25 - 09 - 2023
قفلهای بسته چندساله را باز کردیم
گروه انرژی- روابطعمومی وزارت نفت در واکنش به گزارشی تحت عنوان «اوجی بیاوج» در روزنامه «جهانصنعت» مورخ ۲۷/۶/۱۴۰۲ جوابیهای ارسال کرده است.
روزنامه «جهانصنعت» در راستای رسالت حرفهای خود و تنویر افکار عمومی از بخشهایی از صنعت نفت کشور که کمتر درباره آنها اطلاعرسانی میشود، این امکان را برای کارشناسان فراهم کرده که مسائل و مشکلات این صنعت را مطرح کنند. نقد، یکی از ارکان اساسی مطبوعات آزاد است؛ موضوعی که بارها از سوی مقام معظم رهبری به کارگزاران نظام توصیه شده است.
رهبر معظم انقلاب در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ درباره وظایف رسانهها فرمودند: «برای مطبوعات سه وظیفه عمده قائلم: وظیفه نقد و نظارت، وظیفه اطلاعرسانی صادقانه و شفاف، وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه. معتقدم آزادی قلم و بیان، حق مسلم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدی ندارم و این جزو اصول مصرحه قانون اساسی است. معتقدم اگر جامعهای مطبوعات آزاد و دارای رشد و قلمهای آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکی از نشانههای رشد یک ملت و حقیقتا خودش هم مایه رشد است؛ یعنی از یک طرف رشد و آزادگی ملت، آن را بهوجود میآورد؛ از طرف دیگر، آن هم به نوبه خود میتواند رشد ملت را افزایش دهد.»
روزنامه «جهانصنعت» در انتخاب و چاپ مقالههای دریافتی از کارشناسان دلسوز نظام منافع عمومی و نقد سازنده را بیش از هر چیز مدنظر میگیرد و بر این باور است که جوهره قدرت هر کشوری سرمایه اجتماعی آن کشور است که باعث افزایش اعتماد مردم به دستگاههای حاکم و افزایش مشارکت مردم در اداره کشور خواهد شد.
عملکرد مناسب دستگاههای حاکم در شفافسازی، عامل مهمی در کسب اعتماد عمومی است و ضروری است که تمام سیاستها و تصمیمات مهم به خوبی اطلاعرسانی شوند و مورد بحث قرار گیرند؛ به این معنی که مسوولان، باید در تمامی نهادها اطلاعات لازم از مسائل جاری را بهطور شفاف به مردم ارائه دهند. بنابراین با توجه به اینکه مقام معظم رهبری به دفعات در بیانات خویش بهطور حکیمانه موضوع انتقاد سازنده را مورد تاکید قرار دادهاند، روزنامه «جهانصنعت» نیز این موضوع را سرلوحه کار خود قرار داده و بدان عمل میکند.
متن جوابیه وزارت نفت به شرح زیر است:
۱- نویسنده گزارش جهان صنعت خود را به اتکاء سمت مدیرکلی آسیایمیانه و حوزه خزر معاونت بینالملل وزارت نفت که حداقل ۲۰ سال پیش از آن منفک شده، کارشناس بینالمللی انرژی میداند. مروری بر نظرات ایشان در سالهای اخیر نشان میدهد وی در مورد تقریبا همه چیز با امضای کارشناس بینالمللی انرژی مصاحبه میکند و البته تحلیل محتوای سخنان ایشان گویای این است که طرح مسائل از سوی ایشان فاقد روششناسی کارشناسی بوده و در برخی موارد با عدمآگاهی مطلق، گافهایی میدهند که اگر خود متوجه شوند تا مدتها قید حضور در رسانهها را میزنند و تلاش میکنند دانش خود را به روز کنند. از جمله در همین گزارش اخیر خود مدعی شدهاند «حال باید دید در فاز ۱۱ میدان پارسجنوبی چه حجمی از گاز تولیدی هدر میرود؟» جهت اطلاع ایشان باید اشاره کرد که گاز غنی فاز ۱۱ پارسجنوبی پس از تولید و انتقال به خشکی در ظرفیت خالی پالایشگاههای موجود پارسجنوبی پالایش و گاز تصفیهشده جهت مصارف نیروگاهی، خانگی، تجاری و… از طریق خطوط لوله سراسری گاز به مبادی مصرف منتقل میشود، بنابراین این گاز هدررفتی ندارد و صرف تامین نیازهای کشور میشود. در مرحله پالایش نیز مطابق همه استانداردهای بینالمللی بخشی از حجم گاز غنی ورودی به پالایشگاه پس از گوگردزدایی و استحصال محصولاتی مانند اتان، بوتان ، پروپان و گازهای C5+ ،میعانات گازی و گاز مایع (LPG) به صورت گاز خشک راهی شبکه مصرف میشود، بنابراین هدررفتی وجود ندارد. درخصوص فلرینگ در پالایشگاههای گاز نیز باید گفت که اساسا وجود مشعل در فرآیندهای پالایشی یک الزام فنی است، اما با وجود این در ۲ سال اخیر طرحهای متعددی از سوی وزارت نفت جهت جمعآوری گازهای فلر در مناطق نفتی و گازی منعقد و عملیات اجرایی آنها به سرعت در حال پیشرفت است تا جبران ترکفعلها و کندیهای صورت گرفته در دولت قبل در این زمینه شود.
نویسنده گزارش برای ایراد گرفتن غیرفنی به یکی از افتخارات فنی مردان و زنان صنعت نفت ایران، متوسل به بیربطترین و بیمعناترین موضوع ممکن شده است. نویسنده گزارش شاید بتواند توضیح بدهد در بقیه سکوهای گازی پارسجنوبی که در دولتهای مختلف بهرهبرداری شدهاند چه میزان گاز هدر میرود؟ یا اساسا هدررفت گاز روی سکوهای گازی چگونه ممکن است؟
یکی دیگر از گافهای نویسنده گزارش، اعلام میزان سرمایهگذاری مورد نیاز صنعت نفت بوده است. وی از زبان وزیر نفت عدد سرمایهگذاری مورد نیاز را ۲۴۰ میلیارد دلار اعلام کرده و بعد نوشته است این رقم به دلیل سقوط پول ملی ریال در برابر دولت سیزدهم این عدد بیشتر هم شده است. این کارشناس خودخوانده بینالمللی توضیح نداده است که وقتی عدد سرمایهگذاری به دلار اعلام شده، تغییر ارزش ریال در برابر دلار دقیقا چهطور میتواند رقم سرمایهگذاری مورد نیاز را بالاتر ببرد؟ کاش ایشان توضیح میدادند با این سطح از دانش و اطلاعات به کدام مجموعه بینالمللی مشورت کارشناسی میدهند.
۲- نویسنده گزارش مدعی است وزارت نفت دولت سیزدهم به جز مقصر دانستن دولت قبل در زمینه جمعآوری گازهای مشعل اقدامی انجام نداده است. طبعا کسی که خود را به خواب زده را نمیتوان بیدار کرد، اما مخاطبان فرهیخته روزنامه میتوانند جستوجوی مختصری با عنوان «جمعآوری گازهای مشعل» در اینترنت انجام دهند تا حجم فعالیتها و دستاوردهای وزارت نفت در این زمینه را ظرف ۲ سال اخیر مشاهده کنند. هماکنون با توجه به قراردادهای منعقده که برای جمعآوری گازهای همراه نفت میادین شرق و غرب کارون، پالایشگاههای پارسجنوبی و… در حال اجراست پیشبینی میشود تا پایان کار دولت سیزدهم پرونده سوزاندن گازها در مشعل بسته شده و حجم آن به صفر برسد.
در این بخش تزریق مالی و تسریع در اجرای پروژههای جمعآوری گازهای مشعل باعث شد در ابتدای امسال پروژه NGL 3200 در هویزه پس از ۱۰ سال معطلی به بهرهبرداری رسید و پروژه NGL 3100 در دهلران نیز تا پایان امسال یا اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسد. علاوهبر این قراردادهای جمعآوری گازهای مشعل شرق کارون نیز در ابتدای دولت سیزدهم با پتروشیمیها منعقد شد که از بالای ۵۰ مشعل شرق کارون، بالغ بر ۲۱ مشعل تا پایان امسال خاموش میشوند.
چنانکه از ابتدای آغاز به کار دولت سیزدهم تا کنون بالغ بر ۸ میلیون مترمکعب در روز گاز مشعل جمعآوری شده و تا پایان امسال نیز ۱۸ میلیون مترمکعب در روز گاز مشعل جمعآوری خواهد شد تا در مجموع تا پایان امسال بالغ بر ۲۴ میلیون مترمکعب در روز گاز مشعل یعنی معادل تقریبا یک فاز پارسجنوبی گازهای مشعل جمعآوری شده باشد.
۳- ظاهرا آقای خاقانی انتظار دارند همه بحرانهای موجود به ارث رسیده به وزارت نفت دولت سیزدهم که بسیاری از آنها ثمره و دستپخت رفقای سیاسی ایشان در دولت قبل بوده یکشبه برطرف شود. البته وزارت نفت در ۲ سال گذشته با تمام توان پای کار ایستاده و به جای روال معمول مدیران سیاسی مشابه ایشان، روی حل مسائل تمرکز کرده است. زیرا مدیران وزارت نفت در دولت سیزدهم که بر خلاف مدیران سیاسی دولت گذشته، از بدنه صنعت نفت انتخاب شدهاند، معتقدند برای رفع مشکلات کشور نباید جناحی نگریست و باید با تمام توان بارهای روی زمین مانده را برداشت و به مقصد رساند. درخصوص جلوگیری از اتلاف گاز در شبکه توزیع وزیر محترم نفت در دورانی که مسوولیت مدیرعاملی شرکت ملی گاز را بر عهده داشت فعالیتهای گستردهای انجام داد که منجر به کاهش ۷ میلیارد مترمکعبی میزان گاز اتلافشده در سال ۱۳۹۱ شد و حجم آن از ۱۲ میلیارد مترمکعب سالانه به ۵ میلیارد مترمکعب رسیده بود. در دولت یازدهم و دوازدهم متاسفانه این موضوع چندان مورد توجه نبود بهطوری که در سال ۱۳۹۸ میزان گاز اتلافی شبکه به ۶/۲۳ میلیارد مترمکعب رسید. با روی کار آمدن دولت سیزدهم برای رفع این مشکل طرح جامع میترینگ سراسری نفت خام، گاز و ۶ فرآورده اصلی پالایشی تعریف شده و به سرعت در حال اجراست تا جلوی اتلاف محصولات در شبکه توزیع گرفته شود. حال جالب اینجاست آقای خاقانی عدمموفقیت دولت قبل در عمل این وظایف را به حساب دستهای نامرئی و ترامپ و تحریم و برجام و کارشکنی میگذارد اما توفیقات وزارت نفت دولت سیزدهم درحالی که تحریمها سنگینتر و کارشکنیهای مرئی و نامرئی داخلی و خارجی بیشتر شده را نادیده میگیرند. نکته جالب اینجاست که حتی سرمایهگذاری چندده میلیارد دلاری دولتهای نهم و دهم از محل منابع بانک مرکزی در میادین مشترک به خصوص میدان پارسجنوبی نیز کاملا انکار شده و نادیده گرفته میشود. خوب است ایشان به عنوان «کارشناس بینالمللی انرژی» حداقل موضع خود را در زمینه تحریمها و سرمایهگذاری در دوره دولتهای گذشته و فعلی شفاف کنند.
۴- اما سیاسیکاری نویسنده محترم گزارش ابعاد شگفتانگیز دیگری هم دارد. ایشان در بخشی از گزارش پرسیده است وزارت نفت چه اقدامی برای بهبود راندمان نیروگاهها و تلفات «برق» در شبکه توزیع انجام داده است. نویسنده گزارش واقعا نمیداند که وزارت نفت متولی راندمان نیروگاهها و شبکه توزیع «برق» نیست؟ یا به دلیل نیافتن نقطه ضعفی در کارنامه وزارت نفت ا از فرط عصبانیت از مقایسه کارنامه دوساله وزارت نفت دولت سیزدهم و دولت مورد علاقه خود، تکلیف سایر دستگاهها را نیز از وزارت نفت طلب میکند؟ این «کارشناس» محترم هیچ وقت از دولت مورد علاقه خود نیز چنین مطالبههای عجیب و بیربطی داشته است؟ یعنی مثلا انتظار داشتهاند در ۸ سال دولت قبل وزارت نفت راندمان نیروگاهها و تلفات شبکه برق را مدیریت کند؟
۵- درخصوص برداشت گاز از فاز ۱۱ پارسجنوبی در دولت سیزدهم باید گفت این فاز متاسفانه در طول مدت حدود ۲۰ سال بلاتکلیف و سرگردان بود. ضمن احترام به همه زحماتی که در طول حدود ۲ دهه برای تولیدی شدن این فاز کشیده شد، اما این تلاشها از ردوبدل شدن طرح و توافقنامههای روی کاغذ و دستبهدست شدن پروژه فراتر نرفت. ولی بلافاصله پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم، وزارت نفت با تغییر رویکرد مدیریتی، اجرای این عملیات را به صورت ضربتی کلید زد و نه در لفظ، بلکه در عمل از صفر تا ۱۰۰ ایده جابجایی سکوی فاز ۱۲را پیش برد و اجرایی کرد و امروز شاهد آغاز تولید گاز از این فاز در نقطه صفر مرزی هستیم. اتفاقا آغاز تولید گاز از فاز ۱۱ بر خلاف منطق غیرقابل درک نویسنده، احترام به توان، دانش و تخصص کارکنان صنعت نفت و اعتماد به متخصصان ایرانی صنعت نفت برای اجرای این پروژه مهم به جای شرکتهای خارجی بود. با سیاسیترین عینکها هم نمیتوان این پروژه را که از صفر تا صد به نام و به کام فرزندان این سرزمین در صنعت نفت بود به کملطفی به کارکنان صنعت نفت تعبیر کرد. استفاده از چنین عبارتی جز مصداق به تنگ آمدن قافیه تخریب بیمنطق، تعبیر دیگری ندارد.
۶- وزارت نفت در دولت سیزدهم با وجود همه تحریمهای غربی که روزبهروز هوشمندانهتر و سنگینتر میشود برای جذب و جلب سرمایهگذاری خارجی از هر منبعی که به نفع کشور باشد اقدام کرده و میکند. انعقاد بیش از ۴۴ میلیارد دلار تفاهمنامه و قرارداد با شرکتهای روسی و چینی در بخش نفت و گاز قطعیشده و کار براساس قرارداد در حال پیش رفتن است. بدیهی است به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان امکان بیان جزئیات این همکاریها و سرمایهگذاری وجود ندارد اما بهزودی آثار وضعی این همکاریها نمایان خواهد شد.
کمااینکه هماکنون ۷ قرارداد توسعه میادین با شرکتهای روسیه منعقد شده و در حال اجراست.
۷- طبعا کسی منکر زحمات و تلاشهای صورت گرفته برای دور زدن تحریمها در دولتهای قبل نیست. این تلاشها مرهون فداکاریهای فرزندان ایران است و کماکان ادامه دارد، اما افزایش درآمدهای نفتی کشور در ۲ سال گذشته با تغییر رویکرد مدیریتی، بهطور قابلتوجه و قطعی افزایش یافته است که آثار آن در عمل به تعهدات ارزی دولت و جبران کسری کلان بودجه به جا مانده از دوره گذشته مشهود است و بارها از سوی منابع خارجی نیز تایید شده است. امر مسلم آن است تحرک دولت سیزدهم در تحقق این اهداف نکته اصلی بوده است زیرا در ۲ سال اخیر نهتنها فشار تحریمهای دشمنان کاهش نیافته، بلکه هوشمندانهتر و دقیقتر و به اصطلاح به شکل نقطهزنی شده است اما با این وجود میزان صادرات نفت ایران در دو سال گذشته روند صعودی بدون توقفی داشته است.
صفر شدن ۸۷ میلیون بشکه میعانات گازی ذخیرهشده روی آب و افزایش قابل توجه فروش نفت و درآمدهای نفتی ایران به تایید دوست و دشمن رسیده است. از نهادهای نظارتی و بالادستی داخلی، تا رسانههای خارجی، نهادهای مهم حوزه انرژی مانند اوپک و حتی مسوولان کشورهای متخاصم و تحریمکننده ایران بارها به این موضوع اذعان کردهاند. چشم بستن روی چنین واقعیتهای بدیهی از سوی یک «مسوول سابق» نشان میدهد افرادی در گذشته مسوولیت داشتهاند که منافع سیاسی برای آنها بسیار بر منافع ملی ترجیح داشته است.
نویسنده گزارش برای ضعیف نمایش دادن کارنامه وزارت نفت دولت سیزدهم، به دلایلی مانند آنچه در بالا به آن اشاره شد روی آورده است ولی مخاطبان فهیم رسانهها میتوانند از روی شاخصهای قابل سنجش و قابل مقایسه، درباره کارنامه وزارت نفت قضاوت کنند.
از افزایش فروش نفت و درآمدهای نفتی که بگذریم، نرخ رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۱ پس از چند سال رکود، به ۲/۴ درصد بالغ شد. بخش نفت، بیشترین نرخ رشد را در میان دیگر بخشها با ۴/۱۰ درصد به خود اختصاص داد. نقش بخش نفت در این افزایش نرخ رشد اقتصادی کشور طبعا بر هر ناظر منصفی روشن است.
فعال کردن دیپلماسی انرژی و گشودن قفلهای چندساله در روابط با کشورهای همسایه از جمله ترکمنستان، عراق، عمان و… از دیگر شاخصهای قابل ارزیابی و مقایسه است. تنها در یک پروژه پالایشی فراسرزمینی ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار قطعه از بیش از ۱۶۰۰ سازنده ایرانی مورد استفاده قرار گرفت و مسیر برای ورود بخش خصوصی به اجرای پروژههای بینالمللی هموار شد. کاتالیست ایرانی جای کاتالیست اروپایی را در بعضی از مجتمعهای پتروشیمی کشورهای صاحبنام در عرصه نفت و گاز گرفت. وزارت نفت مسیر را برای ورود نخبگان و شرکتهای دانشبنیان به این صنعت باز کرد و به همین دلیل در دو سال پیاپی رتبه نخست ساخت بار اول کالاهای راهبردی را به گواه معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از آن خود کرد.
پروژههای نیمهتمام و بعضا رهاشده در این دو سال با تغییرات مدیریتی و تزریق منابع مالی به بهرهبرداری رسید. در سال گذشته پروژههای نیمهتمام به ارزش بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار بهرهبرداری شد. پالایشگاه فاز ۱۴ پارسجنوبی بعد از ۱۳ سال و فاز دوم پالایشگاه آبادان از آن جملهاند. رکورد افسانهای و بینظیر پیشرفت ۳۰ درصدی فاز دوم پالایشگاه آبادان تنها ظرف یک سال در همین مدت ثبت شد. امسال نیز ۱۵ میلیارد دلار پروژه جدید یا نیمهتمام بهرهبرداری میشود.
۸- نویسنده گزارش جهانصنعت برای اینکه هر موضوعی را به نحوی به عملکرد وزیر نفت مرتبط کند با رطب و یابس بافتن و بدون هیچ آگاهی از وضع قبلی و تغییرات صورت گرفته صرفا با جملاتی تیتروار و شعاری تلاش دارد تا همه مسائل را به مدیریت فعلی نفت مرتبط بداند. درخصوص منابع انسانی، در زمینه رسیدگی به مسائل رفاهی، بهداشت و درمان کارکنان صنعت نفت در ۲ سال گذشته اگر نگوییم انقلاب شده اما تغییرات چنان گسترده و شگرف است که دوست و دشمن به آن معترفند.
حتی مخالفترین مخالفان وزارت نفت دولت سیزدهم هم معترفند که توجه به وضعیت منابع انسانی صنعت نفت در دولت سیزدهم و دولت قبل در هیچ بخشی قابل مقایسه نیست.
این تحولات در ۳ محور کلی شامل محور توسعه، تحول و فسادستیزی؛ محور جذب و استخدام نیروی انسانی و محور ارتقای سطح انگیزش و رضایت کارکنان ظرف دو سال گذشته انجام شده که از مهمترین کارهای انجام شده در این بخش میتوان به ابلاغ برنامه راهبردی توسعه منابع انسانی نفت در افق ۱۴۱۰، تدوین نظام جامع توسعه مدیریت صنعت نفت، استقرار کامل چرخه مدیریت بهرهوری و ثبت بالاترین میزان رشد بهرهوری در سال ۱۴۰۱، بازنگری ابلاغیه تعدیل مدرک کارکنان و تعیینتکلیف بیش از ۱۰ پرونده معطلمانده از دولت قبل در این بخش، عملیاتی شدن جدول حقوق موضوع آییننامه ماده ۱۰، افزایش میزان ودیعه مسکن کارکنان، فراهم نمودن زمینه استفاده از امکانات و تسهیلات آموزشی برای بازنشستگان و نیروهای قراردادی و خانوادهها، برقراری طرح پسانداز مسکن کارکنان و عقد قرارداد با وزارت راه، مسکن و شهرسازی برای ساخت ۸۰ هزار واحد مسکونی، استخدام ۴۰۷۹ نفر از دانشجویان فارغالتحصیل گروه الف دانشگاه صنعت نفت از طریق مصاحبه فنی، تخصصی و روانشناختی، اخذ مجوز، برگزاری آزمون و استخدام ۲۴۸۲ نفر از طریق آزمون عمومی استخدامی برای دادن فرصت برابر به همه فارغالتحصیلان، برقراری مجدد طرح نظام امریه- نخبه وظیفه و معرفی مجموعا ۴۴۵ نفر در این قالب به شرکتهای تابعه نفت و در نهایت تبدیل وضعیت مجموعا ۳۵ هزار و ۱۲۱ نفر از مشمولان بند «و» ماده ۴۴ قانون پنجم توسعه و مشمولین تبصره ۲۰ قانون بودجه ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و انجام تشریفات استخدام رسمی آنها اشاره کرد.
اگر نویسنده متن معتقد است امروز وضعیت معیشتی کارکنان نفت قابل قبول نیست، خوب است یکبار در دوره مسوولیت خود در وزارت نفت که نه ماده ۱۰ اجرا شده بود و نه کوچکترین توجه و تلاشی برای بهبود معیشت کارکنان نفت انجام نمیشد این موضوع را به مدیران ارشد وزارت نفت یادآوری میکرد.
یکدهم این هشدارها اگر به دولت مورد علاقه و متبوع نویسنده گزارش داده میشد، شاید در در آن دوره نیز اندک اهتمامی به وضعیت منابع انسانی این صنعت ارزشآفرین نشان داده میشد.
۹- درخصوص صندوقهای بازنشستگی، پسانداز و رفاه کارکنان صنعت نفت، نظرات و مواضع مهندس اوجی وزیر نفت کاملا شفاف و واضح بیان شده است. ایشان بر غیردولتی ماندن صندوق و عدموابستگی آن به دولت تاکید دارند و در عین حال از اینکه صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت با قدمت هفتادوپنج ساله در ۲ سال گذشته، به شکل عملیاتی در مسیر توسعه اقتصادی گام برداشته حمایت خود را ابراز کرده است. وزیر نفت در پیام خود به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس صندوقهای بازنشستگی، پسانداز و رفاه کارکنان صنعت نفت با اشاره به نشانههای رویکرد نوین مدیریت در این صندوق که سبب احیای طرحهای راکد و نیمهراکد، شتاببخشی به پروژههای در دست اجرا، شروع عملیات اجرایی چند طرح توسعهای جدید، بهبود بهرهوری، وصول مطالبات، نظارت و پایش میدانی داراییها و شفافسازی، نهادینهسازی تفکر بنگاه اقتصادی و در نهایت حرکت به سمت خلق منابع پایدار درآمدی و افزایش توان مالی صندوقها شده است، تصریح کرد: اینجانب براساس گزارشهای دقیق کارشناسی رویکردهای عملیاتی نوین صندوقها را برای کارکنان صنعت نفت، دلگرمکننده دیدم. صندوق بدون دریافت بودجهای از دولت، همه تعهدات قانونی خود را با تکیه بر اصول ذکرشده انجام داده است. نمونهای از این تعهدات قانونی در یکسال گذشته بهبود چند مرحله وضع دریافتی بازنشستگان و بازماندگان گرانقدر صنعت نفت با رویکرد متناسبسازی بوده است. بنابراین آنچه نویسنده گزارش «جهانصنعت» در آن میدمد غیردقیق، غیرمستند و مصداق تشویش اذهان کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت به شمار میرود که امیدواریم ایشان رویه خود را در این زمینه تغییر داده و با برداشتن عینک تعلقات گروهی و جناحی، واقعبینی را جایگزین کنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد