9 - 11 - 2019
غافلگیری دولت
«جهان صنعت» – یک آن در یک لحظه مرگ انگار میایستد روبهروی زندگی و میخواهد هر آنچه هست و نیست را با خود ببرد. این یک دم همان ثانیههایی است که اولین لرزشهای زلزله احساس میشود؛ لحظهای که با همه وجود عزیزترین آدم زندگیتان را صدا میزنید تا فرار کند. همان لحظهای که نوزاد چند ماهه را در آغوش میکشید و یک گوشه امن پناه میگیرید. لحظهای که با وحشت از خواب بیدار میشوید و دلواپس مسن ترین فرد خانواده خواهید شد. این ترس و دلواپسی را تقریبا بیشتر مردم ایران تجربه کردهاند. ویرانی و نگرانی باقی مانده از زلزله همیشه قدرتمند بوده و هست و ما همیشه به تماشا نشستهایم.
تماشای بحران و دست به دست ساییدن، سادهترین کاری است که از آدمها ساخته است. بیشترین تجربه رویارویی با زلزله را در سالهای گذشته از سر گذراندهایم. هر بار که زمین غرید و خانه لرزید، جاده، مدرسه و بیمارستان ویران شدند. هر ویرانی یک ستاد بحران تازه را تشکیل داد؛ ستادهای بحرانی که فقط کمی بعد از لرزیدن زمین با بیشترین سرعت ممکن تشکیل میشوند، جلسات خود را ادامه میدهند به دنبال راهکاری تازه. خانه و زندگی مردم در همین شرایط اما هنوز هم ویران است. ویرانی تنها بازمانده زلزله نیست.
بعد از آغاز هر بحران کمپینهای مردمی یکی بعد از دیگری تشکیل میشوند و کمکها را به مناطق زلزلهزده ارسال میکنند. وزرا و مدیران میانرده رسانهها را تبدیل به تریبون خود میکنند و به مغبونترین شکل ممکن اعلام میکنند کنار مردم ایستادهاند. این روند اما هیچ تغییری در شدت یا حتی تکرار زلزله ایجاد نمیکند. بعد از زلزله ساعت ۲:۱۷ بامداد روز جمعه با کانون ترک میانه، بخش ترکمانچای این شهرستان همچنان میلرزد. مرکز لرزهنگاری کشور تا لحظه نگارش این گزارش بیش از ۴۰ پسلرزه با کانون ترکمانچای میانه را گزارش کرده است که بزرگترین آن با قدرت ۳/۴ ریشتر در ساعت ۳:۰۲ دقیقه بامداد اتفاق افتاده است. آخرین زمین لرزه هم در ساعت ۱۱:۲۶ با قدرت ۵/۳ ریشتر روی داده است. پسلرزهها ادامه دارد و باید به امید آن بود که زمین آرام بگیرد.
روز ۱۳ آبان با نگاهی به برنامهریزیها و بودجههای اختصاص داده شده به مدیریت بلایای طبیعی در پایتخت در همین صفحه گزارشی منتشر شد. تمرکز گزارش بر توان مقابله با بلایای طبیعی در پایتخت بود. حال آنکه آمار مقاومسازی در نقاط مختلف کشور مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر مقوله مقاومسازی، نداشتن تجهیزات و البته مهمتر از برنامهریزیهای هوشمندانه، مهمترین چالشی است که با آن روبهرو هستیم. حقیقت آن است که واکاویهای این مهم نشان داد متاسفانه تا امروز آمادگی ما در برابر بلایای طبیعی «تقریبا هیچ» است.
۱۶ سال بعد از ریزش بم، زلزلهای دیگر مناطق شمال غربی کشور را به لرزه درآورد. باری دیگر مثل همیشه مسوولین ابراز نگرانی میکنند و امید آن دارند که مشکلات با بیشترین سرعت ممکن حل شود. ۹/۵ ریشتر لرزش زمین تاکنون شش کشته و ۳۴۶ زخمی بر جای گذاشته و این تعداد کشته و زخمی خبر خوبی برا زلزلهای با این قدرت نیست. آیا مدیریت و برنامهریزی مناطق شهری بنا دارد همچنان به تماشای ویرانی شهر به شهر کشور بنشیند؟ روشن است که هزینه مقاومسازی مناطق تحت خطر بسیار اندک است در مقابل جان انسانهایی که قربانی میشوند. مردم مناطق زلزلهخیز کشور به راستی قربانی اهمال برنامهریزانی هستند که جان انسانها در ردیف منافع سیاسی آنها جایی ندارد.
اگر جان ارزشی به اندازه زندگی داشت شاید مسوولان فریادشان بلند میشد برای مقاومسازی خانههایی که از خشت و گل ساخته شدهاند. اگر زندگی و سرمایه اندک مردم برای مسوولان مدیریت بحران ارزشی جدی داشت ۲۰۰راس گوسفند در سراب تلف نمیشدند؛ ۲۰۰ راس گوسفندی که شاید همه سرمایه و دارایی مردمی است که زندگیشان را در دشوارترین روزهای اقتصادی کشور به دشواری میگذرانند. حالا اگر همه وزرا هم در جلسات ستاد بحران شرکت کنند، ویرانهخانههایی که دیگر نیست سرپا نخواهند شد. کاش یک بار برای همیشه ستادی تشکیل شود که زلزله و همه آسیبهای آن را به خوبی بشناسد؛ ستادی که توان مطالبه بودجه کافی در راستای مدیریت مناطق تحت خطر را داشته باشد.
تجربه تلخ سرپلذهاب
آبان ماه سال ۱۳۹۶ زلزلهای به قدرت ۷ریشتر مردم شهرستان سرپلذهاب استان کرمانشاه را غافلگیر و بسیاری از مردم را داغدار و خیلیها را بیخانمان کرد. در این حادثه دلخراش ساکنان مسکن مهر ۵۷۶واحدی شهید شیرودی از این زلزله بینصیب نماندند بهطوری که سه بلوک از آن تخریب شدند و مابقی آسیب جدی دیدند؛ واحدهای مسکونیای که تنها پنج سال از تحویل گرفتن آن از یک شرکت تعاونی غیربومی به خانوادههای مسکن مهری میگذشت که این تخریب و عدم رعایت قوانین ساختوساز جای سوال برای وزارت راه و شهرسازی پیش آورد و مسوول آن را بازخواست کرد تا بار دیگر به ساخت سه بلوک تخریبی و بازسازی دیگر بلوکهای آسیبدیده بپردازد.
سرپلذهاب با جمعیت ۵۰هزارنفری حدود ۸۰ درصد از جمعیت آن از خسارت شدید و جدی زلزله ۹۶ صدمه دیدند و با وجود آن تبلیغات وسیع مسوولان بر کمکرسانی و رسیدگی به معیشت مردم و وعدههای سلبریتیها بر همدردی و همراهی آنها با مشاهده گوشهگوشه از شهر همچنان آثار تخریبی ساختمانها و استقرار کانکسها و چادرهای برزنتی آن هم این روزها که بار دیگر سرما خودنمایی میکند زجرآور است. کودکان در این مناطق به طور جدی دچار چالش هستند. از همین رو است که روند آموزش و بازتوانی روحی آنها بار دیگر باید مورد توجه قرار گیرد. این ماجرا نه تنها تا امروز به نتیجهای که باید، نرسیده است بلکه هنوز ویرانههای کرمانشاه سرپا نشدهاند که آذربایجان هم به صف آسیبدیدهها پیوسته است.
دو دهه بعد از ریزش بم
کافی است کمی در تاریخ به گذشته بازگردیم تا زخم عمیق دیگری را ببینیم. سپیدهدم نخستین جمعه دی ماه سال ۱۳۸۲ بم فرو ریخت. زلزلهای در ساعت ۵:۲۶ دقیقه بامداد رخ داد که به هولناکترین فاجعه طبیعی ۵۰ سال گذشته ایران تبدیل شد. این زمینلرزه که بزرگی آن ۶/۶ ریشتر بود، حدود ۵۰ هزار کشته، ۳۰ هزار مجروح و صدها هزار بیخانمان برجای گذاشت. در پی وقوع زلزله، به مدت سه روز عزای عمومی اعلام شد. سیل پیامهای تسلیت مقامات داخلی و خارجی روانه رسانهها شد و حدود ۴۴ کشور نیروهای خود را برای کمک به عملیات امداد به ایران فرستادند. عملیات امدادرسانی از آغاز با حاشیههای فراوانی روبهرو بود؛ حاشیههایی که حالا با گذشت ۱۶ سال از آن همچنان ادامه دارد.
برآوردهای کارشناسان بیانگر آن است که زمینلرزه ویرانگر شهر بم در بخشهای مختلف تولیدی و اقتصادی حدود بیش از ۶۴۵ میلیارد تومان خسارت غیرمستقیم به همراه داشته است. دیگر بررسیهای آماری همچنین نشان میدهد ساختار اقتصادی شهرستان بم در سال ۱۳۸۵ یعنی سه سال پس از وقوع این حادثه نسبت به سال ۱۳۷۵ تغییرات اساسی داشته است. بهطوری که سهم بخش خدمات از کل شاغلان شهرستان از ۴۷/۲ به ۳۴/۴ درصد کاهش یافته و سهم بخش صنعت و معدن از ۱۸/۸ به ۳۱/۳۱ درصد افزایش یافته است. همچنین سهم بخش کشاورزی نیز تقریبا ثابت بوده است. آنطور که آمارها نشان میدهند در سال ۱۳۸۵ بهرغم ثابت بودن ترکیب شاغلان استان کرمان و کشور در مقایسه با سال ۱۳۷۵، این ترکیب در شهرستان بم دچار تغییرات اساسی شده است که این امر میتواند حاکی از شرایط خاص این شهرستان و به خصوص تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، در اثر وقوع زلزله مخرب بم باشد.
گستردگی آسیبهای موجود در منطقه آسیبدیده و بحرانهای پیش رو برنامهریزیهای کلان و جدی را میطلبد. به ویژه که ما با بحران احساس مردم در رابطه با عملکرد نهادهای اجرایی نیز روبهرو هستیم که اثرات آن به مراتب آسیبزاتر از بحران زلزله است. مردم منتظر بروز تغییراتی در وضعیت زندگی خود از سوی دولت هستند و کماکان نقش خیرین و کمکهای مردمی پررنگتر از حضور دولت و نهادهای دولتی در مناطق آسیبدیده است و در نتیجه دلسردی مردم را به دنبال دارد. عدم رسیدگی به وضعیت مردم، موجب تغییر نوع نگاه آنان به کشور میشود.
صادق ضیاییان، مدیرکل پیشبینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی با اشاره به آخرین وضعیت جوی در مناطق زلزلهزده گفت: آسمان استان آذربایجان شرقی طی دو روز آینده صاف و غبارآلود با حداقل دمای یک و حداکثر دمای ۱۶ درجه سانتیگراد پیشبینی میشود. همچنین دمای هوا در مناطق زلزلهزده آذربایجان شرقی غالبا سرد و زیر صفر پیشبینی میشود.
سردار حسین عبدی، فرمانده انتظامی استان آذربایجان شرقی نیز اعلام کرد: در همان ساعات اولیه وقوع زلزله، ماموران یگانهای انتظامی بلافاصله در مناطق حادثهدیده حضور پیدا کردند. برقراری نظم و امنیت، محافظت از اموال مردم، اماکن و تاسیسات و همچنین ساماندهی تردد خودروها در مناطق زلزلهزده از اقدامات پلیس در این مناطق به شمار میآید.
اسماعیل نجار، رییس سازمان مدیریت بحران کشور درباره آخرین وضعیت امدادرسانی در مناطق زلزلهزده گفت: حدود ۵۰۰ واحد مسکونی در مناطق زلزلهزده بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد تخریب شدهاند. همچنین در روستای ورنکش که کانون زلزله بود حدود ۳۰ واحد مسکونی به طور کامل تخریب شده است. آب، برق، گاز در منطقه به جز یک روستا وصل است و فقط در حال حاضر یک روستا با قطعی گاز مواجه است.
بشیر حاجیبیگی سخنگوی سازمان انتقال خون نیز از تامین خون در مناطق زلزلهزده خبر داد و گفت: با توجه به شبکه سراسری خونرسانی، استانهای زنجان و آذربایجان غربی و اردبیل خون و فرآوردههای مورد نیاز مناطق زلزلهزده آذربایجانشرقی را به این استان ارسال کردهاند و در حال حاضر خون و فرآوردههای خونی مورد نیاز برای مصدومان این زلزله تامین شده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد