19 - 12 - 2019
غفلت پرهزینه
سهم LNG از کل تجارت گاز دنیا ٣١ درصد است که از این میزان ٧٠ درصد آن در آسیا و خاورمیانه صورت میگیرد. از این رو بازار این کشورها به نحو قابل توجهی به LNG وابسته است و موقعیت استراتژیک ایران، در صورت توسعه این واحدها، فرصت خوبی را برای عرضه گاز به بازارهای آسیا و صدور LNG فراهم خواهد کرد.
در مجموع جدا از بحث جهانی شدن بازار گاز، با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در منطقه، تجارت گاز هم به صورت صادرات و هم واردات با کشورهای منطقه میتواند موجب شکلگیری یک بازار موثر منطقهای با محوریت ایران شود که این امر افزون بر ایجاد وابستگی متقابل انرژی به کشورهای منطقه و تقویت امنیت ملی کشور، موجب اثرگذاری ایران بر قیمتگذاری این بازار و در نتیجه حداکثر کردن منافع اقتصادی کشور شود.
اما ایران هنوز نتوانسته است با داشتن ۱۸ درصد ذخایر گاز دنیا، در این بازار حرفی برای گفتن داشته باشد.
ایران هماکنون بیش از ۱۳ میدان گازی مستقل در خشکی و میدانهای دریایی پارسجنوبی، پارسشمالی، سلمان، لاوان و کیش در اختیار دارد و به عنوان یکی از کشورهای دارنده ذخایر عظیم گاز طبیعی، به میزان ۳۴ تریلیون مترمکعب که ۱۸ درصد ذخایر گاز جهان را تشکیل میدهد، به شمار میرود.
شش طرح پرشین LNG با ظرفیت ۱۶ میلیون تن در سال، پارس LNG با ظرفیت ۱۰ میلیون تن در سال، ایران LNG با ظرفیت ۱۱ میلیون تن در سال و همچنین پروژههای LNG پارسشمالی با ظرفیت ۲۰ میلیون تن در سال، گلشن LNG با ظرفیت تولید ۱۰ میلیون تن در سال و دو پروژه با مقیاس کوچک و حجم تولید کلی سه میلیون تن در سال، طرحهایی بودند که برای دستیابی به هدف تولید سالانه ۷۰ میلیون تن LNG در سال ۲۰۱۵ میلادی تعریف شده بودند. اما با تنشی که در روابط بینالملل بر سر پرونده هستهای به راه افتاد، ساخت این طرحها با توجه به وابستگی کامل آن به تکنولوژی و سرمایهگذاری خارجی، از اولویت شرکت ملی نفت ایران خارج و از این میان تنها کلنگ ساخت پروژه ایران LNG در تابستان سال ۱۳۸۶ توسط وزیر وقت نفت به زمین زده شد که تاکنون به نتیجه نرسیده است.
این در حالی است که این انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ تقاضا برای LNG در منطقه آسیا- پاسیفیک با رشد ۶۰ درصدی به ۳۳۷ میلیون تن در سال برسد. برای مقایسه باید در نظر داشت در حال حاضر بازار جهانی LNG به استثنای آسیا فقط ۷۵ میلیون تن در سال است.
چین اصلیترین عامل رشد بازار LNG، حدود ۵۰ درصد از رشد جهانی این بازار را از آن خود کرده است. انتظار میرود با تلاشهای چین برای مقابله با آلودگی هوای شهرها و کاهش انتشارات کربن، تقاضا برای LNG در این کشور افزایش یابد.
اما از آنجا که موفقیت شرکتهای نفت چین در افزایش تولید داخلی گاز بسیار کم بوده است، وابستگی بیشتر به واردات گاز چه از کشورهای همسایه و چه از کشورهای دوردست که با استفاده از خط لوله و انتقال LNG صورت میگیرد، اجتنابناپذیر است.
بنابراین وابستگی روزافزون چین به واردات دریایی حاملهای انرژی، در زمان تشدید تنشهای سیاسی- جغرافیایی با ایالات متحده موجب به وجود آمدن نگرانیهای بیشتری خواهد شد. از این رو ایران میتواند با انعقاد قرارداد بلندمدت فروش LNG به چین با سرمایهگذاری این کشور در پروژه «ایران LNG»، علاوه بر به سرانجام رساندن این پروژه و فروش تضمینی محصول این واحد، نقش خود را در تامین انرژی چین پررنگتر از گذشته کند.
افزایش تقاضا و عدم تولید گاز کافی
در دهه گذشته تقاضای گاز چین به دلیل رشد اقتصادی و همچنین تمرکز دولت این کشور بر روی استفاده بیشتر از گاز به عنوان سوخت پاکتر، سه برابر شده است. اما تولید داخلی گاز پابهپای تقاضای داخلی پیش نرفته است. در نتیجه این کسری تامین گاز با واردات در حال افزایش LNG از کشورهای تامینکننده جبران شده است.
واردات LNG و استفاده از خط لوله گاز
اطلاعات موجود به وضوح نشان میدهد که وابستگی چین به واردات گاز، از زمان آغاز واردات گاز به این کشور همواره رشد کرده است. واردات گاز چین در سال ۲۰۱۸ به ۴۳ درصد رسید، در حالی که یک دهه قبل این عدد تنها ۵ درصد بوده است. نکته دیگری که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که امروزه LNG حدود ۶۰ درصد واردات گاز چین را به خود اختصاص داده است.
نگرانی در خصوص افزایش وابستگی چین به واردات
هیچ شکی نیست که بین اعضای دولت چین در مورد حد مناسب واردات گاز به کشور، بحث وجود دارد و در راستای آن دولت مصمم است با افزایش تولید گاز شرکتهای داخلی(مخازن متعارف یا نامتعارف) وابستگی کشور خود به واردات گاز را کاهش دهد.
اگرچه با توجه به برنامهریزی دولت چین واردات نفت این کشور نباید از ۶۲ درصد حجم نفت مورد نیاز این کشور فراتر میرفت، اما در حال حاضر میزان واردات نفت این کشور از ۵۰ درصد در یک دهه قبل به ۷۰ درصد رسیده است. این افزایش واردات نفت خیلی برای دولت و کارشناسان نگرانکننده نبوده است. نفت جزو دستهای از واردات است که تقریبا به طور کامل از طریق نفتکشهای دریایی و از طریق صادرکنندگان متنوعی به چین وارد میشود و تنها در سالهای اخیر بخشی از واردات نفت از طریق خطوط لوله و ریلی انجام شده است. با این حال چین ذخایر نفت استراتژیک قابل توجهی را توسعه داده که تخمین زده شده قدرت تامین نفت کشور را به مدت ۴۰ روز خواهد داشت.
واردات رو به افزایش نفت از روسیه با استفاده از خط لوله، وابستگی چین به نفت وارداتی از مسیر دریا را کاهش داده است. با این حال در سال ۲۰۱۸، واردات نفت چین از روسیه به وسیله خط لوله تنها ۳/۱۱ درصد از کل نفت وارداتی این کشور را شامل میشد که این مقدار در سال ۲۰۱۷ حدود ۸/۹ درصد بوده است. نکته جالب این است که واردات نفت خام چین از روسیه در دسامبر ۲۰۱۸، ۴۰ درصد بیشتر از دسامبر سال قبل بود و این افزایش قابل توجه را تا حد زیادی میتوان به افزایش ظرفیت خطوط ESPO از ۳۰۰ هزار بشکه در روز به ۶۰۰ هزار بشکه در روز نسبت داد.
البته تغییر روند چین در وابستگی روزافزون نفت و وابستگی روزافزون گاز میتواند با تضاد بین اهداف جهانی دهه قبل و اهداف حال حاضر مرتبط باشد. اما در شرایط کنونی، وضعیت چین به دلایلی از قبیل جنگ تجاری با ایالات متحده، روابط دشوارتر با تایوان و رفتارهای عموما محافظهکارانه از سوی همتایان غربی به وضوح آشفتهتر از یک دهه گذشته بوده و از دید پکن ریسک وابستگی بیش از حد به واردات حاملهای انرژی بیش از پیش به نظر میرسد.
اما چند راهحل بالقوه برای این چالش وجود دارد:
– افزایش تولید داخلی گاز متعارف
– افزایش تولید گاز نامتعارف
– محدود کردن رشد تقاضای گاز
– افزایش حجمهای وارداتی از خطوط لوله حتی به قیمت کم شدن واردات LNG
– افزایش تولید گاز و چالشهای آن
افزایش تولید داخلی گاز (و همینطور نفت) یک راه حل واضح برای مقابله با واردات است.CNPC در ماه مارس اعلام کرد که بودجه اکتشاف خود را با تمرکز مشخص بر روی مخازن گاز به مقدار ۲۵ درصد افزایش خواهد داد. البته تولید گاز طبیعی در چین افزایش یافته است. در زمان شروع واردات گاز در سال ۲۰۰۶، تولید داخلی چین تنها ۶۰ میلیارد مترمکعب در سال بود که با رشدی یکنواخت در سال ۲۰۱۸ به ۱۶۰ میلیارد مترمکعب رسید. اما این رشد ۱۶۶ درصدی در مقابل رشد ۴۰۰ درصدی تقاضا که از کمتر از ۶۰ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۰۶ به ۲۸۲ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۱۸ رسیده است، کاملا ناتوان بود. بنابراین افزایش تولید داخلی به تنهایی چالشهای امنیت انرژی چین را حل نخواهد کرد.
امیدها برای تولید گاز نامتعارف محقق نشد
تلاشها برای افزایش تولید گاز نامتعارف نیز تاکنون ناکام بوده است چراکه هدفگذاری اولیه دولت چین برای نرخ تولید گاز شیل که ۶۰ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۰ و ۱۰۰ میلیارد مترمکعب در ۲۰۳۰ بود، رها شدند و هدف سال۲۰۲۰ به نصف مقدار اولیه کاهش یافت. با این حال تولید گاز نامتعارف در چین در سال ۲۰۱۸ تنها ۱۰ تا ۱۱ میلیارد مترمکعب بوده و برای سال ۲۰۳۰ نیز مقدار آن ۱۳ تا ۱۵ میلیارد مترمکعب پیشبینی میشود. همین وضعیت برای گاز طبیعی ترکیبی نیز وجود دارد و اهداف در فاصله زیادی قرار دارند.
با رشد اقتصاد چین، جایگزینی زغالسنگ با گاز سرعت بیشتری به خود گرفت اما با آرامتر شدن سرعت رشد اقتصادی، این روند همچنان رو به رشد است. (رشد تقاضا از ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۷ به ۱۸ درصد در ۲۰۱۸ رسیده و انتظار میرود رشد امسال نیز بین ۱۰ تا ۱۴ درصد باشد) در واقع چین بر روی کم کردن هزینه و قیمتهای داخلی گاز به عنوان راهی برای تشویق استفاده بیشتر از گاز در تولید نیرو و صنعت تمرکز کرده است لذا محدود کردن استفاده از گاز، مخالف سیاستگذاریهای فعلی دولت چین است.
با این همه به نظر میرسد در کوتاهمدت و حتی میانمدت، وابستگی چین به واردات گاز نه تنها سقوط نخواهد کرد بلکه در مواقع افزایش تنشهای بینالمللی و چالش امنیت عرضه، صعود هم خواهد کرد.
بنابراین راهحل اساسی مشکل نگرانی رو به رشد چین در موضوع امنیت عرضه گاز، گوناگونسازی منابع واردات حاملهای انرژی و همینطور روشهای تحویل آن است.
متنوعسازی منابع گاز
در حال حاضر متنوعسازی منابع تامین گاز در بخش مورد نظر در دست اجراست. در سال ۲۰۰۶ استرالیا تنها تامینکننده LNG چین بود و حجم واردات چین در آن سال کمتر از یک میلیارد مترمکعب در سال بوده است اما این مقدار در سال ۲۰۱۷ در مجموع به عدد ۲/۷۴ میلیارد مترمکعب رسید که در مجموع ۱۹ تامینکننده مختلف وظیفه تامین نیاز چین را بر عهده داشتند. یکی از تامینکنندگان کمسابقه که سریعترین رشد را در صادرات LNG دارد، ایالات متحده است که چین با داشتن سریعترین رشد در واردات LNG آن، یکی از شرکای ایالات متحده در حوزه گاز قلمداد میشود.
واردات LNG از ایالات متحده که در سال ۲۰۱۶ با حجم ۵/۰ میلیارد مترمکعب در سال آغاز شد و در سال ۲۰۱۷ با تحویل ۹/۲ میلیارد مترمکعب از طریق ۳۰ کشتی (به ارزش ۴۴۷ میلیون دلار آمریکا که ۱۵ درصد صادرات LNG ایالات متحده را تشکیل میدهد) ادامه یافته است و با رسیدن ۱۸ محموله LNG از ایالات متحده در نیمه ابتدایی سال گذشته، این رقم همچنان در حال افزایش بود. با این حال با اوج گرفتن جنگ اقتصادی بین چین و آمریکا، در نیمه دوم ۲۰۱۸ تنها ۹ کشتی ایالات متحده به حجم ۶/۲ میلیارد مترمکعب LNG به چین رسیدند. در سال ۲۰۱۹ نیز تاکنون فقط دو محموله LNG به حجم ۳/۰ میلیارد مترمکعب به چین ارسال شده است.
در چنین شرایطی خطوط لوله انتقال گاز، گزینههای جذابی برای چین هستند. تخمین زده میشود که در سال ۲۰۱۸، ۴۷ میلیارد مترمکعب گاز از طریق خطوط لوله آسیای مرکزی و سه تا چهار میلیارد مترمکعب از میانمار وارد چین شدند. لازم به ذکر است حداکثر ظرفیت خط لوله آسیای مرکزی ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال بوده و گفتوگوهایی برای افزایش آن تا ۶۵ میلیارد مترمکعب نیز وجود دارد.
طبق پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای گاز چین در سال ۲۰۲۵ به ۴۶۴ میلیارد مترمکعب و تولید داخلی آن به ۲۲۲ میلیارد مترمکعب خواهد رسید. در صورت دقیق بودن این پیشبینی میتوان نتیجه گرفت که وابستگی چین به واردات افزایش خواهد یافت.
میتوان در نظر داشت که حجم واردات گاز با خطوط لوله از تامینکنندگان فعلی از ۵۰ میلیارد مترمکعب به ۵۵ میلیارد مترمکعب برسد. روسیه نیز دیگر تامینکننده کمسابقه گاز چین است که پیشبینی میشود واردات چین از طریق خط لوله
Power of Siberia تا سال ۲۰۲۵ به نرخ ثابت ۳۸ میلیارد مترمکعب در سال برسد. البته راهاندازی ۲ Power of Siberia با نرخ ۳۰ میلیارد مترمکعب مورد بحث قرار گرفته اما تاکنون اقدامی در این زمینه انجام نشده است. با وجود اضافه شدن تمام خط لولههای ممکن، پیش بینی میشود چین در سال ۲۰۲۵ به ۴۹ میلیارد مترمکعب LNG برای پاسخگویی به تقاضای کشورش نیاز داشته باشد. البته اگر خط لوله
۲ Power of Siberia راهاندازی نشود، این عدد ۷۹ میلیارد مترمکعب خواهد بود.
اما مساله اصلی در این زمینه، کافی بودن ظرفیت پایانههای واردات LNG برای دریافت تمام LNG مورد نیاز چین است چراکه انتظار میرود که نرخ واردات LNG از ۷۳ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۱۸، به ۹۵ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۰ و ۱۱۹ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۵ برسد و برآوردها از ظرفیت فعلی چین حدود ۹۷ میلیارد مترمکعب و اضافه شدن ۳۰ میلیارد مترمکعب در محدوده ۲۰۲۰-۲۰۲۱ است. لذا اگر این پروژهها طبق برنامه پیش روند و تمام کارخانهها بتوانند در ظرفیت اسمی خود کار کنند، مشکلی در این زمینه وجود نخواهد داشت.از طرفی اگر ایالات متحده یکی از تامینکنندگان اصلی LNG چین باقی نماند، فرصت پر کردن این خلأ عرضه برای دیگر کشورها (قطر، استرالیا، شاید موزامبیک و…) فراهم خواهد شد. چین نیز به نوبه خود برای حفظ تنوع میان تامینکنندگان و همچنین مسیرهای تامین و در نهایت حفظ انعطافپذیری عملیاتی و تجاری بیشینه در تامین گاز خود، تلاش خواهد کرد.
از سویی ایران به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز دنیا میتواند به عنوان یک تامینکننده مطمئن گاز برای چین باشد چراکه روابط استراتژیک ایران با این کشور و همچنین حجم بالای تجارت دو کشور، هر دو در راستای تقویت این مساله کار میکنند. اما قطعا تنها راه رسیدن گاز ایران به این کشور از طریق مایعسازی و LNG خواهد بود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد