18 - 12 - 2022
مجوز تخریب سرای دلگشا قبل از ثبت صادر شده بود
پنج سال از ثبت سرای دلگشا معروف به وزیر نظام با قدمت تخمینی ۱۳۰ سال گذشت. این اثر به عنوان یکی از مهمترین هویتهای خیابان پانزده خرداد (بوذرجمهری سابق)، ارگ سلطنتی و بازار تهران دو سال بعد از ثبت تخریب شد و تخریب آن با مجوزها و امضاها و تاییدهای مسوولان وقت میراث تهران و شهرداری صورت گرفت، یعنی همانها که قرار بود پاسدار میراث تاریخی و هویت شهر باشند.
سرای دلگشا در جایی احداث شده است که پیشتر «جبه خانه» بود. از آنجایی که محمد ابراهیم ملقب «وزیر نظام» دایی کامران میرزا (برادر منیرالسلطنه زن ناصرالدین شاه و صاحب باغ منیریه- محله منیریه منسوب به او است) بعد از وزیر نظامی، اداره خزانه نظام را نیز به عهده داشت، پس از انتقال جبه خانه (از متعلقات قشون بود) اراضی آن را متصرف شد و در آن، سرایی مشهور به وزیر نظام و خانهای برای خود بنا نهاد. بعد از او مالک سرای مزبور، کامران میرزا شد و بعد از کامران میرزا این سرای به دیگری رسید و نامش هم به «دلگشا» تغییر یافت.
کمیته پیگیری خانههای تاریخی تهران در گزارشی تحقیقی به بررسی پرونده ثبتی و تخریب این بنا پرداخته است تا ثابت کند مجوز تخریب آن حتی پیش از ثبتش صادر شده بود که خلاصه آن را در پی میخوانید.
این بنا در بهمنماه سال ۱۳۸۸ به حکم دیوان عدالت اداری بنا به اعتراض علی ترامشلو، مدیرعامل شرکت دلگشا و مجری پروژه تجاریسازی فاز ۲ بازار رضا، از فهرست آثار ملی کشور خارج شد که این اقدام مورد اعتراض سازمان میراث فرهنگی و کارشناسان و علاقهمندان هویت تهران قرار گرفت. در خبرها همواره ذکر شده که دیوان عدالت اداری یک طرفه و بدون حضور نماینده میراث فرهنگی رای خروج این اثر را صادر کرده است که میتوان به مصاحبه محمد ابراهیم لاریجانی، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران در ۱۰ مهرماه ۸۶ با پایگاه خبری اقتصاد ایران اشاره کرد: «سرانجام پس از کش و قوسهای اداری، مالک به دیوان عدالت اداری شکایت کرد و دیوان عدالت اداری رای به خروج این اثر از فهرست آثار ثبتی را صادر و مالک نیز با دستاویز قرار دادن همین رای، از صبح روز پنجشنبه عوامل خود را به منظور تخریب بنا در آنجا مستقر کرد. نکته حایز اهمیت آن است که در مراحل رسیدگی به این شکایت، دیوان عدالت اداری هیچگونه اخطار یا احضاریه برای سازمان میراث فرهنگی ارسال نکرد تا کارشناسان فنی و حقوقی ما با ادله کارشناسی از موضوع دفاع کنند.»
شاید این موضوع پاسخی به مصاحبه نادر کرمی، شهردار وقت منطقه ۱۲ در ۱۴ بهمنماه ۸۸ با سایت خبر آنلاین بود که در مصاحبهای اذعان داشته بود: «نادر کرمی، شهردار منطقه ۱۲ در اینباره قاطعانه خبر تخریب را تایید میکند و میگوید: چون رای دیوان عدالت اداری است، پس ما هم اجرا میکنیم. هر بنایی که میراث فرهنگی ثبت کرده که قابلیت ثبت ندارد!
او اعتقاد دارد که کارشناسان سازمان میراث فرهنگی هر طوری که دل خواهشان باشد، آثار را ثبت میکنند و به خاطر همین هم است که اثر را به راحتی از فهرست خارج میکنند.»
اما تمام این مصاحبه یک روی سکه ثبت، خروج از ثبت، تخریب و تجاریسازی این بنا بود و تاکنون واقعیتها برای اصحاب رسانه و دغدغهمندان این حوزه شفاف نشده است. حال در آستانه هفتمین سالگرد این اثر تاریخی که از صحنه هویتی شهر تهران محو شده است به بازگویی حقایق پرونده این اثر ثبتی میپردازیم:
پرونده ثبتی سرای دلگشا توسط پایگاه شهر تاریخی تهران تهیه میشود و در تاریخ ۲/۳/۱۳۸۶ طی نامهای به مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران ارسال میشود. همچنین در نامهای دیگر مورخ ۲۹/۶/۸۶، نسخه دیگر این پرونده به مدیرکل ثبت آثار کشور ارسال میشود که جای تعجب دارد که چرا با فاصله سه ماهه این پرونده به دفتر ثبت آثار آن هم به صورت مستقیم ارسال شده است؟
سعید بکتاش، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران در نامهای خطاب به وکیل، مدیرکل ثبت آثار ملی کشور، یک نسخه از پرونده ثبتی سرای دلگشا را در تاریخ ۲۹/۷/۸۶ ارسال میکند و نامه در مورخ ۸/۸/۱۳۸۶ در دبیرخانه دفتر آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی میراث فرهنگی کشور ثبت میشود که این تاخیر دو هفتهای در ثبت این نامه سوالبرانگیز است و ازدیگر سو چرا استان تهران در صورتی که پرونده در خردادماه آماده شده آن را در آبانماه به دفتر ثبت آثار جهت قرارگیری در فهرست آثار ملی کشور ارایه میکند؟!
علی ترامشلو به عنوان «مدیرعامل شرکت دلگشا» در نامهای بدون شماره در مورخ ۱۶/۱۱/۸۶ و درست دو ماه و ۲۰ روز پس از ثبت این اثر، خطاب به رحیم مشایی، مدیرکل وقت سازمان میراث فرهنگی کشور ارسال و ابراز نارضایتی خود از ثبت این اثر را اعلام میدارد. در متن این نامه آمده است: احتراما به دلایل ذیل، اعتراض خود را نسبت به ثبت اثر تاریخی سرای دلگشا به استحضار میرساند: ۱- سرای دلگشا به پلاکهای ثبتی که در دو ماه اخیر به ثبت رسیده است، قسمتی از آن در سالهای اخیر به صورت مجتمع تجاری موسوم به بازار رضا که دارای ۶۰۰ واحد تجاری و دارای پارکینگ طبقاتی میباشد، احداث شده است. ۲- اگرچه طبق اسناد و مدارک موجود و به شهادت اغلب بازاریان قدیمی تهران، سرای دلگشا در سنوات گذشته احداث شده است بنابراین توجه حضرتعالی را عطف میدارد بر اینکه مگر هر ملکی که در سنوات گذشته احداث شده باشد، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بدون ارایه نظر کارشناسان خبره و موجه و عدم توجه به مفاد صورتجلسه تنظیمی مورخه ۶/۹/۸۴ فی مابین کمیته منتخب فرهنگی متشکل از شهرداری محترم منطقه ۱۲ و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و کمیسیون فرهنگی و اجتماعی و زیست شهری شورای محترم اسلامی شهر تهران مبنی بر مجوز ساخت سرای دلگشا که به امضا رییس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران رسیده است در اثر تبلیغات سوء رقبای تجاری اینجانب میتواند آن را در فهرست آثار ملی خود ثبت کند.
۳- بنابراین با توجه به اینکه پروژه بعدی بازار رضا در حال اخذ پروانه ساختمانی از شهرداری تهران میباشد، خواهشمند است دستور فرمایند به اعتراض اینجانب رسیدگی و به طریق مقتضی از نتیجه آن، بنده را مطلع فرمایند.
در نامه مدیرعامل شرکت دلگشا اشاره به صورتجلسهای شد که در آن اجازه تخریب سرای دلگشا داده شده است. در مورخ ۶/۹/۸۴ جلسه کمیته منتخب فرهنگی متشکل از نادر کرمی شهردار وقت منطقه ۱۲ و نماینده شهردار تهران، محمدابراهیم طریقت رییس وقت اداره کل میراث فرهنگی استان تهران و رسول خادم رییس وقت کمیسیون فرهنگی و اجتماعی و زیست شهری شورای اسلامی شهر تهران پیرو مجوز تجاریسازی سرای دلگشا برگزار میشود. در این صورتجلسه آمده است با توجه به تفاهمنامه ۱۹/۲/۸۴ سازمان میراث فرهنگی استان تهران و شهرداری منطقه ۱۲ و تایید طرح بهسازی بازار توسط مهندسان مشاور باوند (مشاور مسوول منطقه) و تایید طرح یادشده در جلسه مورخ ۶/۸/۸۴ نمایندگان مراجع ذیربط، از سوی دیگر تقاضای احداث مجتمع تجاری در مدرسه حافظ، سرای دلگشا و پروژه خیام (بازار فرش) در جلسه کمیته منتخب فرهنگی مطرح و مقرر شد: طرح مجموعههای یادشده در هماهنگی با طرح بهسازی و نوسازی و تجهیز بازار تهران تهیه شد و همراه با گزارشهای توجیهی برای طراحی تصویب کمیسیون ماده«۵» ارسال شود. لازم به تاکید است که طرحهای فوقالذکر در جهت ساماندهی عمومی محدوده بازار (جمعآوری واحدهای تجاری و الحاقات مزاحم اطراف این سه طرح و نیز جمعآوری و انتقال واحدهای تجاری زیر سبزه میدان) تهیه شده و تامین پارکینگ در آنها به دلیل مکانیابی مناسب فضاهای پشتیبانی و بارانداز در طرح بازار ممنوع بوده و مالکان باید در قالب توافق با شهرداری منطقه نسبت به آزادسازی املاک در پهنههای پیشنهادی (ما بهازای تامین پارکینگ مورد نیاز براساس ضوابط مورد عمل) و واگذاری آن به شهرداری اقدام کنند.
در خاتمه نامه نیز امضا مسوولان ذیربط به چشم میخورد که در بالای امضا محمدابراهیم طریقت، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران توسط وی نوشته شده است: «مباحث مربوط به نماسازی و همخوانی بنا مهم است» و این جمله مهم که باید در متن صورتجلسه لااقل به آن اشاره میشد، تنها در موقع امضا و به صورت کوچک توسط آقای مدیرکل نوشته شد. حال جای سوال این است که آیا وظیفه سازمان میراث فرهنگی در مواجهه با تخریب یک اثر فاخر شهر تهران تنها بدنهسازی بنا پس از تخریب آن هم به صورت کوچک در بالای امضاست؟؟!!!
در قسمت دیگر این پرونده رای کمیسیون ماده «۱۰۰» شهرداری منطقه ۱۲ به امضای نادر کرمی به چشم میخورد که حکم تخریب بناهایی که به صورت غیرقانونی در سرای دلگشا ساخته شده است را صادر کرده و این رای زمینهساز تخریب سرای دلگشا در اواخر سال ۱۳۸۸ شد که نکته جالب توجه در این رای این است که نام مالک «بنیاد مستضعفان و جانبازان» ذکر شده است!!!
در فرم سه برگی این اثر در قسمت و در زیر شاخه «مکاتبات اداری» تیکهای «صورتجلسه شورای فنی» و «رضایت مالک» به چشم میخورد اما هیچکدام از این مدارک در پرونده ثبتی این اثر در مرکز اسناد و معاونت حفظ و احیای میراث فرهنگی استان تهران موجود نیست. از دیگر سو با وجود اینکه تیک رضایت مالک علامت زده شده است اما تیک «ابلاغ به مالک» زده نشده است و نامه ابلاغ به مالک نیز در پرونده ثبتی موجود نمیباشد. در صورتی که در تمامی پروندههای ثبتی، نامه میراث فرهنگی به مالک اثر مبنی بر ثبت وجود دارد همانند پرونده آب انبار سیداسماعیل، خانه اتحادیه و… که این موضوع خود شبهاتی در زمینه طی نکردن روند قانونی ثبت اثر را در پیش دارد و ارسال نامه اعتراض مالک به ثبت سرای دلگشا درست دو ماه پس از ثبت آن میتواند گواه بر این موضوع باشد و این موضوع خود یک دلیل و بهانه کافی برای خروج از ثبت از سوی دیوان عدالت اداری میباشد.
حال با بازخوانی پرونده این اثر بر همگان واضح است که ثبت سرای دلگشا در صورتی که مدیرکل پیشین اجازه تخریب آن را صادر کرده است، کاری بیهوده و ثبت کردن این اثر فقط از روند تخریبی آن کاست و شاید موج رسانهای و دعواهای رسانهای بین مسوولان میراث فرهنگی، شهرداری و دیوان عدالت اداری ایجاد کرد که این موضوع به ضرر میراث فرهنگی کشور تمام شد و در حقیقت حکم دیوان عدالت اداری تاییدی بر صورتجلسه فیمابین میراث فرهنگی استان تهران و شهرداری منطقه ۱۲ است و شاید بهتر است به جای آنکه دیوان را در این پرونده مقصر اصلی بدانیم، مقصر اصلی را مدیرکل امضاکننده و معاون حفظ و احیا و کارشناسان وقت استان تهران بدانیم که بدون مخالفتی و تنها با اکتفا کردن به یک جمله ساده اجازه تخریب این اثر را صادر کرده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد