18 - 07 - 2018
مدیریت بیخاصیت
سجاد وجدانیان- خواندن این متن به مدیرانی که تعصب خوشخدمتی دارند، توصیه نمیشود.
این روزها کشور با بحران کمبود منابع به ویژه انرژی مواجه شده است. هر چند این موضوع تازگی ندارد و قبلا هم بوده، اما در سالهای اخیر شدت گرفته است. افت شدید فشار و قطعی آب و به تازگی قطع برق نمونههایی از شدت این بحران است. دولت هم به اجبار برای کاهش اثرات بحران انرژی، راهکارهایی را در پیش گرفته است. مثلا یکی از این دست اقدامات در زمینه کنترل و کاهش برق مصرفی، تغییر ساعت کار بوده است به این ترتیب که کار در دستگاههای دولتی زودتر شروع شود تا مصرف برق کاهش یابد. این یک کار منطقی و معقول است که سبب بهینهتر شدن مدیریت مصرف برق خواهد شد و جای تقدیر و تشکر هم دارد اما حالا چرا؟ این کار و سایر اقدامات مشابه را میشد سالهای پیش هم انجام داد ولی آنقدر این پا و آن پا شد و آنقدر حلزونی پیش رفت تا به مرحله بحران رسید. متاسفانه این یک ویژگی نظام مدیریت کشور است که فراگیر است و شامل سایر موضوعها هم میشود. به بیان دیگر عملکردها به گونهای است که تا آسیبی به مرحله بحران نرسد، اقدام خاصی برای آن انجام نمیشود. برای همه منابع هم همینگونه است. مثلا دولت تا در منابع پولی به بحران نرسید، اقدام به شفافسازی بودجه و زیر سوال بردن بودجه برخی از مراکز خاص نکرد. همین دولت تا در منابع ارزی به بحران نرسید، اقدام به ارائه گزارشهای مربوط به ثبت سفارش نکرد. این نوع مدیریت، نوشدارو بعد از مرگ است چرا که به عنوان نمونه انتشار همین آمار و ارقام یادشده نشان داد که جایگاه واقعی اقتصاد کجاست و اصلا شاید بهتر باشد تا اطلاع ثانوی اقتصاد را اقتساط ۱ بنامیم با این تفسیر که این اقتصاد با این وضع- با غرض یا بیغرض- در خدمت گروههای خاص است و منافع آنها را تامین میکند نه مردم. قدری بیشتر که در موضوع بحران منابع تامل شود، این تردید هم ایجاد میشود که در دورههایی که منابع وضع مناسبی داشته و هم پول بوده و هم ارز، چه اتفاقاتی میافتاده است! آیا آن آمارها هم روزی به همین دقت منتشر خواهد شد؟
در کل مدیریتی که در آن منابع آنقدر اتلاف میشود تا به مرحله بحران برسد و بعد دنبال چاره باشند، مدیریت بیخاصیت نام دارد. جالب است ذکر شود که این واژه یعنی مدیریت بیخاصیت، حدود نیمقرن پیش توسط بلیک و موتن در شبکه مدیریت مطرح شده است. با وجود همه وجهه منفی که این واژه به همراه دارد، همانند سکه دو رو دارد و روی دیگر آن، این است که این نوع مدیریت به شدت مستعد واگذاری فعالیتها است.
پی نوشت:
۱- چیزی را قسمت کردن و بهره خود گرفتن
s.vojdanian@chmail.ir

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد