8 - 04 - 2023
فرسایش رویای چینی
گروه بینالملل- محمدرضا ستاری- در خصوص روابط میان آمریکا و چین دو سوال مهم مطرح است؛ اینکه آیا در روابط میان دو کشور نوعی جنگ سرد جدید شکل گرفته و دیگر اینکه آیا ایالاتمتحده و واشنگتن میتوانند از اشتباهات جنگ سرد قبلی اجتناب کنند؟
در همین رابطه سفر اخیر شی جینپینگ رییسجمهوری چین به روسیه و اینکه گفته میشود، پکن آمادگی خود را برای نگهبانی نظم جهانی نشان داده، بررسی و تحلیل محیط سیاست خارجی چین را بسیار حائز اهمیت میکند. در واقع مساله مهم این است که آیا تحلیلها و اظهارنظرها در خصوص قدرت فزاینده چین در نظام جهانی با واقعیتها مطابقت دارد یا اینکه مطابق شواهد در خصوص این نقش از سوی کارشناسان اغراقهای زیادی شده است. در این راستا نشریه نشنالاینترست در گزارش اخیر خود آورده که جایگاه چین از منظر قدرت اقتصادی و جاذبههای سیاسی در حال فرسایش است. در واقع اکنون چندین شاخص کلیدی نشان میدهد که پکن در رقابت مهم خود با ایالاتمتحده و مجموعه غرب به مراتب ضعیفتر از یک دهه گذشته ظاهر شده است.
کارنامه اقتصادی پکن
برای شروع شاید بد نباشد که ابعاد اقتصادی این موضوع را در نظر بگیریم. لازم به ذکر است ابزار کلیدی نفوذ قدرتهای بزرگ مدتهاست که سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) بوده؛ امری که برای اقتصاد چین امروزه حیاتی است. در این خصوص با اتخاذ سیاست برونسپاری تولید و اقتصاد در سال ۲۰۰۱ و نیز پروژه یک جاده-یک کمربند در سال ۲۰۱۳، بهطور پیوسته رشد سرمایهگذاری خارجی در چین رشد کرد؛ بهطوری که از رقم ۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ به بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ رسید. با این حال مطابق برآوردهای انجامشده از آن سال تاکنون سرمایهگذاری مستقیم خارجی در چین رو به افول گذاشته و در سال ۲۰۲۲ به میزان پانزده درصد کاهش یافته است. برای نمونه سرمایهگذاری چین در اروپا که قبلا به دلیل ظرفیت تولید با ارزش افزوده بالا رونق داشت به شدت کاهش یافته و شرکای اقتصادی مانند اتحادیه اروپا، آلمان و ایتالیا امروز با اتخاذ مکانیسمهای غربالگری سرمایهگذاری، خریدهای کلیدی از چین را مسدود کردهاند.
از سوی دیگر سرمایهگذاری اروپا در چین نیز پس از سال ۲۰۱۸ بهطور پیوسته کاهش یافته است؛ هر چند که در سال گذشته میلادی به میزانی شاهد بازگشت آنها بودیم. با این حال شواهد نشان میدهد که جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی به چین به حدی متمرکز شده که تقریبا ۹۰ درصد سرمایهگذاری مستقیم خارجی اروپا در چین تنها از چهار کشور تامین میشود. در واقع گزارشها حاکی از آن است که در طول همهگیری کرونا، عملا هیچ سرمایهگذار جدید اروپایی به این کشور وارد نشده است؛ امری که باعث شده تاثیر سرمایهگذاری اروپا که در سال ۲۰۱۸، هفت و نیم درصد از تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل میداد، سه سال بعد به ۸/۲ درصد کاهش یابد.
دورنمای چالشهای جدید چین
از سوی دیگر جدیترین چالش برای نفوذ اقتصادی چین را آمریکاییها رقم زدهاند؛ موضوعی که در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ کلید خورده و در دوره بایدن نیز تداوم یافته است. به همین دلیل است که امروز شاهد هستیم سرمایهگذاری خارجی در چین و نیز تحریم فروش محصولات با فناوری بالا به این کشور نه تنها از سوی ایالاتمتحده، بلکه از سوی شرکتهای اروپایی نیز اعمال میشود. البته در این میان گفته میشود که چین به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی، جایگزینهایی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین دارد؛ اما برخی کارشناسان معتقدند که نفوذ سابق چین در این مناطق نیز تضعیف شده؛ چرا که تنها در یک نمونه شواهد نشان میدهد که میزان سرمایهگذاری سالانه چینیها در کشورهای مرتبط با پروژه یک جاده-یک کمرند به کمتر از نصف از ۵ سال گذشته تاکنون کاهش یافته است.
در اروپا به خصوص اروپای شرقی نیز به نظر میرسد که به واسطه تبلیغات انجامشده در خصوص حمایت چین از روسیه در جنگ اوکراین و همچنین بحث احتمال بروز درگیری این کشور با تایوان، جایگاه و خوشبینیهای سابق نسبت به پکن در حال رنگ باختن است. این در حالی است که در حوزه کلان ژئوپلیتیکی نیز ناتو در سال گذشته میلادی رسما هند و اقیانوس آرام را بخشی از منافع امنیتی مشترک خود اعلام کرده و دولت بایدن نیز گفتوگوهای چهارجانبه امنیتی متشکل از هند، استرالیا، آمریکا و ژاپن را آغاز کرده است؛ امری که منجر به قرارداد فروش زیردریاییهای استراتژیک به استرالیا و نیز افزوده شدن به پایگاههای نظامی آمریکا در فیلیپین شده است.
از سوی دیگر اخیرا شاهد هستیم که علاوه بر سیاستهای جدید اتحادیه اروپا در قبال دریای چین جنوبی، ایتالیا به عنوان بخشی از پروژه یک جاده-یک کمربند که زمانی بازترین کشور در قبال سرمایهگذاری چینیها بوده، استقرار یکی از دو ناو هواپیمابر خود در منطقه را در دستور کار قرار داده و وارد قراردادی سهجانبه با ژاپن و بریتانیا شده است.
همچنین به گفته برخی از تحلیلگران شاید هیچ کشوری مانند ژاپن با ظهور چین مواجه نشده باشد. به همین منظور است که شاهد بودیم شینزو آبه نخستوزیر سابق ژاپن برای نخستین بار طرح همکاری آزاد با هند و اقیانوس آرام را برای مقابله با نفوذ چین اعلام کرد. همچنین اخیرا ژاپنیها بودجه دفاعی خود را نیز به دو برابر افزایش دادهاند.
هر چند که در این رابطه برخی از تحلیلگران علت چنین اقدامی را تهدیدات کرهشمالی قلمداد میکنند، اما مطالعه استراتژی جدید امنیت ملی ژاپن که در دسامبر ۲۰۲۲ منتشر شده، چین را بزرگترین چالش استراتژیک این کشور معرفی کرده است.
در این راستا هر چند که نقش چین در سرنوشت جنگ اوکراین برجسته بوده و رهبران اروپایی خواستار مداخله پکن برای پایان یافتن جنگ شدهاند و یا اینکه توافق اخیر میان ایران و عربستان با میانجیگری چین حاکی از وزنه قابل توجه دیپلماتیک و اقتصادی این کشور است، اما در عین حال نباید مسائلی مانند کاهش رشد اقتصادی، پیامدها و تبعات سیاست سختگیرانه در مقابل کرونا، جمعیت رو به کاهش این کشور و نیز رقابتهای مهم ژئوپلیتیکی جهانی را در فرآیندهای آتی چین فراموش کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد