17 - 11 - 2016
مردم چه تقصیری دارند!
سالار ایرانزاد
هیچ بیعدالتی فردی یا اجتماعی بدتر و بیاخلاقانهتر از این نیست که در یک منازعه و محاکمه بهمنظور پاک کردن صورتمساله … ماستمالی کردن موضوع یا پنهان کردن واقعیت واقعه، طرفی را متهم کنی که به هر دلیل نمیتواند از خود دفاع کند. مثلا در تصادف هولناک یک اتوبوس که رانندهاش در دم جان سپرده، تقصیر متوجه راننده شود که در قید حیات نیست تا ثابت کند ترمز غیراستاندارد یا لاستیک چینی موجب بروز این فاجعه شده است یا وقتی صحبت از نابودی دریاچه ارومیه و تبدیل آن به شورهزاری ویرانگر میشود، مسوولان ناکارآمد برای اینکه سرپوشی بر بیکفایتی خود بگذارند، تمام تقصیر را گردن شرایط جوی و خشکسالی میگذارند. در حالی که شرایط آب و هوایی نمیتواند بگوید چرا دریاچه وان ترکیه که در فاصله نهچندان دوری از دریاچه ارومیه قرار دارد چنین بلایی بر سرش نیامده است (یا حداقل نه به این شدت). مغلطههایی از این قسم رو به افزایش است به طوری که نمونه بارز و برجسته آن طی دو سه روز گذشته نماد یافته و آن، موضوع آلودگی هوای چند شهر بزرگ است. در این رابطه بزرگان و صاحبنظران مربوطه بهطور جسته گریخته و یکی از نشریات صبح تهران با زدن تیتر «چرا ایرانیان به بحران آلودگی هوا بیاعتنایی میکنند؟» سعی میکنند توپی که از توده دود و آلودگی هوا ایجاد شده به زمین مردم بیندازند. مردمی که با استنشاق این هوا به انواع بیماریهای تنفسی دچارشده و تا مرز خفگی پیش میروند چهکار باید بکنند؟ میزان نقش مردم در آلودگی تهران بهطور اعم و آلودگیهای غرب، جنوب و شرق کشور چقدر است؟
آیندگان نهچندان جلوتر از ما چه طنزها و مزاحها و خندههایی خواهند داشت وقتی در کتب تاریخی خود بخوانند که در این بازه زمانی از تاریخ در این کشور مردمی که به نوعی خود، فرزندانشان، کهنسالانشان و بیمارانشان از آلودگی هوا رنج میبرند خود مسبب ایجاد آن آلودگی هستند به این دلیل که مثلا همه از اتومبیل استفاده میکنند!
آیا کشوری که دارای قوای سهگانهای است که از نظر قدرت و اقتدار و توان علمی خیلی بالاتر از میانگین جهانی است، نمیتواند مسببان حقیقی و حقوقی این آلودگیهای دودی و سایر آلودگیهای ناشی از ریزگردها و… را شناسایی کرده و مشکل را متناسب با آن حل کند؟ آیا واقعا کسی نمیداند مصرف بنزین غیراستاندارد همراه با تولید خودروهای غیراستاندارد یا حضور کارخانهها و شرکتهای دودزا در حاشیه شهرها و در مورد تهران در غرب و شرق تهران دست به دست هم داده و با اندک سکونی که در هوا ایجاد میشود، روزگار مردم این میشود که شده است؟ به نظر نمیرسد اینکه گفته میشود بلندمرتبهسازی در مدخل تهران و آنجایی که قرار است معبر باد و مسیر گردش هوا باشد موجب این سکون شده بهطور کامل بیاساس باشد مگر اینکه پرداختن به این موضوع منافع عدهای را به مخاطره اندازد.
اگر به جای مسبب شناختن مردم و متهم کردن آنها به بیاعتنایی، مسوولان و دلسوزان مربوطه اعم از محیطزیست، صنعتومعدن، شهرداری، راهوشهرسازی و امثالهم قدری از حرف کم کنند، وارد عمل شده و بهطور میدانی در متن مشکل قرار گرفته و درصدد رفع آن برآیند، خیلی از گرفتاریها و مشکلاتی که مردم ما با آن مواجه هستند به مرور ریشهکن میشدند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد