10 - 04 - 2023
مرحله جدید رقابت میان آمریکا و چین
سادهلوحانه است اگر فکر کنیم که دیپلماسی به تنهایی میتواند ضامن صلح باشد. نشست بالی بین جو بایدن و شی جینپینگ در ماه نوامبر تنشها را کاهش داد، اما منطق عمیقتر برخورد هنوز به وقت خود باقی است.
چهبسا امیدوار باشید زمانی که چین سیاست گشایش مرزها (عدول از صفر کردن کرونا) را در پیش گرفت تماس چهره به چهره بین سیاستمداران، دیپلماتها و تجار از سر گرفته شود و تنشهای بین چین و آمریکا به ضیافت شام، جلسه و گفتوگوهای کوتاه تقلیل پیدا کند. اما فضای سیاسی پکن هنوز هم نشان میدهد که مهمترین رابطه جهان به تلخی و خصومت بیشتر انجامیده است. در راهروهای حزب کمونیست دولتی، مقامات مشاهدات خود از قلدری آمریکا را بازگو میکنند. آنها میگویند آمریکا مصمم به ضربه زدن به چین تا سرحد مرگ است. دیپلماتهای غربی فضایی را ترسیم میکنند که توام با بدگمانی و ارعاب است. تنها چیزی که دو کشور بر سر آن توافق دارند این است که بهترین شاهد مثال نیز وجود دههها سردی است و اینکه بدترین وضعیت، از جنگ، به احتمال زیاد در حال وقوع است.
هر طرف منطق نرمشناپذیر خود را پی میگیرد. آمریکا سیاست مهار را اتخاذ کرده، اگرچه، به استفاده از این اصطلاح بسنده میکند. این کشور، چین اقتدارگرایی را مشاهده میکند که از تکحزبی به حکومت فردی تبدیل شده است. رییسجمهور شی جینپینگ احتمالا برای سالها در قدرت بماند و با غرب خصومت ورزد، با این باور که غرب در حال افول است. او در داخل چین سیاست سرکوبی را در پیش گرفته که مغایر با ارزشهای لیبرال است. او خلف وعده کرده است تا محدودیتهایی را به نمایش بگذارد، زمانیکه بنا دارد قدرت را به فراتر از مرزها، از هنگکنگ گرفته تا هیمالیا، گسترش دهد. جلسه شی با ولادیمیر پوتین در ماه جاری تایید کرد که هدف او شکل دادن به نظم جهانی دیگری است که مطلوب اقتدارگرایان است. آمریکا، در مواجهه با این مساله، بهطور قابل درکی به مهار نظامی چین در آسیا همت گماشته، اتحادهای قدیمی را احیا کرده و اتحادهای جدید، همچون پیمان آکوس( AUKUS) با استرالیا و بریتانیا را شکل داده است. در بخش تجاری و فناوری، آمریکا تحریمهای شدید و گستردهای بر نیمهرساناها و سایر کالاها اعمال کرده است. هدف آنها نیز کند کردن سرعت نوآوری چین است تا غرب بتواند برتری خود در حوزه فناوری را حفظ کند.
از نظر رهبران چین، این امر موجب ایجاد طرحی برای فلج کردن چین است. آمریکا، از نظر رهبران چین، تصور میکند استثنایی است و هرگز نمیپذیرد که کشور دیگری بتواند به پای قدرتش برسد، صرف نظر از اینکه کمونیست باشد یا دموکراتیک. آمریکا چین را تنها در صورتی تحمل میکند که مطیع باشد، «یک گربه فربه، نه یک ببر». اتحادهای نظامی آمریکا در قاره آسیا به این معنی است که چین احساس کند در درون حوزه نفوذ طبیعی خود محاصره شده است. خطوط قرمز در دهه ۱۹۷۰ پذیرفته شد و زمانی که دو کشور روابط خود را، همچون روابط با تایوان، مجددا از سر گرفتند، سیاستمداران بیملاحظه آمریکا به آن تاختند. حاکمان چین این امر را تنها اقدام محتاطانه برای افزایش بودجه ارتش میدانند. در حوزه تجاری، رهبران چین مهار آمریکا را ناعادلانه میدانند. چرا کشوری که تولید ناخالص داخلی سرانهاش ۸۳ درصد کمتر از تولید ناخالص داخلی سرانه آمریکاست باید از فناوریهای حیاتی محروم شود؟ مقامات و تجار از تیکتاک ( TikTok)و اعطای یارانه به شرکتهای چینی بیزارند، در جلسه استماع کنگره در ماه جاری به این موارد انتقاد شد. اگرچه لیبرالهای چینی خواب مهاجرت را میبینند، اما فنسالاران چینی تحصیلکرده غرب در حال حاضر صادقانه مانور ثروت را محکوم میکنند، خوداتکایی را ترویج میکنند و توضیح میدهند که چرا جهانی شدن باید درخدمت اولویتهای سیاسی شی باشد.
با توجه به این دو دیدگاه متضاد درباره جهان، سادهلوحانه است اگر فکر کنیم دیپلماسی به تنهایی میتواند ضامن صلح باشد. نشست بالی بین جو بایدن و شی جینپینگ در ماه نوامبر تنشها را کاهش داد، اما منطق عمیقتر برخورد هنوز به وقت خود باقی است. بحران بالون جاسوسی (مقامات چین آمریکا را به خاطر سرنگون کردن آنچه «بالون بازیگوش» سرگردان مینامند، تمسخر میکنند) نشان داد که رهبران دو کشور چگونه باید در داخل کشورشان خود را سرسخت نشان دهند. آمریکا از چین میخواهد تا اقدامات حفاظتی برای کنترل رقابت اتخاذ کند، از جمله خط تلفن اضطراری و دستورالعملهای تسلیحات هستهای، اما هیچ نشانهای از کاهش خصومتها وجود ندارد.
انتخابات سال ۲۰۲۴ آمریکا نشان خواهد داد که ارعاب چین اقدامی از طرف دو حزب آمریکا بوده است. «شی» با کند شدن رشد اقتصاد روبهروست و مشروعیتاش به تصویرسازی از یک ملت قوی و «جوانشده» وابسته است. آمریکا و سایر جوامع غربی در مواجهه با این رقیب، به چند اصل پایبند هستند؛ اولاً کاهش گسستگی اقتصادی که طبق محاسبات صندوق بینالمللی پول میتواند هزینهای بین ۲/۰ درصد قابل مدیریت تولید ناخالص داخلی جهانی و ۷ درصد هشدارآمیز متغیر باشد. تجارت در بخشهای غیرحساس به حفظ تماس عادی بین هزاران شرکت کمک میکند که میتواند موجب کاهش شکاف ژئوپلتیک شود. تحریمها باید روی بخشهای حساس یا حوزههایی حفظ شوند که چین در آنها ممتاز است زیرا تامینکننده انحصاری است: تحریمها تجارت چین- آمریکا را بسیار کاهش خواهند داد. تا جای ممکن، کسبوکارهایی که در دو طرف جنگ سرد قرار گرفتهاند، همچون تیکتاک باید جداشده، فروخته و تقسیم شوند، نه اینکه ناگزیر به تعطیلی شوند. اصل دوم، کاهش فرصتهای بروز جنگ است. هر دو طرف در یک «معمای امنیتی گیر افتادهاند که در آن به محض اینکه طرف دیگر احساس تهدید کند، تقویت موقعیت هرکدام عقلانی است. غرب قصد دارد برای مواجهه با تهدید فزاینده چین بهدنبال بازدارندگی نظامی باشد؛ این به دلیل فروپاشی نظم آمریکایی در آسیاست. اما جستوجوی برتری نظامی نزدیک نقاط انفجار، بهطور خاص تایوان، میتواند جرقه حوادث یا برخوردهایی را بزند که از کنترل خارج شود. به همین دلیل هدف آمریکا ممانعت از حمله چین به تایوان البته بدون تحریک این کشور است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد