20 - 03 - 2018
عید و گردگیری ظاهری و باطنی
معصومه غفوری – همیشه از اوایل اسفند نگرانم. نگران گردگیری، نگران خرید، نگران این که تا شب عید بالاخره کارهایم تمام میشوند یا نه! انگار چند نفر دنبالت میکنند؛ تو بدو و آنها بدو. ایوای! یادم آمد باید بروم خرید. با عجله لباس میپوشم و بیرون میروم. هوا خوب است و بارش ریز باران بهترش هم کرده است. چقدر بارانهای اسفندماه را دوست دارم. خیابانهای اسفندماه هم قشنگند؛ پر از جنب وجوش وشور،ولی با جیبهای خالی! بگذریم. راننده تاکسی گفت:ای بابا عید هم مثل روزهای دیگر است؛ میآید و میرود. از کنار مردم هم که میگذری از هر کس چیزی میشنوی؛ یکی وام گرفته برای خرید مبلمان، آقایی که از خریدهای خانمش به تنگ آمده میگوید خانم تو را به خدا بیشتر رعایت کن! و همسرش که میگوید مگر امکان دارد که عید شود و فرشها را عوض نکنیم؛ تازه پردهها هنوز مانده!
وارد آرایشگاه که شدم آرایشگر به یک مشتری گفت: ابروهایت خیلی خوب شده، تغییر کردید، این آخرین مدل استها! اگر چه کلمه تغییر را زیاد شنیدم، با این حال انگار یک دفعه برق میگیردم؛ تغییر! امسال، مخصوصا در آستانه ۴۳سالگی، نگاهم به تغییر خیلی عوض شده است. تغییر یعنی چه؟ واقعا نوروز فقط جشن تغییر طبیعت است؟ طبیعتی که هر ساله خارج از اراده ما در حال نو شدن است! آیا معنی دیگری در آن نهفته نیست؟ آیا همه این گردگیریها برای تغییر است یا از سر عادتِ سالی یک بار؟ با عجله انجام میدهیم و بعد هم با تنی خسته مینشینیم بر سر سفره هفتسین؛ اما دوباره روز از نو روزی از نو! آیا فقط تغییر در مبلمان و پرده و ظاهر آدمهاست؟ که البته خوب است؛ولی فقط همین؟ آیا نباید این پوسته ظاهری را کنار زد؟ جشن به این بزرگی پیامش چیست؟ آیا معنیاش این نیست که در طول یک سال وقت داریم نگاهمان را نو کنیم و افکار پوچ وکهنه را به زبالهدان یکساله بریزیم؟ وقت این است که چیزهای خوب را هم ببینیم. وقت آن است که خوبِ خوب باشیم. وقت این است که لااقل سالی یک تصمیم کبری بگیریم؛ از آن تصمیمهایی که جدی جدی پیگیرش هستیم. تغییر کنیم تا بدانیم که به دیگران هم نیاز داریم. تغییر کنیم تا بدانیم که حرمت زنده از مرده بیشتر است. تغییر کنیم تا بدانیم که بازماندگان عزیزی که فوت کرده، بیش از گریه و عزا و لباس مشکی نیازمند به وارسی و توجه بیشتر ما هستند. تغییر کنیم به احترام خودمان. تغییر بدهیم رانندگیمان بر اساس قانون باشد نه زور! پشت چراغ قرمز بایستیم؛ در هر ساعتی از شب. یاد بگیریم اگر داریم جوک میسازیم برای هموطنانمان میسازیم؛ پس بیشتر مواظب باشیم. بدانیم آب فقط مال ما نیست و... آن موقع است که عیدمان مثل روزهای دیگر نیست، چراکه خودمان را گردگیری کردیم و پوستهای اضافی اخلاقهای بد و آلوده را که کلفت هم شده بودند میریزیم و عیدمان را لذتبخشتر میکنیم. امسال چقدر دوست دارم گردگیری را با وسواس بیشتری انجام بدهم. چون گردگیری خودم را هم شروع کردم. بیایید امسال همه با هم تغییر کنیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد