یک شوک مثبت در نرخ ارز، به تحریک سریع شاخص رشد صنعتی منجر میشود که میزان این تحریک به تدریج تا دوره چهارم، کاهش یافته و ضمن افزایش مجدد بین دوره چهارم و پنجم، آثار آن در سطح ۱۵ درصد طی دورههای بعدی، تداوم مییابد.
آزمون استحکام و پایداری مدل
برای نشان دادن وجود همگرایی در سیستم برآورد شده، یک شوک کلی به بردارهای سیستم وارد شده که نتایج حاصله از این شوک، در نمودار ۱۰ نشان داده شده است. همانگونه که ملاحظه میشود، با اعمال یک شوک کلی به بردارها، بین ۶ تا ۱۰ دوره زمانی طول میکشد تا نوسانات ایجاد شده، از بین رفته و کلیه بردارها به وضعیت تعادلی قبلی خود برگردند و به تدریج، وضعیت تعادل پایدار در سیستم حاکم میشود.
جمعبندی و توصیههای سیاستی
محاسبه و تحلیل تفکیکی روند شاخصهای رشد صنعتی، توسعه صنعتی پایدار و توسعه صنعتی فراگیر در ایران، نشان میدهد که طی دوره موردبررسی، شاخص رشد صنعتی که برآیند رشد ارزشافزوده و صادرات صنعتی است، نوسانات و افت وخیزهای بیشتری را نسبت به دو شاخص دیگر، تجربه کرده است. باثباتترین روند را شاخص فراگیری توسعه صنعتی طی کرده، در حالی که شاخص توسعه صنعتی پایدار، روند نزولی را تجربه کرده است. بررسی عوامل موثر بر روند هر یک از شاخصهای سه گانه با استفاده از روش همگرایی، حاکی از آن است که در بین عوامل مختلف مورد بررسی، متغیرهایی چون سرمایهگذاری صنعتی، نرخ ارز، فناوری و مخارج تحقیق و توسعه، نقش تعیینکنندهتری را در شکل دهی به روند نوسانی رشد صنعتی طی دوره موردبررسی داشتهاند. به عبارت دیگر، نوسانات رخ داده در سرمایهگذاری صنعتی که خود تابعی از شرایط متغیر و تحولات متعدد ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است، بخشی از نوسانات روند رشد صنعتی را تبیین میکند. همچنین اتخاذ نظامهای مختلف ارزی در کشور نیز که به تغییرات و نوسانات چشمگیر در نرخ ارز و شرایط متغیر تجاری منجر شده است، بخش دیگری از تحولات و نوسانات رشد صنعتی و به ویژه صادرات صنعتی را طی دوره مذکور دامن زده است. تحولات رخ داده در حوزه فناوری و تکنولوژی نیز که طی دورههای اخیر به وقوع پیوسته است، عامل دیگری در توضیح روند پرنوسان رشد صنعتی محسوب میشود. فراگیری توسعه صنعتی که مبین چگونگی بهرهمندی جامعه از منابع و ثمرات صنعتی شدن است، به طور عمده از میزان اشتغال صنعتی، سرمایهگذاری صنعتی و همچنین سرمایه اجتماعی تاثیر پذیرفته است. هراندازه میزان مشارکت طیفهای مختلف جامعه در فعالیتهای صنعتی افزایش یابد و فرصتهای اشتغال و کارآفرینی از طریق تقویت سرمایهگذاری در این بخش برای اقشار مختلف متناسب با مهارتهای آنها توسعه یابد، فراگیری توسعه صنعتی بهبود مییابد. یافتهها نشان میدهد که سرمایه اجتماعی و سرمایهگذاری دولت در محیطزیست از مهمترین عوامل موثر بر پایداری توسعه صنعتی به شمار میآیند. با عنایت به نوسانات متعددی که در شاخص سرمایه اجتماعی طی دهههای اخیر رخ داده است، میتوان دریافت که بخش قابل توجهی از ناپایداری توسعه صنعتی در کشور ناشی از ضعف در ساختار سرمایه اجتماعی در کشور است و بنابراین حصول به سطوح پایدارتر توسعه صنعتی، مستلزم تقویت فضای اعتماد و امنیت و سرمایه اجتماعی در جامعه است. با توجه به یافتههای تحقیق، توصیههای سیاستگذاری این تحقیق به شرح زیر است: بهبود سهم اعتبارات دولتی قابل تخصیص به سرفصل حمایت از محیطزیست در بودجه سنواتی، به منظور تسهیل شرایط پایداری توسعه صنعتی؛ فراهم کردن زمینههای جلب مشارکت و تقویت اعتماد ذینفعان مختلف در طراحی، اجرا و نظارت برنامههای زیستمحیطی، برنامهریزی برای ارتقای دانش و مهارت نیروی انسانی جهت تقویت مشارکت آنها در فعالیتهای صنعتی در فرآیند صنعتی شدن جهت تقویت فراگیری توسعه صنعتی.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد