28 - 09 - 2023
محکومیم به مبارزه مسالمتآمیز و کمهزینه
گروه سیاسی- یک روز پس از انتشار سخنان رییسجمهوری پیشین که در اقدامی کمسابقه، در نشستی با حضور اعضای کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی حاضر شده بود و از «صندوق رای» بهعنوان «تنها راهکار برونرفت از شرایط کنونی» سخن گفته بود، یک چهره شاخص در جریان اصلاحات نیز به تفصیل درباره امکان و امتناع سیاستورزی در شرایط کنونی کشور به گفتوگو و بحث نشسته است. محسن آرمین که پس از یکی، دو دهه گوشهنشینی و دوری از کنشگری در زمین سیاست و سیاستورزی عملی، حالا چندصباحی است بار دیگر در قامت نایبرییس جبهه اصلاحات ایران، دست به کار سیاستوزری و کنشگری فعال شده و مشی سالهای پیش از آن را که عمدتا در نظارت بر تحولات سیاسی خلاصه میشد، کنار گذاشته، معتقد است: «برای نجات کشور محکوم به مبارزه مسالمتآمیز و کمهزینه هستیم.» او که بهویژه پس از انتخابات ریاستجمهوری بحثانگیز ۸۸ و به عبارتی حتی با پایان پر حادثه و پرتلاطم مجلس ششم در سالهای آغازین دهه ۸۰، چندان تمایلی به حضور فعال در راستای کنشگری فعالانه و سیاستورزی عملی نداشته، اما حالا در حالی از لزوم ورود به میدان سیاست میگوید که ظاهرا بهخوبی میداند تحقق این مهم، مشروط به تحقق شروطی است که لزوما در ید اختیار او و دیگر کنشگران و مصلحان سیاسی نیست. تا آنجا که حتی حضور یا عدمحضور در همین انتخابات اسفندماه پیشرو نیز مورد مداقه قرار داده و نه حاضر است یکسر آن را کنار بگذارد و نه البته میپندارد که باید به هر قیمت به حضور در آن تن داد. البته این تقریبا همان دیدگاه و نگرشی است که اغلب اصلاحطلبان در چند سال گذشته به انتخابات و اصلاحات از مسیر صندوق رای دارند. حال آنکه آنچه تحلیل و دیدگاه آرمین در این مدخل، عمقی متفاوت میبخشد، نقطه دید و منظرگاهی است که او از آن به این رقابت سیاسی مینگرد و از آن زاویه به تحلیل آن مینشیند. آرمین گفته است: «انتخابات پیشرو بیش از آنکه مساله مردم و جریانهای سیاسی باشد، مساله حاکمیت است. علت هم این است که حاکمیت نسبت به این انتخابات موضعی پارادوکسیکال دارد. از یکسو درپی بحران سال ۱۴۰۱ و نیز مشکلات مختلف اقتصادی و سیاست خارجی و… نیازمند انتخاباتی با مشارکت بالاست و ازسوی دیگر به سبب حوادث مذکور و تجربه انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰، بخشی از جامعه با صندوق رای قهر کردهاند و اصرار بر ادامه خطمشی آغازشده در جهت یکپارچهسازی و ویژهگزینی اجازه نمیدهد برای جلبنظر جامعه و امیدوار کردن آن به حل مشکلات کشور از طریق شرکت در انتخابات اقدام موثری انجام دهد.» او که معتقد است «دستکم بخشهایی از حاکمیت برگزاری انتخاباتی رقابتی و با شرکت بالا را یک ریسک ارزیابی میکنند و با آن مخالفند»، میگوید: «طبیعتا اگر حاکمیت در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی چهرهای کارآمد از خود نشان دهد و در سیاست خارجی نیز تغییر رویکرد دهد و مصالح کشور را بر مصالح یک تفکرخاص ایدئولوژیک مقدم بدارد و جامعه را قانع کند که شرکت در انتخابات به تشکیل مجلسی خواهد انجامید که در اداره امور کشور موثر است، در این صورت نباید نسبت به انتخابات آینده نگرانی داشته باشد، اما در شرایط کنونی، نه هیچ نشانی از وجود چنین عزمی مشاهده میشود و نه دولت و مجلس از ظرفیت و توان لازم برای چنین تحولی برخوردارند.» آرمین که این اوضاع و شرایط را متناقض و همچون یک «پارادوکس» میبیند، میگوید: «این بخش از حاکمیت راهحل خروج از این پارادوکس را هشدار دادن و خط و نشان کشیدن برای اصلاحطلبان میداند!» او که این نگاه را نادرست و ناقص میداند و به تهدید چندی پیش محمدرضا باهنر بهعنوان یکی از مصادیق آن اشاره میکند، در ادامه میافزاید: «اگر حاکمیت مشکل خود را با مردم حل کرده و جامعه را به شرکت در انتخابات قانع کند، اصلاحطلبان حتی به فرض اینکه جامعه به آنها اقبال نکند، مجبور به شرکت در انتخابات هستند و اگر حاکمیت مشکل خود را با مردم حل نکند، شرکت اصلاحطلبان در انتخابات موجب افزایش مشارکت مردم و رونق انتخابات نخواهد شد.»با این همه اما آرمین که تاکید دارد ترک میدان سیاست در شرایط کنونی، نه به صلاح ملت است و نه به سود و منفعت مملکت، هشدار میدهد که اصلاحطلبان باید مراقب باشند تا در دام دوگانه «صندوقمحوری» و «جامعهمحوری» نیفتند. دوگانهای که او آن را «تضادی کاذب» میداند و معتقد است: «مبانی گفتمان اصلاحی این ظرفیت را دارد که متناسب با تحولات جامعه، نوسازی شود؛ به گونهای که پاسخگوی مطالبات و انتظارات جامعه تحول یافته کنونی باشد، اما در چگونگی و چند و چون این نوسازی اختلافنظرها و اختلاف سلایقی وجود دارد که راهحلش نامهنگاری و اتخاذ مواضع آوانگارد یا نوشتن مقالات ژورنالیستی کممایه نیست.»
نایبرییس مجلس ششم علاوهبر آنکه نفیا به باید و نبایدهای پیشروی اصلاحات پرداخته، با نگاهی اثباتی نیز به این معادله مینگرد و بر این پایه میگوید: «۱۵ ماده پیشنهادی آقای خاتمی میتواند موضوع توافق اصلاحطلبان و مبنای گفتمان جدید اصلاحی در شرایط کنونی قرار گیرد.» به باور آرمین، پس از این مرحله، گام بعدی گفتوگوی اصلاحطلبان با جامعه براساس این گفتمان جدید و ایجاد وفاقی در سطح جامعه یا دستکم در سطح نیروهای اجتماعی بدنه اصلاحات است که اگر این دو گام به درستی برداشته شود، گام سوم یعنی راهکارها و برنامهها برای قانع کردن یا وادار کردن حکومت به اصلاح به دست خواهد آمد. او بر همین اساس میگوید رویکرد اصلاحطلبی از عدم شرکت در انتخابات استقبال نمیکند، البته مگر آنکه عدم شرکت به اصلاحطلبان تحمیل شود!
آرمین که در عین حال تا حدودی با این دیدگاه که سیاستورزی در ایران امروز به بنبست رسیده، موافق است و در عین حال تاکید دارد که هنوز به تمامی به چنین باوری نرسیده و کماکان به منافذی که برای اثرگذاری معتبر میشناسد، باور دارد، میگوید: «واقعیت این است که سیاستورزی مستقل و موثر از جمله سیاستورزی اصلاحطلبانه به تعبیر آقای خاتمی با صخره سخت قدرت برخورد کرده است. در عین حال اولا فعلا نمیتوانم در مورد اینکه در شرایط کنونی امکان سیاستورزی منتفی است، موافق باشم. اگر سیاستورزی را صرفا شرکت در هر انتخاباتی ندانیم و به سویههای اجتماعی سیاستورزی نیز توجه داشته باشیم، هنوز به مرحله انسداد سیاسی و ضرورت اتخاذ سیاست صبر و انتظار نرسیدهایم. ثانیا اگر واقعا به مرحله انسداد سیاسی و امتناع سیاستورزی رسیده باشیم، آنگاه دیگر انتظار ظهور چهرههای جدید سیاستورز بیمعنا خواهد بود، چون فرض بر این است که سیاستورزی ممتنع شده است. مگر آنکه مقصود، سیاستورزی ذیل چارچوبهای از پیش تعیین شده حاکمیت باشد!»
نایبرییس جبهه اصلاحات ایران که معتقد است «ایران طی سالهای اخیر- چه در سطح جامعه و چه در سطح حاکمیت- دستخوش تحولات اساسی شده»، میگوید: «همزمان با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، نیروهای سیاسی ناگزیر از بازسازی و نوسازی گفتمان خود متناسب با شرایط تحول یافته نوین هستند. باید اعتراف کرد که اصلاحطلبان طی چند سال اخیر از سال ۹۶ به اینسو در فهم منطق و مضمون این تحولات تاخیر داشتهاند. دستکم اینکه در فهم منطق این تحولات نتوانستند به وحدتنظر برسند؛ آنچنان که ضرورت نوسازی گفتمان اصلاحی را احساس کنند. در عین حال تصور میکنم آنها اکنون متوجه این تاخر شدهاند.» آرمین که «بیانیه ۱۵ مادهای خاتمی» را که اواخر سال گذشته منتشر شد، ناشی از درک همین ضرورت میداند، میگوید: «این بیانیه در حال حاضر در دستورکار احزاب اصلاحطلب و جبهه اصلاحات است. مهم این است که اصلاحطلبان بتوانند با بررسی این بیانیه به سند مشترک گفتمان جدید اصلاحی دست یابند.»
آرمین در تحلیل خود از این بیانیه میگوید: «آقای خاتمی پس از یک دوره نامهنگاریها و پیغامهای مشفقانه و عدم دریافت پاسخ مثبت به این نتیجه رسیده که به تعبیر خودش «نصایح مشفقانه و درخواست از حاکمیت برای خوداصلاحی» به نتیجه نمیرسد. از سوی دیگر تحولات سالهای اخیر ایشان را به این نتیجه رسانده که به تعبیر خودشان «اصلاحات به شیوه گذشته به صخره سخت برخورد کرده»، لذا برای پیگیری اهداف اصلاحی راهی جز نوسازی گفتمان اصلاحی و توجه به افکار عمومی به منظور تغییر موازنه قوا وجود ندارد. در نتیجه با انتشار بیانیه ۱۵ مادهای طرحی را پیشنهاد کرده است؛ طرحی برای نجات کشور از وضعیت کنونی که در سه نکته خلاصه میشود؛ اصلاح ساختار، اصلاح رفتار، اصلاح رویکرد!»نایبرییس مجلس ششم همچنین در بخش پایانی سخنانش در این گفتوگو با ایلنا، در واکنش به پرسشی که با محوریت اعتراضات سالهای گذشته مطرح شده، با تاکید بر اینکه اصولا «راهکارهای رادیکال، بسیار پرهزینه و ناموفق است» و «در صورت توفیق نیز نتیجهای جز هرج و مرج و بیثباتی و خونریزی و احتمالا تجزیه ندارد»، میگوید: «چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاید ما محکوم به مبارزه مسالمتآمیز و کمهزینه برای نجات کشور هستیم. اگر این حقیقت را بپذیریم آنگاه فضای ذهنی برای کشف و ابداع راهکارهای تازه و موثر فراهم میشود.» او معتقد است: «وقتی فهمیدیم به کسی جز خودمان نمیتوانیم تکیه کنیم و به جای طلبکاری از یکدیگر، کمک و همیاری و همسویی و استفاده از همه ظرفیتهای سیاسی، اجتماعی و مدنی برای ما یک اصل شد، آنگاه دیگر نه منتظر دعوت حاکمیت مینشینیم و نه میپرسیم اصلاحطلبان برای تغییر وضعیت کشور چه راهحلی دارند، بلکه خواهیم پرسید چه ظرفیتهای نامکشوف و عقلانیای در بخشهای سیاسی، اجتماعی و مدنی وجود دارد که باید فعال شود. آنگاه فضای لازم برای گفتوگو میان نیروهای سیاسی خواهان تحول مسالمتآمیز با یکدیگر و نیز با فعالان مدنی و اجتماعی به وجود میآید. این گفتوگوها در سطح ملی دو نتیجه مبارک خواهد داشت: اولا به بلوغ سیاسی و ارتقای فرهنگ و آگاهیهای ما کمک میکند. ثانیا و به موازات آن راهکارها و ابتکارات جدید از دل آن سربرمیآورد.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد