26 - 05 - 2021
فهرست تضمینی
آرزو فرشید- ستاد انتخابات کشور ظهر دیروز لیست نامزدهای نهایی در رقابتهای انتخاباتی پیشرو را اعلام کرد. آن هم در حالی که خبرگزاری «فارس» از شب قبل تکلیف همه را معلوم کرد و از کاندیداتوری سیدابراهیم رییسی در کنار جمعی از یاران و همفکرانش از جمله سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، محسن رضایی، قاضیزادههاشمی به اضافه محسن مهرعلیزاده و عبدالناصر همتی که گویا سهم اصلاحطلبان و جریان میانهرو بودهاند، خبر داده بود. واکنشها نیز از همان موقع شروع شده بود.
لیست اعلامی چندان باورپذیر نمینمود و تصور میشد که شورای محترم نگهبان حداقل چند گزینه اصلاحطلب و میان را محض نمونه هم که شده در این بازی راه بدهد. رفتهرفته اما معلوم شد که این هم انتظاری گزاف بوده و آقایان تصمیم گرفتهاند انتخاب را در این دوره برای مردم سادهتر از قبل کنند. همین شد که حتی علی لاریجانی بعد از سالها ریاست مجلس و خدمت در جایگاههای دیگر یا مسعود پزشکیان که برخی به کارنامه سفید وی دلخوش بودند، نیز تایید صلاحیت نشدند.در ساعات اولیه صبح هنوز امیدواریهایی به تغییر ترکیب مورد نظر آقایان بود و لابیگریها آغاز شد. آنطور که به صورت غیررسمی اعلام شد حسن روحانی به وزیر کشور دستور داده بود که برای اعلام لیست نهایی دست نگه دارد و خودش نیز سرگرم نامهنگاری با رهبری بود به امید حکم حکومتی (گفتنی است علی ربیعی در نشست خبری دیروز خود این اخبار را تکذیب نکرد) اما نهایتا به این نتیجه رسید که این کار شدنی نیست.صدا از اسحاق جهانگیری که خیلی زودتر خبر ردصلاحیت او به صورت غیررسمی منتشر شده بود، درنیامد اما علی لاریجانی و محسن پزشکیان نیز تصمیم گرفته و اعلام کردند که بنای اعتراض، پیگیری و رایزنی ندارند. این آش اما آنقدر شور بود که خود رییسی ناگزیر شد به واکنش نشان دادن و اعلام کرد که مشغول رایزنی برای رقابتیتر شدن فضاست!
یک لیست و هزار ابهام
لیست هفتنفره شورای نگهبان اما از جهات گوناگون مورد بحث و بررسی است. مثلا اینکه ردصلاحیت سیاستمداران کهنهکاری مثل لاریجانی و جهانگیری به چه دلیلی صورت گرفته است؟ انتخاب این هفت نفر مصداق هموار کردن راه ریاستجمهوری رییسی و حذف رقبا است؟ در این صورت پیروزی آتی به اعتبار رییسی خواهد افزود یا خواهد کاست؟ تکلیف میزان مشارکت که طبق پیشبینیها اندک است و انتظار میرفت شورای نگهبان با تایید صلاحیت نامزدهایی با تفکرات مختلف موجب افزایش آن شود، چه خواهد شد؟ یا سوالاتی مثل اینکه جریان اصلاحات که تا دیروز با چالش پای صندوق آوردن بدنه اجتماعی خود مواجه بود و متهم بود به سازشکاری در مقابل سختگیریهای رقیب، از این پس چه خواهد کرد؟
فقط همین نبود و خبری که از انصراف قاضیزادههاشمی منتشر و بعد هم تکذیب شد، این سوال را ایجاد کرد که آیا شش گزینه غیر از رییسی در روزهای پیشرو، به نفع او کنار کشیده و زحمت پای صندوق رفتن را از مردم کم میکنند یا تا لحظه آخر در صحنه میمانند؟ سوال دیگر اینکه سعید جلیلی به عنوان مطرحترین گزینه بعد از رییسی، با او رقابت خواهد کرد یا حضوری نمایشی خواهد داشت؟
پاسخ به هر کدام از این سوالات البته نیازمند بررسی نکات متعدد و بحث مفصلی است که در روزهای منتهی به انتخابات انجام خواهد شد. واکنشهای بسیاری هم که به همراه داشت ثابت کرد که جامعه ایرانی حواسش به همه این نکات هست بنابراین باید منتظر تبعات احتمالا ناگوار رویکرد شورای نگهبان باشیم. تبعاتی که قابل پیشبینیترین آن کاهش چشمگیر مشارکت و روی کار آمدن یک رییسجمهور حداقلی است.
واکنشهای ردصلاحیتیها
واکنشها به لیست هفتنفره نامزدهای ریاستجمهوری را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. اول از همه واکنش ردصلاحیتشدگان. بعد از آن نیز واکنش جریانات سیاسی و در نهایت واکنش جامعه که برای ارزیابی و بررسی آن علیالحساب میتوان آنچه در فضای مجازی میگذرد را به عنوان مشتی نمونه خروار برداشت کرد.
اسحاق جهانگیری که انگار بیشتر از سایرین منتظر این نتیجه بود، دیرتر از هم واکنش نشان داد. او در بیانیه خود نوشت: «به خدا پناه میبرم و عدم احراز صلاحیت بسیاری از شایستگان را تهدیدی جدی برای مشارکت همگانی و رقابت عادلانه گرایشها و جریانهای سیاسی به ویژه اصلاحگرایان میدانم.» مسعود پزشکیان نیز اعلام کرد که قصد اعتراض به تصمیم شورای نگهبان را نداشته و هیچگونه رایزنی جهت احراز صلاحیت خود نکرده و نخواهد کرد.علی لاریجانی که احتمالا بیش از همه از ردصلاحیت خود متعجب شد نیز با صدور بیانیهای اعلام کرد که راضی است به رضای الهی! به هرحال او این انتخابات را حسابی جدی گرفته بود. بعد از کلی رصد چراغ خاموش، شرط و شروطگذاری برای جریانهای سیاسی، اطمینان از جلب حمایت اصلاحطلبان و… وارد انتخابات شده بود و فعالیتهای تبلیغاتی خود را پرشور آغاز کرده و از همان لحظه ثبتنام و بعد هم در کلابهاوس کلی خودنمایی کرد. حتی تا چند ساعت قبل از اطلاعرسانی خبرگزاری همیشه مطلع فارس، مشغول جدل توییتری با جلیلی بود. او نیز در نهایت ردصلاحیت را پذیرفت و نوشت: «برای رفع مشکلات پیشروی ملّت، عزمی راسخ داشتم؛ اما حال آنکه روند انتخابات اینگونه رقم زده شد، بنده وظیفه خویش را در پیشگاه الهی و ملّت عزیز انجام دادهام و راضی به رضای الهی هستم.»
واکنش اصلاحطلبان
واکنش جریانات سیاسی نیز از جمله نکات قابل تامل است. از انتقادهایی که برخی چهرههای سیاسی اصولگرا نسبت به رویکرد شورای نگهبان داشتند گرفته تا جلسه فوقالعاده اصلاحطلبان. آذر منصوری، سخنگوی جبهه اصلاحات در یکی از گفتوگوهای کلابهاوسی دیروز گفت که برای حکم حکومتی تلاش نمیکنند. او با ابراز تاسف از اینکه « مسیری که شورای نگهبان به صورت مکرر و مداوم در مواجهه با انتخابات و نهادهای انتخابی در پیش گرفته است نه تنها نقض حق انتخاب آزاد شهروندان و حاکمیت ملی که در قانون اساسی بر آن تصریح شده، است» در پاسخ به اینکه جبهه اصلاحات ایران پس از ردصلاحیت همه نامزدهای خود چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد گفت: «این تصمیمی است که باید در مجمع عمومی جبهه گرفته شود. تا تصمیم مجمع عمومی فقط میتوانم بگویم که امکان مشارکت فعال در انتخابات ۱۴۰۰ از ما سلب شده است.»جلسه مورد اشاره البته همان دیروز انجام شد. گفتنی است، زهرا شجاعی عضو جبهه اصلاحات ایران که خود از جمله نامزدهای ردصلاحیت شده است، نیز گفت: «ما تابع تصمیم جمعی جبهه اصلاحات ایران هستیم و احتمالا به صورت دستهجمعی اعتراض خواهیم کرد گرچه به دریافت پاسخ قانعکننده از سوی شورای نگهبان خوشبین نیستیم.»البته اخباری غیر رسمی نیز در این راستا منتشر شد. مثلا برخی کانالهای تلگرامی از تصمیم حزب کارگزاران برای حمایت از عبدالناصر همتی خبر دادند.
واکنش اصولگرایان
اعتراضات اما همانطور که گفته شد منحصر به اصلاحطلبان نبود. مثلا علی جنتی وزیر ارشاد دولت یازدهم توییت کرد: «سرانجام پس از ۱۰ روز بحث و مناقشه شورای نگهبان نامزدهای مورد نظر خود را برای ریاستجمهوری اعلام کرد؛ یک ضربالمثل فارسی میگوید «کوه زایید، موش زایید!» بدیهی است با این تعداد کاندیدای پوششی از هم اکنون نتیجه انتخابات روشن است و آنچه در این میان با مشارکت اقلیت قربانی میشود، جمهوریت نظام خواهد بود.» حسین مطهری از نزدیکان لاریجانی نیز نوشت: «دختر عمه بنده خانم دکتر فاطمه لاریجانی فارغالتحصیل پزشکی دانشگاه تهران واسه تحصیل دوره تخصص با همسرش رفته آمریکا؛ نه تابعیت داره، نه اقامت؛ واسه یه انتخابات، دین و شرافت خودمون رو نفروشیم.» مهدی نصیری سردبیر سابق روزنامه کیهان در صفحه توییتر خود نوشت: «اگر ورود آیتالله رییسی به انتخابات را حاصل یک سناریو برای بیاعتبار کردن او در افکار عمومی بدانیم، این سناریو با این مدل مهندسی شورای نگهبان هم اینک به بار نشسته است. خداحافظ ابراهیم.»
انتقاد آملی لاریجانی از شورای نگهبان و امنیتیها
دایره انتقادها در مورد وضعیت احراز صلاحیتها در این دوره حتی به داخل شورای نگهبان هم کشیده شده است؛ شورایی که با تیغ خود شمار زیادی از دوطلبان را از گردونه رقابت حذف کرد حالا با نقد درونگفتمانی یکی از اعضای مهم خود نیز مواجه شده است. اتفاقی که تاریخ انتخابات ایران بیسابقه بوده است. روز گذشته صادق آملیلاریجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای نگهبان در واکنش به لیست نامزدهای تاییدصلاحیت شده در انتخابات در صفحه توئیتر خود نوشت: «هیچگاه تصمیمات شورا را تا این حد غیرقابل دفاع نیافتهام.» او در رشته توئیتی آورده است: «از اولین حضور اینجانب در شوراینگهبان در سال ۱۳۸۰، قریب به ۲۰سال میگذرد. در تمام این مدت، از شورای نگهبان دفاع کردهام، حتی در سالهایی که در قوهقضاییه بودم؛ اما هیچگاه تصمیمات شورا را تا این حد غیرقابل دفاع نیافتهام؛ چه در تاییدصلاحیتها و چه در عدماحراز صلاحیتها. سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیمسازی برای شورای نگهبان است به ویژه اگر عضو مسوولی که باید گزارشهای محققانه به شورا ارائه کند خود، عامدانه چیزی بر آن بیفزاید.»
شورای نگهبان باید توضیح دهد
علی محمد نمازی
عضو شورای مرکزی کارگزاران
ردصلاحیت آقایان جهانگیری و لاریجانی از جمله مسائلی است که شورای نگهبان باید درباره آن توضیح دهد. چرا که با عنایت به شرایط کاندیداتوری برای ریاستجمهوری که مهمترین قسمت آن بحث رجل سیاسی است، به نظر میرسد هیچ توجیهی برای این تصمیم وجود ندارد.
این دو نفر رجل سیاسی هستند و هر دو روزمه قوی دارند. لازم نیست توضیح دهیم اما آقای جهانگیری از فرمانداری و استانداری شروع کرده، نماینده مجلس بوده، وزیر و معاون اول شده و اینکه خانواده شهید است نشان میدهد که ارزشی نیز هست. هیچ فساد و تخلف ثابت شدهای هم که ندارد. ضمن اینکه تا قبل از اعلام ردصلاحیت او، صحبت از این بود که وی رابطه خوبی با رهبری دارد. کامنتی که از تاجگردون منتشر شد مبنی براینکه او به خاطر نگرانی از ناراحتی رهبری، دولت را ترک نکرده است نیز گویای این مدعاست. با در نظر گرفتن این مسائل باید گفت که اگر او را به خاطر برادرش تایید صلاحیت نکرده باشند، به دور از انصاف بودهاند.
در اینکه آقای دکتر لاریجانی نیز ذوب در ولایت است، هیچ شکی وجود ندارد. هر وقت حضرت آقا مطلبی را گفتهاند ایشان بر همان نکته تکرار و پافشاری کردهاند.
از عضویت در سپاه پاسداران کار خود را شروع کرده تا دبیری شورای عالی امنیت ملی، ریاست صداوسیما، وزارت ارشاد، سه دوره ریاست مجلس و نمایندگی حوزه قم که حوزه حساسی است. اینکه میگویند دختر لاریجانی در آمریکاست، که دلیل درستی نیست. درست است که ایشان باید مانع میشده اما ما که نمیدانیم شاید مخالفت کرده و فرزندش نپذیرفته است. یا شاید او به گفته پیغمبر که گفتند علم را طلبکن حتی اگر در چین باشد، عمل میکند.
من به عنوان یک شهروند از شورای نگهبان درخواست دارم که درباره ردصلاحیت چهرههای شاخص از جمله محسنهاشمی، پزشکیان، جهانگیری و لاریجانی توضیح دهد.
نقش لابیگری در فرآیند احراز صلاحیت
نعمت احمدی
حقوقدان
یکی از موضوعاتی که همزمان با انتشار فهرست غیررسمی از نامزدهای نهایی مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت، بحث لابیگری بود. از نامهنگاری آقای روحانی تا رایزنی آقای رییسی؛ این سوال را ایجاد کرد که نقش اینگونه چانهزنی و اصطلاحا لابیکردنها در فرآیند احراز صلاحیت نامزدهای ریاستجمهوری چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که شورای نگهبان ۱۲ عضو دارد و هر نامزدی که هفت رای مثبت داشته باشد، تاییدصلاحیت خواهد شد. بنا بر این است که آرا و بررسیها نیز بر اساس مستندات باشد؛ بنابراین اگر بر اساس مستنداتی یک نفر ردصلاحیت شود و بعد مستنداتی که خلاف آن را ثابت کند، به دست اعضای شورا برسد امکان تاییدصلاحیت وجود خواهد داشت.این رویکرد مسبوق به سابقه است تا جایی که در وارد کار به حکم حکومتی رسیده است. مشخصا در انتخابات سال ۸۴ آقای معین با حکم حکومتی به صف نامزدهای ریاستجمهوری پیوست بنابراین این مساله به یک روال تبدیل شده است.
اشکال نیز در اینجاست که ما یک مرجع بالادستی بعد از شورای نگهبان نداریم. این درحالی است که در امر قضا و داوری همیشه باید یک نهادی باشد که بشود بعد از اینکه نهاد تصمیمگیرنده رای خود را داد، به آن شکایت برد. اگر بر اساس قانون اساسی دادگاهی با صلاحیت لازم ایجاد میشد تا بتواند به شکایت نامزدهای ردصلاحیت شده رسیدگی کند، نیازی به حکم حکومتی نبود. در نبود این نهاد بالادستی اما چارهای غیر از لابیکردن نیست. این مشکل اما بالاخره روزی باید از طریق نهاد قانونگذار حل شود و مرجع اعتراضی به وجود آید که این معضلات را نداشته باشیم.در وضعیت فعلی اما شاهدیم که یک روزی آقایهاشمیرفسنجانی بعد از ردصلاحیت مساله را به خدا واگذار میکند و یک روز علی لاریجانی بعد از ردصلاحیت اعلام میکند که راضی به رضای الهی است.
این برد مایه مباهات نیست
ناصر ایمانی
فعال سیاسیاصولگرا
با اعلام نامزدهای نهایی ریاستجمهوری یکی از موضوعات مورد توجه این بود که آیا شاهد یک انتخابات رقابتی خواهیم بود؟ من برای پاسخگویی به این پرسش توجه به این نکته را ضروری میدانم که اساسا رقابتیشدن فضای انتخابات متاثر از چهرههای حاضر و نامزدهای انتخاباتی نیست. شاید حضور نیروهای سیاسی متنوع و متفاوت بتواند کمکی به افزایش شور و شوق انتخاباتی کند اما اصل قضیه مربوط به مردم و فضای حاکم برجامعه است.
اکنون نیز با توجه به فضای جامعه که عمدتا معلول عملکرد بد دولت آقای روحانی است، شور و شوقی در جامعه مشاهده نمیشود و به نظر من حضور هیچ گزینهای نمیتوانست انتخاباتی شبیه انتخابات سال ۷۶، یا ۸۴ و ۸۸ و حتی ۹۶ ایجاد کند. حتی اگر آقای جهانگیری تاییدصلاحیت شده بود این فضا تغییری نکرده و میزان مشارکت که طبق پیشبینیها در حد ۴۰، ۴۵ درصد است به ۶۰ درصد نمیرسید.
این وضعیت نه ناشی از ترکیب نامزدهای ریاستجمهوری بلکه متاثر از یأس و واگرایی موجود در جامعه است. برد در چنین انتخاباتی نیز به هیچوجه مایه مباهات نیست. نه فقط برای آقای رییسی که به باور برخی برنده این انتخابات خواهد بود، بلکه برای فرد دیگری که جای او بود نیز همینطور بود. مثلا اگر آقای ظریف وارد میدان شده بود نیز نمیتوانست به برد در یک انتخابات با مشارکت ۴۰، ۵۰ درصدی مباهات کند.
نکته دیگر آن که برخی تصور میکنند، در این دوره از انتخابات رقابت بین جلیلی و رییسی است اما من مخالف هستم. نه به این معنا که او به نفع رییسی کنارهگیری میکند، بلکه به این خاطر که او از جنس رییسی است. شاید جلیلی و رییسی یا حتی رییسی با مهرعلیزاده و… و حتی آقای لاریجانی که ردصلاحیت شد اختلافنظرهایی داشته باشند اما از یک جنس است و نباید این دو موضوع را با هم اشتباه گرفت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد