28 - 02 - 2021
فاصله طبقاتی خطری بزرگ در کمین جامعه ما
همین که یکی از اصلیترین نهادهای حکومتی یعنی مجلس شورای اسلامی رسما تایید کرده است که ۶۰ میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی میکنند و مستحق دریافت یارانه هستند نشان میدهد کار فاصله طبقاتی در جامعه امروز ایران به جایی رسیده که فرزندان همان ۶۰ میلیون نفر جمعیت نیازمند دریافت یارانه سالها بعد از رسیدن به سن بلوغ و پا گذاشتن به درون اجتماع امکان تشکیل خانواده و داشتن یک سرپناه حداقلی را در کشوری که نزدیک به ۱۰ میلیون کیلومترمربع مساحت آن است، پیدا نمیکنند و در مقابل این اکثریت محروم از … امکانات اولیه زندگی که داشتن شغل و سرپناه از اصلیترین و بدیهیترین آنهاست، اقلیتی هستند که صدها واحد مسکونی در تهران و دیگر کلانشهرهای کشور را در مالکیت خود دارند و چون از منابع کلان درآمدی معتنابه دیگری برخوردارند از عرضه این واحدهای احتکارشده مسکونی به بازار خودداری میکنند و کار به جایی میرسد که دولت به زعم خود برای مبارزه با احتکار مسکن لایحه دریافت مالیات از خانههای خالی را از تصویب مجلس میگذراند هر چند که به دلیل قدرت و نفوذ همان محتکران مسکن اجرای این قانون با انواع اما و اگرها روبهرو میشود و بیسروصدا در محاق باقی میماند. از این نوع عوامل به وجود آورنده و گسترشدهنده فاصله طبقاتی در محدوده همین کلانشهر تهران که مشکل سفرههای خالی هم به آن افزوده شده به وفور به چشم میخورد چه رسد به اینکه بخواهیم پا از تهران بیرون بگذاریم و به شهرها و مناطقی از کشور که حتی مقامات رسمی دولت هم از آنها با عنوان مناطق محروم یاد میکنند و استانهایی چون سیستانوبلوچستان، هرمزگان و بوشهر و ایلام و لرستان و بخشهای وسیعی از کردستان در زمره چنین مناطقی محسوب میشوند سفر کنیم شهرها و آبادیهایی که فقر و نداری در آنها بیداد میکند و ساکنان آنها از داشتن اصلیترین نیازهای زندگی و ادامه حیات یعنی آب سالم هم برخوردار نیستند برق و گاز و راه ارتباطی و دیگر خدمات ضروری که جای خود دارد مظاهر بیشمار فاصله طبقاتی جامعه امروز ایران را به جامعهای با مردمی دارای یک ملیت، یک قلمرو و واحد جغرافیایی اما با دو ملت کاملا متفاوت از یکدیگر یکی بسیار فقیر و تهیدست و دیگر برخوردار از همه مواهب زندگی آن هم در حد افراط تبدیل کرده که خروجی دست به نقد و کوتاهمدت این محرومیتها و فاصله عمیق اجتماعی در جامعه ما همین افزایش بیسابقه انواع سرقتهای مسلحانه خشن و جرم و جنایت است که مقابله با آن از هیچ نیروی پلیسی به تنهایی ساخته نیست و اگر این محرومیتها و این فاصله عمیق اجتماعی به شکل کنونی ادامه پیدا کند، آن روز چندان دور نخواهد بود که قشرهای مرفه یعنی آن اقلیت کوچک برخوردار از همه مواهب زندگی ساکن در برجهای لاکچری و در ویلاها و قصرهای باشکوه خود احساس امنیت نخواهند کرد و شبها سر آسوده ب
ر بالش نخواهند گذاشت. چنین وضعیتی شباهت به یک بمب ساعتشمار دارد که در زیر پوست جامعه ما کار گذاشته شده و چون کسی از زمان انفجار این بمب ساعتشمار خبر ندارد خطرات آن برای کشور و جامعه از خطرات بالقوه یک حمله نظامی خارجی یا شیوع یک بیماری مهلک حتی مهلکتر از ویروس کرونا مهیبتر و ویرانگرتر است و گستردگی دامنه پیامدهای انفجار این بمب ساعتشمار دوست و دشمن نمیشناسد و اگر در نتیجه سهلانگاری زمامداران کشور و دستکم گرفتن این خطر بالقوه و مهیب و غفلتورزی آنها در کاهش اساسی فاصله طبقاتی موجود در جامعه روزی این بمب ساعتی منفجر شود، به قول خواجه شیراز دیگر نه از تاکشان خواهد ماند و نه از تاک نشان چه همین فاصله شدید طبقاتی در زمان یزدگرد سوم ساسانی بود که سپاهیان نه چندان مجهز اعراب به ایران در زمان خلاقت عمر فراهم ساخت.
خنثیسازی این بمب ساعتی و کاهش فاصله طبقاتی و فقری که جامعه امروز ایران را فرا گرفته نیاز به یک رنسانس فکری بزرگ در دولت و حاکمیت و ایجاد تغییرات اساسی و بنیادی در ساختار اداره کشور دارد که بهرهمندان اصلی این رنسانس و تغییرات ساختاری خود هیات حاکمه خواهند بود و در درجه بعدی کلیت ملت و مملکت است که به برکت رنسانس و تغییرات ساختاری مورد بحث از بسیاری خطرات پنهان و آشکار که از همه سو در کمین آن نشسته است در امان و محفوظ خواهد ماند چه در دنیای امروز تنها قدرت نظامی به تنهایی نمیتواند از کیان یک ملت و مملکت حفاظت کند. این واقعیتی است که تاریخ آن را بارها به اثبات رسانده و آنها که با تاریخ انس و الفت دارند در پذیرش آن کمترین تردیدی به خود راه نمیدهند.
Kiamehr_gh@yahoo.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد