15 - 02 - 2021
مرگ سینمای مستقل؟!
در میان فیلمهای شاخص جشنواره سیونهم فیلم فجر، آثار متکی بر سرمایهگذاری و مشارکت نهادها و ارگانهای بهرهمند از بودجه عمومی حضوری قابل توجه داشتند؛ آیا سینمای دولتی در حال پوستاندازی است؟
نیازی نیست سراغ نمونههای شاخص و مشهور تاریخ سینما برویم. در همین چهار دهه گذشته و در فهرست فیلمهای ماندگار سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب هم کم نیستند آثاری که به واسطه سفارش مستقیم و یا با تکیه بر حمایت مالی و سرمایهگذاری یک نهاد دولتی به سرانجام رسیدهاند. اساسا برای کلیت سینمای ایران به سختی میتوان هویتی خصوصی و متکی بر منطق اقتصادی گیشه در نظر گرفت و ماهیت دولتی بخش عمدهای از تولیدات بهویژه در دهه نخست پس از انقلاب، وابستگی این سینما به بودجههای «غیرخصوصی» را غیرقابل کتمان میکند.
همین مساله باعث تولید عبارات و اصطلاحاتی همچون «سینمای نفتی»، «سینمای ارگانی»، «فیلمهای سفارشی» و ترکیبات مشابه همواره در فضای رسانهای پیرامون سینمای ایران شود. از همین منظر حضور پررنگ فیلمهای متکی بر حمایتهای نهادها و سازمانهای دولتی در میان ۱۶ فیلم اکران شده جشنواره سیونهم بار دیگر باعث تشدید استفاده از عبارات در نقدهای مربوط به فیلمهای امسال این جشنواره شد؛ نقدی که نهتنها از واقعیت دور نیست بلکه زنگ خطری است برای شنیده شدن ناقوس مرگ سینمای مستقل.آنچه در این گزارش آمده، مروری بر کارنامه شش نهاد و سازمان دولتی (به معنای عام و شامل همه مراکز بهرهمند از بودجه عمومی کشور) در جشنواره سیونهم فجر است؛ مروری که احتمالا بتوان در لابهلای آن نشانههایی از یک پوستاندازی در سطح مدیریت کلان «سینمای ایران» را هم رصد کرد.
برای تشریح این پوستاندازی ابتدا باید کمی به عقب بازگردیم، به چهاردهه قبل و زمانی که «سینمای ایران» میخواست جان دوباره بگیرد.
داستان یک «پوستاندازی»
بنیاد امور مستضعفان و پررنگتر از دیگران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از نخستین نهادهایی بودند که عهدهدار حمایت از صنعت سینما شدند و بخشی از امکانات فنی و مالی خود را در فضای فیلمسازی متمرکز کردند. همزمان شکلگیری هستههای فیلمسازی در مراکز دولتی همچون «تل فیلم» از زیرمجموعههای صداوسیما که بعدها عنوان «سیمافیلم» به خود گرفت و یا «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» که بعدها با عنوان «حوزه هنری» شناخته شد، فرآیند حمایت از تولید فیلم با سرمایه دولتی، تنوع بیشتری پیدا کرد.
در سال ۶۲ بود که به دستور فخرالدین انوار معاون وقت سینمای بنیاد سینمایی «فارابی» متولد شد تا تبدیل به مهمترین بازوی حمایتی از سینمای ایران و به تعبیری دریچه ورود سرمایه به چرخه تولید سینمای ایران شد. برخی منتقدان در سالهای بعد، کارنامه مدیران سینمایی در این مقطع را از منظر وابستگی بیش از حد جریان تولید به حمایتهای دولتی با کلیدواژههایی چون «سینمای گلخانهای» مورد شدیدترین انتقادات قرار دادند. واقعیت اما این است که سینمای ایران در دهه ۶۰ و حتی اوایل دهه ۷۰ وابستگی غیرقابل کتمانی به دولت داشت و عقبنشینی از این رویکرد حمایتی میتوانست تبدیل به ترمزی بازدارنده برای سینمای نوپای ایران شود.
در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ با ابتکار مهدی فریدزاده معاون سینمایی وقت، در راستای مواجهه با بحران «قطع یارانههای حمایتی» که از سوی مجلس اعمال شده بود، با نهادها و ارگانهای دولتی مانند ارتش، وزارت نفت و صنایع مذاکره شد و اینگونه پای نهادهای غیرسینمایی پررنگتر از قبل به عنوان تهیهکننده و سرمایهگذار به عرصه تولید فیلم باز شد.
فارغ از اهمیت یافتن بخش خصوصی در چرخه تولید و اکران سینمای ایران از دهه ۸۰ و اوجگیری قدرت این بخش در دهه ۹۰، نمیتوان سهم نهادها و ارگانهای دولتی در شکلگیری سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب و حتی برخی جریانسازیهای محتوایی را نادیده گرفت.
این بازخوانی فهرستوار و فوری از آن جهت بود که تصویری از سابقه حمایتهای دولتی از تولیدات سینمایی طی چهار دهه گذشته داشته باشیم؛ حمایتی که البته از جایی که نه تنها پشتوانه «احیا» نبود که به واسطه یک انحراف، تبدیل به ترمز پیشرفت سینمای ایران شد.
یک انحراف؛ کار فرهنگی بودجه نیاز دارد!
این انحراف مختص «سینما» نیست. همانطور که اشاره شد، سینمای ایران برای ایستادن روی پای خود و احیای دوباره در دهه نخست پس از انقلاب، بیتردید نیازمند حمایتها و پشتیبانیهای دولتی بود اما از جایی به بعد و پس از قدرت گرفتن بخش خصوصی و تغییر شرایط فیلمسازی، نهادها و سازمانهای متولی نتوانستند از عادت «صرف بودجه» برای ارائه «بیلان کاری» به راحتی دست بکشند!
در همین مرحله هم بود که آرامآرام «فیلم سفارشی» تبدیل به اصطلاحی برای توصیف جنس خاص تولیدات سینمایی شد؛ فیلمهایی بیرنگ و بو و بیخاصیت که تنها ساخته میشدند تا از یک ردیف بودجه محافظت کنند و برای هیچکس هم بازگشت بودجه تولیدشان، مساله نبود. در پاسخ به زیانده بودن فرآیند تولید و عرضه این دست آثار، پاسخ مشترک این بود که «کار فرهنگی هزینه دارد!»مردادماه امسال بود که سازمان سینمایی فهرستی مفصل از گواهی مالکیت بیش از هزار فیلم سینمای ایران را منتشر کرد؛ فهرستی که مروری بر تعداد قابل توجه فیلمهای سفارشی و بهرهمندی از بودجههای دولتی که یا به کل فراموش شدهاند و یا شکستشان در گیشه در خاطرهها مانده است، بهترین تصویر را از انحرافی که به آن اشاره میکنیم، پیش رویمان قرار میدهد.حالا و در آخرین سال دهه ۹۰ سینمای ایران بیش از همیشه پا بر شانههای بخش خصوصی دارد؛ ورود سرمایهگذاران خصوصی و نیز فعالیت گسترده این بخش در حوزه سالنداری و احداث پردیسهای سینمایی، اندکی سایه حمایتهای دولتی را از کلیت سینمای ایران کم کرده است اما آنچه در جشنواره سیونهم شاهد بودیم، حکایت از یک تغییر نگاه مبارک در نهادها و سازمانهای متولی حمایت از تولید در سینما دارد.واقعیت این است که فارغ از انتقاداتی که همچنان میتوان بر بخش عمدهای از تولیدات ارگانی و سازمانی در سینمای ایران وارد دانست، تلاش برای حفظ استانداردهای سینمایی و اعتماد و تعامل نزدیک با بدنه حرفهای فعالان سینمای ایران، تصویر قابل قبولتری از «سینمای دولتی» را پیش روی ما قرار میدهد که گویی تلاش دارد این بار در میدان رقابت با رقیب قدر و تازهنفسی به نام «سینمای خصوصی» خود را احیا و از کارنامهاش اعاده حیثیت کند.
در ادامه مروری کوتاه بر کارنامه شش نهاد و سازمان حاضر در جشنواره سیونهم فجر خواهیم داشت.
بنیاد سینمایی فارابی؛ تیتی، زالاوا، رمانتیسیسم عماد و طوبا، یدو و گیجگاه
بنیاد سینمایی فارابی، همانطور که در مقدمه گزارش نیز اشاره شد، از ابتدای دهه ۶۰ مهمترین بازوی حمایتی دولت در حوزه سینما بوده است. تمرکز امکانات سختافزاری در این بنیاد و ارتباطات بینالمللی آن با رویدادهای سینمایی و نهادهای فیلمسازی دیگر کشورها، موقعیتی ویژه به این بنیاد داده تا همواره بخش عمدهای از تولیدات سینمای ایران وابسته به سرمایهگذاریها و سیاستهای این بنیاد باشد.
از همین منظر و در دورههای مختلف ضعف و قدرت فارابی در انتخاب پروژههای سینمایی و حمایت مستقیم از برخی تولیدات در قالب تصویب فیلمنامه و حتی سفارش مستقیم، کلیت «سینمای دولتی» را دچار اوج و حضیض کرده است! کارنامهای که در یک نمای عمومی باید اعتراف کنیم نقاط افول و ناکامیاش در زمینه حمایت از «سینمای ایران» بیش از معدود کامیابیها و تاثیرات مثبتش بوده است.
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی؛ مامان
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی پس از بنیاد سینمایی فارابی، در دورههای متولی اصلی حمایت از تولید در سینمای ایران به نمایندگی از وزارت ارشاد بوده است. مرکزی که در مقطعی عهدهدار حمایت از ورود «فیلماولیها» به چرخه فیلمسازی شد و در مقطعی هم حمایت از «فیلمهای فاخر» را برعهدهاش گذاشتند. گاهی بهطور کامل از میدان تولید فیلم داستانی کنار ایستاد و بر حوزه مستند و کوتاه متمرکز شد و حالا چند صباحی است دور تازه فعالیت خود برای حمایت از سینمایی «تجربی» را آغاز کرده است.بنابر اعلام رسمی روابط عمومی مرکز گسترش فیلم سینمایی «مامان» به کارگردانی آرش انیسی و تهیهکنندگی مجید برزگر، اولین محصول این مرکز در دوره جدید فعالیتش در حوزه تولید فیلمهای تجربی و خلاقانه محسوب میشود.
مرکز گسترش که زمانی به واسطه حضور پررنگ و پرخرج در حوزه حمایت از فیلمهای سینمایی، نامش با پروژه جنجالی «لاله» (که پس از سالها حرف و حدیث این روزها در شرف اکران عمومی قرار دارد) گره خورده بود، حالا با رویکرد متفاوت، در کنار تمرکز بر سینمای مستند و کوتاه، قرار است توجه جدیتر به فیلمهایی داشته باشد که از نگاه خود آنها را «تجربی» و «خلاقانه» توصیف میکند.
اینکه اولین خروجی این رویکرد فیلم تحسینشده «مامان» است، جای امیدواری دارد؛ فیلمی که هرچند رگههایی از تجربهگرایی در آن مشهود است اما قرار نیست «ضدمخاطب» باشد و به نظر میرسد در صورت برنامه صحیح برای عرضه، توان جذب مخاطب و توفیق در گیشه را هم میتواند داشته باشد.
فیلم سینمایی «مامان» در جشنواره سیونهم سیمرغ بهترین بازیگر نقش اصلی زن را برای رویا افشار به ارمغان آورده؛ تنها سیمرغی که احتمالاً هیچکس در بحق بودن اعطای آن تردیدی نداشت.
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی؛ مصلحت
«حوزه اندیشه و هنر اسلامی» از همان سالهای ابتدایی پس از انقلاب یکی از پایگاههای اصلی ورود نیروهای تازهنفس به عرصه فیلمسازی بود. پایگاهی که بعدها با نام «حوزه هنری» در زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی همچنان در عرصه تولید و اکران یکی از مجموعههای تاثیرگذار باقی ماند.کارنامه «حوزه هنری» در عرصه تولید فیلم اما در یک دهه اخیر دستخوش دستاندازهای جدی بوده و در مقاطعی این نهاد حتی از نظر کمی نتوانست سهم خود را از ویترین سینمای ایران محفوظ نگه دارد. به همین دلیل هم بخش عمدهای از مشغله و سیاستهای این نهاد تاثیرگذار محدود و معطوف به چرخه اکران و نقشآفرینی بهعنوان بزرگترین نهاد سینمادار کشور باقی ماند.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ یدو
بیش از دو دهه از آخرین باری که پرنده محجوب «کانون» روی پرده نقرهای جشنواره فجر خودنمایی کرده بود میگذرد. «بچههای آسمان» ساخته مجید مجیدی در سال ۷۵ آخرین محصول رسمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ویترین جشنواره فیلم فجر بود و حالا میتوان «یدو» را بازگشت کانون به جشنواره فجر پس از ۲۴ سال دانست.
کانون پرورش البته در طول این سالها حضوری حداقلی در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان داشته و بیشترین فعالیت و برنامههای خود را در حوزه «پویانمایی» متمرکز کرده بود اما جای خالی این نهاد بهشدت تاثیرگذار و جریانساز در دهه ۶۰ و ۷۰، در طول این سالها در جریان اصلی سینمای ایران محسوس بود.
سازمان رسانهای اوج؛ منصور، مصلحت
نمیتوان از تغییر رویکرد نهادها و سازمانهای بهرهمند از بودجه عمومی در حوزه حمایت از تولیدات سینمایی سخن گفت و نقش سازمان «اوج» را نادیده گرفت؛ سازمانی که از ابتدای دهه ۹۰ فعالیت خود را آغاز کرد و با حمایت از تولید فیلمهای مهم و جریانسازی همچون «ایستاده در غبار»، «بادیگارد»، «تنگه ابوقریب»، «به وقت شام»، «۲۳ نفر»، «خروج» و «لباس شخصی» همواره حضوری موثر در ویترین جشنواره فجر هم داشته است.اوج امسال و در سیونهمین جشنواره فیلم فجر «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی را بهعنوان محصول اصلی خود داشت و نامش بهعنوان شریک در تولید «مصلحت» نیز در کنار حوزه هنری قرار گرفته بود.
بنیاد فرهنگی روایت فتح؛ تکتیرانداز
بنیاد فرهنگی روایت فتح هم از نهادهای بهرهمند از بودجه عمومی است که در جشنواره فجر امسال با یک فیلم حضور داشت. فیلم سینمایی «تکتیرانداز» به کارگردانی علی غفاری را به نوعی میتوان تنها نماینده سینمای دفاع مقدس در ویترین جشنواره امسال هم دانست؛ فیلمی که مانند «منصور» قرار است روایتی سینمایی از یک قهرمان واقعی دوران دفاع مقدس ارائه دهد.
شهید عبدالرسول زرین تکتیرانداز شهید دوران دفاع مقدس که از منظر اعتبار نظامی جزو چهرههای جهانیشده جنگ هشتساله نیز محسوب میشود، قهرمان اصلی روایت «تکتیرانداز» است که کامبیز دیرباز نقش او را ایفا کرده است.«تکتیرانداز» در قیاس با دیگر محصولات بهرهمند از بودجه دولتی حاضر در جشنواره امسال، ضعفهای جدیتری به لحاظ داستانی و محتوایی دارد اما باید اعتراف کرد از منظر دستاوردهای سینمایی این اثر هم قدمی رو به جلو برای سینمای ایران محسوب میشود. جلوههای ویژه بصری این فیلم سینمایی برگبرنده اصلی آن است که در کنار امکانات و پروداکشنی که در اختیار تیم تولید بوده، فضای بصری فیلم را بهنسبت فیلمهای سفارشی حوزه دفاع مقدس در سالهای نهچندان دور، بسیار قابلقبولتر کرده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد