12 - 01 - 2025
لطفا جو زده نشوید
نادر کریمیجونی – میگویند روزی چوپانی از یک درخت خیلی بلند بالا رفت، وقتی به بخشهای انتهایی درخت رسید به پایین نگاه کرد، ترسید و به خدا گفت: خداوندا اگر من سالم به زمین برسم تمام گوسفندانم را در راه تو قربانی میکنم. چشمان خود را بست و آرام به سوی زمین پایین آمد. کمی که پایین آمد دلش قوت گرفت و به خداوند گفت: خدایا همه گوسفندانم زیاد است، 20تا از آن را در راه تو قربانی خواهم کرد، باز هم پایین آمد و هر بار از شماره گوسفندانی که قرار بود برای نذر سلامتیاش قربانی شوند، کاسته میشد. تا اینکه چوپان به سلامتی به زمین رسید و به خداوند عرض کرد: خدایا شکر که مرا به سلامت به زمین رساندی اما گوسفندان محل درآمد من هستند، به جای قربانی کردن که تو به آن نیاز نداری، همین شکر گفتن را از من بپذیر.
موضوع ادعای برخی صنعتگران، تولیدکنندگان و روسای انجمنها و سازمانهای مردمنهاد، بیشباهت به داستان بالا نیست؛ در ابتدا ادعاهایی را مطرح و هنگام عمل به هر دلیل آن را رها میکنند و تنها چیزی که در این میان باقی میماند وعدههایی است که موجب اتخاذ تصمیمهایی شده و اقتصاد، اقتصاد اجتماعی و سفره مردم را تحت تاثیر قرار داده است. در واقع مطرحکنندگان ادعاهایی در مورد تصاحب بازار جهانی، افزایش میزان تولید به صورت جهشی، ارزآوری برای کشور، ایجاد رشدهای اقتصادی به میزان قابلتوجه و…، هنگامی که در موقعیتهای حساس قرار میگیرند، گاهی وعدههایی را میدهند که حتی وقتی هم بیان میکنند، مطمئن نیستند که بتوانند به آن وعده جامه عمل بپوشانند.
مثلا تولیدکنندگان پوشاک ادعاهای اغواکنندهای در مورد تولید پوشاک ایرانی مطرح و تاکید میکردند که در صورت ممنوعیت واردات پوشاک، برندهای ایرانی به سرعت جای خود را در بازارهای بینالمللی باز خواهند کرد و ایران از واردات پوشاک به طور واقعی بینیاز خواهد شد. آن ممنوعیت واردات اعمال شد اما نه کیفیت محصول ایرانی توانست با محصول ترک و… رقابت کند و نه قیمتهای تمامشده پوشاک ایرانی تفاوت زیادی با قیمت پوشاک قاچاق خارجی داشت. به همین میزان اقبال از واردات پوشاک قاچاق افزایش یافت تا جایی که گفته میشود سالانه حدود 2 تا 3میلیارد دلار پوشاک به داخل ایران قاچاق میشوند و خریداران ایرانی همچنان استفاده از برندهای خارجی را به تولیدکنندگان داخلی ترجیح میدهند. آیا اگر تولیدکنندگان ایرانی پوشاک به وعده خود عمل کرده بودند، پوشاک غیرایرانی تا این حد خواهان و بازار داشت؟
تولیدکنندگان لوازمخانگی در ایران روزی ادعا کردند که اگر واردات لوازمخانگی ممنوع شود در مدت کوتاهی نه فقط ایران و سلیقه ایرانیان همه لوازمخانگی مورد علاقه و مورد نیاز خود را دریافت میکنند بلکه تولیدکنندگان ایرانی، بازارهای منطقهای را هم فتح و درآمد ارزی معتنابهی را نصیب کشور خواهند کرد. به این ترتیب به خواسته آن صنعتگران عمل و واردات کالای لوازمخانگی ممنوع شد، حتی برندهای کرهای که در بازار ایران، حضوری رسمی و نمایندگی داشتند هم از ادامه حضور منع شدند و نام برندشان تغییر یافت. اما هماکنون آیا آن تولیدکنندگان توانستهاند لوازمخانگی منطبق با نیاز و سلیقه ایرانیان را در اختیار هموطنانشان قرار دهند؟ آیا کیفیت لوازمخانگی تولید ایران در همه اقلام، با کیفیت کالاهای ترک، کرهای و… برابری میکند؟ حتی خود تولیدکنندگان لوازمخانگی به این سوال پاسخ منفی میدهند و اضافه میکنند که در روزآمدی و فناوری کالاهای لوازم خانگی، هنوز محصول ایرانی با محصول اروپایی، کرهای و آمریکایی تفاوت زیادی دارد. به این ترتیب ایرانیان به خرید محصول خارجی لوازمخانگی همچنان علاقهمند ماندند تا جایی که گفته میشود حجم قاچاق لوازمخانگی به داخل ایران- با وجود عدم نمایندگیهای معتبر برای پشتیبانی این ابزار پرمصرف- اکنون به حدود 4میلیارد دلار در سال بالغ میشود.
روشن است که مدعیان تولید و عرضه لوازمخانگی با کیفیت در ایران، در تحقق ادعا و وعدههایشان ناکام ماندهاند وگرنه چنین بازاری برای لوازمخانگی قاچاق در ایران وجود نداشت.
گمان میرود که صنعتگران ایرانی در فضای احساسی قرار گرفته و منطبق با جو و احساسات موجود حرفی را بیان کردهاند که همان موقع هم امکان تحقق آن در هالهای از ابهام قرار داشت و مقامات صنفی و نهادهای غیردولتی صنعت، بهاصطلاح جوگیر شده و ادعایی گزاف را مطرح ساختهاند، البته از این دست ادعاهای گزافه، مردم کشورمان زیاد شنیدهاند که گاهی مقامات دولتی و گاهی مقامات صنفی بخشخصوصی آن را مطرح میکنند.
مثلا روزی محمود احمدینژاد بههنگام تصدی ریاستجمهوری ادعا کرد که ایران به زودی تبدیل به ابرقدرت جهانی میشود و بدون ذکر نام و هویت مقامهای آن کشورها، درباره روسای کشورهایی صحبت کرد که برای اتحاد با ایران صف کشیدهاند.
یا سیدابراهیم رییسی از ساخت و تحویل سالانه یکمیلیون مسکن سخن گفت که تا پایان دولتش، او و همکارانش نتوانستند حتی 500هزار واحد مسکونی تحویل دهند. از جمله چنین ادعاهایی دستیابی به رشد 8درصدی است که برخی به پزشکیان گفتهاند بدون همکاری و همراهی خارجیان میتوانند آن را محقق سازند.
روشن است که چنین ادعاهایی حتی هنگام بیان با سازوکارهای عقلی سازگار نیست و از همان ابتدا میتوان فهمید که شانسی برای تحقق ندارد. مثلا در حالی که در سال گذشته ترکیه به رکورد 230میلیارد دلار صادرات دست یافت و عمده این درآمد صادراتی حاصل تعامل اردوغان با همه کشورهای جهان بود، کشورمان با وجود عضویت در نهادهای گوناگون مانند اتحادیه اوراسیا و بریکس، نتوانست درآمد صادراتی قابلتوجهی کسب کند.
علاوهبر این میزان سرمایهگذاری جذب شده که در سرزمینمان به واحد تولیدی و… تبدیل شده چیزی کمتر از 500میلیون دلار است که اگر جمهوری اسلامی بخواهد به رشد 8درصدی برسد، آنطور که همکاران رییسجمهور برآورد کرده بودند، باید دستکم 100میلیارد دلار سرمایهگذاری قطعی در ایران انجام گیرد.
چنین وضعیتی پرسشهای مهمی را در مقابل مخاطبان مطرح میکند، آیا مطرحکنندگان ادعاها در قبال حرفها و وعدههایشان مسوول هستند؟ آیا هیچ مرجعی نیست که از طرحکنندگان این ادعاها بازخواست کند؟ از آن مهمتر این نکته است که سیاستمدارانی که سرد و گرم روزگار را چشیدهاند و ظرفیت تحقق وعدهها و ادعاها را میدانند، چرا اسیر این جوزدگیها و ادعاهای بیپایه میشوند؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد