29 - 01 - 2017
فروپاشی تجارت جهانی
فاطمه رحیمی- شرکتهای جهانی به شکل شگفتآوری در برابر ضربات، آسیبپذیر شدهاند. در میان تمام مواردی که دونالد ترامپ علاقهای به آنها ندارد، شرکتهای بزرگ جهانی هم به چشم میخورند.
این شرکتهای بدون چهره و بدون ریشه متهم هستند که با انتقال مشاغل و کارخانهها به خارج از مرزها، «قتل عام» علیه مردم عادی آمریکا را به راه انداختهاند. پاسخ ترامپ به این مشکل، رام کردن شرکتهای چندملیتی غارتگر است. مالیاتهای کمتر باعث جذب نقدینگی آنها به داخل میشود و توافقنامههای تجاری که به آنها در انجام تجارت کمک میکند، بازنویسی خواهند شد. ترامپ طی هفته گذشته به روسای آمریکایی گفت برای ممانعت از اقدام تنبیهی، «تمام آنچه باید انجام دهید، این است که در داخل بمانید».
ترامپ در لحن حمایتگرانه و تهاجمی خود نسبت به تولیدات داخلی، غیرعادی است و درعین حال از بسیاری جهات هم از زمان عقب مانده است. شرکتهای چندملیتی، نمایندگیهایی که در پس همبستگی جهانی قرار دارند، پیش از این شورش پوپولیستی در سال ۲۰۱۶، خود در حال عقبنشینی بودند. عملکرد مالی آنها آنقدر کاهش یافته که دیگر فراتر از شرکتهای داخلی نیستند.
به نظر میرسد بسیاری از آنها توانایی خود برای کاهش هزینهها و مالیاتها و تفکر درمورد رقبای داخلیشان را از دست دادهاند. حمله لفظی شدید ترامپ شرکتهایی را هدف گرفته که به شدت آسیبپذیر هستند و در بسیاری موارد، همین حالا هم قصد خانه کردهاند. تاثیرات این اتفاق بر تجارت جهانی عمیق خواهد بود.
شرکتهای چندملیتی (آنهایی که بخش قابل توجهی از تجارت خود را خارج از کشور انجام میدهند) از هر ۵۰ کارگر جهانی، تنها یک نفر را استخدام میکنند اما این شرکتها حائز اهمیت هستند. تنها چند هزار شرکت هستند که بر آنچه میلیونها نفر تماشا میکنند، میپوشند و میخورند اثر میگذارند. علاقهمندیهای شرکتهایی چون مکدونالد، فورد، اچاندام، هوندا و لنوو معیار مدیران بوده است. آنها زنجیرههایی از عرضه را هماهنگ میکنند که بیش از ۵۰ درصد تمام معاملات تجاری محسوب میشود. آنها یکسوم ارزش بازارهای سهام جهانی را شکل میدهند و مالک سهم قابل توجهی از مالکیت فکری آن هستند.
تغییر چشمانداز سیاسی شرایط را برای این شرکتهای بزرگ سختتر میکند. ترامپ جدیدترین و گوشخراشترین مظهر یک تغییر جهانی برای به چنگ آوردن ارزش بیشتری از آنچه شرکتهای چندملیتی کسب میکنند، است.
چین نهتنها خواهان آن است که شرکتهای جهانی زنجیرههای تولید خود را به آنجا ببرند بلکه به دنبال جذب فعالیتهای فکریتر آنها از جمله تحقیق و توسعه است. سال گذشته دعوای اروپا و آمریکا بر سر این بود که چه کسی باید مالیات ۱۳ میلیارد دلاری اپل و فایزر (بزرگترین شرکت داروسازی جهان) که به صورت سالانه پرداخت میشود را بگیرد.
با آمدن ترامپ تغییرات مشهود خواهد بود. بسیاری از شرکتها بسیار بزرگ هستند؛ آنها مجبور به کوچک کردن امپراتوریهای خود خواهند شد. دیگر شرکتها بیشتر ریشه در بازارهایی میکنند که در آن فعالیت میکنند. جنرالموتورز و زیمنس در حال متمرکز کردن زنجیره عرضه، تولید، مشاغل و مالیات خود بر واحدهای ملی و منطقهای هستند. استراتژی دیگری که وجود دارد «نامشهود شدن» است. با این حال ستارههای دره سیلیکون، از اوبر گرفته تا گوگل هنوز در خارج از مرزها رو به گسترش هستند اما چنین شرکتهای چندملیتی مجازی هم در مقابل پوپولیسم آسیبپذیر هستند چراکه مشاغل مستقیم اندکی ایجاد میکنند، مالیات کمی میپردازند و از سوی قوانین تجارت که برای کالاهای فیزیکی طراحی شده، حمایت نمیشوند.
عقبنشینی شرکتهای جهانی به سیاستمداران حس کنترل بیشتر میدهد چراکه شرکتها قول میدهند به وعدههایشان پایبند باشند اما تمام کشورها نمیتوانند سهم بزرگتری از تولید، مشاغل و مالیات یک شرکت ببرند. بسیاری از کشورهای دارای کسری تجاری به جریان سرمایهای وابسته هستند که شرکتهای چندملیتی با خود میآورند. اگر سود شرکتها بیش از این کاهش یابد، ارزش بازارهای سهام هم کاهش خواهد یافت.
با این حال عقبنشینی شرکتهای چندملیتی نمیتواند تمام مشاغلی که امثال ترامپ وعده میدهند را به کشور بازگرداند. این به معنای افزایش قیمتها، کاهش رقابت و کند شدن ابداعات و ابتکارات خواهد بود. همین حالا بسیاری از شرکتهای تجاری در خارج از مرزها میتوانند جایگزین شرکتهای بزرگ شوند اما وزن آنها اندک خواهد بود. احتمالا مردم بازهم به دورهای نگاه میکنند که شرکتهای جهانی، تجارت جهانی را هدایت میکردند و از گذر آن تاسف بخورند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد