29 - 12 - 2019
مانور شکست آمریکا
آرزو فرشید- قرارگیری ناوگان دریایی ایران، روسیه و چین در کنار هم و برگزاری رزمایش مشترک، حسابی در مرکز توجهها قرار گرفته است. رسانههای جهان از جهات مختلف به این رزمایش پرداخته و تحلیلهایی را ارائه کردهاند. ترجیعبند همه این تحلیلها اما قدرتنمایی ایران در برابر آمریکا و رقابت بر سر نقشآفرینی در منطقه و برقراری امنیت در خلیجفارس بود.
خبرگزاری رویترز اهمیت محدوده این رزمایش را مد نظر قرار داده و نوشته بود: «خلیج عمان آبراه حساسی و بهخصوصی است زیرا به تنگه هرمز که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند و سپس به خلیج [فارس] متصل میشود». این رسانه انگلیسی در ادامه اشارهای به روابط نزدیک چین و ایران در حوزههای تجارت و انرژی و همچنین روابط چین و روسیه با کشورهای منطقه از جمله ریاض داشت.
تحلیل صریحتر را اما خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» ارائه کرد و این رزمایش را واکنشی به اقدامات آمریکا و عربستان سعودی دانست. به نوشته این رسانه: «تهران چندی است در بحبوحه تحریمهای اقتصادی بیسابقه از سوی واشنگتن، خواستار افزایش همکاریهای نظامی با پکن و مسکو شده است. سفرهای نمایندگان نیروی دریایی چین و روسیه به ایران نیز طی سالهای اخیر افزایش یافته است».
خبرگزاری روسی «اسپوتنیک» هم برگزاری این رزمایش همزمان با تلاشهای آمریکا برای ایجاد ائتلافی در راستای امنیت دریایی را مهم دانست و با اشاره به اظهارات محمدجواد ظریف مبنی بر اینکه این رزمایش علیه هیچ کشوری نیست، در واقع همان سناریوی ایران، چین و روسیه در مقابل ائتلاف آمریکایی را تایید کرد. روزنامه انگلیسی «دیلیمیل» نیز این رزمایش را «بیسابقه» خواند و نوشت: «رزمایش یادشده در حالی برگزار میشود که دولت آمریکا با خروج از توافق هستهای ایران در سال گذشته و بازگرداندن تحریمها علیه ایران، تنشها را حول برنامه هستهای ایران افزایش داده است.»
تحلیلهای باب میل
این تحلیلها در حالی ارائه میشود که سخنگوی رزمایش در تشریح اهداف آن هیچ اشاره مستقیم یا غیرمستقیمی به قد علم کردن در برابر آمریکا و همراهانش نداشت و صرفا گفت: «از اهداف این رزمایش تقویت امنیت تجارت دریایی بینالمللی و مقابله با دزدی دریایی و تروریسم دریایی و تبادل اطلاعات در حوزه امداد و نجات دریایی و تبادل تجربیات عملیاتی و تاکتیکی است. پیام این رزمایش صلح، دوستی و امنیت پایدار در سایه همکاری و اتحاد جمعی است و پیامد آن، این است که جمهوری اسلامی ایران قابل منزوی شدن نیست و این از مهمترین دستاوردهای این رزمایش خواهد بود.»
عدم اشاره به تاثیر این رزمایش در ایجاد یک قطببندی جدید در منطقه در حالی است که تحلیلگران داخلی و خارجی به سادگی نشانههای ایجاد معادلات جدید را دریافته و از آن سخن میگویند. استقبال رسانههایی همچون فارس و تسنیم از بازتاب رسانهای این رزمایش نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران اگرچه نخواسته از ابتدا و توسط مقامات مسوول به این نکته اشاره کند اما از شنیده شدن پیام خود خرسند است.
سیدجلال ساداتیان یکی از همین تحلیلگران معتقد به ایجاد تغییر در معادلات منطقه است. او در گفتوگو با «جهانصنعت» رزمایش مرکب ایران، چین و روسیه را نوعی جبههگیری در برابر جبهه آمریکا دانست. به اضافه اینکه این جبهه را جبهه قدرتمندتر توصیف کرد. وی برای درک بهتر این مطلب به تاریخچهای از تغییر ساختار در جهان اشاره کرد و گفت: «بعد از جنگ جهانی دوم دنیا دوقطبی شد به این معنی که ایالات متحده در راس یک قطب و اتحاد جماهیر شوروی هم در راس قطب دیگر قرار گرفت. بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا به تصور این بود که تنها قدرت باقی مانده در جهان است و میتواند هر کاری که خواست، انجام دهد. در این مقطع برخی تئوریها مطرح شد مثلا فوکویاما تئوری پایان تاریخ و تسلط لیبرالدموکراسی بر دنیا را عنوان کرد.، بعد از او هانتینگتون از جنگ تمدنها سخن گفت و در مقابل وی آقای خاتمی تئوری گفتوگوی تمدنها را بیان کرد. اینها مباحث تئوری بود اما در واقعیت آمریکاییها تصور حاکمیت مطلق را داشتند.»وی افزود: «اتحادیه اروپا در این مقطع تلاش کرد که بر وزن خود بیفزاید و در همین راستا در جریان فروپاشی یوگسلاوی سعی کرد قدرتی از خود نشان دهد اما آمریکا آنها را تحقیر کرد. به هر حال آنها تلاشهایی کردند که اتحادیه اروپا را به یک وزن تبدیل و بعد به یک قطب تبدیل کنند. روسیه جدید نیز چنین تلاشهایی داشت و آقای پوتین در سایه افزایش قیمت نفت و جوانهای به جا مانده از کگب توانست روسیه را به یک قدرت تبدیل کند. چین هم که از ابتدا هدفگذاری کرده بود در سال ۲۰۲۵ به قدرت اول اقتصادی دنیا برسد و امروز بعضا از او به عنوان قدرت دوم یاد میشود و این یعنی تا حدی به اهداف خود نزدیک شده است. بنابراین شاهدیم که آمریکا در تلاش است تا هر یک از اینها را به نوعی زمینگیر کند. روسیه را تحریم کرده، اروپا را با افزایش ملیگرایی در کشورهای مختلف مثل آلمان، اسپانیا و… تضعیف کرده و البته با توجه به مساله برگزیت تا حدی به اهداف خود نزدیک شده است. از سوی دیگر آمریکا با چین در حوزه اقتصاد پنچه در پنجه انداخته است.»
جبهه جدید
ساداتیان با اشاره به اینکه «آمریکا فکر میکرد ادامه این روند به زیان آمریکاست» گفت: «به همین خاطر ترامپ موضوع آمریکا در اولویت نخست را مطرح کرد. از طرف دیگر کشورهای توسعهیافته مثل هند، آلمان و برزیل مطالبه سهم کردند یعنی بعضا شاهد بودیم که آلمان و ژاپن متقاضی افزایش حق وتو در شورای امنیت شدند. همه این حرکتها نشاندهنده این است که دنیا به سمت شرایط و قطببندیهای جدیدی پیش میرود. آمریکا نیز میخواهد با در نظر داشتن منافع خود از موقعیت برتر در دنیا پایین نیاید.»سفیر پیشین ایران در لندن در پاسخ به اینکه آیا مانور ایران، چین و روسیه نشانهای از شکلگیری قطببندیهای جدید است، گفت: «آمریکا تلاش میکند از قافله رشد که خیلی قطبهای قدرت به سوی آن حرکت میکنند، عقب نماند و موقعیت خود را حفظ کند. به این خاطر میخواهد نیروهای خود را به شرق و شرق دور ببرد و خود را از این منطقه خلاص کند اما شاهدیم که عملا نتوانسته و سیاست خارجی او در حوزه ایران و منطقه خاورمیانه عملا با اشکالاتی مواجه شده و او هر چه در چنته داشت به کار برد تا از ایران امتیازگیری کند و در این بعد هم ناموفق بوده است. البته بهتر است بگوییم که تحقیر هم شد. کشتی انگلیسی در اینجا توقیف شد، به تاسیسات آرامکو حمله شد، در یمن، لبنان و سوریه عملا موفق نبود و نتیجهای که میخواست حاصل نشد بنابراین برای امنیت منطقه بحث امنیت آبراه خلیجفارس را طرح کرد که با اقبال کمی مواجه شد. انگلیس، استرالیا و اخیرا چند کشور دیگر مثل ژاپن تا حدی همراهی کردند. در این شرایط وقتی چین و روسیه در یک رزمایش مشترک با ایران حضور پیدا کردند به دنیا شوک وارد شد.»
وی افزود: «این مانور در واقع یعنی در مقابل آن جبههگیری، یک جبههگیری ثانویه رخ داده که قدرتمندتر نیز است. به عبارتی میتوان گفت که پیام این مانور شکست و محدودیت بیشتر آمریکاست زیرا او هرچه در چنته داشت را به کار برد و نتوانست موفق باشد.»
قدرتنمایی برای تنشزدایی
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه جبههگیری ایران، روسیه و چین چه تاثیری بر مسائل منطقه دارد و آیا ممکن است موجب افزایش تنشها شود؟ گفت: «این آمریکاست که همیشه تلاش کرده ایران را متوقف کند. آمریکا میخواهد ایران در لبنان قدرت نداشته باشد اما عملا حزبالله که به عنوان ایران شناخته میشود قدرت نخست لبنان است و حتی نخستوزیری جدید که به جای سعد آمد هم به انتخاب حزبالله روی کار آمد. بنابراین در لبنان اصلا موافق نبود. در بحث سوریه هم همه میگفتند اسد برود و فقط ایران میگفت اسد بماند و اسد ماند. در واقع با وجود همه مشکلات باقی مانده به خصوص در ادلب در مجموع آنچه ایران میخواست رخ داد. در عراق هم به همین ترتیب، تلاش آمریکا این بود که حتی اعتراضات اخیر که رد پای خودشان هم در آن دیده میشد، ایران را منکوب کنند. همچنین مدتهاست که در یمن تلاش میکنند، آنچه میخواهند رخ دهد و در آنجا هم نشد. وضعیت افغانستان هم که روشنتر است. بنابراین آمریکا عملا موفق نبوده تا بنا بر این خواست در آبراه دریایی قدرتنمایی کند و این مانور جلوی آن را میگیرد.»
وی امکان افزایش تنش در نتیجه این مانور و جبههگیری در مقابل آمریکا را رد کرد و گفت: «برعکس، این مانور موجب کاهش تنشها خواهد شد. چنانچه بعد از قدرتنمایی اتفاق افتاده و حمله به آرامکو دیدیم که امارات نیروهای خود را پس کشید و درصدد بهبود رابطه با ایران برآمد. حتی شنیده شده که خود عربستان هم فیتیله را پایین میآرود و پیامهایی را توسط نخستوزیر پاکستان و عادل المهدی فرستاد. همه اینها نشان میدهد که به نتیجه رسیده و میخواهند سطح تنش را پایین آورند. بر این اساس میتوان گفت قدرتنماییای که رخ میدهد بیشتر در راستای تنشزدایی است. الی یک نقطه که آن هم نتانیاهو و اسراییل است که کاملا احساس خطر میکند و از این به بعد هم حتما به تحریکات خود ادامه خواهد داد.»
تحقق رویای روسیه
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه آیا حضور روسیه در این رزمایش را میتوان در ادامه همکاریهای این کشور با ایران در سوریه دانست و گفت که به این ترتیب از همکاری با ایران برای حضور در خلیجفارس استفاده خواهد کرد، گفت: «تردید نکنید که روسیه در سوریه تابع منافع خود بود. درست است که با ایران همراه بود اما حتما تابع منافع خود بود کما اینکه در سوریه هم با ایران زاویههایی پیدا کرد.
در مورد حضور در خلیجفارس هم درست است، روسیه سالها یا حتی قرنهاست که دلش میخواسته وارد خلیجفارس شود و این فرصت خوبی است که از این موقعیت در جهت منافع خود استفاده کند. اما اینکه ایران به او میدان دهد تا وارد این فضا شود و در عین حال منافع ایران حفظ شود به عهده ماست. باید حواسمان باشد که روسیه نیروهای خود را در خلیجفارس بچیند و برود و در مقطعی هم دست ما را خالی گذارد. در سوریه هم این قضایا پیش آمد و ما با هم زاویه پیدا کردیم. برای اینکه در خلیجفارس که مهمتر و حساستر است این زاویه را نداشته باشیم باید حواسمان به روسها و چینیها باشد. اینطور نباید باشد که دیگران بیایند و بهرهبرداریهای خود را کنند و آخر کار دست ما خالی بماند.
فاز جدید همکاری با روسیه
رزمایش ایران، چین و روسیه چه آنطور که تحلیلگران میگویند نوعی قدعلم کردن مقابل آمریکا و مؤتلفانش در منطقه باشد یا نه، یک پیام و نتیجه روشن دارد. آن هم چیزی نیست غیر از آغاز فاز جدیدی از همکاریهای روسیه. فازی که با توجه به لغو تحریم تسلیحاتی ایران در صورت باقی ماندن در برجام به اهمیت آن افزوده خواهد شد. تردیدی نیست که بعد از لغو تحریمهای یادشده روسیه اصلیترین فروشنده تسلیحات به ما خواهد بود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد