1 - 12 - 2024
مساله من «می تو» نبود
نیما دهقان کارگردانی است که شاید نسل تازه تماشاگران تئاتر او را نشناسند. او هشتسالی است که نمایشی به صحنه نبرده و در خارج از کشور زندگی کرده است اما به گفته خودش از روی خودخواهی، دوست دارد با جوانان کار کند و به روز باشد.
دهقان حالا بعد از این مدت دوری، مشغول اجرای نمایش «من هم…» نوشته آرش عباسی در تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر است. او از تجربه اجرای این نمایش، تفاوت نسلهای گوناگون تئاتر و نیز تغییرات تماشاگران آثار نمایشی گفت. دهقان که پیش از این با نویسندههای گوناگونی همکاری داشته، درباره همکاری خود با آرش عباسی در نمایش «من هم…» توضیح داد: نویسندههای آثارم را خیلی انتخاب نمیکنم؛ حمید آذرنگ، کورش نریمانی، مهرداد رایانی، رضا گوران و… همه خیلی ناخوداگاه انتخاب شدهاند. گویی مشغول گپ و گفتی بودهایم و ناگهان جرقهای زده شده و تصمیم گرفتیم ایدهای را با هم پرورش بدهیم چون من تئاتر را در ناآگاهی کار میکنم. اگر آگاهی باشد، چیزی برای کشف وجود ندارد و سمت آن نمیروم.
او اضافه کرد: در گپهایی که با آرش داشتیم، حرف مشترکمان این بود که – نمیدانم حُسن است یا ایراد ولی به هر حال هر دو تجربه زندگی در خارج از کشور داشتیم و حالا داریم زندگی امروز ایران را میبینیم. نگاه من نگاه کسی است که بعد از هشتسال دارد اینجا کار میکند. اینگونه نبوده که ایده کامل از آرش بوده و بعد من بخوانم و نظر بدهم. همزمان با هم جلو میرفتیم. ولی همیشه میگویم پروسه نویسنده و کارگردان مانند ازدواج است و اصلا متوجه نمیشوی چه شد که ناگهان کسی را برای ازدواج انتخاب کردی ولی با هیچ یک از نویسندگانی که کار کردهام، دچار مشکل نشدهام.
این کارگردان با اشاره به مشکلاتی که گاه میان نویسنده و کارگردان رخ میدهد، توضیح داد: مشکل از جایی آغاز میشود که من امضایی در کارهایم دارم و نمیخواهم از آن کوتاه بیایم. بعضی نویسندهها با من همراه میشوند و برخی هم نه. وقتی هماهنگ نمیشوند، هم متن نویسنده آسیب میبیند و هم اجرای من.
این کارگردان درباره عنوان نمایشش «من هم…» که ترجمه عبارت «می تو» است و ارتباط این نمایش با جریان «می تو» توضیح داد: هدف ما «می تو» نبود ولی چیزهای سادهای در جامعه ما هست که درواقع تیتر خبر است و وقتی رسانهها به شیوه خودشان آن را بیان میکنند، یک هژمونی در ذهن جامعه پدید میآید. مثلا خیلی از ایرانیان در آمریکا به من میگویند در ایران مدام گشت ارشاد دختران را میگیرد. در اصل ماجرا بحثی ندارم ولی وقتی خواستار سند میشوم، تنها یک مورد مثال دارند. مثلا اتفاقی که برای دختری در مترو صادقیه افتاده که درست است ولی نمیتوان آن را به همه ایستگاههای مترو تعمیم داد.
او اضافه کرد: در اتفاقی مانند ماجرای یکی از مدیران کل ارشاد در شمال، وقتی متوجه شدم که آن مرد، دختر جوانی دارد، بیشتر به آن دختر فکر کردم که در سن جوانی خود چگونه با این موضوع مواجه میشود. احقاق حقوق زنان قطعا ضروری است ولی متاسفانه «می تو» نهتنها نتوانست کاری از پیش ببرد که وضعیت را بدتر هم کرد. درحالی که چیزهای بسیار مهمتری بود که میشد به این واسطه به آنها پرداخت که نشد. به هر حال جریانی شکل میگیرد که یا درست است یا غلط. این مساله من نیست. مساله من پیامدهای آن است برای هر دو طرف؛ هم مقصر و هم آسیبدیده و اینکه ممکن است دست به چه فجایعی بزنند. بنابراین مسالهام «می تو» نبود.
این دانشآموخته تئاتر با اشاره به تفاوت تجربه نسلهای گوناگون در تئاتر ادامه داد: نسل من در زمانی زندگی کرده که چاپ افست کتاب «تئاتر بیچیز» گروتفسکی را با هزار زحمت پیدا میکردیم و حتی حاضر بودیم کرایه ماشین خود را بابت خریدش پرداخت کنیم ولی الان به راحتی میتوان ۱۰ تا فیلم از اجراهای او پیدا کرد یعنی جوانان امروز دسترسیهایشان راحتتر است و مانند آن دوره ما مطالب را نمیبلعند. در حد یک نگاه برایشان کافی است. دنیا هم در حال دگرگونی است. امروزه همه زندگی شما در یک گوشی موبایل جای گرفته. به همین دلیل نباید جوانان را ضعیف یا قوی دانست. طبیعی است که ما دیگر پخته شدهایم ولی آنان در حال شکلگیری
هستند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد